پیوست : همچنین بخوانید دیگر چنین گفت‌ها را !


   ایمان در تاریخ ۲۱ام بهمن ۱۳۸۹ گفته:

واقعیتی است این قضیه در حد لالیگا :)
هرچند زیبایی زندگی خیلی وقت ها به خاص شدن همین آدم های عادیه اما به شرطه ها و شروطه ها!
شرطش هم اینه که حداقل توی زندگی شخصیت باشه.
به نظر من زندگی ما آدم ها جنبه های مختلف داره،جنبه هایی مثل فردی،اجتماعی،سیاسی،مذهبی و…
آدم های عادی توی هر جنبه ای تعریف خاص خودشون رو دارند.
مثلاً توی زندگی فردی،آدم عادی می شه همین آدم هایی که از کنار ما رد می شند همیشه
توی زندگی اجتماعی آدم عادی آدمیه که با من تعاملی داره که اون تعامل قانونمند و نظام منده یعنی من تحت یه چهارچوبی باهاش رفتار می کنم مثلاً با اینکه می شناسمش اما حاضر نیستم n تومن بهش قرض بدم مثلاً!
حلاصه توی هر جنبه ای آدم عادی تعریف خاص خودش رو داره.
حالا نظر من اینه که من شاید اگر توی جنبه فردیم،کسایی رو از عادی بودن خارج کنم،دارم به زندگیم رنگ و بو می دم،البته باید همیشه انتظار این رو هم داشته باشم که اون آدم ها لیاقت جدا شدن از آدم های عادی رو نداشته باشند(در واقع به من خیانت کنند)که باز همین لیاقت نداشتن اون ها باز می شه رنگ جدیدی از زندگی….
نمی دونم توی جادی پشت ماشین نشستید یا نه(که حتماً نشستید)،همه راننده های جاده رو می گند ه جاده صاف خیلی خطرناکه!چون آدم خوابش می بره!
آدم خصلتی داره که از جاده صاف خسته می شه و خواب آلود! چه توی زندگی چه پشت ماشین.
در واقع همین از عادی ها جدا کردن و دوباره به صف عادی ها پیوستوندن(! چی گفتم؟ :) ) آدم هاست که باعث می شه جاده زندگی صاف و خسته کننده نشه!
اما خوب توی بقیه جنبه ها همه آدم ها عادیند :)
کلت رو خوردم حضرت والا! نه؟ :)


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۲ام بهمن ۱۳۸۹ گفته:

به ایمان : سلام ، من خودم راننده کامیون هستم تا حالا سر همین صاف بودن جاده چند بار چپ کردم :).
صحبتت زیبا بود و کاملآ باهاش موافقم خصوصآ اینکه باید سعی کنیم جاده زندگی خودمون رو نزاریم صاف پیش
بره و هر از چندگاهی با وارد کردن آدم ها به زندگی خودمون معنی دوباره ای به زندگی بدیم.


   سولماز در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۹ گفته:

من يه جورايي با ايمان موافقم. اما فضاي اطراف ما يه جورايي خيلي fake . تشخيص هويت واقعي آدما از روي نقشهاي روزمره شون كار بسيار سختي شده.ولي اعتقاد قلبي من به عشق فراتر از اين حرفهاست و به نظر من اگر تو زندگي اين موهبت سحر آميز نسيبت شد،طعم واقعي خوشبختي رو با روحت حس مي كني.شايد عده اي به من برچسب روياپرداز رو بزنن اما اگر به قدرت عشق ايمان بياريم ،معجزه هايي كه تو زندگي رخ ميده رو مي توني ببيني. انگار آدم به تكامل مي رسه و پتانسيل انجام هر كاري رو داره…


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۹ گفته:

به سولماز : من با حرف شما موافقم و مطمئنم که قلب تپش خودش رو از عشق میگیره و چه پر هیجان و پرقدرته صدای
قلبت وقتی عاشقی .
رویاپردازی نیست اگه هر کسی برای یافتن عشق خودش ملاک ‌های مثل پول و زیبایی آنچنانی رو مدنظر قرار نده ، مطمئنآ
باید بدونه که به صدای قلبش گوش بده که برای کی به تپش می‌افته نه برای چی…


   فائزه در تاریخ ۳۰ام بهمن ۱۳۸۹ گفته:

سلام حضرت والا، خیلی وقته که وبلاگتو می خونم ولی برات هیچ نظری ننوشته بودم، راستش فکر می کنم عشق به یک انسان یه فریب برای غمگین بودنه، اگه یه عشق دو طرفه پیدا شه که به وصال برسه، اونوقت اون عشق پودر میشه و از بین میره، بغضی وقتا توی این عشق پودر شده حتی یه ذره محبت هم نمی مونه، ولی با این حال عشق قشنگ و دردناکه، امیدوارم هیچ کس عاشق نشه یا اگه شد به وصال برسه و عشقش رو به یک محبت عمیق تبدیل کنه. ولی کاش یاد بگیریم که میشه عاشق بود نه به یک آدم، که عاشق زندگی خودمون باشیم عاشق تمام داشته ها و نداشته هامون، عاشق خدای خودمون، این طوری همیشه شاد زندگی می کنیم، شکست عشقی نمی خوریم درد نمی کشیم.


   Shad Mesh در تاریخ ۹ام اسفند ۱۳۸۹ گفته:

بععععععله!


   فائزه قهرمانی در تاریخ ۱۱ام اسفند ۱۳۸۹ گفته:

سلام
خوبین حضرت والاااا؟
((و هر از چندگاهی با وارد کردن آدم ها به زندگی خودمون معنی دوباره ای به زندگی بدیم.))
این جمله ی شما تو جواب یکی از کامنت ها بود
میگم هر از چندگاهی با وارد کردن آدم های جدید تو زندگیتون بود که حرم سرا باز کردین :)
شوخی کردم 😉


   فائزه قهرمانی در تاریخ ۱۱ام اسفند ۱۳۸۹ گفته:

راستی با نظر سولماز خانم موافقم
و حضرت والا خدایی جواب قشنگی دادی @};-


   SAfiLO در تاریخ ۱۳ام اسفند ۱۳۸۹ گفته:

0000000جالب بود


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴ام اسفند ۱۳۸۹ گفته:

به فائزه قهرمانی : سلام ، اتفاقآ من تنهاتر از این حرفام.با اینکه اجتماعی هستم و با آدم‌ها زود دوست میشم ولی
به همون اندازه هم تنها می‌مونم دلیلش رو هم هنوز کشف نکردم :).


   نیکی در تاریخ ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۰ گفته:

عشق خطای اشکار فرد در تمایز یک ادم عادی از دیگر آدم های عادددی است.
با تمام وجود به این جمله اعتقاد دارم و بر این داستان قانع هستم که در حقیقت عشق از ضعف انسان ها نشعت می گیره…ادم هایی که چون تنهان و یا نمی تونن خودشون رو به اونچه میخوان برسونن بنابراین این چیزها رو می خوان در فرد دیگه ای پیدا کنن و به اون علاقمند شن..در واقع این افراد چون نمی تونن مرزهاشونو مثل سن و نژاد و خصوصا” جنسیت رو از بین ببرن به همین علت عاشق غیر همجنساشون میشن تا اینکه بخوان بر مبنای شخصییت آدما قضاوت کنن و یا به روح واقعی هر فرد دل ببازن!!
در آخر که خوده منم هنوز معشوقی ندارم به قول مولانا که می گه:
کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی کای بی خبر فنا شو ای با خبر به رقص آ


   مرجان در تاریخ ۸ام مهر ۱۳۹۱ گفته:

به نظر من همی ی ادما یه جورایی واسه خودشون خاص هستند و پیچیدیگی خودشونو دارن وشما بر حسب طبقه بندی ها و ارزش هایی که داری و ریشه در ضمیر ناخودگاه و بعضا خوداگاهت داری جذب یکسری از ادم های خاص تر تو زندگیت می شی .به نظرم عشق قصه ای هست که تلخ و شیرینه اما باید باشه چون بودنش بهتر از نبودنشه به شرط این که نیوفتی توی یه جاده ی صاف …


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸ام مهر ۱۳۹۱ گفته:

به مرجان : سلام – تحلیل زیبا و متینی بود.





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود