پیکان

امید مجابی در وبلاگ دیوار آزاد متنی را به روایت از یک هفته‌نامه داخلی بازنشر کرده با نام “فرهنگ گمشده” که مرتبط با ماشین پیکان و فرهنگ پیرامون آن‌ است. خواندن این مطلب را از دست ندهید! 

بخشی از مطلب بالا:

بخش‌های مختلف این ماشین از لاستیک و چراغ گرفته تا جلو داشبورد و شیشه عقب می‌توانست محل ابراز احساسات صاحبش باشد. کار ت‌های تلفن ژاپن، چراغ‌های رنگی داخل و خارج ماشین، پیچ‌گوشتی قرار داده شده پشت بادگیر شیشه جلو که ابزار ضدسرقت بود، پنکه کوچکی که در گرمای تابستان، کولر ماشین بود، بخاری که قدرتش همواره در زمستان‌های سرد آن زمان دلگرمی راکبانش می‌شد و آن رواندازهای پشمی‌گونه جلوی داشبورد که هدفش زیباتر کردن ماشین بود، همه پیوندی بین هویت ماشین و صاحبش را شکل می‌دادند.

ساداکو

سایت هایکوکتاب رو توی پست “به وقت گرینویچ، سال‌هاست که مرده‌ام”  معرفی کردم. سایت هایکو کتاب کلی تغییر کرده و خودش در توضیح این تغییر گفته:

خانه‌ی قدیم خراب بود، دیوار ِ مستراح نم‌ می‌داد، درها صدا می‌داد، آب گرم نداشتیم، همسایه ها فضول بودند، مهمان ها زیاد بودند، صاحب خانه پول زیاد می‌گرفت و…

گفتیم بیش از این مایه‌ی خجالت دوستان نباشیم. اثاث بردیم خانه جدید، کتاب و دفترمان را جمع کردیم، با کمک رفقای عزیزمان آوردیم اینجا، تا اگر شد بیشتر هایکو بسازیم و گپ بزنیم.

خانه‌ی جدیدمان بزرگتر است، دیوارهایش را رنگ زدند، مستراحش را هم امتحان کردیم، نم نمی‌داد.

اما در سایت جدید هایوکتاب داستانی زیبا از دختری به نام ساداکو نقل شده که در اثر سرطان درگذشته و آن‌هم بعد از ساختن هزاران درنای کاغذی . این داستان را از دست ندهید و از این صفحه آنرا بخوانید !

پیوست: سه درجه به راست چکیده‌ای از مطالب وبلاگ‌هایست که من مطالعه می‌کنم و در طی یک پست شما را به ‌خواندن آن‌ها دعوت می‌کنم.


   Ali.D در تاریخ ۱۹ام بهمن ۱۳۹۲ گفته:

عالي بود به خصوص نوستالوژي ” ساداكو ” و البته ” فرهنگ سواري پيكاني ” منتظر پست هاي بعدي شما هستيم .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۹ام بهمن ۱۳۹۲ گفته:

به ali.d: ممنون.


   امید نیک در تاریخ ۲۰ام بهمن ۱۳۹۲ گفته:

با تشکر از شما بابت به اشتراک‌گذاری مطلب


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۰ام بهمن ۱۳۹۲ گفته:

به امید نیک : سلام خواهش میکنم.


   A در تاریخ ۲۰ام بهمن ۱۳۹۲ گفته:

هه
یبار منو یکی از رفقای بامرام ک ی پیکان تمیز داش (به پیکانش میگف سالار) زدیم به جاده به هیشکیم چیزی نگفتیم
مامان بابامم همونروز رفته بودن اطراف شهر واسه کاری
خلاصه جیم زده بودیمو امیدمون به سالار بود ک زود برمون گردونه خونه تا چیزی س نشه
از اون جایی ک دوسم رو سالار ی سیستم صوتی توپ بسته بود و هواهم خوب بودو رفاقت ماهم گرم… اصن نفهمیدیم چطو غروب شد…
وای بدو بدو سر سالارو کج کردیم ک برگردیم و با اخرین جونی ک داش گاز دادیم
اما چشمت روز بد نبینه، یهو دیدم ماشین جلوییمون ماشین بابامه که دارن برمیگردن سمت شهر…
دوسم گف نترس جلو میزنیمو زودتر از اونا میرسیم اما بیچاره سالار مگه میتونس از ماشین بابام جلو بیفته…
خلاصه اونروز بلاخره ب خیر گذشت
اما خاطرات پیکانی ما بازم ادامه داش

الان ک سالها گذشته فقط دلم میخواد دوباره دوستم و سالارشو ببینم
ای جوونی کجایی ک یادت بخیر……………………


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۲ام بهمن ۱۳۹۲ گفته:

به a: سلام جالب بود.


   سینا در تاریخ ۲۵ام بهمن ۱۳۹۲ گفته:

فکر می کنم این سایت هایکو کتاب ناقض کپی رایت هست.(البته ان شاء الله که من اشتباه می کنم) چرا که این مطلب “خانه ی قدیم خراب بود … ” را من در سایت دهلچی دیده بودم!


   a در تاریخ ۴ام اسفند ۱۳۹۲ گفته:

خداحافظ، برای همیشه
دیگه رفتم


   سولماز در تاریخ ۵ام اسفند ۱۳۹۲ گفته:

يعني كسي هم پيدا مي شه كه داستان “درناي كاغذي ” رو نشنيده باشه؟


   پری سا در تاریخ ۱۳ام اسفند ۱۳۹۲ گفته:

ساداکو…
اصلا نمی دانم چه بگویم!!
اصلا مگر همیشه باید حرف زد؟
گاهی باید سکوت کرد…


   دهلچی در تاریخ ۱۶ام اسفند ۱۳۹۲ گفته:

سلام جناب مامبو جامبو

مطلبی که نوشتید رو داشتم میخوندم که یکهو خشکم زد. گویی برق از بدنم رد شده بود.

البته کمی اغراق کردم ولی چیزی در همین مایه ها بود.
و علت، متنی بود که به نقل از هایکو کتاب نوشته بودید: “خانه‌ی قدیم خراب بود، دیوار ِ ….”

این متن رو من چند وقت پیش (آبان 91) در مورد هاست جدید و تغییرات ظاهر دهلچی نوشته بودم و جالبه که سایت هایکو متن رو مو به مو کپی کرده و فقط جای کلماتِ “تار و تمبک” نوشته “کتاب و دفتر”!

نا باوری من از این جهت بود که وبسایتی که داعیه ادبیات و شعر دارد حتی نتوانسته 2 پاراگراف را به قلم خودش بنویسد و بعلاوه وبسایتی با چنین ادعای فرهنگی بودن، در عین بی فرهنگی دست به کپی کردن نوشته های دیگران به اسم خود کرده.

لینک متن در دهلچی:
http://doholchi.com/1391/08/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85/


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۷ام اسفند ۱۳۹۲ گفته:

به دهلچی : سلام من بابت این موضوع متاسفم.


   mahnaz در تاریخ ۲۳ام اسفند ۱۳۹۲ گفته:

سلام بر آقای مامبو و دوستان
من قبلا با هایکوکتاب آشنا شده بودم و سایتشون رو دنبال میکنم. در مورد مساله نقض کپی رایت که اینجا مطرح شده، من برایم سوال شد که این متن اصلا از کجا اومده؟!
سایت هایکوکتاب یه کار گروهیه و تقریبا تمام مطالب توسط آدمهای مختلف که حتی همدیگه رو ندیدند و نمیشناسند ثبت و ویرایش میشه. منظورم اینه که گروه نویسندگان ندارند و هرکی از هر مطلبی خوشش بیاد و مرتبط با کتاب باشه به بقیه معرفی میکنه. توی قوانین سایت هم تاکید شده که لینک بدین اگر مطلب از خودتون نیست.
من فید بخشهای مختلف این سایت رو دارم و طبق عادت تمام فیدهایم رو حتی سرسری میخونم. همچین متنی رو تا حالا توی هایکوکتاب ندیدم. لینکهایی که توی مطلب شما اومده هم همچین متنی ندارند.
بی انصافیه که اینجوری و بدون مدرک برچسب بی فرهنگی بهشون بزنید.





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود