[نویسنده این متن سولماز ، نوشته‌ای دیگر از سولماز ، چشمانش]

زمانی که عشق ما را محسور می کند،وزیدن نسیمی فرحبخش را در زندگی تجربه

خواهیم کرد، و چه خوب که خود را به آن بسپاریم.

براستی عشق باید اینگونه شاعرانه و معطوف به کل هستی انسان باشد.

حواس مارا نوازش دهد، تفکر و تخیل را برانگیزد و پیچیده گی ها و تنوع پدیده های

هستی را در ما آشکار کند. وسعت عشق به اندازه ایی است که جدی ترین مسائل

زندگی جزئی و ناچیز جلوه می کند و حتی خود زندگی گاهی همچون بازی کودکانه پنداشته

می شود و این پایانی برای دغدغه های روزمره ی تو و من است.

ما هرگزنمی توانیم با قاطعیت بگوییم که روابط ما با دیگران تا چه حد از احساسات ما،

از فقدان عشق، از لطف و مهربانی ما ،یا از کینه و نفرت ما سرچشمه میگیرد و تا چه حد

از قدرت و ضعف در میان افراد تأثیر می پذیرد.

گاه رنج و ناکامی بشر چنان متأثر کننده است که در این بلاتکلیفی، تنها مسیری که

روحمان را جلاء می دهد و مسیر نور را در این عظمت تاریکی می گشاید ،همانا

عشق ورزیدن است.

هر قصه ای از اعماق خون و رنج انسان سرچشمه می گیرد. روح ما انباری از این

قصه هاست که تنها با عشق التیام می بخشد.

عشق دشتی است به وسعت کل جهان که این توده ی انبار شده در روحت را پاک

می کند و تو را با دنیا آشنا.

پس عشق بورزیم از همین لحظه چرا که فردا شاید دیر باشد.

تبلیغ بالا رو ببینید و از ایده سازندگان اون لذت ببرید همچنین این تبلیغ مربوط به

محصولی با نام Dirt Devil هست.

 

امروزه کامپیوترها چند هسته‌ای شده اند و شما می‌توانید برنامه‌های تولید کنید که

پردازش آن را بر روی هر هسته کنترل کنید.اما مایکروسافت به همین منظور کتاب

پردازش موازی با استفاده از ویژوال سی پلاس پلاس را به صورت رایگان و به همراه

کدهای مثال آن قرار داده است.بد نیست در صورت علاقه مند بودن به این مبحث

این کتاب و کدهای آنرا نگاه کنید.

صفحه مربوط به کتاب [البته به صورت صفحات وب قابل دیدن است]

صفحه مربوط به دانلود کدهای کتاب

Dave Mead به عنوان یک عکاس ، سوژه ای بکر برای پول درآوردن  انتخاب کرده !

او از مردانی با سیبیل و ریش‌های عجیب و غریب عکاسی کرده و این تصاویر را به همراه

قاب دور تصاویر برای فروش در اینترنت قرار داده است آن هم با قیمت ۵۰۰ دلاری !‌

به  هر حال دیدن تصاویر این مردان با ظاهری این چنین به  نظر خالی از لطف نیست البته

اگر قرار نباشد بابت آن‌ها ۵۰۰ هزار تومان پرداخت کنیم.

وب‌سایت Dave Mead را برای دیدن تصاویر بیشتر از این مردان مرور کنید.

 

بعد از چندین سال نوشتن توی این وبلاگ با نوشتن ۷۱۰ پست و بیش از هفت هزار

کامنتی که شما دوستان گذاشتید فکر می‌کنم وقت اون رسیده که برخلاف باور اولیه

خودم و شاید عرف حاکم، خودم رو به عنوان نویسنده این وبلاگ معرفی کنم.

اما ذکر کنم دلیل اینکه تا این لحظه این کار رو نکردم بابت این بوده که تمایل داشتم

بابت نوشته ها و نظرات پیش داوری به وجود نیاد.در کل من تفاوتی بین دنیایی واقعی

و مجازی قائل نیستم.اینترنت هم مثل تلفن هست و فردی که پشت این وبلاگ هست

یک شخصیت واقعی داشته ، این طور نیست من در دنیایی مجازی فردی بی ادب و در

دنیایی واقعی مودب باشم.اینترنت آیینه تمام نمایی شخصیت ماست.

من مهدی ‌شه‌دوست هستم ! عاشق تاریخ و تکنولوژی ! مرحوم تختی رو یک مرد واقعی

می‌دونم و  دانشمندان رو بیشتر از هنرپیشه ها دوست دارم.یاد گرفتم برای رسیدن به هر

چیزی باید جنگید حتی اگه به نرسیدن ختم بشه. با آدم‌ها زود دوست میشم و سعی میکنم

در محیط اطرافم شادی و صلح جاری باشه.اخلاق و مردونگی رو دو چیز میدونم که دارن کم‌رنگ

میشن و سعی میکنم برای هر دو مورد احترام قائل باشم.

اشتباهات زیادی مرتکب شدم نمونه‌اش همین پست ! ولی فکر میکنم که بخشی

از وجود ما انسان‌ها باید با همین اشتباهات دست و پنجه نرم کنه تا به مرز انسانیت

نزدیک بشه.سعی خواهم کرد هر جا هستم تمام توانم رو به کار ببرم تا محیط و دنیایی

بهتری برای خودم و بقیه بسازم…

پیوست : شاید بعضی دوستان بابت این معرفی ناراحت بشن و یا تعجب کنن در هر

صورت ببخشید دیگه :) .

این پست از بین پست‌های که دوستان در گودر درباره شخصیت‌های افسانه‌ای کلاه‌قرمزی

، پسرعمه زا ، پسرخاله و از همه مهم‌تر فامیل دور نوشته‌اند جمع‌آوری شده !‌

بی توضیح بیش ، می‌رویم سراغ نقل قول‌های که از این عروسک‌ها گرد آمده.

آقای مجری به پسر عمه زا : من از شما حساب می برم
کلاه قرمزی : آی مرجی اَ منم دیکته ببر … !

————————————————————-

آقای مجری: حالا خودتون رو رها کنید!
فامیل دور: چی کار کنیم؟
آقای مجری: رها کنید!
کلاه‌قرمزی: آقای مجری، می‌خوای ضبط رو روشن کن خودمون رو رها کنیم!

کلاه‌قرمزی: آقای مجری! منم دیکسم می‌گیره!
پسرعمه‌زا: الان سی‌دی منم می‌گیرَه!

آقای مجری: خب، حالا دیگه خودتون رو رها کنید!
پسرعمه‌زا: آقای مجری! من بَرَم دستشویی؟
آقای مجری: برو!
پسرعمه‌زا: ها، اونجا خوبَه!
فامیل دور: منم همین‌جا دراز می‌کشم!
آقای مجری: اینجا چرا؟
فامیل دور: دیگه همین‌جا خودمو رها کردم!

کلاه‌قرمزی: می‌دونی چندتا کلاه‌قرمزی تو کوه قایم شدن؟
آقای مجری: چند تا کلاه‌قرمزی تو کوه قایم شدن؟!؟!؟!
کلاه‌قرمزی: من هرچی می‌گفتم اونا هم همون رو می‌گفتن!

من می‌گفتن سلین اونا می‌گفتن سلین، سلین لین لین لین

[فامیل دور زیر پیژامه کمربند لاغری خرابی بسته‌است] آقای مجری: ئه، باز اون کمربنده؟

خب بذار این شلوارتو در بیارم…
فامیل دور: نه آقای مجری، خودم می‌رم اون پشت در می‌یارم، شما چرا؟

———————————————————–

سه نوع دور داریم:
اونی که دستت بش نمی رسه
اونی که چشمت بهش نمی رسه
اونی که فکرت هم بش نمی رسه
[فامیل دور]

———————————————————–

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار.

از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه.
وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که در ُ باز

گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه

چیز خوب اون‌تو هست ُ می‌ره سراغ‌شون دیگه.

در باز ُ کسی نمی‌زنه. ولی در بسته رو همه می‌زنند. خود شما به خاطر این‌که

بدونی توی این پسته دربسته چی ئه، می‌شکنیدش. شکسته می‌شه اون در.

دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه.

یه سری از دل‌ها درشون باز ئه. می‌فهمی تو دلش چی ئه. ولی یه سری از دل‌ها

هست که درش بسته‌اس. این‌قدر بسته نگه‌اش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور

می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.

آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟
فامیل دور: در دل آدم با درد دل ئه که باز می‌شه.

————————————————————

آقای مجری: درخواست مون رومی تونیم با یه کلمه قشنگ بگیم.

مثلا یه لیوان آب بخوایم چی می گیم؟
پسرخاله: خودمون می ریم آب می خوریم، برای بقیه هم میاریم
- نه، مثلا بخوایم بگیم این شیرینی رو به من بده
- خودمون بلند می شیم بر می داریم به بقیه هم تعارف می کنیم
- نه، یه کلمه ای بگو که محبت شما رو به من نشون بده
- می خوای برم نون بگیرم؟ می خوای برم نفت بگیرم؟ آب بیارم؟
- نه نه… قبل از اینکه بگیم این شیرینی رو به من بده، می تونیم یه کلمه قبلش

بگذاریم. بگیم: «عزیزم، ممکنه شیرینی رو به من بدی؟»
- بله بفرما. بفرما. من خودم باید زودتر می فهمیدم شیرینی می خوای،

بهت می گفتم. بفرمایین بفرمایین.

————————————————————

آقای مجری: همه بچه ها مسئولیت دارن به بزرگترها کمک کنن.

مسئولیت چیه کلاه قرمزی؟
کلاه قرمزی: محسولیت؟ اینه که از محسولیت شروع میشه، آخرش بدبختیه.

اول می گی محسولیت. می گم مثلا چی؟ می گی دفتر مدادتو جمع کن. می گم چشم.

بعد می گی محسولیت، کیفتم درست کن. بعد اون کشوئه رو برو درست کن.

بعد محسولیت، آخرش بدبختیه. سلط آبو باید کف درست کنی، بری اونجا رو بشوری.

این شد محسولیت که می گی خوفه.

فیروز زاهدی متولد سال ۱۳۲۸ شمسی ،‌ در انگلستان بزرگ شد و در سال ۱۳۴۸ شمسی

راهی آمریکا شد ، جایی که اکنون او یکی از افراد سرشناس هالیوود است.

فیروز زاهدی عکاس چهره‌های معروف در هالیوود همان کسی است که به همراه الیزابت تیلور

راهی ایران شد و از او عکس های بیاد ماندنی ثبت کرد.

می‌توانید وب‌سایت او را از اینجا مشاهده کنید.

فیروز زاهدی تصاویر بی‌نظیری برای فیلم‌های چون Pulp Fiction ،‌ ادووارد دست‌قیچی

ثبت کرده و با بازیگران بزرگی مانند رابرت دنیرو و جان تراولتا کار کرده است.

این پست صرفآ درباره دو تا خبره ! یکی اینکه دکتر محمد اصفهانی بعد از گذشت پنج سال به زودی

آلبومی به نام بی واژه منتشر می کنن.

موزیک ویدیو این آلبوم رو می تونید با حجم ۴ مگابایت از این لینک دریافت کنید.البته این آلبوم

قرار بود در آخر سال ۱۳۸۹ عرضه بشه که بخاطر مشکلاتی که اینجا توضیح داده شده اوایل سال

۱۳۹۰ باید منتظر این آلبوم باشیم.

خبر دوم اینکه شرکت سونی سومین مسابقه عکس خودش با موضوع “نوروز زندگی شهری و غذا”

برگزار میکنه که جوایز ارزنده ای هم داره برای شرکت در این مسابقه که تا ۱۲ اردیبهشت ماه مهلت

داره به این لینک مراجعه کنید.

مرتضی احمدی هنرمند ۸۷ ساله ما ، با آن خاطرات شیرینش از ایران و طهران در دل هر

کسی به نیکی جای دارد.او استاد مسلم فرهنگ کوچه بازار طهران قدیم است.او آلبومی

با نام صدای طهران دارد که در آن به اجرای ترانه‌های روحوضی پرداخته.

 

دانلود آهنگ “زن می‌گیرم” از آلبوم “صدای طهرون” . [سرور اول][سرور دوم][سرور سوم]

مرتضی احمدی کتابی با نام ‘کهنه های همیشه نو – ترانه‌های تخت حوضی” نگاشته

که شامل ترانه‌های روحوضی است ، چاپ اول این کتاب مربوط به زمستان ۱۳۸۰ و

منتشر شده توسط انتشارات ققنوس است.در این کتاب ذکر شده گروه‌بندی دسته‌های

روحوضی از زمان ناصر‌الدین‌شاه شروع شد و یکی دو دسته در آن زمان پدید آمد.

معروف‌ترین هنرمند روحوضی که هنوز هم کم و بیش نام و یادش مطرح می‌شود و

تاریخ تخت حوضی هنرمندی نام آورتر از او به خود ندیده است‌، اسماعیل نامی بوده که

بعد‌ها به “اسماعیل بزاز” معروف شد. کسی که مورد توجه ناصرالدین‌شاه بوده است.

تعدادی از ترا‌نه‌های روحوضی موجود در این کتاب [ترانه‌ها خلاصه شده‌اند] :

حمومی

حمومی آی حمومی           فرش و قالیچه‌م را بردن

فرش و قالیچه‌م به جهنم     طاس و دولیچه‌م را بردن

فرش و قالیچه و طاس و دولیچه‌م به جهنم

لنگ و قطیفه‌م را بردن

فرش و قالیچه و طاس و دولیچه و لنگ و قطیفه ام به جهنم

پیرهن تنم را بردن

رَپَته پتینا

دیشب من بودم و آبجی اوفینا                      آی رپته پتینا

گفتم که بمیرم واست ای سرو قدینا              آی رپته پتینا

گفتا که ز من شرم کم ای مشدی حسینا      آی رپته پتینا

دیشب من بودم و آبجی اوفینا                      آی رپته پتینا

گفتم بده ماچی تو از اون قند لبینا                 آی رپته پتینا

گفتا که خجالت بکش از این منه نینا              آی رپته پتینا

 

ماشین مشدی ممدلی

ماشین مشدی ممدلی                               ارزون و بی‌معطلی

این اُتولی که من می‌گم فورد قدیم لاریه         رفتن توی ایت اُتول باعث شرمساریه

نه باب کورس شهریه نه قابل سواریه             بار کشیده بسکی از قزوین و رشت و انزلی

آبجی صنم گفت

آبجی صنم گفت            [دسته جمعی] چی گفت ؟

خودش به من گفت [دسته جمعی] چی گفت ؟

در گوش من گفت          [دسته جمعی] چی گفت ؟

در گوش این گفت          [دسته جمعی] چی گفت ؟

در گوش اون گفت          [دسته جمعی] چی گفت ؟

گفت زن سرهنگ نمی‌شم  [دسته جمعی] چرا نمیشی ؟

کاری که سرهنگ می‌کنه              همش می‌ره جنگ می‌کنه

چرا مخمل نمی‌پوشی

چرا مخمل نمی‌پوشی

مگه مخمل ذری چنده

سرت با دیگری بنده

هی بیا ساقیا   ساقی باقیا  پس برو  پیش بیا

پیوست : حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید !

شبکه چهار در برنامه مستند چهار ،‌ مستندی با نام خلیج کوچک [Cove] پخش کرد که درباره

دلفین‌ها و رازی عجیب درباره آن‌ها بود.در اینجا قصد دارم نکاتی درباره این موضوع را تیتر وار

بیان کنم :

۱ – در ژاپن و در شهری کوچک به نام تایجی، سالانه ۲۳۰۰۰ دلفین قتل عام می‌شوند.

۲- مردم ژاپن گوشت دلفین نمی‌خورند ؟! پس این قتل عام برای چیست ؟

گوشت دلفین‌ها به جای گوشت نهنگ‌ها بسته‌بندی می‌شود و آن هم با همان قیمت !

۳ – تعدادی از دلفین‌های در دام افتاده توسط پارک‌های دلفین‌ها خریداری می‌شوند.

۴ – دلفین‌های که در پارک‌های آبی نگه داری می‌شوند برخلاف آن جست و خیزها و از

آب بیرون پریدن‌ها ، اصلآ خوشحال نیستند اکثر آن‌ها دچار زخم معده می‌شوند آن هم به

خاطر اضطراب شدیدی که دارند.

۵ – دولت ژاپن از کشتن دلفین‌ها و نهنگ‌ها حمایت می‌کند آن هم به این دلیل که آن‌ها را

در کاهش صید ماهی مقصر می‌داند !

۶ – به دلیل ورود جیوه از آلاینده‌های صنعتی به چرخه غذایی دریایی ، دلفین‌ها به شدت به

جیوه آلوده هستند و گوشت آن‌ها برای انسان‌ها مضر خواهد بود.در ژاپن میزان جیوه موجود

در گوشت به صورت مجاز ۴٫۰ ppm است ولی میزان جیوه موجود در گوشت دلفین‌ها برابر

با ۲۰۰۰ ppm است.بعد از نمایش و ضبط این مستند گوشت دلفین از غذای روزانه دانش‌آموزان

حذف شد.

۷ – وب‌سایتی برای نجات جان دلفین‌های ژاپن.

 

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود