باغ‌وحش انسانی

انسان میمونی

[تصویر بالا: گرفته شده در سال 1906 از اوتا بنگا در باغ‌وحش Bronx]

به او می‌گفتند میمون انسان‌نما.برای ساعت‌ها در قفس‌ جلوی بازدیدکنندگان می‌ایستاد تا او را نظاره کنند.بالای

قفس‌اش نوشته بودند: ” حلقه گم‌شده “.

تنها هم‌دم او میمونی بود که در قفس با او زندگی می‌کرد.بازدیدکنندگان او را مجبور می‌کردند داد و فریاد کند.

برخی به او ضربه می‌ِزدند و بقیه می‌خندیدند.

نام او اوتا بنگا ، از کنگو آورده شد و در قفس‌اش کردند تا دانشمندان آن زمان سیر تکاملی انسان را از موجودی

پست نمایش دهند.داستانی غم‌بار که برای اولین بار منتشر می‌شود.باغ وحش انسانی.

به صورت تراژیکی،بنگا قربانی یکی از دردناک‌ترین اعمال استثماری آمریکا شد چیزی که در این حد و اندازه

دیده نشد و در حدی بالاتر باعث ایجاد تفکراتی نظیر نازیسم شد.

اما او کیست؟ و چگونه این آزمایش عجیب و غریب که قرن بیستم را شکل داد روی داد؟

یک‌صد سال پیش قبل از اختراع تلویزیون و ایجاد صنعت توریسم،تعدادی از تجار و کارآفرینان تصمیم گرفتن

بخشی از عجایب دنیا را در جایی گرد آورند.

اوتا بنگا

[تصویر بالا: تصویری از اوتا قبل از اینکه به آمریکا برده شود او در اینجا سالم و سرشار از زندگیست ]

در سال 1904، ویلیام مک‌گی که انسان‌شناس بود ایده‌ای داد به عنوان باغ‌وحش انسانی که در شهر سنت‌لویس

ایالت میسوری آمریکا ساخته شود.این بزرگترین آزمایش از این دست و یک نمایش عمومی در آن

زمان بود.

مک‌گی  می‌خواست بلندقدترین آدم جهان که به عنوان یک غول در پاتاگونیا در شمال آمریکا زندگی می‌کرد را در این

باغ‌وحش نمایش دهد.او آینو را که در جزیره‌ای در شمال ژاپن زندگی می‌کرد به عنوان پرمو ترین انسان

جهان در قفس به مردم نمایش دهد.در لیست سفارشات او درخواست خرید 300 فیلیپینی داده شده که هیچ

تاریخچه‌ای که چرا چنین چیزی می‌خواست وجود ندارد.

او به کنگو رفت و در آنجا تعدادی از مردم را که به آن‌ها میمون انسان‌نما می‌گفت با دادن مقداری سکه و نمک

به آمریکا آورد.یکی از آن‌ها اوتا بود.

اوتا تا آن زمان هیچ انسان‌ سفید‌پوستی ندیده بود وقتی سوار قایقش کردند درباره همه چیز سئوال می‌کردد

اینکه آن قایق چطور حرکت می‌کندو…

وقتی به آمریکا رسیدند این شش انسان سیاه‌پوست مبهوت ساختمان‌های بلند آنجا شده بودند.آن‌ها را با قطار

به شهر سنت‌لویس فرستادند جایی که قرار بود نمایش مک‌گی اجرا شود.

مک‌گی دنبال سرخ‌پوستان بدوی و حتی اسکیمو‌ها بود تا آن‌ها را وارد قفس‌های باغ‌وحش خود کند.

این باغ‌وحش چنین القا می‌کرد که انسان سفید‌پوست بالاتر از هر نژادیست.چیزی که در جلوی چشم مردم قرار

گرفته بود.او دنبال اثبات نظریه داروین بود و بر خلاف مسیحیان انسان را تکامل یافته میمون‌ها می‌دانست

و از دید او این انسان‌های سیاه‌پوست در رده نخست و جز پست‌ترین هستند و آن‌ها را حلقه گمشده مابین

انسان و میمون‌ها می‌دانست.

در سال 1905 هنگامی که نزدیک به 20 میلیون نفر این انسان‌های میمون‌نما را دیدن مک‌گی آن‌ها را به

کنگو برگرداند.اما اوتا اثری از قبیله‌اش نیافت به نظر سربازان بلژیکی آن‌ها را دور کرده بودند.

اوتا با دختری از قبیله‌ای در آن نزدیکی ازدواج کرد و به زندگی در آفریقا بازگشت.بعدها همسرش توسط

ماری سمی گزیده شد و از دنیا رفت.اوتا از سمت قبیله همسرش طرد شد آن‌ها می‌گفتند که او نفرین شده است.

اوتا که در سرزمین خودش تنها و آواره شده بود به ورنر[کسی که مسئول حمل آن‌ها به آمریکا بود] گفت

که او را به نیویورک ببرد.ورنر هم با بی‌میلی او را همراه با کشتی که موز و طوطی حمل می‌کرد به آمریکا

برد.

هیتلر

ورنر، اوتا را در موزه ملی آمریکا و در اتاقی پناه داد به این گمان که او آنجا امن است.ولی در اینجا بود که یک

آمریکایی نژادپرست به نام مدیسون گرانت که همواره از نژادپرستی علمی و برتری نژاد سفیدپوست به عنوان

نژاد برتر یاد میکرد برای اوتا نقشه‌ای دوباره کشید برای نمایش مجدد او در قفس میمون‌ها.

در سال 1930 و هنگامی که کتاب مدیسون‌گرانت به نام “The Passing of the Great Race” به زبان

آلمانی ترجمه شد او از یک سیاست‌مدار آلمانی نامه‌ای دریافت کرد با این محتوا:

”  کتاب شما، انجیل من است ”

آن فرد،آدولف هیتلر بود کسی که این کتاب و مباحث مطرح در آن را به عنوان اصول بنیادی رایش سوم در نظر

گرفت.

اما اوتا که در باغ‌وحش در معرض نمایش قرار داده شده بود موجب انتقاد‌های شد در تاریخ 9 سپتامبر 1906

نیویورک تایمز نوشت: یک انسان در قفس میمون.

در اثر همین انتقاد‌ها نمایشگاه تنها دو هفته دوام آورد.

اما سرنوشت اوتا چه شد؟

او بعد از رهایی از باغ‌وحش Bronx به یک مدرسه بچه‌های سیاه‌پوست منتقل شد تا متمدن شود.لباس‌های غربی

بپوشد و نحوه خوردن و صحبت کردن و انگلیسی یاد بگیرد.او برای 4 سال از چشم مردم پنهان شد و از نیویورک

به ویرجینیا منتقل شد جای که مردم محلی به خاطر حس کنجکاوی او، به او لقب اوتا بینگو داده بودند.

او در یک کارخانه تولید توتون و تنباکو مشغول به کار شد تا با پس‌انداز کردن پول بتواند به کنگو برگردد

ولی با شروع جنگ جهانی اول این کار غیر ممکن شد و اوتا دچار افسردگی شد.یک شب او با رفتن به حیاط

پشت فروشگاه مرکزی شهر با شلیک گلوله در مغزش به زندگی خود پایان داد تنها هنگامی که 32 سال سن

داشت یعنی 10 سال بعد از اینکه او را در قفس میمون‌ها به معرض نمایش گذاشته بودند.

او در جای بی‌نام و نشان به خاک سپرده شد ولی داستان زندگی‌ش نشانی ننگین برای انسان‌های خود برتربین شد.


پست‌های مربوط به هیتلر برای علاقه‌مندان:

اسرار غیر‌محرمانه

پشت‌نقاب دیکتاتور

دروغی بیش نیست!

هیولای نقاش

کیش‌ومات

پیوست: حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید !

کیش و مات

افکار و استراتژی های متفاوت آن ها باعث ویرانی های گسترده در قالب مهم ترین برخوردهای نظامی قرن بیستم شد

اما اینجا صحنه جنگ آنها بر روی یک صفحه شطرنج مستقر شده است .

تصویر زیر آدولف هیتلر را نشان میدهد که رو در روی ولادمیر لنین نشسته و در حال بازی شطرنج هستند صاحب

این تصویر مدعی هست که تصویر بر حسب بازی که بین این دو حدود 100 سال پیش انجام شده تصویر شده

است .

آدولف هیتلر و ولادمیر لنین

در حالی که مورخان در صحت چنین تصویری شک دارند اما صاحب این تصویر دلایل مختلفی برای اثبات ادعای خود

دارد.

این تصویر در وینا و توسط معلم هنر هیتلر یعنی اما لونسترام به تصویر کشیده شده است.

همچنین پشت تصویر توسط مردانی امضا شده است که قصد داشتند به رهبران ملت های خود تبدیل شوند.

هیتلر 20 ساله بود که به عنوان هنرمند در سال 1909 فعالیت می کرد و لنین که دو برابر هیتلر سن داشت از

شوروی تبعید شده بود خانه ای که آنها در آن مشغول بازی شطرنج بودند متعلق به یک یهودی سرشناس میباشد.

آدولف هیتلر

(( تصویر و خود صفحه شطرنج هر کدام به قیمت 40 هزار یورو به فروش می رسند ))

در حین جنگ جهانی دوم صاحب خانه فرار کرد و بسیاری از اموال خود و این تصویر و صفحه شطرنج را برای خدمتکار

خود باقی گذاشتند و حال نوادگان آن خدمتکار قصد فروش این تصویر و صفحه شطرنج را با قیمت  تخمینی 40 هزار یورو

برای هر کدام را دارند.

فروشنده ناشناخته با اعتماد به نفس بیان میکند که پدر آنها عمر خود را برای اثبات صحت واقعی بودن این تصویر

صرف کرد او اسنادی بالغ بر 300 صفحه از آزمایشات کاغذ و امضا را بررسی کرد.

ریچارد وست وود از حراجی مولاک میگوید : که این امضا بوسیله مداد تا 80 درصد قابل اطمینان هست .

اما برخی مورخان می گویند هیچ سندی درباره اینکه در سال 1909 لنین در وینا بوده باشد در دست نیست و

همچنین لنین از سال 1894 به بعد طاس شده بود بر خلاف مردی که در این تصویر میباشد.

لنین

(( تصویری که پلیس بعد از دستگیری لنین  در سن پترزبورگ در سال 1896 گرفته است کله بی مو لنین

مشخص هست ))

آدولف هیتلر

(( تصویری از آدولف هیتلر جوان که در سال 1923 گرفته شده است ))

هیولای نقاش

تصویری از یک فرد منزوی بر روی یک پل قدیمی در لهستان ، این تصویر نقاشی هست که هیتلر از خود کشیده آن هم

در زمانی که تنها 21 سال سن داشت و در تلاش برای هنرمند شدن ، متعلق به سال 1910 .

این نقاشی در انباری نگه داری میشد و در طول جنگ جهانی دوم کشف شد حال نقاشی را به معرض دید عموم قرار داده اند

قبل از اینکه حراج این اثر شروع شود .

تصویری نقاشی شده از هیتلر توسط خودش

(( بی شک این تصویر هیتلر است به وضوح در عکس و بالای سر فرد منزوی نام هیتلر نوشته شده است ))

نقاشی هیتلر

(( در تصویر کامل در گوشه پایین سمت راست امضای هیتلر مشخص هست ))

در این نقاشی هیتلر خود را بدون دماغ و دهان به تصویر کشیده و با زدن علامت ضربدر در بالای سر و نوشتن

کلمه AH بر اینکه تصویری از خود را کشیده تاکید داشته است .

نقاشی هیتلر

(( یکی از 13 نقاشی هیتلر که به حراج گذاشته خواهد شد ))

هیتلر دو مرتبه در سال های 1907 و 1908 از موسسه هنرهای زیبای وینا پذیرفته نشد و به او گفتند که به دلیل

نداشتن استعداد کافی امکان پذیرفتن او فراهم نیست .

هیتلر

نقاشی هیتلر

هیتلر در نهایت مجبور شد که نقاشی های خود را به صورت کارت پستال به توریست ها بفروشد و از این راه کسب

درآمد کند .

پیوست 1: در فیلم ” ظهور یک شیطان  ” مطرح می کند که بعد از اینکه هیتلر با اندکی پولی از روستای خودشان از لهستان

به آلمان میرود تا بتواند وارد موسسه هنرهای زیبا شود مسئولین موسسه که یهودی هم بودند از پذیرش او سرباز زدن و در

اندکی مدتی هیتلر تمام پول خود را از دست داد و آواره آلمان شد این یکی از مواردی بود که هیتلر از یهودیان کینه ای بزرگ

به دل گرفت .

پیوست 2 : همچنین بخوانید ” پشت نقاب دیکتاتور ” و حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید .

دروغی بیش نیست !

شایعه ، دروغ ، یک کلاغ چهل کلاغ و یا هر نامی که می خواهید برای این موضوع انتخاب کنید موضوعاتی که در

طول سال ها بدل به واقعیت شده در صورتی که ” دروغی بیش نیست ” .

دروغ اول : آدولف هیتلر گیاه خوار بوده و الکل هم استفاده نمی کرده .

هیتلر

یکی از موضوعاتی هست که تبدیل به یک افسانه همه گیر شده به نظر این موضوع به نوعی طعنه هست به این که مردی

که عامل جنایت های هولناک بشری بوده دوستدار حیوانات بوده به گونه ای که نمی توانسته آنها را بخورد اما در اصل این

طعنه پیچیده غیر واقعی است . در حقیقت هیتلر از خوردن سبزیجات طفره می رفت و سوسیس آلمانی و گوشت خوک از

غذاهای دلپذیر او بود . دیونه لوکاس در سال 1930 متذکر شد که غذای محبوب هیلتر گوشت بچه کبوتر هست . در مورد

نوع نوشیدنی هیتلر هم صحبت سالواتوره پائولینی پیشخدمت هیتلر کافیست که ذکر می کند نوشیدنی درخواستی هیتلر

همواره حاوی الکل بوده است .

دروغ دوم : آقای واتسون ، بیا اینجا و یا اینکه الکساندر گراهامبل مخترع تلفن بوده .

الکساندر گراهامبل

همه ما شنیده ایم که مخترع تلفن الکساندر گراهامبل هست کسی که برای اولین بار از این وسیله برای صحبت با

دستیار خودش آقای واتسون بهره جست ولی در حقیقت اولین تلفن 15 سال قبل از گراهامبل توسط مخترع آلمانی

به نام فیلیپ ریس اختراع شد وسیله ای که توسط این مخترع ” تلفن ریس ” نام گرفت . این تلفن اصوات موسیقیای

را با وضوح و اصوات انسان را بصورت ضعیف منتقل می کرد به هر حال اولین انتقال صوت انسان بوسیله سیم

توسط ریس صورت گرفت ولی 15 سال زمان نیاز بود تا این وسیله توسط فرد دیگری ثبت شود .

دروغ سوم : خوردن اسفناج باعث قوی شدن میشه درست مثل ملوان زبل .

اسفناج

این افسانه از این جا سرچشمه میگیره که مردم معتقد هستن اسفناج حاوی آهن فراوان هست ولی خب صبر کنید حقیقت

اینه که اسفناج حاوی آهن زیاد نیست . چه باور داشته باشید و چه نه این موضوع از یک اشتباه در نوشتن صورت گرفته

در سال 1870 هنگامی که دکتر وُلف به صورت اشتباهی یک ممیز اعشار را در جای غلط قرار داد باعث شد تا اسفناج

حاوی 10 برابر بیش تر از آنچه آهن دارد شود در ضمن شما با خوردن اسفناج و یا هیچ چیز دیگر نیرومند نخواهید شد

برای داشتن ماهیچه های تنومند و پرقدرت شما نیاز به تمرین های منظم و صحیح دارید .

پشت نقاب دیکتاتور

در هنگام جنگ جهانی او چیزی از یک هیولا کم نداشت ، اما در خفا آدولف هیتلر آدمی غیز جذاب با کارهای

غیر منطقی بود .

به عنوان مثال یکی از عادات بد و زننده هیتلر هنگام غذا خوردن بود به نوعی که او دچار مشکلات هاضمه ای میشد و

این باعث میشد تا موقع غذا خوردن دچار نفخ شکم شود و این کار او باعث آزار دیگران که بر سر میز غذا بودند میشد.

(( تصویر مربوط به روزهای سرنوشت ساز پایانی جنگ ، هیتلر به همراه معشوقه خودش اوا برون در پناهگاهی

زیر زمینی در نزدیکی برلین سال 1945 ))

این عادات ناهنجار روزانه هیتلر توسط عوامل سطح بالای نازی نگاشته میشد و در نهایت به دست عوامل انگلیس افتاد

این متن چهار صفحه ای در ماه می 1945 نگاشته شده – همان ماهی که هیتلر مُرد – بر روی جلد این متن آمده بود

– این متن خلاصه باید بعد از 48 ساعت از بین برود – .

اما بر خلاف این دستور العمل این متن نابود نشد و به دست عوامل انگلیس به انگلیس فرستاده شد .

یک سرباز گمنام در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم بیشتر از 30 بار با هیتلر نهار خورده و خاطرات خود را از این روزها

نگاشته :

” هیتلر خیلی با سرعت و تندتند غذا می خورد مثل یه ماشین ”

” هیتلر سیگار نمی کشید و کشیدن سیگار در حضور هیتلر اکیدآ ممنوع بود به نظر هیتلر از خشکی نای رنج می برد ”

” هیلتر خیلی آرام و مهربانانه صحبت می کرد بدون صدای خشن و بم . بر خلاف سخنرانی هایش در بین عموم مردم ”

” او ناخن هاش رو می جویید ”

” او معمولآ در خلوت خودش با زن ها وقتش رو می گذروند ”

تاریخ دان های که این اسناد را بررسی کرده اند از اهمیت بالای این اسناد صحبت می کنند که این اسناد

شخصیت و عادات هیتلر را که برای سال ها از چشم مردم آلمان و دنیا مخفی نگاه داشته شده بود برملا

می کند . چیزی که شاید نشان از آن دارد که دیکتاتور پشت یک نقاب چنهان شده بوده .

پیوست : توصیه می کنم بخوانید ، اسرار غیر محرمانه . و همچنین حضرت والا را از طریق فید مرور کنید :) .

اسرار غیر محرمانه

در زیر لیستی از پروژه های محرمانه ای را مشاهده می کنید که در مورد برخی اسنادی به درستی و

روشنی منتشر شده که مدرکی بر درستی آن هاست و در مورد برخی هیچ گونه مدرکی ارائه نشده

ولی عده زیادی به آن موضوع باور دارند.

1 – چرچیل و اعدام هیتلر

سِر وینستون چرچیل نخست وزیر بریتانیا در دوره جنگ نقشه ای طراحی کرده بود برای اعدام

آدولف هیتلر بوسیله صندلی الکتریکی البته به این شرط که آدولف هیتلر بوسیله نیروهای متحدین

دستگیر شود . این اسناد از تمایل و موافقت چرچیل برای اعدام بوسیله صندلی الکتریکی سران حزب

نازی از جمله هیلتر را به عنوان جنایت کار جنگی داشته است دلیل اینکه چرچیل صندلی الکتریکی را

برگزیده برای این بوده است که از این وسیله تا قبل از لغو مجازات اعدام در سال 1965 در بریتانیا

استفاده نشده بود و با این کار می توانسته هیتلر را در بریتانیا اعدام کند.همچنین بر طبق این مدارک

چرچیل به کابینه خود دستور پاک سازی مردم بی دفاع روستای آلمانی را در چکسلواکی می دهد آن هم

به دلیل قساوت های حزب نازی !

2 – عملیات نُورث وُود

وقتی قرار هست عملیات تروریستی بر ضد شهروندان آمریکا توسط خود دولت مردان آمریکای برنامه ریزی

شود پای عملیات نُورث وُود به میان می آید.عملیات نوُرث وُود قصد داشت تا مردم در خیابان های در پی

حملات تروریستی کشته شوند ، یا اینکه قایق های که در بین آمریکا و کوبا قایق رانی می کنند با موشک

زده شوند و یا اینکه عملیات تروریستی در واشنگتن دی سی و یا میامی و جاهای دیگر صورت گیرد و عامل

تمام این مسائل کاسترو رهبر کوبا معرفی شود برای شروع یک جنگ که آمریکا به آن نیاز داشت .

ایده دیگری که در این زمینه بشدت قوت دارد درباره سفر تاریخی جان گِلن در بیستم فرویه سال 1962 میباشد

که قصد داشت کره زمین را دور بزند و پیام دوستی ، آزادی و صداقت را به جهان ببرد پرواز او قرار بود از ساحل

فلوریدا انجام شود ولی  لمنیتزر و فرمانده هانش ایده دیگری داشتند اگر یک موشک به هواپیما اصابت می کرد

و جان گلن کشته میشد می توانستند این عمل را به کمونیست های کوبایی منتصب کنند.

فایل پی دی اف مربوط به اسناد این عملیات

پیوست : اسرار مانند اسرار بالا که بعد از سال ها منتشر شده فراوان هستند که بعدآ باز هم به برخی دیگر

اشاره می کنم.