[نویسنده این متن سولماز ، نوشته‌ای دیگر از سولماز ، چشمانش]

زماني كه عشق ما را محسور مي كند،وزيدن نسيمي فرحبخش را در زندگي تجربه

خواهيم كرد، و چه خوب كه خود را به آن بسپاريم.

براستي عشق بايد اينگونه شاعرانه و معطوف به كل هستي انسان باشد.

حواس مارا نوازش دهد، تفكر و تخيل را برانگيزد و پيچيده گي ها و تنوع پديده هاي

هستي را در ما آشكار كند. وسعت عشق به اندازه ايی است كه جدي ترين مسائل

زندگی جزئی و ناچيز جلوه مي كند و حتي خود زندگي گاهی همچون بازي كودكانه پنداشته

می شود و اين پاياني براي دغدغه هاي روزمره ي تو و من است.

ما هرگزنمي توانيم با قاطعيت بگوييم كه روابط ما با ديگران تا چه حد از احساسات ما،

از فقدان عشق، از لطف و مهرباني ما ،يا از كينه و نفرت ما سرچشمه ميگيرد و تا چه حد

از قدرت و ضعف در ميان افراد تأثير مي پذيرد.

گاه رنج و ناكامي بشر چنان متأثر كننده است كه در اين بلاتكليفي، تنها مسيري كه

روحمان را جلاء مي دهد و مسير نور را در اين عظمت تاريكي مي گشايد ،همانا

عشق ورزيدن است.

هر قصه اي از اعماق خون و رنج انسان سرچشمه مي گيرد. روح ما انباري از اين

قصه هاست كه تنها با عشق التيام مي بخشد.

عشق دشتي است به وسعت كل جهان كه اين توده ي انبار شده در روحت را پاك

مي كند و تو را با دنيا آشنا.

پس عشق بورزيم از همين لحظه چرا كه فردا شايد دير باشد.


   مهدي در تاریخ ۲۳ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

بدان راز سلامتي ذهن و جسم ماتم گرفتن براي گذشته ،نگراني

براي آينده يا مشكلات پيش بيني نشده نيست،بلكه زيستن عاقلانه و

مشتاقانه در زمان حال است. ((بودا))


   ایمان در تاریخ ۲۴ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

shakhsan be eshgh-o-ina kolan eteghadi nadaram!
be eshghe jan sooz-o- nasime farahbakhsh va… va kholase injoor chiza 😀
ya hade aghal fekr mikonam ke shaiad ba in moshkhasati ke solmaz khanoom va kolan hame migand nist! ye chiz digast 😀
albate be ehtemale ziad dalilesh ine ke maghze koochoolooye man ghodrate darke mafhoome bozorgi mesle eshgh ro nadare
ama:
age ham vaghean ye chizi ba chenin sharayeti vojood ham dashte bashe ghatan nemishe haminjoori az farda(ya hata in ke farda dir bashe) yehoee ashegh bood va shoroo kard be asheghi!
vase ye hamchin etefaghi ye shok niaze!yek zaman,makan va etefaghe khas! kheili khas!(in etefagh mitoone didane ye nafar bashe,ya har etefaghe dige ee! adam ke faghat nabaid asheghe ye adame dige ! beshe!bazi vaghta shaiad adam asheghe ye mahal ya… beshe shaiad :-??)
dar har soorat agaram chizi ba in moshakhasat vojood dashte bashe adam sare khod nemitoone behesh berese!ghat’an ye sharayete kamelan khas mikhad ta adam betoone varede in vadi beshe 😉

P.N: shayad vaghean daftare hazrate vala hamin matn haye adabie asheghane ro kam dasht ke alan soolmaz khanoom zahmatesh ro mikeshand! harchand man doost nadaram ama namitoonam va na baiad monkere zibaeesh besham!
pas baz be onvane ye khanandeye sade! azashoon tashakor mikonam 😉


   ایمان در تاریخ ۲۴ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

ye tozih dar morede CM balaeem bedam!
in ke tooye P.N goftam doost nadaram manzooram neveshte haye ishoon nabooda! manzooram kolan neveshte haye adabie sha’erane bood 😀


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

به مهدی : سلام ، جمله فوق‌العاده‌ی بود ، ممنون بابت نوشتن این متن از بودا در اینجا :).


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

به ایمان : من این متن سولماز رو قبول دارم.کلآ عشق یه کلمه هست یعنی علاقه بسیار به چیزی.خب
نکته اینجاست که ما انسان‌ها به عشق احتیاج داریم.مشکلش چیه ؟ اصلآ شما فکر کن ما انسان‌ها به
هم عشق بورزیم.یا نه فکر کنید ما عاشق یک نفر باشیم.این بهتر از نفرت نیست.در دنیایی زندگی میکنیم
که در حال حاضر انسان‌ها بیش از هر چیزی به دست هم نوع خودشون کشته میشن ؟! جای خالی احساسات
رو میشه هر جایی حس کرد.اگه شما عاشق یک نفر هم بشید این حس در شما تقویت میشه و شاید باعث
بشه به هم نوعتون عشق بورزید.شاید دیگه توی مترو و خیابون راحت از کنار یک بچه فقیر دست فروش عبور نکنید.
و در نهایت به قول سولماز :
عشق دشتی است به وسعت کل جهان که این توده ی انبار شده در روحت را پاک می کند و تو را با دنیا آشنا.


   سولماز در تاریخ ۲۴ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

حضرت والا دقيقا” حرفي كه زدي با تفكر من موضوعيت داشت. مرسي … اگر دروازه هاي عشق درونت گشوده بشه پا به جاهايي خواهي گذاشت كه فراتر از هوش بشر هست و دنيا رو با ديدي بسيار والاتر خواهي ديد. اينقدر مفاهيم زيبا به ذهنت ميادو آنقدر زندگي دوست داشتني ميشه كه احساس مي كني پتانسيل انجام هر كاري رو خواهي داشت، مي خواي با تمام گنجايش روحت به همه موجودات اين جهان عشق بورزي.
خود تو جان جهانی،
گر نهانی و عیانی،
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی
که خود آن نقطه عشقی
تو اسرار نهانی


   مرضیه در تاریخ ۲۵ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

با سلام و تشکر ازخانم سولماز واس متنشون من هم موافقم عشق واقعا” معجزه میکنه و به زندگی ما معنا میده


   Saman در تاریخ ۲۶ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

Vagheiyat ine ke chizi be name eshgh vojod nadare.
on chizi ke ma to nazare khodemoon eshgh midonim, faghat 1 ehsase sadast. manzoram az in ehsas hamoon adat kardane.
mafhome dg i ham nadare.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۶ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

به saman : سلام ، خب سامان جان بلاخره خودت میگی یه حس هست.این حس بابت یک چیزی به وجود میاد.
و این حس اسمی داره به نام عشق که بابت وجود فردی در زندگی ما به وجود میاد.نمی شه گفت ما عاشق همه
هستیم و گرنه دیگه این حس معنی نداشت.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۶ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

به طور کلی هم بگم لزومآ عشق چیز بدی نیست ، نمی دونم چرا وقتی اسم عشق میاد همه تصورها میره به این
سمت که یه پسر از پشت دختر درمیاد به یه دختر گل میده و کلی بدبختی میکشه به اون برسه و اینا ! اون هم
عشق هست ولی تعریف کلی و جامعی از اون نیست.در کل اینکه این کلمه زشت نیست ! عشق بخشی از انسانه
که به نظر بهتره خاموش نشه…


   سولماز در تاریخ ۲۷ام خرداد ۱۳۹۰ گفته:

من نمي دونم چرا براي بعضي از آدما وقتي اسم عشق مياد انگار فيلم وحشتناك مي خوان تماشا كنن. عشق اصلا” چيز ترسناكي نيست. بقول حضرت والا” بخشي از وجود انسانه” حالا اين عشق چگونه بايد تجلي كنه ، روحت رو بايد آزاد بزاري تا راهشو پيدا كنه وگرنه زماني به كمبود و خلاء درونيت پي مي بري كه ديگه خيلي ديره و اونقدر ماشيني زندگي كردي كه همه ي آدماي اطرافت مي خوان ازت استفاده ي ابزاري كنن…
“براي آنان كه مفهوم پرواز را نمي دانند هرچقدر بيشتر اوج بگيري،كوچكتر ميشوي.”


   مهدی افشار در تاریخ ۳ام تیر ۱۳۹۰ گفته:

سلام نوشته ات نشان از درک تو از قانون همپاسه می دهد خوشحالم





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود