گاهی اوقات بعضی از مطالب پیرامون به شکل مستقیم به من مربوط نمی شه ولی در نهایت

ته قضیه چیزی هست که گمان می کنم بیان کردنش بهتر باشه ، همونطور که کسانی که من

رو می شناسن می دونن من حرفم رو صریح و واضح می زنم ! اما یکی از دوستان از

طیف دوستانه و دوستانه طبقه بندی شده ! ” نوشته بود ، بد ندیدم به موضوعی کلی اشاره کنم که

گریبان گیر دوستی های امروزی ما شده و چه بسا خیلی ها این موضوع رو کم ارزش بدونن ولی در

پس این موضوع این هست که تمام این جوامع بخشی از ساختار اجتماعی هست و هر چه این

ساختار ها ضعیف باشه ، ساختار بزرگتر اجتماعی رو تحت تاثیر قرار می ده . سعی می کنم همونطور که

در اون متن نوشته شده بررسی کنم که دیدگاه یک نفر نسبت به جمع دوستان خودش و یا حتی در دیدگاهی

منفی تر نسبت به یک سری افراد که در بین اون ها قرار گرفته چطور هست .

نویسنده این متن ذکر می کند :

طبیعتاً در هر جمعی یک سری اشتراکات و علایق مشابه عامل اصلی گردهم آیی

است. اما برنامه مذکور گویا اصلاً بر این مبنا شکل نگرفته بود. پس بی دلیل نبود که

به مذاق دوستان خوش نیاید.

خب باید عرض کنم این جمله از پایه بنه مشکل داره ! همیشه اینطور نیست و اصلآ طبیعی نیست

، یک سری از جمع ها از روی روابط فامیلی هست ، یک سری روابط دوستانه و یک سری هم روابط کاری.

صحبت نویسنده تنها و تنها برای جمعی کاری صادق هست و گرنه شما ممکنه دوستی داشته باشی که

صد و هشتاد درجه با خودت فرق داشته باشه ولی از بودن باهاش لذت ببری و همین تناقض ها و اون چیزهای

که در خودت نیست در اون می بینی برات لذت بخش باشه !

اینکه انگیزه افراد از شرکت و یا غیبت در یک گردهم آیی می تواند متفاوت

(و این روزها بعضاً متضاد) باشد ضمن اینکه اصلاً پدیده جالبی نیست اما واقعیت تلخی

است که همگان ناگزیر از پذیرش آن شده اند.

این قسمت که اصلآ بی ربط هست ! این که افراد برای شرکت و خصوصآ غیبت در یک گردهم

آیی( چه لغتی ! ) دلایل مختلفی داشته باشن کجاش پدیده (! phenomenon ) جالبی نیست !

و چرا واقعیت تلخ ! آیا همه باید یک دلیل ثابت داشته باشن ؟مثلآ همه با هم سرما خورده باشن ، خب

هر کس دلیلی خاصی داره و بس.

شاید در گذشته و به دلیل مسائل مختلفی چون تنهایی، جوانی، دوری از خانواده و

شهرمان و … برای یکدیگر جذاب بوده ایم اما این دلیلی بر آن نیست که برای توجیه رفتار

امروزمان از خاطرات خوش گذشته خرج کنیم و به قول آن دوست نکته سنج، دوستی را طیفی

از عناصر به هم ناپیوسته بدانیم.

اگر نویسنده محترم دقت کنند این صحبت یعنی اینکه “من” در هر موقعیتی بر حسب اینکه چه به نفع من

هست تصمیم می گیرم و دوستی من با دیگران به صرف همین هست و بس ! و همینطور که در پاراگراف های

قبل و بعد که من از ذکر اونها می گذرم به نوعی صحبت شده که انگار افراد دو دستی یقه طرف مقابل رو

چسبیده اند که بیا با من دوست باش !

اما دلیلش چیه ؟

خیلی ساده هست ، اگه شما کسی رو به دوستی انتخاب کردی و از هر حیث حس می کنی

فردی هست که می خوای باهاش در ارتباط باشی خب دیگه این همه ناز و عشوه نداره ! مگه بخوای

خیلی “دماغ سر بالا” بازی در بیاری که من فلان کس هستم ، اینقدر پول دارم پنج تا کتاب خوندم و ….. و

بخوای خودت رو دست بالا در نظر بگیری و انتظار داشته باشی در جمع بهت توهین نشه ! اگه کسی

توی جمع به کسی توهین می کنه خب اون فرد اصلآ به درد دوستی نمی خوره ! و فکر نمی کنم نیاز به

طبقه بندی کردن باشه ، چون اگه کسی رو طبقه بندی کنی بقیه هم خودت رو طبقه بندی می کنن و چه بسا

گاهی اوقات در طبقه بندی بقیه نسبت به طبقه بندی خودت در رده پایین تر قرار بگیری در صورتی که چه بسا با

قدری ملایمت ، درک طرف مقابل و انتخاب درست دوستان و همچنین نوع گردهم آیی های که در اون شرکت

می کنی از اینکه بخوای خودت رو به چالش بکشی که آیا این جمع دوستانه هست ، آیا خوش گذشت …

خودت رو نجات می دی . متاسفانه امروزه دیدگاه بدی که در بین افراد شکل گرفته نوعی احساس خودخواهی

و همچنین تکبر و صد البته که کینه ورزی نسبت به دوستان هست که فکر نمی کنم زیاد جالب باشه ، خود من

برای روابطم با بقیه اصول خاصی رو مد نظر دارم مثلآ سعی می کنم همیشه فقط با یک دوست باشم و

مثلآ برای صحبت و قدم زدن با یک نفر بیرون می رم و میدونم هیچ سوتفاهمی پیش نمی یاد ، فکر کنم آرش

دقیقآ این موضوع رو می دونه ، راستی آرش کجایی ؟

نیستی ؟ هان ؟ قرار بزار همو ببینیم ، دست از سر این کلاس های آلمانیت بردار ، بیا همو ببینیم :) .

همین !

پیوست 1 : به جای اینکه بخوای افراد رو توی طیف قرار بدی سعی کن اتمسفری از دوستان داشته باش

تا همیشه بدونی با دوستانی متفاوت دوست هستی نا با افرادی یک شکل.


   ماکسیم در تاریخ ۲۷ام آبان ۱۳۸۷ گفته:

مامبو جامبو عزیز متنی که بهش اشاره میکنی در اعتراض به طبقه بندی شدن و انگیزه های نادرست در طیف دوستان برای تشکیل رابطه (دوستی، کاری، یا هرچیز دیگه) نوشته شده (لااقل قرار بود اینطور باشه) فکر میکنم خود تو به اندازه کافی از این قضیه و فضای حاکم در چنین جمع هایی عذاب کشیدی .


   نيلوفر در تاریخ ۲۳ام آذر ۱۳۸۷ گفته:

سلام والامقام بسيار زيبا نوشتيد به نظر من هيچ عذابي نيست به قول ماكسيم عزيز .فقط يك كمي صبوري ميخوا هد تا بشما خوش بگذرد در مجلسي كه خودتان را از جنس انان نميبينيد





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود