خر و گرگ

وقتی خری رنجور شد و در صحرائی افتاد،گرگی نزد او نشست که چون بمیرد او را بخورد.خر گفت که: ای گرگ !‌

اگر کاری داری برو عقب کار خود که من به این زودی‌ نمی‌میرم زیرا که من از آن سخت‌ جان‌های عالمم.

گرگ گفت:‌بسیار خوب من هم از آن بیکار‌های عالمم اینجا خواهم نشست تا تو بمیری و من شیلان کشم.

شتر و خر(کشکول 7 )

اشتری با دراز‌گوشی همراه می‌رفتند تا به کنار رود عظیمی برسیدند.اول اشتر به آب اندر رفت و آن‌گاه

دراز‌گوش را صدا کرده گفت :  چرا معطلی و داخل آب نمی‌شوی ؟! باک مکن.آب چندان زیاد نیست،تا

زیر شکم من است.خر از این‌ حرف بخندید و گفت: می‌گویند که اشخاص دراز احمق می‌شوند.ای بیشعور !

آبی که تا زیرشکم تو باشد از پشت من بگذرد.

((  در خانه مور شبنمی طوفان است. ))

پیوست: بخوانید دیگر کشکول ها را ! و حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید.


   ایمان در تاریخ ۱۳ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

خاک بر سر اون شتره که خر بهش گفته بی شعور!
یعنی دیگه ختم بدبختیه!باور کن :)
بعد یه وسال
توی کشکول 6 اون خره می خواست گرگه رو بفرسته دنبال نخود سیاه که مثلاً چی کار کنه؟
دومی جالب بود اما منظور اولی را نگرفتم! می شه توضیح بدید :)
(دراز گوشی به حضرت والا رسید گفت کشکول 6 را توضیح بده :) )
یا علی


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۳ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

به ایمان: خب من اصولآ نمی‌خوام کشکول‌ها رو توضیح بدم.همونطور که در صد و ده سال گذشته استفاده
می‌شدن صرفآ ذکرشون می‌کنم ولی مطمئن باش در هرکدومشون کلی منظور هست.خصوصآ در اولی !


   Milad در تاریخ ۱۳ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

نمی دونم چرا هر وقت اسمی از خر می شنوم ، یاد قضیه حمار می افتم .

نمی خوام به چیزی گیر بدم ، اما ازین داستان ها تو زندگی ما کم اتفاق نمی افته ! نمیشه ما هم خودمون یه کشکول بنویسیم 😀


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۳ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

به Milad: خب کشکول داستان‌های هست که صدها سال قدمت دارن و منظورشون هم واقعآ این حیوانات
نیست اینا استعاره هست حیف که نمی‌شه توضیح بدم !‌


   Milad در تاریخ ۱۳ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

بله حضرت والا در جریان هستم 😉 منظورم اینه که اگه ما هم یکم ذوق ادبیاتی داشته باشیم می تونیم یه چینین چزی رو برا خودمون هم داشته باشم . اگه هم بیشتر توضیح بدی ما لذت می بریم 😀


   حامد (تک نوشت) در تاریخ ۱۳ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

جالب بود. هر جفتش.


   میلی دالتون در تاریخ ۱۴ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

چه جلب ببخشید که مدتی نبودم


   بيتا در تاریخ ۱۴ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

سلام
سايت زيبا و مفيدي داريد من شما را لينك كردم
موفق باشيد


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

به میلی‌دالتون: خواهش می‌کنم :).بیا خب دست از درس خوندن بر دار.درس نون و آب نمی‌شه :).


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴ام آبان ۱۳۸۸ گفته:

به بیتا: ممنون بیتا جان شما لطف دارید.





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود