از طریق نوشته وبلاگی جادی عزیز از موضوع بازی وبلاگی [البته برای ما احتمالآ بازی محسوب نمیشه] تاریخ شخصی وبلاگ‌ها به روایت وبلاگ‌نویس‌ها باخبر شدم ! این بازی بزرگ و بی‌برنده توسط خوابگرد صد البته بزرگ [سیدرضا شکراللهی]برگزار شده.

گویی در این بازی باید از خودمان، از وبلاگمان بگوییم. اینکه از کجا آمده‌ایم ؟  به کجا میرویم ؟  وبلاگ برای ما چه مفهومی دارد ؟ و صد چیز دیگر…

حضرت‌والا مامبوجامبو کنونی، شوقی عظیم بود که در مرداد ماه ۱۳۸۷ در من شکل گرفت و همزمان با روز تولد خودم در شهریور همان سال پا به این دنیای مجازی گذاشت البته بدون گریه !

  • اعتراف می‌کنم ! 

قبل از سال ۱۳۸۷ در حقیقت سال ۱۳۸۴ یا چیزی در همین حدود در پرشین‌بلاگ وبلاگی با نام “پیف پاف” داشتم که مطالبی از وبلاگ‌های دیگر را کپی میکردم و بعد از کپی کردن مطلب برای ساعت‌ها چون جغدی که به وبلاگ توجه کرده منتظر کامنت‌گذاشتن دیگران بودم ! این‌ها که چیزی نیست ! کدی جاوااسکریپتی از جای دیگر کپی کردم که بالای وبلاگم برف ببارد :).

بعد از آن برای اولین بار در بلاگفا دامنه، مامبوجامبو را ثبت کردم ! در کوچه پس کوچه‌های بلاگفا به زیست نباتی خود ادامه دادم تا اینکه…

  • الکی مثلآ من خفنم :).

آقا جان ! من یک وبلاگ میخواندم اگر ذهنم یاری کند با اسم “گوریل انگوری” شاید هم “گوریل بنفش” عالی بود عالی باضافه یک وبلاگ که اسمش را نبر حالا ! چه کاریه آخه ؟! بعد کم کم بازی کردن در زمین‌های خاکی بلاگفا با یک سری از محدودیت‌ها و هم چنین مطالب عمده زردی که در آن تولید میشد [صد البته به جز وبلاگ توکای عزیز] عزمم را جزم کردم تا برای خود سرپناهی دست و پا کنم بلکه خرده فرمایش‌هایم را جای بنویسم که به قول شاعر:

آقا بالاسر نخواستیم

یار بی‌سفر نخواستیم

اینجوری بود که از بلاگفا مهاجرت کردم [یه جوری میگم مهاجرت انگار دور دنیا رو زدم].

  • من یا حضرت‌والا، مساله این است

از همان ابتدای سال ۱۳۸۷ با نام حضرت‌والا مامبوجامبو مطلب نوشتم [دلیل این اسم گذاری رو توضیح دادم اگه الان قصد دارید بهم گیر بدید.توی مطالب وبلاگ بگردید پیدا میکنین]. الان بعد از گذشت ۶ سال اعلام میکنم اشتباه کردم ! برای همین ظرف روزهای گذشته هویت خودم رو به عنوان نویسنده این وبلاگ از هویت وبلاگ جدا کردم. بله !

پست‌ها با اسم خودم یعنی “مهدی شه‌دوست” منتشر میشه. اسم خودم توی توییتر، اینستاگرام و بقیه جاها به همین شکل تغییر کرده. یعنی من الان مهدی شه‌دوستی هستم که وبلاگ حضرت‌والا مامبوجامبو رو مینویسه.

  • دوره وبلاگ‌نویسی به اتمام رسیده

توپ‌تون رو بردارید برید دم محل خودتون بازی کنید ! والا ! شما یک درصد فکر کنید این موضوع درست باشه. بشر از روز خلقت تا به امروز نوشته، خوانده، خوانده شده و همین روند ادامه پیدا میکنه. در همین باب این جمله قصار رو از خودم به جا میزارم بلکه در آینده از من یاد کنید:

وبلاگ را به خاطر بسپار، اینستاگرام مردنیست.

  • وبلاگ یا وب‌سایت، تبلیغ گرفتن یا نگرفتن

به نظرم برخی وبلاگ‌ها دگردیسی کردن و از وبلاگ به سمت وب‌سایت رفتن. مثل یک‌پزشک، از دید من یک‌پزشک دیگه یه وبلاگ‌ نیست برای همین مدت‌هاست نمی‌خونمش :). از دید من [ذکر کنم این دید من و تعریف من از وبلاگه و دارم توی خونه خودم میگم چار دیواری اختیاری] وبلاگ یعنی یه موجودیتی که یه هویت مستقل داره، هویتی که نویسنده مشخصی داره که قدری شخصی‌تر مینویسه نه لزومآ روزانه. شخصی‌تر هم نه خاص‌تر. و گرنه الان به لطف موسسات زبان و پیگیری دوستان عزیز برای مهاجرت، همه آیلتس دارن و وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های خارجی رو مرور میکنن.

با تبلیغ گرفتن هم مخالفم برای یه وبلاگ ! [آقا همین جا اعلام میکنم که من آماده نوشتن رپورتاژ آگهی برای شما هستم. حتی حاضرم ازتون کلی تعریف کنم مهم هم برام نیست شما کی یا چی هستید فقط پول بدید. یوهااااااا هاااااا]

  • هدفم برای آینده چیه ؟

خب مشخصه شخصی‌تر مینویسم ! از تجربیات خودم [دیگه چیکار کنم آدم با تجربه و دنیا دیده‌ایم خب] مینویسم. مامبوجامبو زنده میمونه تا موقعی که مهدی ‌شه‌دوست زنده‌اس :) حتی اگه کسی هم اون رو نخونه [برخلاف جادی عزیز که گفته بود آمار وبلاگ رو چک نمیکنه من چک میکنم آق حضرت‌والایتون میکنم اگه هیت وبلاگ بیاد پایین میخوام ریپورتاژ آگهی بنویسم ]. قدری قالب وبلاگ رو برای مرور در گوشی‌های هوشمند [اصلآ هم باهوش نیستن فقط تاچ هستن همین :). ] بهینه میکنم و برای وبلاگ قابلیت پیشرفته جستجو [این طرح حداقل ۴ ساله تحت بررسی من بوده کم الکی نیست که] رو میزارم. دوست دارم با خواننده‌های وبلاگ یعنی در حقیقت دوستای خودم بیشتر باشم و بیشتر از هم بدونیم بلاخره احتمالآ هم فکریم که می‌نویسیم و می‌خونیم و نظر میدیم.

  • همین‌جا یادی میکنم از ؟!!

من همین‌جا از یه سری وبلاگ و وبلاگ‌نویس و غیره میخوام یاد کنم. همیشه به یادشون هستم :).

پژمان دشتی‌نژاد از وبلاگ “یه وجب خاک اینترنت”

وبلاگ اگه اشتباه نکنم “یسنا” که صد البته نویسنده عزیز وبلاگ رو از طریق فیس بوخ و دیگر جاهای اجتماعی دنبال میکنم. بله آقای پیمان سپهری رهنما

صادق جم عزیز که برای بلاگستان فارسی کلی زحمت کشیده، دستش هم درد نکنه.

توکا نیستانی هم که دیگه نگم باز، نوشته‌هاش عالی بودن.

وبلاگ گرگدن که حاوی نوشته‌های سیدعلی میرفتاح بود الان هم که نوشته‌هاشون رو توی روزنامه اعتماد دنبال میکنم.

جادی رو هم که توی متن چندین بار ذکر کردم :). نیازی هم نبود ذکر کنم. جادی به وبلاگستان معنی میده.

من اصلآ اشتباه کردم گفتم یادی میکنم از ! کلی آدم و وبلاگ هست که باید بگم :). وبلاگ پیاده رو، میرزا پیکوفسکی و خیلی‌های دیگه.

  • من دیگه حرفی برای گفتن ندارم

به جای تگ زدن و عکس شر کردن که البته خوب هست و دم در خونه خودتونه به من چه ! وبلاگ بنویسید و بخونید ! مطمئن باشید فایده داره فقط قبل از مصرف خوب تکون بدید :).


   Ali.D در تاریخ ۲۹ام اسفند ۱۳۹۳ گفته:

عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد

عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا

سال نو مبارک ، امیدوارم سال ۹۴ سالی همراه با زنده شدن و سربلندی وب پارسی و سرتاسر موفقیت برای شما باشد .
کوچیک شما علی . د :-)


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۲۹ام اسفند ۱۳۹۳ گفته:

به Ali.D : سلام – علی جان سال نو شما هم مبارک باشه. امیدوارم سالی پر از شادی داشته باشی.


   ليلا در تاریخ ۲۹ام اسفند ۱۳۹۳ گفته:

دفعه اول اینقده تند و تند این پست رو خوندم که کلا متوجه نشدم چی خوندم :))) برا همین مجبور شدم دوباره بخونمش
امیدوارم در سال جدید نیز روزهای خوبی برای خودت خلق کنی و تجریبات این روزهای خوب رو مثل همیشه از طریق حضرت والا به دیگران هم منتقل کنی
زنده باد مهدی شه دوست، زنده باد حضرت والا مامبوجامبو
سالی سرشار از سلامتی و شادی در پیش رو داشته باشی :).


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۱ام فروردین ۱۳۹۴ گفته:

به لیلا: ممنون لطف دارید. همچنین.


   یسنابابا در تاریخ ۱ام فروردین ۱۳۹۴ گفته:

ممنون از یادآوری، هنوز دلتنگ اون روزها هستم، گرچه جاهای دیگه به نوعی دیگر می نویسم.وبلاگ نسخه درد سالهای بعد اصلاحات بود!


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۱ام فروردین ۱۳۹۴ گفته:

به یسنابابا: سلام ! بله نوشته‌های شما رو که گاهی به شکلی توی مجلات هست رو که معرفی میکنید میخونم. یاد یسنابابا بخیر…


   داود در تاریخ ۳ام فروردین ۱۳۹۴ گفته:

دقیقا تو به نتیجه ای رسیدی که من هم چند وقت پیش بهش رسیدم , اونم اینه که سلبریتی شدن تو وبلاگ با نام مستعارو مخفی کاری جور در نمیاد , چندین وبلاگ راه اندازی کردم و هیچ کس نفهمید من کیم , البته شاید جذابیت ماجرا به این بوده که ندانی مهدی کیست و بچسبی به همون حضرت والا 😉
هنوز هم مامبو جامبویی


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۳ام فروردین ۱۳۹۴ گفته:

به داود: البته مطمئن باش هیچ کسی به خاطر مهدی‌ شه‌دوست و یا حضرت والا اینجا نمیاد. کیفیت و سبک نوشتن مهمه. با توجه به بازخوردها میدونم که نوع مطالب مورد علاقه دوستان قرار میگیره و نه لزومآ شخص من.


   ميلي دالتون در تاریخ ۳۱ام فروردین ۱۳۹۴ گفته:

اوه اوه
اهلا
سلام و درود
خوبین شما؟!
ما نیز از سال ٨٨ در رکابتون هستیم!
۶ سال هم تو کامنت هات تلف شدیم!





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود