پناهی

در یکی از تابستان‌های چرک و نا امن ِ بنی‌هاشم،

در اوج ِ بی‌پولی

یک اسکناس ِ هزار تومانی طی ِ یک کنکاش ِ بی‌دلیل

لای کتاب باد هر جا می‌خواهد می‌وزد ِ برسون پیدا کردم!

انتقال ٍ احساسم در آن لحظه

مثل ِ خوابُ کرال ِ تعبیر نشده در ابدیت گم شد !

کشف ” آ ” برایم از همین جنس بوده است !

در ظللِ ظلماتِ یاس‌های فلسفی،

در کنکاش شب‌های داغ ِ بی‌انگیزه‌گی ،

او را به لبخند منحصر به فردش از لابه‌لایی ِ لحظ‌ه‌ها پیدا کردم !

لب‌خندی صرفآ برای شخص دوّم !

اوایل عادتم شده بود

که بنشینم به صدای آشنای در زدن ِ مرگ گوش بدهم !

در آن وحشت

بیشترین لبخندهای او اعتمادی توصیف ناپذیر بود!

برعکس ِ همه ی رویاها وُ کابوس‌ها

که به بی‌نهایت می‌پیوندند ،

لب‌خند او از بی‌نهایت به من نزدیکُ نزدیک‌تر می‌شد !

چیزی شبیه ِ زنگوله‌ی آویز بر کُت ِ نبود ِ سه ساله‌گی‌اَم !

و بعد صدای تاپ تاپ قلب ِ کوچک او بود !

قلب ِ کوچکی که بعدها فهمیدم هرگز کودکی نکرده است !

توصیف ِ مالکیت‌های حسی هم

همان تعبیر ِ خواب کرُ لال‌هاست !

….

[کتاب سال‌هاست که مرده‌ام - حسین پناهی - مجموعه چشم چپ سگ]

از حسین پناهی :

شاخکی بیش نیستیم !

بهانه

قندان هُل می‌دهیم

” اگر زنی سر سه شوهر را خورده باشد (یعنی سه تا شوهرش مرده باشد)، اجازه نمی‌دهند دوباره ازدواج کند.

او را عقد یک درخت بید می‌کردند. اگر درخت بید سبز می‌ماند او اجازه داشت دوباره ازدواج کند و اگر نه

نمی‌توانست. ” [بخشی از مصاحبه یوسف علیخانی با مجله چلچراغ درباره یکی از رسوم کرمانشاه]

یوسف علیخانی

یوسف علیخانی متولد روستای میلک کتاب‌های نوشته که همگی شایسته تقدیر هستند و به صورت مشخص

نشان از تحقیق و پژوهش او.کتاب‌های چون ” اژدهاکشان”.

اژدهاکشان

درباره یوسف علیخانی همین کافی که در سال ۱۳۸۲ مجموعه داستانی او به نام ” قدم به خیر مادربزرگ من بود”

که توسط انتشارات افق منتشر شده بود نامزد دریافت کتاب سال شد.و کتاب ” اژدهاکشان ” او که در شهریور

سال ۱۳۸۶ منتشر شد نگاه همه را خیره داستان‌های او کرد که در فضای یک روستا می‌گذشت.

پاراگراف اول پست هم مربوط به کتاب ” عروس بید ” اوست که طبعآ همین خط داستانی مشخص

می‌کند که با کتابی خواندنی طرف خواهیم بود پس پیشنهاد این‌بار کتاب‌های یوسف علیخانی…

پیوست: وبلاگ شخصی یوسف علیخانی

حسین پناهی

تقدیم نامچه کتاب سال‌هاست که مرده‌ام :

به دوستم مهندس محمد‌رضا حائری

که دارُ ندارش را چای‌ُ میود کردُ به خورد ِ ما داد،

تا بل‌که یکی از آن جمع ِ چهل نفره شاعر شود…

و هیچ کدام نشدیم !

و اما شب ِ شعر :

گروه ِ ما همه شاعران ِ خوبی هستند !

همه برای سیگار ِ خام ِ هم کبریت می‌کشیم

و برای هم قندان هُل می‌دهیم !

لب‌خند می‌زنیمُ

با دستانی که از پاکی‌ُ اشتیاق می‌لرزند ،

دفترچه‌های کوچکُ بزرگ ِ خود را

زیر صندلی‌ها پنهان می‌کُنیم !

می‌گوییمُ گوش می‌دهیم

و این چنین شب ِ ما

- آگین ِ عطرُ لب‌خند – سپری می‌شود !

تنها بزغاله‌ها می‌دانند طعم ِ تلخ ِ بادام ِ ما !

کِی سَر می‌رسد

مرگ ِ این همه خوب ُ خوبی‌ها ؟

برزخی که در آن

هیچ قندانی جا به جا نمی‌شود

و کسی دانه‌ی کبریتش را ،

حرام ِ سیگار ِ دیگری نمی‌کُند ؟

این اتفاق ِ شوم وقتی اُفتادنی‌ست

که در یکی از شب‌ها ،

یکی از دوستان شعری بخواند ،

که در توان ِ سرایش ِ هیچ کس ِ دیگر نباشد !

پیوست :

شاخکی بیش نیستیم !

بهانه

حسین پناهی

بی تو

نه بوی خاک نجاتم داد ،

نه شمارش ِ ستاره‌ها تسکینم !

چرا صدایم کردی ؟

چرا !

سراسیمه وُ مشتاق ،

سی سال بیهوده در انتظار ِ تو ماندم ُ …

نیامدی !

نشان به آن نشان ،

که دو هزار سال از میلاد ِ مسیح می‌گذاشت

و عصر ،

عصر ِ والیوم بود

و فلسفه بود

و ساندویچ  ِ دلُ جگر !

[حسین پناهی /دفتر اول به وقت گرینویچ / مجموعه چشم چپ سگ]

دیگر نوشته‌ها درباره حسین پناهی :

شاخکی بیش نیستیم

حسین پناهی

ما در هیات پروانه‌ی هستی،با همه‌ی توانایی‌ها و تمدن‌هامان شاخکی بیش نیستیم !

برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد ! یادمان باشد کسی مسئول‌ ِ دلتنگی‌ها و

مشکلات‌ ِ ما نیست !

اگر رد ِ پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هر مفهومی

نشسته‌ایم و همه‌ی چیزهای تلنبار ِ مربوط و نامربوط را زیر و رو می‌کنیم !

به نظر می‌رسد انسان آسانسور‌چی فقیری است که چرخ ِ تراکتور می‌دزدد !

البته به نظر می‌رسد! تا نظر‌ ِ شما چه باشد ؟

پیوست : در بخش ادبی از امروز بخش‌های جالب آثار مرحوم حسین پناهی رو می‌نویسم متن بالا

از دفتر پنجم مجموعه ” چشم چپ سگ “‌ به نام ” سال‌هاست که مرده‌ام ” انتخاب شده.

به من خرده گرفته شده که چرا اینقدر از کلمه ” هست ” استفاده می‌کنی و از اونجایی که برای هر چیزی پاسخی

هست باید به این موارد اشاره کرد.

۱ – از طرف خودم باید بگم خب هر جای که نیاز باشه باید استفاده کرد دیگه !

اما از دید ادبی شاید منظور این باشه به جای ” هست “‌ بگیم  ” است ” اما به واقع تفاوت این دو کلمه چیه ؟

موضوع پیچیده‌تر از این حرفاست چونکه این دو کلمه در قدیم‌الایام ریشه در کلمات ” هستن ” و “‌ استن ”

داشتن ولی امروز اینگونه نیست و هر دو از کلمه ” بودن “‌ نشات می‌گیرن و شاید همین موضوع دست ما را

برای استفاده از هرکدام به جای آن یکی باز می‌کنه.

مثلآ :

حضرت‌والا در خانه است.

حضرت‌والا در خانه هست.

هر دو تا جمله بالا یعنی حضرت‌والا توی خونه تشریف داره.البته معمولآ جمله‌ای که کلمه ” در “‌ توش باشه

باید با ” است ” پایان بگیره ولی به هر حال جملات بالا هم درست هستن.

مقاله زیر تنها مقاله‌ای بود که به بررسی علمی تفاوت “‌است” و “‌هست” پرداخته بود فکر کنید بحث چقدر پیچیده

شده که کار به مقاله و اینا کشیده :

تفاوت ” است ” و “هست ” چیست ؟‌

البته وقتی من میام اشتباهات مضحک رایج رو می‌نویسم باید این موارد رو مدنظر قرار بدم ولی مطمئن هستم

خیلی‌ها اصلآ‌ به این چیزا دقت نمی‌کنن ! پس به صرف اینکه کلمه‌ای به گوش کسی آشنا نیست دلیل به

اشتباه بودن اون نیست.

در لغت‌نامه معین آمده که “خر” به صورت پیشوند در آغاز برخی واژه‌ها معنی بزرگ و نتراشیده و ناهموار می‌دهد.

ببینیم چندتا ترکیب به این شکل داریم:

خرچنگ: یعنی چنگ‌های بزرگ

خرگوش: گوش‌های بزرگ

خرپشته

خرمهره

خرمگس : مگس بزرگ

پیوست: از چنین ترکیب‌های با کلمه خر که معنی بزرگ می‌ده دیگه چه چیزای سراغ دارید؟

تائو

لائوتزه، پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در زمان کنفوسیوس می‌زیسته.می‌گویند معنی اسمش می‌شود ” پسر پیر “.

لائوتزه اهل روستای “چیو ژن”‌ بود.تاریخ‌نگار و بایگان دربار شاهان بوده است در اواخر عمر از مردمی که از

راه و روش او پیروی نمی‌کردن دلزده شد،سوار بر گاو میشی شد و راه بیابان در پیش گرفت تا به سمت غرب

و تمدن برود اما در یکی از دروازه‌های دور کشورش نگهبان آن دروازه او را متقاعد کرد که دست از رفتن

بردارد و به جای آن افکارش را در قالب کتابی در بیاورد این گونه بود که کتاب ” تائو تِ چینگ ” نوشته شد

آن‌هم تنها با ۵۰۰۰ هزار کلمه .

لائوتزه

تائو تِ چینگ یعنی چی ؟‌

تائو یعنی قانون و روش . تِ یعنی فضیلت اخلاقی،راه مستقیم،دل . و چینگ هم یعنی متن .

پس روی هم معنی این عبارت می‌شه: متن پیروی مستقیم از راه و روش هستی و حیات به راهنمای درک درونی .

این کتاب فلسفی و ادبی محسوب می‌شود و به نوعی خردناب و راه و روش زندگی را در کمترین جملات منتقل

می‌کند به نظر لائوتزه در بخش‌های از کتاب روش‌های حکومت کردن را به درباریان آموخته.

در اینجا بخش‌های کوتاهی از کتاب را که از دید من جالب بود می‌نویسم :

۱ –

انسان نرم و لطیف زاده می‌شود.

و به هنگام مرگ سخت و خشک می‌شود

گیاهان هنگامی که سر از خاک بیرون می‌آورند نرم و انعطاف پذیرند.

و به هنگام مرگ خشک و شکننده.

پس هر کس سخت و خشک است

مرگش نزدیک شده

و هر که نرم و انعطاف پذیر

سرشار از زندگی است…

۲ –

همه‌ی رودها به دریا می‌ریزند

زیرا دریا از آن‌ها فروتر است.

فروتنی به دریا قدرت می‌بخشد…

۳ –

با سخت هنگامی که ساده هست رودر رو شوید…

۴ -

اداره‌ی کشوری بزرگ

چون سرخ کردن ماهی کوچک است

با دستکاری بیش از حد، به حتم کار را خراب می‌کنی.

۵ -

وقتی مردم فکر می‌کنند که جواب‌ها را می‌دانند،

راهنمایی‌ کردنشان سخت است…

[این چیزهای که نوشتم ادامه داره که می‌سپاریم به اینکه بر حسب علاقه کتاب رو تهیه کنید ]

تهیه کتاب به زبان فارسی :

لائوتزه

انتشارات :‌ مثلث

مترجم :‌ فرشید قهرمانی

صفحات : هشتاد و چهار صفحه

قیمت :‌ در حدود دو هزار تومان [جیره فرهنگی که فراموش نشده]

پیوست :‌ بخوانید دیگر متن‌های ادبی را !‌

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتم که یافت می نشود جسته ایم ما

گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست

( مولوی )

تو در این عشق

بهینه رفتار کردی

ولی من ، از همه چیزم گذشتم !

بر چسب سبز رنگ انرژی

مبارک قلبت باشد !!!

شاعر : میلاد تهرانی

پیوست : در ادبیات غرق شوید !