کور شود چشم بخیلان و دشمنان حضرت والا ، تا همین ساعت حضرت عزرائیل به حساب مشوش ما

سه بار برای گرفتن جان ما بر بالین آمد هر بار دلیل تقصیری آوردیم و از زیر تسلیم کردن جان ، فلنگ را

ایضآ بستیم ، طبیبان سیه چرده هندی دسته دسته بر بالین همایونی حاضر شده هر کدام به دیلیماج

ما چیزی عرض کرده ، سیم و زر خود گرفته و رفتند دریغ از قدری بهبودی حال والا حضرت .

از ریه گرفته تا سر ، از سر گرفته تا نوک انگشتان مبارک هر کدام به نوعی درد می کند دست آخر دست به

دامن پزشک مخصوص شدیم تا حداقل چند پست بلاگ را به قول فرنگی ها  “آپدیت” کنیم بلکه نگویند

حضرت والا از دست رفته ، همین :) .


   حدیثه در تاریخ ۲۸ام آذر ۱۳۸۷ گفته:

آخی. اُمیدوارم زودی حالتون خوب بشه و برگردین و تند تند وبلاگتون رو ” به روز ” کنین! 😀


   نيلوفر زاهدي در تاریخ ۲۸ام آذر ۱۳۸۷ گفته:

حضور محترم والاگهر والامقام جامبو مامبو دردتان به جون دشمنا ن شر ق و غربتان
واحسرتا چه بسرتان امده ؟ از خداوند شفاي عاجل براي ان عالي تبار دارم .
خورشيد تابناك عمرتان هميشه مستدام


   azadeh در تاریخ ۲۸ام آذر ۱۳۸۷ گفته:

درود بر حضرت والا مامبو جامبو
نگرانت شده ام وحال چگونه هستی


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۹ام آذر ۱۳۸۷ گفته:

ممنون دوستان تا این لحظه که روز جمبه باشد همچنان حالمان نحیف و زار

است طبیبان سوزن و سرم اشتباه تزریق نموده ما را تا سر حد مرگ برده اند

خدا داند حال فردای ما را :) .





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود