haroon baig از آلمان ساعت‌های کوکوی قدیمی را به گونه ای تغییر داده که معتادان به توییتر با حسی پست‌مدرن

از توییت‌های خود با خبر شوند.این ساعت هر گاه شما توییت جدیدی دریافت کردید شروع به کوکو می‌کند و در صفحه

نمایش خود توییت را نمایش می‌دهد از این‌ها گذشته با تنظیم لیست جستجوی آن می‌توانید وقتی توییتی با کلمه کلیدی

خاصی انجام شد صدای کوکو را بشنوید.با رفتن به وب‌سایت او و پروژه  جدیدش یعنی ساعت کوکویی می‌توانید

ویدیویی از این ساعت هم ببینید.

[توییتر چیست ؟]

پیوست : بخوانید دیگر ذهن‌های خلاق را !


   خسرو در تاریخ ۲۹ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا عجب ابتکار جالبی کردن؛ لواز مدرن در جلد و پوسته سنتی جاذبه خاصی پیدا میکنن. اگه خانومم جلومو نمیگرفت احتمالا یک دونه از این ساعتا میخریدم. من اعتیاد به تویتر دارم و اوشون به فیسبوک…حالا شاید اگه نوع فیسبوکی‌ش بیرون اومد یک دونه از هر نوعش خریدیم:)) 


   hakha در تاریخ ۲۹ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

داداش خیلی میخوامت، دستت درد نکنه بخاطر وقتی که میذاری برامون.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۰ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

به خسرو : بی تعارف توییت های شما برای من جالب هستن.شما باید وبلاگ هم بنویسید تجربه و دیدی جالبی
به دنیا دارید خصوصآ توصیف آدم های اطراف.


   ایمان در تاریخ ۳۰ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

ملت چه فکرایی می کنندها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه چیز بگم؟
با وجود علاقه زیادم به تکنولوژی اما راستش از این دنیایی که داریم می سازیم واسه خودمون خوشم نمی یاد!
می دونی! آخه قضیه اینه که زیادی داریم پست مدرن می شیم
یادش بخیر توی یه بخشی از یه کنفرانسی یه دکتر روانشناس در مورد تکنولوژی و تاثیرش رو ما آدم ها صحبت می کرد.تکنولوژی امروزیه امروزی که نه! ولی مثلاً موبایل،تلفن و…
گفت یه تحقیق نشون داده که از زمانی که تلفن اومده میزان ارتباط احساسات(حالا یه 10 دقیقه داشت همین ارتباط احساسات رو توضیح می داد ولی من در یه جمله می گم اون حس و حالی که آدم از برقراری ارتباط با افراد مختلف بالاخص خانوادش می بره)به حدود 40% رسیده یعنی ادم 100% کیفش رو نمی بره.
می گفت دلیلش اینه که تلفن صرفاً شنیداری و عقلانی(یعنی ما به وسیله صحبت ها از عقاید و افکار شخص با خبر می شیم) بوده تا چند سال پیش ولی برقراری ارتباط با دیگران به شنیدن،بوییدن،دیدن،لمس کردن و تبادل افکار(حتی اگه متوجه نشیم که هر 4 حسمون + عقلمون داره کار می کنه) نیاز داره،می گفت شاید فکر کنید که خوب،من با فلانی که می رم و میام اصلاً بویی ازش احساس نمی کنم(تازه اگه شانس بیاریم و بوی گند نده :) ) ولی اینطور نیست،داریم بوش رو استشمام می کنم ولی خیلی نیست واسه همین مغز نادیدش می گیره
بعد هم گفت جتی الان که با کمک تکنولوژی 3g و چت و… هم صدا می شنویم هم تصویر می بینیم باز هم فقط 50% کیف می کنیم :) (در حالی که باید 60% کیف کنیم چون هم شخص رو می بینیم هم صداش رو می شنویم و هم افکارش بهمون ارائه می شه) چون مغز تفاوت بین تصویر دیجیتال(غیر واقعی) و واقعی رو متوجه می شه و هر دو رو یکسان نمی کنه. در واقع می فهمه که شما این شخص رو ندید و فقط یه تصویر از اون دیدید
خلاصه می گفت میزان زیادی از مشکلات روحی به دلیل همین هست که ما از ارتباطاتمون لذت کافی رو نمی بریم
حالا اون که تلفن بود و حداقل صدای طرف رو می شنیدیم،نمی دونم این چیز های جدید که فقط تصویری از حرف هاش(منظورم نوشته هاش هست) رو می بینیم دیگه ….
باز من پر حرفی کردم؟


   خسرو در تاریخ ۳۰ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا،
این لطف شماس که به اراجیف بنده توجه می‌فرمایید.  اتفاقا یک بارم سعی کردم که یه مقاله‌ای در باره تفاوت دید ایرانیان درون و برون مرزی از زندهگی برون مرزی‌ها بنویسم.  بعد از روزها کار ویرایش ‌های متعادی متوجه این نکته شدم که نوشتن یک مقاله چقدر کار و زهمت می‌بره…بی‌دلیل نیست که از قدیم و ندیم گفتن « کار هر کس نیست خرمن کوفتن، گاو نر می خواهد و مرد کهن».
 همین هست که از زهمات شما در نوشتن مقالات جالب و آموزنده‌تون لذت دوچندان میبرم.


   علي در تاریخ ۳۱ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

لينك خريد نداره؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۱ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

به ایمان : سلام ، اول اینکه آقا جان چاکریم.بعدش موردی که گفتی جای بحث زیادی داره اتفاقآ من معتقدم ارتباطات دیجیتال
باعث گسترش روابط ما شده و بلکه نزدیکی بیشتر.الان من شما رو می‌شناسم شاید محدود ولی در طول زمان با افکار شما
آشنا میشم شاید روزی امکان دیدار رو در رو پیش بیاد در اون لحظه ما دید بیشتری داریم.
ذات بشر اجتماعی بودنه و طبعآ اگه به عصر باستان برگردیم می‌بینیم بازرگان ها به سرزمین های میرفتن که حتی زبانشون
رو نمی‌دونستن و ارتباط حسنه ای داشتن. ونیز نمونه ای بارز این کشورهاست.خب حالا چه عیبی داره ما کسی رو از نزدیک نبینیم
ولی باهاش حس نزدیکی کنیم.شاید اون سمت دنیا باشه شاید شهر دیگه ای تو ایران.البته صحبت من ناقض بحث شما نیست و من متوجه
جان کلام شما میشم.حالا با این تفاسیر میشه دوستی ها و روابط با امکانات امروزی گسترش داد.دوست های خوب پیدا کرد و
فرصت های جدیدی توی زندگیمون ایجاد کنیم.آقا باز هم اینجا بیا و کلآ با هم در ارتباط باشیم :).


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۱ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

به خسرو : اختیار دارید قربان ، اتفاقآ حالا که اشاره کردید من همین روزها [البته با تلورانس بالا :) ] باید سمج بشم
لیست سئوالی ارسال کنم تا از تجربیات شما در ینگه دنیا بهره مند بشم هم من و هم همه دوستان.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۱ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

به علی : سلام ، بعید می‌دونم لینک خرید داشته باشه.


   ایمان در تاریخ ۳۱ام مرداد ۱۳۸۹ گفته:

به حضرت والا:ما مخلصیم، آره این یه بخش قضیه است اما به نظر من این دو سمت داستانه.
یعنی شمشیر دو لبه!
به نظرم درسته که اینرنت باعث شده از نظر کمی ارتباطات زیاد بشه ولی کیفیش به نظر من پایین اودمه! دلیل دارم واسه حرفم ولی این جا یه جورایی جاش نیست شاید :)
درکل من سر حرفم هستم :)


   ورونیکا در تاریخ ۱۵ام اسفند ۱۳۸۹ گفته:

با درود
ابتکار عمل این اقا بسیار قابل تحسین هستش.
وبلاگ بسیار زیبایی دارین. قالب فوق العاده جذاب و بکری من واقعا قالبی به این شکیلی تا به حال ندیده بودم.
مانا مانید


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۶ام اسفند ۱۳۸۹ گفته:

به ورونیکا : سلام ، شما لطف دارید.شما هم پاینده باشید و امیدوارم باز هم اینجا شما رو ببینیم.





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود