من یه چراغ اختراع کردم که با انرژی خورشیدی کار می‌کنه یعنی انرژیش رو از خورشید می‌گیره.

چراغ رو اختراع کردم و مشکلی نیست فقط مونده یه سیم بلند اختراع کنم که یک سرش رو وصل کنم

به چراغم و یک سرش رو به خورشید و تمام ! حالا من ایده‌ام رو گفتم چراغش رو هم ساختم اگه

کسی میخواد بقیه اختراع رو انجام بده من بخیل نیستم می‌تونید برید سیم رو بسازید و به نام خودتون ثبت کنید.

پیوست : ایده این اختراع رو از شل سیلور استاین دزدیدم ! [البته اونم خودش بی چشم داشتی دادش بهم]

بخوانید دیگر اختراعات من را !


   لی لی در تاریخ ۲۶ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

سلام والا حضرت

من می تونم بقیه اختراعت رو انجام بدم ، به شرط اینکه محاسبه بفرمایید و پول لوازم اولیه رو بهم بدین (:

به قول کیوون : پول وَده ، پول زور وَده ((=


   بابک در تاریخ ۲۶ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

موفق باشی مخترع جوان.ولی فکر نکنم کسی ادامش بدی.چاره ای نیست خودت باید قبول زحمت کنی


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۶ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: سلام،والا اسمش مخترع جوانه،آخه مخترع جوان پولش کجا بود اگه داشت که دیگه جوان نبود پیر بود.
بعدش من نه جوانم نه پیر بلکه مردم پس جز یه مشت خاک چیزی نمی‌تونم کمک کنم :).


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۶ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به بابک:اختیار داری آقا بابک اینقدر مخترع جوان مشتاق داریم که نگو بلاخره یکی قبول زحمت میکنه کاری هم نیست
چند هزار متر کیلو متر سانتی سیم رو باید با چسب بچسبونه و کار تمام آقا.


   kajjoox در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

والا جان کارت حرف نداره اما اینجا یه مشکل داریم اینکه زمین همش میچرخه این سیمه گیر میکنه دورش یا پاره میشه یا زمین پاش گیر میکنه می افته.
به نظرم بهتره تو قطب جنوب این کارو کنیم اونجا دیگه سیمه مثله سیم تلفن دوره خودش پیچ میخوره نه دوره زمین که اگه یکی از این وسیله های ضد پیچ :دی از همونایی که واسه تلفنم استفاده میکنن واسه این سیمه بزاریم درست میشه


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به kajjoox : آقا جان احسنت.فکر نمی‌کردم یه مخترع جوان بیاد ایراد طرح رو بیرون بیاره.احسنت.البته من به جز قطب
شمال یه فکر دیگه کرده بودم اینکه هر کسی خواست استفاده کنه باید سوار ماشین یا دوچرخه بشه همراه با گردش
زمین بچرخه البته دور کره زمین دیگه اینجوری سیم پیچ نمی‌خوره حالا از توی اختراعات بعدیم بیرون اومدم میام یه فکری
برای این مشکل می‌کنم زیاد پیچیده نیست :).


   kajjoox در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

والا جانم خوشم میاد که ایده هات آینده سازن اما باید یه خورده دستکاری شه
این ماشین رو خوب اومدی شما یه انقلابی تو استفاده بهینه از خوورشید راه انداختین
اصلا چرا این سیمه رو یه کم محکم ترش نکنیم 2 تا کابل محکم بزاریم کنارش ماشینو میزنیم دنده خلاص بعد زمین میچرخه خورشیدم میچرخه ماشینم تکون میخوره هوای پاک :دی

ایول داریم تکمیلش میکنیم


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به kajjoox : ببین آقا جان میگم مخترع جوانی برای همینه هنوز پخته نشدی ! خب اگه یهو خواستیم چراغ رو خاموش
کنیم چی ؟ ماشین که همینجور داره میره که ؟ باید یه راننده باشه نگه‌ش داره.بعدش اگه یهو یه بچه آهوی بچه خرگوشی
اومد جلوی ماشین چی ؟ بزنه له کنه بره ؟ نه ! من نمی‌خوام به خاطر یک اختراع این بچه خرگوش زیر ماشین بره.
برای همین قید این اختراع رو می‌زنیم و شما رو دعوت می‌کنم تا اختراع سومم صبر کنی :).


   هادی در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

حضرا والا منم جساراتن اختراعاتی دارم.
یکی از تاپ ترین هاشون اینه که یک پنل انرژی خورشیدی داریم که نورو به برق تبدیل میکنه و یک لامپ که برقو به نور تبدیل میکنه. اینها رو میذاریم جلوی هم. لامپ به پنل نور میده و پنل نور لامپه رو به برق تبدیل میکنه و لامپو روشن نگه میداره. همونطور که میبینید خیلی طرح اقتصادی و خوبی هست و عملا با هیچی خیابونها و منازل رو روشن نگه میداریم. من این طرحو بردم سازمان نخبگان ثبتش کنم بهانه آوردن که عملی نیست و قانون بقای انرژی رو زیر پا میگذاره و از این حرفها. حالا من نمیدونم این بقای انرژی کیه؟ پسر خاله نیوتنه یا یکی دیگست. خلاصه از ما که گذشت. حق ثبت این اختراعو میدیم به هر کی که بتونه پیاده اش کنه.


   kajjoox در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

:دی
خیلی با حال اومدین .خودم اصلا تو فکر بچه خرگوشه نبودم


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به هادی: آقا جان این طرح شما هم بد چیزی نیست ها یهو دیدی من جدی جدی رفتم ثبتش کردم می‌دونی که
حضرت والا همه جا آشنا هم داره براش بهونه نمیارن :). این بقای انرژی هم که گفتید آقا مرد خوبیه چند تا اختراع
داشت ولی عمرش کفاف نداد تا این دست آخر ازش کلی سریال ساختن اسمش هم بود راز بقا.که رازهای این
آقای بقای انرژی رو توش نشون میدادن.


   تام و جري در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

درود بر خداوندگار وبنگار ما حضرت والا
مي خواستم در كوچك زماني وقت حضرت را بگيرم
چطور شما در چند ماه قبل از قالب انتخابي در سايتتان استفاده مي كرديد ،
به طوري كه كاربر خودش قالب مورد نظرش را انتخاب مي كرد.
آيا از پلاگين خاصي استفاده مي كرديد يا نوع قالب فرق مي كرد.
يا نه اصلا سيستم شما وردپرس نبود.
باتشكر


   kajjoox در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به والا:

من کلی راز بقا دیدم اما این آقای بقا رو ندیدم همه سریالاشو دیدم اما اثرس ازش نبود
اما والا جان اون جورا هم که میگین خوب نیست حا چون من یه سری تو خیابون که رد میشدم یه آقاهه فک کنم خود بقا خان بود آنچنان مشتی به صورت بنده کوبید که یه ضربه از مشت آقای بقا خوردم یکی از دیوار از دیوار به چراغ راهنما بعدش به عابر , عابر تو صف اتوبوس بود زد به بقیه بقیه هم افتادن و ……. همی جو که همه داشتن می افتادن یه آقاهه از تهه صف صورتش خورد به مشت بقا خانو یه جورای این جوری تموم شد
خلاصه همی جو ادامه داشت دیگه فقط گفتم بگم که فک نکنی آدم خیلی خوبیه :دی


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به تام و جری: سلام،چاکریم آقاجان.سیستم من از ابتدا وردپرس بوده.اون تعویض قالب هم نه پلاگین نمی‌خواد
کافیه برای هر قالبتون یک CSS بسازید بعد یک تکه کد جاوا اسکریپت اضافه کنید که با کلیک کاربر اون Cssلود بشه
برای ماندگاری هر قالب هم از کوکی‌ها استفاده کنید.البته شاید هم پلاگین براش باشه.البته من یه سری تغییرات
گسترده روی این قالب و سیستم سفارشی سازی دارم که در آینده انجام می‌شه :).


   لی لی در تاریخ ۲۷ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

والا حضرت

دور از جونت سرت به تیر و تخته ای “چیز”ی خورده ؟ (;
تیکه کامنت حذف شده رو داری که ، اینم از اون نوعه ((:

این روزا هم مدافع حقوق زنان شدی هم مدافع حقوق حیوانات (:


   سو در تاریخ ۲۹ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

من موندم شما چرا فرار مغز ها نشدین؟!


   علی در تاریخ ۳۰ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

خوب من مثل بقیه نیستم سریع جواب بدم . این را تو کامنت های قبلی هم دیدید حضرت والا …

دو سه روزه که خووب فکر کردم تا یه راه حل خوب به ذهنم برسه .
الان تقریبا همه قسمت های طرح را بررسی کردم . فقط مونده اون سیم آخری که گفتید . حدودا 27 متر خریدم و 18 متر هم بریدم از وسائل برقیم . یه محاسبه کن ببینم چقدر دیگه لازم داریم تا بچه های وبلاگستان را بسیج کنیم و راهش بندازیم .
من به 4 تا از دوستام گفتم قرار شده شروع به جمع کردن سیم کنن .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۰ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به علی: سلام،آقا مخترع جوان فعال به شما میگن ها :).بزار همین‌جا محاسبه کنم :
۲ متر اونجا داریم [اونجا همین پیچ سر خونه خودم رو میگم] دوازه متر هم توی حیاط برسه.به عبارتی میکنه
۱۴ متر حالا شما بگیر ۲۰ متر یهو کم نیارم نگن بلد نبودن محسابه کنن.خب از توی حیاط تا جو زمین هم به عبارتی
میکنه ۲۰۰ متر شش متر هم بگیریم لایه اوزون [دقت رو داری] میشه به عبارتی ۲۰۶ متر از بعد لایه اوزون تا خود خورشید
هم یعنی به نظرت بیشتر از ۱۰۰ متره خب بگیر ۱۵۰ متر سر جمع میشه ۳۷۶ متر سیم میخوایم فقط چسب برق یادت نره
به هر حال نکنه یهو از هم باز بشه :).


   محسن در تاریخ ۱ام اسفند ۱۳۸۸ گفته:

حضرت والا من ایده هاتان را خواندم.به غایت مشعوف گشته و در زیر پوست خود نمی گنجیم که چنین حضرت والایی داریم!
حضرت والا یک پیشنهاد کوچکی به ذهن بنده رسیده که بیان می دارم!
من امروز داشتم لامپ خونمون رو عوض می کردم دستم به غایت سوخت
به همین دلیل به شما توصیه می کنم وقتی دارین سیم رو به خورشید می زنید حواستون باشه دستکش دستتون باشه!


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱ام اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به محسن: محسن جان اختیار داری کار تکنیکی تر از این حرفاست فکر اونجا رو هم کردیم.سر سیم رو می‌بندیم به یک
پاره سنگی چیزی پرتش می‌کنیم توی خورشید دیگه نیاز به دست زدن هم نیست.


   علی در تاریخ ۸ام اسفند ۱۳۸۸ گفته:

آقا سیم آنتن تلویزیون هم میشه … از اینا یه 20 متری داریم


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸ام اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به علی: آقا سیم آنتن چیه ! میخوام برق بگیرم از خورشید شبکه تلویزیونی نیست که آخه :).


   ناصرالدین شاه در تاریخ ۲۵ام تیر ۱۳۹۲ گفته:

اقا ماهم میخواییم ی چیزایی اختراع کنیم نمیدونم باید ب کی بگم تا کمکم کنه حالا هرکدومتون اگ ی حامی دارید ب منم معرفی کنید اگ این کار رو نکنید دستور خواهم داد گردنتان را از بیخ جدا کنن





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود