نفرین خرگوشی

نفرین خرگوشی

خرگوش داری ؟ داری یه خرگوش می خری ؟ داری فکر می کنی که میخوای یه خرگوش بخری ؟ صبر  کن ممکنه

دچار ” نفرین خرگوشی “ بشی .

چشم غمگین چند روزی هست که صاحب یه بچه خرگوش شده که به نام ” بوپو “ ملقب شده ولی من حس می کنم که

حدیثه ممکنه دچار ” نفرین خرگوشی ” بشه . اصلآ بزاریم براتون تعریف کنم این ” نفرین خرگوشی ” چی هست !؟

روزی از سال ، در شهر ناتینگهام ، مردمی که گیاهان خود را به طور غیرطبیعی رشد داده اند در قصر تاتینگام مسابقه ای

ترتیب می دهند و محصولات خود را به نمایش می گذارند و در نهایت به برنده جایزه ای به شکل ” هویج از جنس طلا “

می دهند . دو سه روز مانده به این مسابقه ، مردم دستگاه های خرگوش گیری خود را که از آقای والاس خریداری

کرده اند روشن کرده تا خرگوش ها سبزیجات آن ها را نخورند. در همان روزها خانم ناتینگهام به آقای والاس زنگ زده

و از او میخواهد خرگوش هایی را که به خانه اش حمله کرده اند را از بین ببرد.او پس از گرفتن یک خرگوش ، با

گله ای از خرگوش ها مواجه میشود و به گرومیت می گوید دستگاه ” بی وی شش هزار “ را روشن کند.پس از یک

دقیقه همه آن ها درون دستگاه هستند.والاس ” دستگاه شستشوی مغزی “ را که ساخته به دستگاه ” بی وی شش هزار “

وصل می کند و به خرگوش ها تلقین می کند که ” سبزیجات بد هستند” اما متاسفانه یکی از خرگوش ها به والاس تلقین

می کند که ” سبزیجات خوب هستند” بدین ترتیب والاس شب ها تبدیل به یک ” خرگوش غول پیکر “ می شود و هر

شب سبزیجات کمتر و کمتر میشوند تا اینکه مردم از والاس و گرومیت شکایت می کنند .

خب این تا اینجا یعنی اینکه اگه حدیثه دچار ” نفرین خرگوشی” بشه شب ها تبدیل به یه خرگوش غول پیکر میشه !

نفرین خرگوشی

حالا میخواید بدونید چاره درد ” نفرین خرگوشی” چیه ؟ پس ادامه موضوع :

ولی خانم ناتینگهام به آنها فرصت دیگری میدهد.مردی شجاع به شکار خرگوش رفته و پس از تحقیق می فهمد که باید

او را با یک ” تیر طلا “ کشت . او سه تیر طلا برداشته و به شکار خرگوش میرود اما نی تواند والاس را بکشد پس

جایزه را برداشته و به سمت والاس میکشد و ناگهان تیری میزند ولی گرومیت با تکه ای آهن تیر را دفع میکند.

سپس ” دستگاه تلقین ” را به والاس نصب کرده و او را به والاس تبدیل میکند .

پیوست 1 : همچنین بخوانید ” شائون گوسفند” را !  درباره ” نفرین خرگوشی ”  ویکی پدیا را مطالعه کنید .

خرگوش باشیم یا لاک پشت

اون داستان معروف (1) خرگوش و لاک پشت رو همه شنیدیم و دیدیم اونکه

“آهسته و پیوسته” رود حتمآ به مقصد میرسه . بحث من سر همین موضوع هست

که خرگوش باشیم یا لاک پشت ؟!

اگه بخوام تیتر وار و خلاصه بگم و مزیت ها و معایب هر کدوم رو بگم :

خرگوش باشی :

1.اگه سریع بدوی و بازیگوشی نکنی همیشه می تونی زودتر از بقیه به خط پایان برسی

2.برخلاف بقیه باید سریع بدوی و معمولآ هیچ چیزی از مسیر رو نمی تونی ببینی

3.به نظر از همه رقبا سر تر هستی

لاک پشت باشی :

1.اگه بخوای برنده بشی اصلآ نباید توقف کنی.

2.چون آروم می ری و اصولآ  امکان تند رفتن رو نداری تو مسیرت خیلی چیزها می بینی

3.اگه پشت کار داشته باشی و خسته نشی شانس برنده شدنت بالاست.

خب که چی ؟

برای رسیدن به هر چیزی در زندگی به جز روش ها و موقعیت های مختلف بحث

“سرعت” و “زمان” رسیدن هم مهم هست.کسی هست که مثلآ در 18 سالگی به

چیزی می رسه و کسی هم در 60 سالگی.به نظر الگوها از “خرگوش” و “لاک پشت”

پیروی می کنن.یعنی شما می تونید یکی از این دو باشین.فرض کنید کسی از بچگی

سرش تو کتاب هست و همینجور ادامه میده تا بهترین دانشگاه قبول بشه.خب این فرد

“خرگوش” هست. و در طول مسیر هیچ چیزی ندیده ! جاهای که باید ورزش می کرده

، تفریح داشته باشه ، هیچ کدوم رو ندیده ! و صد البته که خرگوش یا لاک پشت شدن هم

به  توانایی ها ما بر می گرده ، در مجموع همواره باید بدونیم که ما کدوم هستیم ، نیاز به

نگرانی هم نیست چون به هر حال هر دو به خط پایان می رسن و چه بسا که “لاک پشت” ها

موفق تر هستند و در طول مسیر “هدف” هاشون خیلی چیزها می بینن.

پیوست 1 : اسم داستان معروف هم هست : خرگوش مغرور و لاک پشت

پیوست 2 :

If you can’t be a rabbit, be a turtle , better than

being a stone a turtle will arrive

sooner or later but a stone never

اگر نمی توانیم خرگوش باشیم لاک پشت باشیم این بهتر از این است که

سنگ باشیم لاک پشت دیر یا زود به مقصد می رسد اما سنگ هرگز