
وقتی که قدرت ها از پس افراد شرور و بی منطق برنیان و نتونن اون ها را تنبیه کنن و بابت قتل ها
و شرارت ها اون ها رو محاکمه کنن ، فقط یک راه باقی می مونه :
” با افراد شرور روی هم بریز و از بی شرمی و شقاوت های اون ها برای تثبیت قدرت خودت بهره ببر ” .
چیزی که ما در فیلم ” دار و دسته نیویورکی ها ” به وضوح مشاهده می کنیم .
خلاصه داستان
سال ۱۸۶۳ ، آمریکا در خیابان ها متولد شد. بیل قصاب سال ها پیش پدر آمستردام والون را در یک نزاع
خیابانی به قتل رساند ، بیل یک آمریکایی الاصل هست ولی آمستردام از مهاجرین به آمریکا ، بیل قصاب
معتقد به این هست که آمریکا متعلق به آمریکایی ها هست ، بیل قصاب فردی شرور و بی منطق هست و
با دار و دسته خودش بر شهر نیویورک حکم رانی مطلق می کند و سیاست مدارها ، پلیس ها و دیگران مجبور
به اطاعت از او هستند …..
بازیگران
آمستردام والون با بازی لئوناردو دی کاپریو
بیل قصاب با بازی دانیل دی لوئیس
جنی با بازی کامرون دیاز
دیالوگ های فیلم
بیل قصاب : این چاقو رو می بینی ؟ من می خوام با این چاقوی لعنتی بهت انگلیسی یاد بدم.
بیل قصاب : خدایا ممنونم . من یه آمریکایی واقعی رو کشتم.
آمستردام : حس لذت بخشی هست وقتی زیر بال اژدها هستی ، خیلی گرمتر از اون چیزی هست که
فکر می کنی . ( آمستردام این جمله را در توصیف بیل قصاب بیان می کنه )
{ لحظه ای که مردی را برای دار زدن بر روی سکو می برن ، بیل قصاب خطاب به مرد می گوید }
بیل قصاب : چه گردن بند قشنگی ، من بابتش بهت یه دلار می دم.
مرد : ولی اینو مادرم بهم دادم .
بیل قصاب : یه دلار و نیم ؟
مرد : قبوله .
مشخصات فیلم
کارگردان : مارتین اسکورسیزی
محصول سال : ۲۰۰۲
پیوست : دنیل دی لوئیس به نظر من یک اسطوره هست . بازی اون در این فیلم لایق گرفتن
اسکار بود کما اینکه ازش دریغ شد.
تاریخ نگارش : ۴م آبان ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 0 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
قبلآ هم گفته بودم که نام فیلم ها به خودی خود می تونه جالب باشه که در پست ها به چند
اسم جالب اشاره کردم.حال چند نمونه نام فیلم که جالب توجه هست.راستی شما هم اسم های
جالب براتون وجود داشته ؟
زندگی با خون آشام در زیر یک سقف (نام یک مجموعه سریال که در حال حاضر از تلویزیون کره جنوبی
پخش می شود)
لاک پشت ها هم پرواز می کنند (فیلمی از بهمن قبادی راجع به جنگ آمریکا و عراق)
در مصر برف نمی بارد
یکشنبه ها ، هرگز
شب بخیر و موفق باشید
عزیزم یکشنبه ها تعطیل نیست
بعضی ها چاقشو دوست دارند
سگ های پوشالی
اما محبوب ترین نام همچنان متعلق به دو فیلم زیر هست :
خون به پا خواهد شد
کشور جای پیرمردها نیست (با بازی ستودنی تامیلی جونز )
تاریخ نگارش : ۲۸م مهر ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 0 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
قبلآ درباره فیلم ” ماهی گنده ” اثر تیم برتون به صورت کامل نوشته بودم ولی حالا یه خورده هم به
حواشی فیلم اشاره می کنم .

استیو بوسمی یکی از بازیگران فیلم ماهی گنده که نقش یک شاعر رو داره که طی ۱۲ سال
تنها ۳ خط شعر گفته ! استیو بوسمی یکی از بازیگران عجیب و غریب هالیوود هست که بیشتر
در فیلم های روشنفکرانه بازی می کنه . از اینجا درباره این بازیگر بیشتر بخونید .جالب اینکه در این
فیلم به ادوارد بلوم به این شاعر پیشنهاد می کنه تا به جز شاعری در دنیا چیزهای دیگه ای رو هم
امتحان کنه و جالب اینکه در نهایت این شاعر رو به سرقت از بانک میاره !
فیلم نامه :
یکی از فیلم نامه نویسان ماهی گنده “جان آگوست ” (John August) هست که فیلم نامه های
فیلم های “عروس مردگان” ، “چارلی و کارخانه شکلات سازی” را نیز او نوشته .
در نهایت باز هم تاکید می کنم فیلم رو ببینین .
تاریخ نگارش : ۲۷م مهر ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 0 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)

دیالوگ های زیبا از فیلم شهر فرشتگان با بازی نیکلاس کیج .
در تشریح فیلم :
” اون (زن) به فرشته ها اعتقاد نداشت ، تا زمانی که در دام عشق یکی از اون ها افتاد ”
“چه میشه اگه فرشته ها در بین ما باشن و یکی از اونها عاشق یکی از ماها بشه ؟ ”
فرشته ای به نام seth عاشق خانم دکتری به نام maggie میشه و جالب اینکه فرشته ها
فاقد احساس ، درد و دیگر موارد انسانی هستند.
دیالوگ ها : (هر خط بیانگر دیالوگی جدا از فیلم است و رابطه ای با خط بعد ندارد)
فرشته : اون زن میگه ، داشتن بال چه فایده ای داره وقتی نمی تونی باد رو روی صورتت حس کنی ؟
مگی : آیا تو اینجای ؟ من میخوام ببینمت .بزار ببینمت.فقط بمون.تا زمانی که من به خواب برم.
(این چند خط به هم پیوسته هست)
فرشته : تو یه دکتر فوق العاده هستی
مگی : از کجا میدونی ؟
فرشته : اینو احساس میکنم
مگی : چه مدرک شل و ضعیفی
فرشته : چشمهات رو برای چند لحظه ببند
{ در این لحظه فرشته دست های مگی رو لمس میکنه }
فرشته : من دارم چیکار می کنم ؟
مگی : تو داری … منو لمس می کنی.
فرشته : لمس.اینو از کجا متوجه شدی ؟
مگی : بخاطر اینکه اونو احساس میکنم .
فرشته : تو باید به احساست اعتماد کنی.ولی به اندازه کافی بهش اعتماد نداری.
فرشته : من همیشه از کسایی که میمیرن می پرسم بهترین چیزی که تو زندگی دوسش
داشتن چی بوده.اونو تو کتابم می نویسم.ایناهاش.این کتاب چیزیه که بیشتر از همه چیز
دوسش دارم.
تاریخ نگارش : ۲۱م مهر ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 5 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
در ادامه پستی که با نام “شوالیه تاریکی – جوکر” نوشته بودم قصد دارم تا مطالب جالبی که در
همین زمینه دیگر وبلاگ ها نوشتن رو هم معرفی کنم.
از ویکی پدیای فارسی بخوانید بیوگرافی هیث لجر بازیگر مرحوم نقش جوکر رو .
چه چیز باعث مرگ هیث لجر شد از وبلاگ یک پزشک .
همین ! اگه شما هم نقد جالبی دیدین که من ذکر نکردم بگین تا به این لیست اضافه کنم
تاریخ نگارش : ۱۵م مهر ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 4 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)

از سری فیلم های بتمن ، شوالیه تاریکی محصول سال ۲۰۰۸ از شرکت وارنر بروس
یک شاهکار هنری محسوب میشه.من قصد ندارم درباره خود فیلم بنویسم و یا اینکه
ابر قهرمان فیلم “بتمن” رو ستایش کنم.هدف تنها ستایش “جوکر” فیلم هست.

” جوکر ” خلافکاری که نه به خاطر پول و نه به خاطر شهرت و تنها برای اثبات اینکه انسان ها
در شرایطی سخت و خاص نشان می دهند که ذاتآ بد هستند دست به مخوف ترین کارها
می زند. “جوکر ” با جمله معروف خود که از پدر بد خود به ارث برده نشان می دهد که تنفری
نهفته از دوران کودکی با خود دارد : چرا اینقدر جدی ؟ (? why so serious )

“جوکر” با بازی هیث لجر که در ۲۲ ژانویه ۲۰۰۸ در اثر مصرف بیش از اندازه داروی خواب آور از دنیا
رفت نقشی به یاد ماندنی تر شد تا خاطره لجر همواره در نقش جوکر تداعی شود.

“جوکر” معتقد هست که او تنها “عمل” می کند و اهل نقشه کشیدن و با هدف رفتار کردن نیست.
او می گوید :
” اگه از قبل اعلام کنی که مثلآ می خوای یه بیمارستان رو منفجر کنی خب وقتی این کار رو بکنی مردم
متعجب و وحشت زده نمی شن ” .
“جوکر” معتقد است که :
“به دنیایی بدون قاعده خوش آمدید”

و از دیالوگ های جالب “جوکر” در این فیلم :
“معقولانه ترین راه برای زندگی در این دنیا اینه که بدون قانون و قاعده زندگی کنی”
“امشب همه شما قسمتی از یک آزمایش اجتماعی خواهید بود”
“این شهر نیاز به یک رده بالاتر از جنایت کارهای نیاز داره و من می خوام اینو بهش بدم ، به مردهات
بگو برای من کار کنن ، اینجا شهر منه” .
پیوست ۱ : لیست فیلم های که دیدم بروز شد.
تاریخ نگارش : ۱۳م مهر ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 10 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
فرض کنید پدر شما یعنی آقای ادوارد بلووم وسط عروسی برای مهمانان شروع
به تعریف داستان کند.و شما که اکنون سنی ازتان گذشته مانند کل طول عمرتان
که پدر این داستان های عجیب را برایتان تعریف می کرد مجبور شوید با پدر
دعوا کنید.خب ساده است ، پدر می گوید که تمام این داستان های عجیب و غریب
بر سر خودش آمده ؟!
کدام داستان ها ، بله ، داستان های که ادوارد بلووم آنها را تعریف می کند.
داستان از زبان ادوارد بلووم :
در بچگی به ناگاه دچار رشد شدید شدم ، تمام استخوان های من به طرز عجیبی
رشد می کردطوری که قادر به انجام کاری نبودم تا این که در یک دانشنامه
خواندم که :
” اگر یک ماهی قرمز کوچک را در یک تنگ نگه دارید ، یک ماهی قرمز کوچک
باقی می ماند ،ولی در یک فضای بزرگتر ماهی می تواند دو برابر ، سه برابر و
حتی چهار برابر اندازه اولش بزرگ شود ”
اینجا بود که پی بردم من برای کارهای بزرگ ساخته شده ام و از آن روز تصمیم
گرفتم که موقعیت های بزرگی را در زندگیم آزمایش کنم .
خب تا اینجای داستان را داشته باشید ، حالا فرض کنید که آقای ادوارد بلووم
به ناگاه در دهکده محل زندگی خود و در بچگی با نگاه کردن به چشم این جادوگر
نحوه مرگ خود را در آینده دیده و حالا مصمم تر می تواند زندگی کند.

و یا این که ادوارد بلوم برای نجات گله های روستا از دست یک غول به جنگ
این غول می رود

ولی داستان اینجا ها خاتمه پیدا نمی کند ، ادوارد بلووم قصد دارد تا جاهای بزرگی
را ببیند پس قصد ترک دهکده خود را می کند.
فرض کنید که ادوارد بلووم هنگامی که در یک سیرک مشغول تماشای سیرک
هست ، در یک لحظه عاشق می شود و آنهم عاشق این دختر

اما توجه کنید که :
” در افسانه های می گویند وقتی عاشق می شوید زمان برای یک لحظه متوقف
می شود ولی بعد از آن یک لحظه همه چیز به سرعت حرکت می کند تا زمان به
جلو رود ”
و این گونه بود که ادوارد بلووم فقط برای یک لحظه عشق خود را دید و بعد از آن
دیگر آنرا پیدا نکرد ،نه اسمی و نه آدرسی.
ولی رهبر سیرک دختر را می شناخت و چون فرد طمع کاری بود با ادوارد بلووم
معامله ای کرد که در عوض کار رایگان ادوارد بلووم در سیرک هر ماه پایان ماه
چیزی از دختر به او بگوید.

مثلا یک ماه فقط به او گفت که : اون دختر از گل های زرد خوشش میاد !
و یا : اون الان در کالج مشغوله تحصیله ؟!
تا اینکه بعد از گذر چند سال بالاخره اسم و آدرس دختر را به ادوارد بلووم گفت
و ادوارد بلووم بی درنگ با اشتیاق به خواستگاری دختر رفت ولی چه بد که
دختر گفت که نامزد دارد. اما شما با ادوارد بلووم طرف هستید به قول خود او :
” وقتی یک کشتی از اسکله حرکت کرد نباید اونو دنبال کرد فقط احمق ها این
کار را می کنند و من یک احمقم ! ”
پس ادوارد بلووم تسلیم نشد و قصد کرد که با دختر ازدواج کند و در این راه دست
به هر کاری زد.

مثلا دور خانه دختر را با گل های زرد پوشاند همانگونه که او دوست داشت
بگذریم ! در ماهی بزرگ کلی داستان و ماجرا هست که شنیدن هر کدام کلی
پند و اندرز دارد مثلا شهری که همه در آن شاد و خوشحال هستند و هیچ
مشکلی در آنجا وجود ندارد مردم کفش به پا نمی کنند تا سبزه سالم بماند و
همیشه بوهای مطبوع به مشام می آید و هر شب مردم با هم رقص و پایکوبی
می کنند ولی ادوارد بلووم در آنجا نمی ماند.

ماهی بزرگ ( Big Fish ) ساخته کارگردان بزرگ سینما تیم برتون هست
که تمام کارهایش متفاوت و باارزش هست.

تیم برتون - کارگردان ماهی گنده
بازیگران ماهی بزرگ :
Ewan McGregor
Albert Finney
Billy Crudup
Jessica Lange
Helena Bonham Carter
کارگردان :
Tim Burton
این فیلم محصول سال ۲۰۰۳ آمریکا می باشد.
پیوست : این پست از مجموعه نوشته هام در “برگ سبز” هست که دارم
منتقل می کنم اینجا.
تاریخ نگارش : ۵م مهر ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 3 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
سالی و کنراد ، خواهر برادری هستند که مجبورند در یک روز سرد و بارانی
تنها در خانه باقی بمانند ، سالی دختر کوچک ، مقرارتی و تابع دستورات
است که تمایلی به بر هم زدن نظم ندارد بر خلاف او برادر بزرگترش اصلا
به قوانین پایبند نیست.
جُان ، مادر بچه ها ، در یک بنگاه املاک کار می کند
که متعلق به آقای هامبرفلوب است.آقای هامبرفلوب فردی وسواسی
است و به نظم و نظافت بشدت اهمیت می دهد بنابراین کارمندانش برای
در امان ماندن از اخراج باید کاملا مراقب نظافت و تمیز بودن خودشان باشند.
گویین ، همسایه دیوار به دیوار ، جُان و بچه ها . او قصد ازدواج کردن
با جُان را دارد.در ضمن او می خواهد کنراد را به یک مدرسه نظامی بفرستد تا
شاید اینگونه از شر او خلاص شود.
اما داستان چگونه آغاز می شود ؟
مادر بچه ها بعد از تمیز کردن خانه برای مهمانی شب که افراد مهمی چون
آقای هامبرفلوب ( رئیس او ) در آن شرکت دارند
به ناگاه برای یک جلسه مهم مجبور می شود خانه را ترک کند و بچه ها را در خانه
تنها بگذارد.البته جُان به بچه ها تذکر داد که خانه را به هم نریزند ، که مسلما این
تذکر بیشتر متوجه کنراد می شد تا سالی !
بچه ها متوجه شدند که با آغاز باران روز کسل کننده ای را دارند ، اما به ناگاه ،
سر و کله ” گربه ” پیدا می شود.
البته این گربه قدری با گربه های خانگی تفاوت دارد ! تفاوت هایش :
قدش ، بله ، قد این گربه ۶ پا هست !
این گربه قدرت حرف زدن دارد
کلاه گربه ، بله ، کلاه گربه هم سحر آمیز هست
و در نهایت اینکه این آقای گربه ، فقط قصد تفریح دارد و بس
راستی ، گربه ما اصلا از شیر خوشش نمی آید ، چون معده اش به لاکتوز
حساس هست و این حساسیت برایش دردسر ساز هست !
با حضور گربه ، کم کم بچه ها هم تصمیم می گیرند تا آن روز را با تفریح کردن
سپری کنند اما خراب کاری های گربه به همراه دو موجود به نام های
” چیز ۱ ” و ” چیز ۲ ” باعث ویرانی کامل خانه می شود.
در این کارتون خانوادگی ، شخصیت های دیگری هم حضور دارند که
هر کدام ویژگی های خود را دارند.مثلا یک ” ماهی قرمز سخن گو “ یا یک
” پرستار بچه چاق ” .کافیست به تماشای این کارتون بنشینید تا با حوادث
هیجان انگیز آن سرگرم شوید.
تاریخچه فیلم نامه :
این فیلم از روی کتابی با همین نام Cat in Hat نوشته دکتر Seuss اقتباس شده ، میلیون ها جلد
از این کتاب از سال ۱۹۵۷ تا کنون توسط نوجوانان خریداری و خوانده شده است
بازیگران :
Spencer Breslin در نقش کنراد
Dakota Fanning در نقش سالی
Kelly Preston در نقش جُان
Sean Hayes در نقش آقای هامبرفلوب
Alec Baldwin در نقش گویین
Mike Myers در نقش گربه
کارگردان فیلم
پیوست : این پست رو از مجموعه نوشته هام در “برگ سبز” منتقل کردم کم کم
آرشیو پست هام داره تکمیل میشه.
تاریخ نگارش : ۳م مهر ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 4 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
The Omen
طالع

The young son of an American diplomat and his wife
, living in London, turns out to be marked with the sign of Satan
, the infamous “666″. It soon becomes apparent that he could be the Anti-Christ
incarnate and possesses the evil powers to stop anyone who stands in his way.
تاریخ نگارش : ۱۹م شهریور ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 0 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)

بعد از مجموعه موفق “زندگی مجدد پادشاه” نوبت به مجموعه جذاب
“زندگی مجدد کرانک” رسید.قصد ندارن سوژه این دو تا فیلم رو توضیح
بدم و فقط به یکسری از دیالوگ های “زندگی مجدد کرانک” اشاره می کنم.
” پاپی عزیز یادته که من هیچ وقت نمی تونستم زن رویایی مو پیدا کنم
حتی زن غیر رویایی مو ! خب من بالاخره خوش به حالم شد و زن مورد
علاقه مو پیدا کردم .اون تمام خصوصیاتی رو که می خوام داره حتی بیشتر
خیلی هیجان زده نشده فعلآ آروم پیش می ریم ولی مطمئن باش یه جشن
با شکوه می گیریم و ازدواج می کنیم و صاحب کلی بچه می شیم .
دوست دار تو کرانک ”
” من خیلی چاکرخاتم یعنی هم چاکرتم و هم خاطر خواتم ! ”
“میدونی مفهوم این کار چیه ؟ وقتی اون ها حرف های همو کامل کنن ، یعنی
عاشق هم شدن”
تاریخ نگارش : ۱۹م شهریور ۱۳۸۷
تعداد نظرات : 0 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
- امکانات
- بایگانی
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بحث میکنیم
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای برنامهنویسان
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی











