اگه جز اون دسته افراد هستین که به کسانی که وبلاگ می نویسن میگین ، خب که چی ؟ مثلآ

وبلاگ می نویسی که چی بشه ؟ از دید من داری وقت هدر میدی . و یا اینکه خودتون بلاگر هستین

و با چنین سوالاتی مواجه میشین چه پاسخی به این پرسش میدین ؟

اصولآ وبلاگ نویسی رو میشه در دو دسته جای داد کسانی که به صورت حرفه ای و با دغدغه های خاص بلاگ

می نویسن و یا کسانی که به صورت آماتور و به صورت پراکنده وبلاگ می نویسن که خود این دو دسته هم شامل

دسته های دیگه ای میشه که بیشتر پیرامون نوع مطلب دور خواهد زد اینکه فقط روزمرگی ها رو به نگارش

در میاری و یا اینکه محتوای خاص تولید می کنی .

به شخصه معتقد هستم نوشتن به زبان پارسی نیاز امروز وب ایرانی هست ، وبی که در آن زبان پارسی

، زبانی برای جستجو محسوب می شود ، آیا به نظر شما مطالب ، مقالات ، ایده های نو به صورت کافی

در وب وجود دارد (منظور به زبان شیرین پارسی) . پاسخ هر چه باشد مطمئنآ قاطعیت ندارد ، آیا بلاگ نوشتن

کمتر از چت کردن بی فایده و گاهی اوقات چند ساعته هست ، آیا بلاگ نوشتن با محتوای مناسب کمتر از

وقت صرف یاهو 360 کردن هست ؟ گاهی اوقات بعضی ها نداشتن وقت را دلیلی بر ننوشتن بلاگ می دانند

و گرنه استعداد بی همتای خود در این زمینه را زیر سئوال نمی برند ، کما اینکه بارها گفته ام جمله را اینگونه

تصحیح کن :

” همه انسان ها 24 ساعت زمان در اختیار دارند به همان اندازه انیشتن و دیگر نوابغ ، مگر اینکه مدیریت زمان ندانی ”

به واقع نفس نوشتن و انتشار افکار کاری پسندیده و حتی به استناد باعث رشد و نمو نسل هاست و عدم انتشار

فکر در هر قالب از کتاب گرفته تا یک تصویر موجب عقب ماندگی ، امروزه اینترنت فرصتی برای انتشار افکار گوناگون

هست که اگر این افکار هدفی سازنده و غیر مخرب داشته باشد موجب شکوفایی ذهن شده و چه بسا در زندگی

ما تاثیر های بسزایی دارد.

پس بدون نگرانی از  هیچ چیزی ، بدانیم که بلاگ نوشتن خدمتی به خود و همچنین به دیگران هست و چه بسا

نسل جوان تر از خود هنگامی که در یک موتور جستجو به زبان مادری خود دنبال چیزی می گردد با در بسته

مواجه نمی شود و این خود موجب سر زندگی او خواهد شد هنگامی که ببیند که هم زبانی چون او به موضوعی

که در ذهن داشته فکر کرده و افکار خود را منتشر کرده .

پس :

منتشر کن ، منتشر .


   علي نيكويي در تاریخ ۱۶ام دی ۱۳۸۷ گفته:

بابا اي ول!
اراده مي‌خواد و توان و انرژي و خلاقيت و ذوق و سليقه كه همه رو تو داري…
من تقريبن از 24 ساعت شبانه روز 17-18 ساعت رو تو شبكه مي‌گذرونم. خيلي وبلاگ خوندم و مي‌خونم و چند ساله كه مي‌نويسم اما نتونستم بيشتر از 10-15 تا متن رو تو ماه بنويسم. نه اين كه حرف نداشته باشم، نه… وقت نمي‌كنم.
همين حالا هم يه 10 روزي هست مي‌خوام اين پيام‌گذاري وب‌نگارم رو درست كنم. نمي‌رسم…


   مجید در تاریخ ۱۷ام دی ۱۳۸۷ گفته:

نوشته‌ی جالب و نگاه ِ خوبی بود.ممنون.


   عزراییل در تاریخ ۱۰ام آذر ۱۳۹۲ گفته:

چرا وبلاگ زدم ؟

اصولاً در اینترنت وبخصوص دروبلاگ ها هیچگونه دوستی واقعیت ندارد و چهره واقعی

دیگران راما نمیتوانیم مشاهده کنیم.

همه سعی داریم که حرف خود را برکرسی بنشانیم وازاین روبا حرفهای غیر واقعی و فریبنده

سعی در جلب توجه همدیگرداریم.

پایه واساس دوستی ها پوشالی است. مبنای دوستی برپایه احساسات استوار می باشد.

همه ما خودرا آدمهای خوب و وارسته جلوه داده و مظلوم نمایی میکنیم.

مدتها برای همدیگر مطلب می نویسیم وعرض ارادت وبندگی میکنیم. سعی میکنیم

که خودرا با چهره ای زیبا وشایسته جوان وپر شور وحال ونشاط جوانی نشان دهیم

درحالیکه هیچوقت همدیگر را نمی بینیم ونخواهیم شناخت وپس از مدتی با خستگی فراوان

تصمیم به حذف وبلاگ میگیریم.ولی با همه این تفاصیل من خوشحالم که وبلاگ زدم.

وشاید برای شما عجیب باشد که من چرا این حرف را می زنم.

من یک نویسنده وشاعر هستم که بدینوسیله می توانم اشعار ونوشته هایم را در دید

دوستان قرار دهم و از این طریق احساسات خود را تخلیه کنم وهیچگونه توقع و چشم داشتی

ندارم. واین مردم هستند که در مورد مطالب من نظر میدهند ونظر اشخاص برای من محترم

است.ولی اصل مطلب در جهت ایجاد این وبلاگ این بود که من شخصاً دیده نمیشوم واین برای

من مهم وحیاتی است.

چرا که من فردی هستم با قیافه ای نسبتاً زشت و کریه … پیر وشکسته واز گذشت زمان فقط

چین وچروک صورتم به ارمغان گرفته شده وپژمرده وناتوان در گذر زمان وحوادث زندگی

میکنم.





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود