تب کابینی

ترس از جاهای تنگ با فضای کم با عنوان کلوستروفوبیا شناخته می‌شه که بیشتر یک ترس فردی از قرار گرفتن در مکان‌هایی با فضای کم هست مثل یک چاه. موضوع بحث من این ترس به صورت کلی نیست. بلکه تب کابیتی [cabin Fever] هست که به این شکل می‌شه اون رو تعریف کرد:

اصطلاح تب کابینی اولین بار در سال ۱۹۱۸ مطرح شد و برای بیان واکنش یک فرد و یا گروه که برای مدتی در یک محیط کوچک بدون انجام کاری ایزوله شده‌اند و رفتارهای مانند زودرنجی و بی‌قراری از واکنش‌های فردی و گروهی به این تب است.

تب کابینی رو به نظرم می‌شه به موارد زیر بسط داد :

۱ – خانواده‌ای که برای مدت طولانی در خانه هستن و برنامه ای برای تفریح و یا ترقی ندارند.

۲ – افراد شرکتی که در محیط بسته شرکت برای روزها حضور دارند و برنامه مشخصی برای کارهایشان ندارند.

۳ – دوستانی که برای مدتی به مکان تفریحی کوچکی مانند یک کلبه رفته‌اند ولی برنامه ای برای تفریح ندارند.

همه این موارد باعث می‌شود تا بر اساس تب کابینی، افراد در این موقعیت به یکدیگر مشکوک شوند ، و به رفتارهای مانند کج خلقی بپردازند. شاید بتوان گفت بهترین روش برای برطرف کردن تب کابینی ارتباط بیشتر با طبیعت و رفتن به دامان طبیعت باشد.

آیا شما هم با تب کابینی در زندگی و محیط کار خود برخورد داشته‌اید ؟


   mohammd reza در تاریخ ۵ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

salam hazrate be estelah vala. javab ma ra nadadid
gholame shoma :mash mohammad reza khane sibil neshane asle tehrani


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۵ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

به mohammd reza : سلام – سئوالتون نامفهوم بوده لابد دیگه :).


   mohammdreza در تاریخ ۶ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

اقای حضرت والا خوب بودید بهتر شدید


   سروش ن در تاریخ ۷ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

سلام
تب کابینی که زیاد داشتم… اما مورد مهم سوالیست که دارم….
چرا مامبو جامبو؟ یا به عبارتی ، مامبو جامبو یعنی چی؟


   حدیث در تاریخ ۷ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

سلام…
پس اصطلاحش این میشه… کلاستروفوبیا!!
داشتم تا حالا همچین احساسی اما نمیدونستم اسمش چیه!
هروقت دلم هوای مسافرت میکنه این حس ” Claustrophobia” بهم دست میده. ممنون بابت بالا بردن اطلاعات!


   روزهای بی بازگشت در تاریخ ۷ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

اااممم.. از زیر خاک دفن شدن، می ترسم. و در زمان زنده بودنم (!) یا زنده موندم.. زیاد این ترس، به ذهنم میاد.
مدتی هم هست که.. احساس می کنم از تفریح، لذت نمی برم.و به خاطر این پیش فرض، کلا پیشنهادات تفریحی رو رد می کنم. البته اگه پیشنهادی هم باشه. (ناگفته نماند.. این خنثی شدن تفریح در نگارنده* این کامنت، همچین الکی هم نیست. یعنی.. جهت شرح حال بیشتر.. احساس می نماید تا خیالش بابت اوضاع درسی و کاری و خلاصه آینده.. اندکی روشن نشود، نمی تواند از چیزی لذت برد.
طبیب درجه یک دربار حضرت والا.. چه نسخه می پیچند؟ اصلا این جزء تب نامبرده می باشد؟
سوال بعدی اینکه.. جسارت به حضرت نباشد.. شما چه شد سراغ این موضوع رفتین؟ (ملیجک کجا بود که شما را سرگرم نماید تا به سلول های مغزی و نرون های عصبی مبارک، فشار وارد ننموده.. 😉 اوقات به فراغت، سپری نمایید!؟) اولین بار اسم این تب کجا، چطور و چگونه به گوش تان خورد؟ که حتی سال 1918 را نیز ذکر نمودید. در پایان.. حضرت والا.. اوقات تلخی ننمایند ما کنجکاو شدیم.)

* … (والا.. یادم رفت ستاره گذاشتم که بعدش چی بگم).


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

به سروش ن : سلام – سال‌ها پیش درباره اسم وبلاگ نوشته بودم. مامبوجامبو یعنی عجیب و غریب …


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

به حدیث : سلام :).


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

به روزهای بی‌بازگشت : به نظر من اینکه ما از تفریح لذت نمی‌بریم دقیقآ به خاطر مشغول بودن افکارمون به بخش‌های دیگه زندگی هست. کافیه اون دل مشغولی و ذهن مشغولی‌ها را رفع کنیم تا باز از دنیا لذت ببریم. البته یه سری مسائل ریشه‌ای هم هست که کلآ باعث میشه آدم از دنیای اطراف لذت نبره که اون جای بحث داره. بابت سئوال دوم هم باید بگم خود من به صورت خاص به خاطر محیط کاری وارد این موضوع شدم – محیطی که بعضی اوقات دچار تب کابینی میشه :).


   satare در تاریخ ۸ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

خیر نداشته ام.


   mahdi as London در تاریخ ۸ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

سلام حضرت والا مامبو جامبو ما تازگی ها سعادت اشنایی با شمارا داشته ایم.واز این اشنایی به خود میبالیم.
یه تبریک به شما بدهکارم بخواطر این وبلاگ زیبا وپرمحتوا واموزنده
امیدوارم که با شما بتوانم تبادل اطلاعات کنم هرچند که ما مثل شما اطلاعات نداریم
وجواب سوال شما:تب کاببینی که تا الان نداشتم شما چطور؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

به satare : سلام – خب خدا رو شکر :).


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

به mahdi as London : سلام – این حرفا چیه :). من از آشنایی با شما دوستان به خودم مفتخرم. من تب کابینی داشتم :).


   a در تاریخ ۹ام مرداد ۱۳۹۲ گفته:

خودم ک ن
اما تو موقعیتای مختلف حس کردم ک دیگران این حالتو دارند
این شایدب نوعی همون محیط امن افراد باشه
جایی ک حس میکنن اونجا همه چی خوبه اما خارج از اونجا ناامنه
حالا ممکنه بیرون خ هم بزرگ باشه اماطرف حس نا امنی داره
مثال دقیقش همون پروفسورهتو فیلم کدداوینچی بود کتوی اسانسور داش خودشو از ترس خراب میکرد!


   سولماز در تاریخ ۱۶ام شهریور ۱۳۹۲ گفته:

من داشتم.. و دارم
چون از صبح تا عصر حدود 8 ساعت کاری در محل کار روی صندلی میشینی…. البته شانس آوردم که فضا بد نیست و مناظر اطراف عالیه…


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۶ام شهریور ۱۳۹۲ گفته:

به سولماز : :(.





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود