عشق استُ  آتشُ  خون

داغ است و درد دوری

کِی می توان نگفتن ، کی می توان صبوری

کی می توان نرفتن

گیرم علی نمانده

گیرم که سوختیم ُ خاکستری نمانده

با دوست عشق زیباست

با یار بی قراری

از دوست درد ماند ُ

از یار یادگاری

گفتی از روز سفر

گفتم از من نگذر

مجنون لیلا

رفتی بی بال و بی پر

— وفا ، محمد اصفهانی —

پیوست : ببینید دیگر فیلم های جدی را !


   میلی دالتون در تاریخ ۱۴ام مرداد ۱۳۸۸ گفته:

یعنی چی؟


   میلی دالتون در تاریخ ۱۴ام مرداد ۱۳۸۸ گفته:

این شعره از محمد اصفهانی بود؟


   میلی دالتون در تاریخ ۱۵ام مرداد ۱۳۸۸ گفته:

چرا هیچکس نظر نمیده؟


   zoha در تاریخ ۱۵ام مرداد ۱۳۸۸ گفته:

سلام
همه میان می خونن ولی گاهی نظر دادن درباره بعضی موضوعات سخت میشه
با سپاس


   میلی دالتون در تاریخ ۱۵ام مرداد ۱۳۸۸ گفته:

خب منم وقتی نمیدونم چی نظر بدم؟ میگم چه جالب


   نيلوفر زاهدي در تاریخ ۱۶ام مرداد ۱۳۸۸ گفته:

درد است رنج دوري





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود