2years

مکرر شنیده ایم که عمر همچون آبی در برکه می گذرد و انگار کسی را یارای ایستادن آن نیست و شاید دردناک تر از آن

عقوبت کار آدمیست که با مرگ خاتمه پیدا می کند زمانی که انتظارش را نمی کشی و نیک سخن و رفتاریست ماندنی

برای آدمی در این رهگذر ، باشد که دیگران به نیکی نام برند از آدمی .

روزگاری شخصیتی خلق شد با نام ” حضرت والا مامبوجامبو ” تا نویسنده ای حقیر پشت آن سکنی گزنید برای دوری

جستن از گزند پیش داوری ها ، این شخصیت تلاش کرد بی طرف باشد ، چیزهای جدید ارائه دهد و سبک و سیاقی

جدیدی به همراه آورد و بیش تر از هر کس میداند که استمرار نیاز است برای کاری نیکو تر کردن .

” حضرت والا ” سعی کرد کسی را نرنجاند از خود و رنجیده نشود از کسی ولی چه کنم که انسانم نه ماشین کوکی

و گاهی غافل شدم از این هدف و چاره ای ندارم جز طلب بخشایش از شما .

همه سخن های کذایی را گفتم برای اینکه سالی دیگر گذشت ، هم از عمر این وبلاگ و هم از عمر خود حضرت والا

باشد که در دور جدید بهتر باشم و دوستانی که با من همراه بودن را گرامی تر بدارم که الحق بی شما هیچ صفایی

ندارد این کلبه حقیر پس به نان و پنیری مهمان این خرابه ما باشید …

اما مطالب برتر این وبلاگ از حیث بازدید کننده ها در سال گذشته :

در اتاق خوابم میلیونر شدم

موتور جستجوی مهم تر از گوگل

متولد چه سالی هستی ؟

هانری روسوی مازندران

به انسان ها پیغام دادیم

مرد ماقبل تاریخ را بنگر

چه رویاهای می آیند

این پنج نفر

بیشترین بازدیدها از کدام شهرها:

مقام اول : تهران

مقام دوم : یزد

مقام سوم : اصفهان

مقام چهارم : مشهد

مقام پنجم : شیراز

و با تشکر از دوستانی از شهرهای قم ، تبریز ، کرج ، رشت ، گرگان ، کرمانشاه ، بابل ، همدان ، اراک ، بندرعباس

و بندرلنگه ، سبزوار ، باختران ، ایلام ، لار ، زابل ، تنکابن ، خرم آباد ، بیرجند ، رفسنجان ، سمنان ، شبستر ،

شهر کرد ، ساری ، اهواز و اردبیل . و صد البته هر جای این ایران عزیز و پهناور.

در نهایت اینکه اگه خاطره ای و یا حرف ناگفته ای در سال گذشته باقی مونده خصوصآ دوستانی که هیچ وقت

نظر نمیزارن ولی بر حسب لطفشون اینجا رو میخوندن رو بیان کنید بلکه پرونده سال پیش توی این یک

هفته بسته بشه خصوصآ اگه من باعث رنجش خاطر کسی با مطلبی و یا هر چیزی شدم بیان کنه تا با

گفتگو با هم حلش کنیم .

آرزومند آرزوهای زیبای شما در دنیایی به زیبای یک ساز ، یک صدا و یک کاشی نیلی ….

حضرت والا مامبو جامبو

واپسین روزهای تابستان سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت

پیوست : توی این هفته مامبوجامبو به روز نمیشه صرفآ برای قدری انرژی گرفتن صرفآ به کامنت های شما

دوستان جواب میدم و همچنین پیشنهادهاتون برای سال جدید این وبلاگ . البته هر دو تا تولد 30 شهریور

هستند این پست یه خورده زودتر منتشر شد :).


   ایمان در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

>>>>>>>>>>”مقام سوم : اصفهان”
خودم یه تنه اصفهان را به این مقام رسوندم ها :)
قبلاً که ارادت خاصی به حضرت والا داشتیم حالا که دیگه یه سال هم به تجربیاتشون اضافه شد :)
پس با هم می خونیم:
تولد،تولد،تولدت مبارک
مبارک،مبارک،تولدت مبارک
بیا حضرت والا!
این شمع ها رو فوت کن
تا صد سال زنده باشی
لبت شاد و دلت خوش
نه! سی صد سال زنده باشی :)
==========================
خلاصه تولد حضرت والا مبارک!
حضرت والا شیرینی نمی دید؟ :)


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به ایمان : چاکریم ایمان جان شما نماینده تام الاختیار اصفهانی ها هستی :) . ولی من موندم شما اصفهانیا
قول شیرینی میدید به قول خودتون بره تا حاجی حاجی رو تو مکه ببینه :) . شیرینی که قابلی نیست ایمان جان
شما دستور بده ما در رکاب شماییم.به امید اینکه سال های سال از هم با خبر باشیم و از همدیگه خبرهای
خوب بشنویم .


   محمدعرفان در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

آقا مبارکه.
حضور بلاگ هایی مثل این و بلاگر هایی مثل شما مایه ی مباهات وبلاگستان هستش.
امیدوارم همیشه اینجا به روز باشه و مشکلات معمول بلاگستان خللی در انگیزه ی شما ایجاد نکنه. همون قضیه استمرار…


   تن تن الملوک در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

آخی دلم گرفت
نمی دونم چرا وقتی این متن رو خوندم یاد روزای آخر مدرسه افتادم …
انشاالله تا 100 سال دیگه این سایت رو updateکنی…

تولدت مبـــــارک بابا بزرگ :)


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به محمدعرفان : چاکریم آقا جان :) . شرمنده میکنی ، همین که دوستانی مثل شما دارم برام کافیه به امید
روزهای بهتر برای همه مون .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به تن تن الملوک : چرا روزای آخر مدرسه ؟ همش چند روز دیگه روزای اول مدرسه میشه :) . گفتی روزای اول مدرسه
زمان ما که مدرسه نبود مکتب بود یه خاطره هم بگم اینجا زمان ما فقط مدرسه دولتی بود و بس تازه اونم دو شیفته ، قبل از شروع
مدرسه باید بچه ها می رفتن تا خانم بهداشت چشم هاشون رو پای اون تخته E های بزرگ و کوچک چک کنه وقتی من توی
صف منتظر بودم تا نوبت بشم ترسیدم و فکر کردم نمی تونم جواب بدم با زار زدن برگشتم خونه تا نزدیک های ظهر بود انقدر باهام
حرف زدن که بابا سئوال نمی پرسن میگن چشمت رو بگیر و بگو کدوم طرف تا بلاخره من هم رفتم و کلاس اولی شدم …..
توی دوره ما گویا خاطرات تلخی دارن آدم ها از مدرسه رفتن هاشون . ناظمی که کمربند همیشه به دست داشت ، معلمی که
بچه کلاس اول رو بهش شیطان میگفت چون دست خط بزرگ داشت …… بگذریم برای من طعم تلخی داره روزهای اول مدرسه


   zoha در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

سلام
تبریک میگم
چند ماه بیشتر نیست که من با وب شما آشنا شدم ولی انقدر جالب بوده که من هر روز میامو سر می زنم.
امیدوارم هم خودتون و هم وبتون عمر با عزتی داشته باشین و سال پیش رو پر از تازه های نیکو باشه.


   هادی در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

حضرت والا. مدتی هست که وبلاگتون رو از تو گوگل ریدرم دنبال میکنم. تبریک به خاطر وبلاگ خوبی که دارین.
موفق باشین


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به هادی : ممنون نظر لطف شماست :) . شما هم موفق و پیروز و سرزنده باشید .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به zoha : سلام ، چاکریم . من که به شما ارادت دارم و تشکر ویژه بابت اینکه همیشه پیگیر هستین و من
حس میکنم دوست خوبی هستین :) . راستی من همیشه بابت اسم شریف شما به فکر فرو میرم به دلیل
اینکه با همین اسم zoha دوستی داشتم . نمی دونم که این اسم حقیقی شما هست و یا معنی خاصی داره
و یا اینکه منظور همون سوره ضحی شریفه قرآن کریم هست. به هر حال به نور و روشنایی اسم شما براتون
روزگاری روشن و پر از خیر و برکت آرزو میکنم.


   تن تن الملوک در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

برای ما ها هم خاطرات تلخ زیاد داره مخصوصا” سر امتحان
که نگو معلم ها می شن دیو دو سر
من حاضرم کمربند و خط کش و این حرفا بخورم ولی یک کلمه امتحان ندم
:)


   amin در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

آقا تبريك !
ايشا الله 100 ساله بشين !
كاش بشه توي يك پست كامل در مورد خودتون توضيح بدين !!


   میلی دالتون در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

سلام سلام ببخشید من مسافرت بودم اصلا به اینترنت دسترسی نداشتم ولی تولدت مبارک


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به میلی دالتون : سلام ؛ خواهش میکنم ، ممنون لطف داری به امید اینکه زودتر به اینترنت دسترسی پیدا کنی باز هم برگردی
که دلمون برات تنگ شده :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به amin : چاکریم آقا جان :) .


   Milad در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

سلام ،

نمی دونم دنبال چی بودم که به اینجا رسیدم ، اما هر چی بود خیلی خوب شد که رسیدم 😀 ، من وبلاگ های فارسی رو دنبال نمی کنم ، مخصوصا اونایی که محتواشون زیاد برام کاربردی نباشه ، اما بدون تعارف می گم خیلی خیلی حال میکنم با اینجا و جز وبلاگ هایی که باید روزانه منتظر آپدیت شدنشون باشم چون تو بعضی زمینه ها منو آپدیت می کنه 😀 .

تمام نوشته های حضرت والا خوندنیه ، و من پایه ثابتUFO و فضا و موجودات فرازمینی و ازین حرفهاشم (آقا بیشترش کن) .

منم خاطره دارم ها :

من تو دوران مدرسه از نظر مدیر و ناظم ها یکی از بی انظابط ترین دانش آموز ها بودم (ولی نبودم : D)، و اکثرا می گفتند نمی دونیم تو چه طور با این همه شیطنت درس می خونی ، شاید دلیل اینکه از مدرسه اخراج نمی شدم همین بود .
یه تیکه از رزومه من :
ابتدایی که بودیم ؛ بلای بخاری های مدرسه بودم ؛ بخاری ها نفتی بود(…) ، نیم ساعت از کلاس می گذشت یهو آتیش از بخاری می زد بیرون … کلاس تعطیل .
راهنمایی منو با کلی مواد محترقه گرفتند . (جز شارگر برتر های مدرسه بودم مثلا)

پیش دانشگاهی هم یه سری بلا سر مدیرمون اووردم که آخرش مدیرمون بهم این طوری گفت : “پسر تو دیگه نیازی نیست بیای مدرسه ، یعنی باید بگم تعلیقی ، بشین خونه خودت بخون ، غیبت هم نمی زنیم برات ، مدرسه نیا فقط” ، آخرش هم که کارنامه رو گرفتم انظباط 14 : کمترین نمرم ، همین انظباط بود . (یادش بخیر یخش نامه های آموزش پرورش رو ادیت می کردیم 😀 ، این سایت آموزش پرورش هم که هنوز باگ داره :D) شرمنده زیاد شد یکم .

اینکه یه بار می خواستی تعطیل کنی وبلاگت رو عصبیم کرد ، ولی کمی فکر کردم ، شاید بنده خدا دیگه حوصله نداره به ما حال بده 😀 .

عیدت مبارک ، سربلند باشی دوست عزیز.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به Milad : سلام ، شما هم یکی از دوستان خوب این بلاگ بودی و یار همیشگی . بله حدس میزدم باید آدم
شیطون باشی :) . بخاری نفتی خودش یه سمبل هست ، بچه های الان با شوفاژ های توی مدرسه حق دارن
بچه سوسول بشن ، اصلآ بچه حداقل یکی دو بار باید آب مقطر مینداخت توی بخاری مدرسه بلکه شجاعتش
تست بشه . کم این سایت های دولتی رو هک کن :) راست میگی برو سایت دانشگاهت رو هک کن نمرات
بچه ها رو بیست کن تا تبدیل بشی به محبوب قلب ها :) . ممنون میلاد جان بابت نظری که گذاشتی به امید
روزگاری خوش و پربار برای شما ….


   ندا.ح در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

آقاااااااااااا اصفهان اول بوده تقلب کردی :دی
شوخی بود عیدت مبااااااارکککککک دوستم 😉


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به ندا.ح : آقااااا جان هیچ گونه تقلبی در کار نبوده اگر هم بوده من تکذیب میکنم :) .
عید بدون عیدی فایده نداره ، البته با این که میدونم تلاش بیهوده ای هست از یک اصفهانی عیدی
بخوام ولی به هر حال وقت گل صنوبره / عیدی ما یادت نره :) .


   خسرو در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

حضرت والا منم خدمتتون تبريك عرض ميگم. همه حرفا زده شده من فقط يه سوال دارم. چطوره كه تعداد بازديد كنندهگان ازترابادى از بقيه كمتره و اصن تو ليست هم نيسن؟:)))
با اميد اينكه كه بلاگتون صاحب هزاره بشه.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۹ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به خسرو : چاکریم قربان ، شما سرورید ، باید ذکر کنم که در بین کشورها هم آمریکا اولین بازدید رو داره و شما هم
نماینده تمام الاختیار در ایالات متحده هستید کما اینکه شما ایلچی ما در بلاد کفر هستید ، من هم در این گوشه دنیا
کوچک و گوش به فرمان شما هستم . به شخصه سبک نگارش شما در توییت هاتون رو تحسین میکنم و همیشه اون ها
رو میخونم شاید عجیب باشه کسی توییت های کسی دیگه رو کامل بخونه ولی شما برای من ” کسی ” نیستید بلکه
دوستی نادیده و محترم هستید به امید اینکه همواره پیروز و موفق باشید ، کما اینکه من از همه شما دوستان زودتر از این
دنیای فانی میروم ولی امیدوارم تا روزگاری دراز از هم باخبر باشیم :) .


   خسرو در تاریخ ۳۰ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

حضرت والا شما ما رو با لطف و محبتتون خجل فرموديد.
اين لطف شماست كه به تويتهاى پر از اشتباهات املايى من توجه داريد.
در شرايتى كه وبلاگها و پايگاههاى اينترنتى بدرست يا به غلت به منفى بافى روى اوردن، بلاگ شما با ارائه نمونه هاى مثبت نقش بسيار مهمى رو ايفا ميكنيد.
من از همون اوّل سر قضيه ماموت و مادرزن به شما ارادت خواص پيدا كردم و با اشتياق منتظر خواندن مقالات و تويتهاى جناب عالى بوده و هستم. من هم شما رو دوست عزيز و بسيار محترم ميپندارم و اميدوارم كه مقالات و تويتهاى شما رو سالهاى سال بخونم. اگر دوباره از زودتر رفتن بفرماييد من ميرم خداى ناكرده بليط تپلف ميخرم كه از سم خوردن بمراتب بدتره:)))
 


   zoha در تاریخ ۳۱ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

حضرت والا شما لطف دارید
در مورد zoha باید بگم من سوره ی ضحی از قرآن رو دوست دارم و از معنی این اسم خوشم میاد و اسم شناسنامه ای من نیست.
امیدوارم یادآور خوبی برای خاطره ی دوستتون باشم.


   سهیل در تاریخ ۳۱ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

یا حضرت والا (دامنت ممتازه) از پاسختان به کامنت آخرینم بسیار مقمموم گشتم، که شگفتا ما را به طرفت العینی به ولامونگه اجنبی بفروختید!!! وا اسفا!!! که من کنون این سطور برایتان مینگارم سر ولامونگه در سبدی روبه روی آرمیده !!! که پیشکشی مناسب از برای خجسته زاد روزدتان بیاوریم!!! دریغا که نمی دانستیم شما ولامونگه را به آن رفیق گرمابه و گلستان ترجیح می دهید!!! جانم فدایتان بادا!!! زاد روزتان مبارک باشد یا حضرت والا


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۱ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به zoha : پس حدس‌ام درباره سوره شریفه ضحی درست بود.بله معنی این کلمه روشنایی و پاکی و نور هست.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۱ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به سهیل :‌ ای سهیل هر کی ندونه من می دونم که تو متولد سال خروس هستی و یک اسفندی مغرور و نازک و نارنجی.
پس الکی ادا ناراحت شدن در نیار چون میدونم من بهت بگم پٍخ هم ناراحت میشی. زاد روزم کجا بود این لوس بازیا چیه :)‌.
مرد باید کار کنه و با غیرت باشه و به فکر بقیه باشه. ولی جدای از شوخی شما روی سر من جا داری آق سهیل ما دورانی با
هم داشتیم و سختی ها و خوشی های رو با هم دیدیم که مرد و مردونه همش هم در پی بستن نقشی جدید به این دنیای
گذرا بود.


   آزاد در تاریخ ۳۱ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

سلام حضرت والا
چی بگم که هر چی بگم از خودم گفته ام…
مدتی هاست که وبلاگتان را می خوانم اما همش تقصیر خودته، نه تقصیر این فید هاست که باعث میشه من تنبل فقط فید خوانم را باز کنم و مطالبت را بخونم و گاهی لبخندی بر لبانم بنشیند و دیگر هیچ…
“پنتیوم تو مقدس بود” خیلی قلقلکم داد ولی باز هم نتونست بر این تنبلی فایق بیاد…
بهر حال فقط خواستم بدونی که من هم وبلاگت رو میخونم و لذت میبرم و از تو و دیگر وبلاگ نویسان همچون چپ کوک و توکا و (انتظار نداری که همه رو بنویسم) متشکرم.
امیدوارم که بر تنبلی هام فایق بیام…


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۱ام شهریور ۱۳۸۸ گفته:

به آزاد :‌سلام،‌ ممنون دوست من.قصد این نیست که من شما رو مجبور کنم نظر بدید اصلآ،‌ منظور بیشتر این هست
که هر از چندگاهی به من نهیبی بزنید که فلانی داری راه کج میری یا اینکه فلانی اون کار و اون پست جالب بود
ادامه بده این باعث می‌شه تا من هم خودم رو اصلاح کنم و از نظر شما درباره یه موضوع مطلع بشم :).موفق و پیروز
باشی.


   امیرعلی در تاریخ ۳ام مهر ۱۳۸۸ گفته:

به به ، به مبارکت و میمنت و اینا


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳ام مهر ۱۳۸۸ گفته:

به امیرعلی: چاکریم :)‌. عروسیت جبران کنم :)).


   سوبر در تاریخ ۵ام مهر ۱۳۸۸ گفته:

سلام سلام. اجازه هست تولدِ شیش روزگیتونُ تبریک بگم؟ ^_^


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۵ام مهر ۱۳۸۸ گفته:

به سوبر :‌ ممنون :)‌.آره فرقی نداره همشون حضرا والا هستن:).





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود