شخصی که سابقه دوستی با بهلول داشت روزی مقداری گندم به آسیا برد، چون آرد نمود و چون نزدیک

منزل بهلول رسید اتفاقآ خرش لنگ شد و به زمین افتاد آن شخص باسابقه دوستی که با بهلول داشت

بهلول را صدا زد و درخواست نمود تا الاغش را به او بدهد و بارش را به منزل برساند و چون بهلول قبلآ

قسم خورده بود که الاغش را به کسی ندهد به آن مرد گفت:

الاغ من نیست.اتفاقآ صدای الاغ بلند شد بنای عرعر کردن را گذارد.

آن مرد به بهلول گفت الاغ تو در خانه است و می گویی نیست.

بهلول گفت عجب دوست احمقی هستی تو ! پنجاه سال با من رفیقی حرف مرا باور نداری ولی حرف الاغ

را باور می نمایی ؟

پیوست: بخوانید دیگر حکایت های بهلول عاقل را !


   لی لی در تاریخ ۱۴ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

سلام مجدد والاحضرت
این بخش بهلول خیلی جالبه ، من اول اینو خوندم خوشم اومد اما بعدش همشو خوندم برام خیلی جالبتر شد وقتی دونستم بهلول آدم درست درمونی بوده ، اول فکر می کردم یه دیوونه بوده اما بعد دیدم ( به قول جنوبیا ) نه بعض شما آدم خوبی بوده


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی : آره خب مردم ترکیه هم که جدیدآ میگن بهلول مربوط به ترکیه هست و اینا…باز هم از بهلول عاقل خواهیم خوند.


   لی لی در تاریخ ۱۴ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

والا حضرت
به سلامتی تو می خوای منو امشب دق مرگ کنی ، داشتم فکر می کردم این مردم ترکیه دارن همه آدمهای درست درمون رو واسه خودشون مصادره می کنن ، حالا فردوسی که با شاهنامه تکلیفش رو با همه روشن کرد اما بایت حافظ و سعدی خیلی می ترسم ، بخصوص این سعدی از بس واسه خودش رفت گلگشت ، حتما از ترکیه هم سردرآورده دیگه ، حالا اینها همه به کنار باید حواسمون باشه یه وقتی والا حضرت گذرت به ترکیه نیافته تو رو هم واسه خودشون مصادره کنن ، یهو دیدی جشن تولد هزار سالگیت رو توی قونیه گرفتن ، وای روم سیاه (:


   nilofar zahedi در تاریخ ۱۴ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

!؟//؟؟ سال با من رفیقی حرف مرا باور نداری ولی حرف الاغ

را باور می نمایی ؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به nilofar zahedi : البته این که مثل هست ولی در واقع خیلی اوقات ما حرف دوستان چندین ساله خودمون رو باور
نمی‌کنیم و اون‌ها رو به افرادی که تازه باهاشون آشنا شدیم می‌فروشیم…


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴ام بهمن ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: فردوسی و تکلیف رو خوب گفتی که حقیقآ همینجور هست البته با اجازه از شاملوی عزیز [به خاطر ایراداتی که به فردوسی
گرفته] درباره خودم و ترکیه باید عرض کنم اگه منظور شما اینه که حضرت والا رو سواره طیاره کنید و بفرستید آنتالیا کاملآ اشتباه می‌فرمایید
ما همین ماشین دودی خودمون رو سوار می‌شیم تا سر محل میریم یه دور میزنیم همین که اهل محل دستی تکون بدن و کلاهی بردارن
مثه اینه که رفتیم دور دنیا در هشتاد روز بلکه هزار فرسنگ زیر دریا :).البته به قول جنوبیا از فیس ما معلومه که بچه همین ایرانیم :).





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود