گروس عبدالملکیان

بین شاعرهای زمانه ما، من دوستدار گروس عبدالملکیان هستم، شاعری متولد سال ۱۳۵۹ با کارهایی بسیار تحسین شده. اگه گروس رو نمی‌شناسید و از کارهاش نخوندید بهتره بگم میتونه براتون اتفاق مهمی محسوب بشه آشنایی با اشعار این شاعر.

بیوگرافی گروس رو از وب‌سایت رسمی خودش بخونید و همچنین از ویکی‌پدیا. من هم چند تا از اشعار کوتاه‌ش رو اینجا بازنشر میکنم تا شاید براتون انگیزه‌ای باشه برای خرید کتاب‌هاش.

شعر اول:‌ 

گفتی دوستت دارم

 و من به خیابان رفتم !

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود …

شعر دوم:‌

هر نتی که از عشق بگوید…

 زیباست

حالا

سمفونی پنجم بتهوون باشد

یا زنگ تلفنی که…

در انتظار صدای توست…

شعر سوم: 

ما

کاشفان کوچه های بن بستیم

حرف های خسته ای داریم

این بار

پیامبری بفرست

که تنها گوش کند.

شعر چهارم :‌

پیــراهــنت در بــاد

تــکان مــی خــورد!

ایــن تنــها پــرچمــی اســت

کــه دوســتش دارم!

شعر پنجم: 

دستانِ من نمی‌توانند

نه نمی‌توانند

هرگز این سیب را

عادلانه قسمت کنند

تو

به سهم خود فکر می‌کنی

من به سهم تو

 

پیوست۱ : گروس عبدالملکیان، فرزند محمدرضا عبدالملکیان است. این مصاحبه او را بخوانید که در مصاحبه اشاره شده چرا اسم فرزندش را گروس گذاشته است.


   ليلا در تاریخ ۱۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

سلام
چندتا شعری که تو وب سایتشون بود رو خوندم، یه زیرکی خاصی تو انتقال حسش به مخاطب هست که خاصه،

حالا که رفته ای ، بیا، بیا برویم بعد ِ مرگت قدمی بزنیم ماه را بیاوریم و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت ….
لعنتی
دستم از خواب بیرون مانده است.

حضرت والا از تو هم تشکر فراون دارم که بر دانسته هامان می افزایی، نمایشگاه کتاب نزدیکه، حتمن کتاب های ایشون رو هم در لیست خرید خواهم گذاشت:).


   مرجان در تاریخ ۱۳ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

شلیک هر گلوله خشمی است
که از تفنگ کم می شود
سینه ام را آماده کرده ام
تا تو مهربانتر شوی


   گل فروش در تاریخ ۱۴ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

مرسی از سایت بسیار خوبتون
خیلی زیبا بود


   امیر در تاریخ ۱۵ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

سلام
در مورد کل سایت :
نوشته هاتون و نحوه نوشتنشون خیلی به دلم نشست.
ممنونم.


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۱۵ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

به امیر: سلام، ممنون امیر جان لطف داری.


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۱۵ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

به مرجان: عالی بود مرجان. ممنون که به اشتراک گذاشتی.


   Ali.D در تاریخ ۲۱ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

راستی !
یکی از بخش های جدید وبلاگ که در اصل هویت نوع و سبک پست ها رو تعیین خواهد کرد ” ذهن خلاق ” هست .

بله …


   پوری یا در تاریخ ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

سلام
ممنون پستاتون کمو همگی ارزش خوندن دارن. ادامه بدید.
بازی ک با کلمات در چند نمونه شعری ک از ایشون گذاشتید رو شاید اولین بار در این شعر بسیار حس کردم و برام جالب بود.
” من و تو هردو دست می کشیم، من به عکس تو و تو به عکس از من”


   سارا در تاریخ ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

ممنون…. عالی بوووووود


   کسرا در تاریخ ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

بسیار زیبا بودند. بخصوص شعر انتهایی که به نظر من غم عشق خاصی توش بود…
تشکر از مامبو به خاطر پست مفید.من رو هم به جمع دنبال کنندهات اضافه کردی . . .
—-
راستی توی پست معرفی دهلچی -که منو با بلاگتون آشنا کرد- گروه «Axiom» رو پیشنهاد کرده بودید.
خواستم بگم سرپرست همون گروه – در ایران – آلبوم جدیدی منتشر کرده‌اند به نام «مهراب» که به هیچ وجه شنیدنش خالی از لطف نیست. خصوصا دو قطعه دل‌انگیز «چشم جادو» و «گلزار عاشق».
شاد باشید


   مرجان در تاریخ ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

به والاحضرت:مخلصیم


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

به Ali.D : سلام – علی جان به زودی خبرهای هیجان انگیزی برای اینجا خواهم داشت…


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

به پوری یا : سلام – ممنون پوریا جان.


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته:

به کسرا‌: سلام – خیلی خیلی لطف داری. ممنون. بابت اطلاعاتی هم که دادی ممنون. به زودی گوش میدم و دربارش مینویسم.


   هماور در تاریخ ۱ام خرداد ۱۳۹۴ گفته:

شعر های قشنگی بودن.

تشکر


   Ali.D در تاریخ ۲۸ام خرداد ۱۳۹۴ گفته:

اول سلام
دوم دوتا مطلب در نظر بگیر
سوم وردپرس رو بزار رو تایمر
چهارم بابا مردیم بس که صفحه اول تکراری دیدم 😐


   سميرا در تاریخ ۱۲ام تیر ۱۳۹۴ گفته:

حضرت والا سلام
تازه با وبلاگ والاحضرت آشنا شدم و بسی حض نمودیم از خواندن وبلاگ همایونیتان، باشد که از چاکران درگاه ملوکانه تان باشیم.


   تور دبی در تاریخ ۱۳ام تیر ۱۳۹۴ گفته:

بسی جالب بود


   رسول رضایوف در تاریخ ۱۸ام تیر ۱۳۹۴ گفته:

“ناز”

صندلی ها
مبل ها
نیمکت ها
رقیبان منند.
چرا برای نشستن
زانوی مرا
انتخاب نمی کنی؟!
از کتاب ملودی سرخ -رسول رضایوف-انتشارات هزاره ققنوس


   چنارانه در تاریخ ۱۸ام تیر ۱۳۹۴ گفته:

:)


   آبان ترجمان در تاریخ ۱۸ام مرداد ۱۳۹۴ گفته:

گروس مقتدای منه .. آرمان منه … استاده . استاد !


   محمد حسن در تاریخ ۲۹ام مرداد ۱۳۹۴ گفته:

نفس بکش لعنتی!
نفس بکش!
نفس…!
دکتر سرش را تکان میدهد
پرستار سرش را تکان میدهد
دکتر عرقش را پاک میکند
و رشته کوههای سبز
بر صفحهی مانیتور
کویر میشوند.


   گلفروش در تاریخ ۲۹ام بهمن ۱۳۹۵ گفته:

خیلی ممنونم از اشعار بسیار زیبایتان
البته کامنت ها هم بسیار خواندنی هستند





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود