۳ سیبی که جهان را تغییر دادند :

۱ – سیبی که حوا خورد.

۲ – سیبی که بر سر نیوتن اصابت کرد.

۳ – سیبی که استیو جابز ساخت !

درباره استیو جابز بدانیم.[ویکی‌پدیا فارسی]

امنیت در وب و در هرجایی از دنیایی که با داده‌ها روبرو است موضوع مهم و چالش برانگیزی محسوب می‌شود در کنار این موضوع داشتن کلمه عبور مناسبی برای حساب‌های آنلاین خود بالاترین اهمیت را دارد.

آیا کلمه عبور شما مناسب است ؟ کلمه عبور شما توسط یک برنامه معمولی و با کامپیوتر ساده چقدر طول می‌کشد هک شود ؟

جواب سئوالات بالا را در سایت How Secure is My Password خواهید یافت کافیست کلمه عبور خود را تایپ کنید تا ببینید چقدر زمان برای هک کردن آن کافیست. کلمه عبور من که به میلیون‌ها سال زمان برای هک شدن نیاز داشت :) .

پیشنهاد یک سری از پست‌های قدیمی برای مطالعه دوستانی که تازه همراه وبلاگ شدن :

زورخانه

توتان خامن

شازده کوچولو سیبیلو

چرا شکست می‌خوریم ؟

شوخی با بلاگستان

بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

دلقک اوریژینال

گرافن، مهم‌ترین ماده قرن ! تشکیل شده از شبکه لانه زنبوری از اتم‌های کربن.سخت‌تر از الماس اما کشنده همچون لاستیک، رساناتر از مس و هادی فوق‌العاده گرما.اگر این ماده آنگونه که گفته می‌شود باشد شما با موبایل‌های تاشونده و تلویزیون‌های با کیفیت بالای فوق‌العاده نازک روبرو خواهید شد.

این ماده می‌تواند جای سیلیکون در ساخت چیپ‌های کامپیوتری را بگیرد.این ماده ۷ سال پیش در انگلیس به وجود آمد.هر گاه ماده‌ جدیدی ساخته می‌شود هزینه تولید آن نیز باید مورد توجه باشد که معمولآ هزینه‌ بالای است.اما این ماده از یک پروسه شیمیایی بر روی مغز مداد ! [گرافیت] به دست می‌آید یعنی همان نوک مداد‌ها !

درباره گرافن[Graphene] بیشتر بدانیم [ویکی‌پدیا انگلیسی].

گرافین [ویکی‌پدیا فارسی]

گرافن،جادوی قرن بیست‌یکم. [برای این که یک مداد بتواند یک ورقه نازک گرافن را سوراخ کند، باید وزن یک فیل را به آن اعمال کرد]

اگه قبلآ با سرویس Google Earth برخورد کرده‌ باشید بد نیست از همین کره زمین و از پشت میز خودتون چند سال نوری رو طی کنید و سری به سیاره محبوب انسان‌ها یعنی کره مریخ بزنید و با مدل سازی زیبایی که شرکت گوگل انجام داده گشت گذاری بر روی سطح این سیاره راز آلود بیاندازید.کافیست به این صفحه مراجعه کنید.

البته این سرویس جدید ارائه نشده ولی محض اینکه از قلم گوگل دوستان و مریخ دوستان جا نیافتد ذکر شد.

نمی‌دونم نیاز هست که توضیح بدم که شما هر وسیله ذخیره ‌سازی داده‌ها که دارید از قبیل هارد کامپیوتر، رم موبایل‌، فلش درایوها و هر چه شبیه به این لزومآ با فشردن دکمه Delete روی آن، داده‌های ذخیره شده پاک نمی‌شن و اگه دستگاه شما به دست فرد خبره‌ای بیافته با روش‌های ساده‌ای داده های شما را به دست میاره.بنابراین یا شما نباید این وسیله‌ها رو به کسی حتی امانت بدید و یا اگه نیاز به این کار هست از نرم افزاری مثل Eraser بهره ببرید.این نرم افزار رایگان و کدباز با متد‌های مختلفی عمل پاک کردن رو بارها روی فضای ذخیره سازی شما اجرا می‌کنه و به شما اطمینان میده که داده‌های شما غیر قابل برگشت هستند.

این نرم افزار بر روی ویندوز XP SP3 و ویندوز ویستا و ۷ نصب می‌شه و همونطور که پیش‌تر گفته شد کاملآ رایگان هست این نرم افزار رو از اینجا دانلود کنید و به امنیت اطلاعات خودتون کمک کنید.

 

علی‌بابا نام یک شخصیت داستانی است که از فرهنگ کهن اعراب می‌آید.در اصل نام او در داستان علی‌بابا و چهل دزد بغداد ذکر شده است.برخی بر این باورند که این داستان بخشی از داستان‌های هزار و یک شب است ولی شواهدی موجود است که این داستان ریشه قدیمی‌تری دارد.اما داستان :

علی‌بابا و بردار بزرگترش قاسم دو فرزند یک بازرگان بودند.بعد از مرگ پدر قاسم که طمع ورز بود با زنی ثروت‌مند ازدواج کرد و با تکیه بر تجارت پدر زندگیش رو به راه شد.اما علی بابا با زنی فقیر ازدواج کرد و به شغل هیزم چینی روی آورد.

یک روز که علی بابا برای چیدن هیزم به جنگل رفته بود، ۴۰ دزد را دید که به سراغ گنجینه خود رفته بودند.گنج در دل غاری قرار داشت که با یک رمز در غار باز می‌شد. ‘افتاح یا سیم سیم’ . علی بابا بعد از اینکه دزدان وارد و خارج شدن و رمز ورود و خروج را متوجه شد وارد غار شد و مقداری از طلاها را برداشت و از غار بیرون آمد به گونه‌ای که دزدان متوجه نشوند.بعدآ علی‌بابا از همسر بردار خود ترازوی طلب کرد تا بتواند میزان طلاهای خود را اندازه‌گیری کند.همسر قاسم از روی کنجکاوی  روی کف‌های ترازو را چرب کرد تا ببیند علی‌بابا برای چه به ترازو نیاز پیدا کرده و بعدآ دید که کف ترازو یک سکه چسبیده است و موضوع را به قاسم گفت و قاسم علی‌بابا را مجبور کرد که پرده از راز خود بردارد. علی بابا رمز ورود و خروج به غار را به قاسم گفت.

اما قاسم حریص به غار وارد شد ولی رمز خروج را فراموش کرد و در غار گرفتار شد.دزدان بعد از یافتن او در غار ، او را کشتند و تکه تکه کردند و برای عبرت دیگران در بیرون غار قرار دادند.علی‌بابا بعدآ جسد برادر را به شهر آورد و به تزد کنیز باهوشی که در خا‌نه بردارش کار میکرد برد تا به گونه‌ای عمل کنند که انگار قاسم به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.کنیز به پزشکی پول داد به این عنوان که قاسم‌ مدت‌ها از بیماری رنج میبرد و همچنین او شبانه و چشم بسته خیاطی کهنه کار به نام بابا مصطفی را به خانه آورد تا بدن تکه تکه قاسم را به هم بدوزد.در نهایت علی بابا و خانواده‌اش قاسم را به شکلی عادی دفن کردن به گونه‌ای که برای هیچ کس سئوالی پیش نیاید.

دزدان بعد از اینکه دیدن جسد ناپدید شده متوجه شدند فرد دیگری از راز آن‌ها مطلع است بنابراین یکی از آنان به شهر رفت و بابا مصطفی را پیدا کرد تا بفهمد جسد کجاست، بابا مصطفی بار دیگر چشمان خود را بست و خانه را به دزد نشان داد ، دزد نیز در خانه را علامت گذاری کرد تا شبانه به همراه باقی دزدان اهالی خانه را به قتل برسانند.اما کنیز باهوش از نقشه آنان آگاه شد و در تمامی همسایه‌های اطراف را به همان شکل نشانه گذاری کرد.شب هنگام وقتی دزدان آمدند و دیدند همه درها نشانه‌گذاری شده است، رهبر آن‌ها دزد کوچکتر را کشت.روز بعد یکی دیگر از دزدان به سراغ بابا مصطفی رفت و اینبار متوجه شد که سنگ جلوی در خانه علی‌بابا لب پریده است آن را نشانه کرد و رفت ولی باز هم کنیز متوجه شد و لبه تمام سنگ‌های جلوی در خانه همسایه‌ها را لب پر کرد ! اینبار نیز این دزد به خاطر حماقتش توسط رییس دزدان کشته شد.

در نهایت رییس دزدان خود را به عنوان یک روغن فروش جا زد که ۳۸ کوزه روغن با خود همراه داشت.۳۷ تا از کوزه‌‌ها حاوی دزدان و یکی از کوزه ها پر شده با روغن. قصد این بود شب هنگام دزدان از کوزه ها بیرون بیاییند و اهالی خانه را بکشند.اما کنیز از حیله آن‌ها آگاه شد و در درون کوزه‌ها روغن داغ ریخت و هر ۳۷ نفر را کشت.سردسته دزدان وقتی دید که دزدان کشته شده‌اند فرار کرد.بعدها او برای انتقام گیری بازگشت به این گونه که با پسر علی بابا که در کار بازرگانی بود دوست شد و شب به خانه علی بابا رفت.کنیز که باز هم از موضوع آگاه کشته بود در حین رقص چاقوی به قلب دزد فرو کرد.علی بابا ابتدا از این کار خشمگین شد ولی وقتی موضوع را فهمید کنیز را آزاد کرد و او را به همسری پسرش برگزید.

این داستان پایان خوشی داشت البته به جز آن ۴۰ دزد و قاسم که تکه تکه شد :) .

کمتر از پنج سال پیش اواخر تابستان آن سال کذایی وبلاگ حضرت والا مامبوجامبو شروع شد.وبلاگی که برخلاف تصور خودم

بخش اساسی از دنیایی من شد.دنیایی که با تولد خودم همراه هست با ۵ ساله شدن این بلاگ من ۲۸ ساله می‌شم، روزی که بیش‌تر

از قبل احساس تنهایی می‌کنم و این بلاگ آخرین جای دنیا برای پناه بردن من به اون هست. غاری خودساخته ولی بعد از ۵ سال حس

آشنایی داره،حسی آمیخته با دیدار دوستانی که در این سال‌ها نادیده کنار من بودن.اوایل فکر میزان بازدید بودم و تمام این آمارهای

سراسر پوچ ولی الان بلاگم یعنی بخشی از زندگی من جایی که هنوز انگیزه نفس کشیدن رو معنی میبخشه…

تبریک نه برای خودم برای حضرت والا برای همه شمایی که در کنار این موجود مجازی بودید و به اون معنی دادید.

به امید اینکه سال‌های دراز با هم باشیم و با خبر از هم…

ذهن خلاق این‌بار میرسد به هنرمند بلژیکی Vim delvoye به خاطر این‌که نشان داد می‌توان

هنر و خلاقیت را به دم دستی‌ترین چیزهای زندگی کشید و نشان داد که هنر مدرن می‌تواند

هر ظاهر تمدنی را تبدیل به اثر هنری کند.در زیر تصاویر لاستیک‌ ماشینی را خواهید دید که

نقش و نگارهای هنرمندانه‌ی بر روی آن نقش بسته.

پیوست :‌بخوانید دیگر ذهن‌‌های خلاق را !

 

انجام یک سری کارها باعث می‌شه زندگی بهتری داشته باشیم به نظر من تکراری شدن

زندگی بدترین اتفاقیه که برای هر کسی می‌تونه بیافته پس با پیشنهاد‌های زیر به فکر انجام

کارهای مختلف توی زندگی‌ خودمون باشیم :

۱ – روزی ۳۰ دقیقه ورزش کنید !‌ به هر حال یه تکونی به خودتون بدید بد نیست.

۲ – صبحانه بخورید. باور کنید مهم‌ترین وعده غذایی صبحونه محسوب می‌شه به سادگی اون

رو حذف نکنید و صبحانه کامل و مقوی صرف کنید به هر حال خوردن که از دستتون بر میاد که :) .

۳ – ۸ ساعت بخوابید. البته مطمئنآ این یک مورد رو خوب واردید :) . ولی خب بعضی‌ها به این

حساب که با کمتر خوابیدن زمان بیشتری به دست میارن تنها استرس و بیماری رو برای خودشون

به ارمغان میارن. ۸ ساعت خواب برای اکثر انسان‌ها کافیه به همراه ۲۰ دقیقه خواب بعد از نهار :) .

۴ – سیگار نکشید.به نظرتون چیزی دیگه‌ای باید بگم ؟

۵ – در هفته یک کتاب مطالعه کنید.وقت نداری سالی ۵۰ تا کتاب رو که می‌تونید :) .

۶ – مثبت اندیش باشید. این شعار نیست ها !‌ خود من روزای که زیاد می‌خندم و مثبت

فکر می‌کنم روز خیلی خوبی برام رقم می‌خوره تا روزای که با دید منفی به همه چیز نگاه

میکنم.خیلی عجیب می‌شه اگه توی زندگیتون هیچ چیز مثبتی نباشه :( .

۷- قبل از هر جور خریدی ۴۸ ساعت صبر کنید این تکنیک روش خوبی برای حفظ پول‌هاتونه !

البته الان نرید فردا از گرسنگی تلف بشید ها خریدهای گرون قیمت رو گفتم تا غذا و اینا رو :) .

۸ – سریع تصمیم بگیرید. به جای یک ساعت فکر کردن بهتره کمتر از یک دقیقه تصمیم بگیرید.

البته منظور تصمیم‌های معمولی هست نه اینکه سرنوشت ساز.

۹ – برنامه ریزی. برنامه داشتن موضوع مهمی محسوب می‌شه البته شما قرار نیست برنامه و

بودجه کشور رو بنویسید کافیه به اندازه یک ماه خودتون رو بدونید می‌خواید چیکار کنید  بیشتر

از این می‌شه هدف و لزومآ نیاز به برنامه ریزی نداره.

شما چه کارهای رو سراغ دارید که باعث بهتر زندگی کردن می‌شه ؟

 

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود