مهندس پیمان سپهری رهنما

این بار برای ” بیست سوال فلسفی ” به سراغ یکی از بلاگرهای محبوب من و صد البته مشهور بلاگستان فارسی یعنی

” چشم های که فکر می کنند “ رفتم تا از ایشان بیست سوالی رو بپرسیم که بعید هست تا حالا جای دیگه ای بازگو

کرده باشند پس از شما دعوت می کنم این مصاحبه که بسیار هم با پاسخ های دلنشین  و جالبی همراه هست را دنبال کنید .

1 خیلی ها دوست دارن با شخصیت پشت وبلاگ ها آشنا بشن که این مصاحبه هم برای چنین امری هست ،

اینکه چه کسی نویسنده ” چشم های که فکر می کنند ” هست و در  دنیای واقعی مشغول به چه کاری و این

پیشوند ” یسنا بابا ”  به چه علت هست ؟

من با تولد دخترم يسنا وبلاگنويس شدم ولي همه جريان را به پاي رفيقهاي  بد و مواد خوب مي نويسم!

اين  سيد پا برهنه و اون مهدي حكيمي من را اغفال كردند…

دردنياي واقعي  ” يسنابابا “ واقعاً باباي همان دختري است كه عكسش را در گوشه سمت راست بالاي وبلاگ مي بينيد

و يسنا نام دارد! پيشه ام مهندسي است و در حيطه محيط زيست صنعتي مشغول هستم.

2 – هفت چیزی رو اسم ببرید که به نظر شما دنیا بدون اون ها بی معنی هستن ؟ ( اگه هم

لازم میدونید دلایلش رو هم بگید . )

خانواده ( يسنا+مامان يسنا ) بهانه اي براي جلو رفتن  و به آينده خوشبين بودن

ارتباطات (مجازي-حقيقي-بيسيم-آنلاين_اينترنتي…) تنفس اطلاعاتي

مسافرت ( اينور آب-آنور آب) براي چشمهايي كه نياز دارند بيشتر ببينند تا كمك كنند بيشتر فكر كنم

فيلم و سينما ( جدي- سرگرم كنند ه- تلخ – عميق ) فرصتي براي جدا شدن لحظه اي ازهرچيز آزاردهنده و آموختن زندگي

از فريمها و سكانسها

موسيقي ( سنتي- فولكلور-كلاسيك – ملٌل- جاز- راك- پاپ) براي هارمونيك شدن

وبلاگنويسي (2در2سابقاً – بلاگ اسپات فعلاً ) درماني براي خفه خون نگرفتن و تخليه شوري كه در ذهنم آرام نمي گيرد

آينده (روشن- تاريك-خاكستري )  ميدانم كه بايستي ازهمين الان به استقبالش رفت والا مهلتي براي ازقافله ماندگان

قائل نمي شود…

3 – اگه بهتون بگن 6 ماه از زندگیتون باقی مونده ، 1 ماه از زندگیتون باقی مونده ، 1 روز از زندگیتون باقی مونده

و در نهایت 5 دقیقه از زندگیتون باقی مونده توی هر حالت چیکارمی کنید ؟

براي6  ماه احتمالاً زباني جديد ياد خواهم گرفت مثلاً اسپانيولي، دوست دارم بدانم اين خوانندگان سبك فلامينگو چه چيزي را

با اين حرارت بيرون مي ريزند! براي يكماه به مسافرت خواهم رفت، يونان – اسپانيا – استراليا هريك10  روز!

يك روز را فقط مي شود با يك اكانت اينترنت سرعت بالا شايد تا آن موقع گيگابايت در ثانيه سر كرد، آخرين وبچرخي را تا

سرحد امكان انجام خواهم داد! براي5  دقيقه فكركنم  فقط  براي شنيدن يك قطعه موسيقي ناب وقت داشته باشم!…

4 – اگه بگن بزرگترین جایزه دنیا رو به یکی از افراد زیر بدین شما کدوم رو انتخاب می کنید و چرا ؟

الف ) انیشتین

ب ) توماس  ادیسون

ج ) پروفسور حسابی

د ) فردوسی

ه ) جهان پهلوان تختی

انیشتین – فكركنم نسبيت بزرگترين فرضيه نجات دهنده بشر ازسوالاتش در مورد قطعيت و مطلق بودن

حقايق بوده است…

5 – به نظر خودتون توی چند سالگی دار فانی رو وداع می گید و علت مرگتون چی خواهد بود ؟

کلآ کلمه ” مرگ  ” چه چیزی رو به ذهن شما میاره ؟  و  اگه تموم شدن عمر دست خود آدم بود

تمایل داشتید توی چه سنی و کجا زندگی تون خاتمه پیدا  کنه ؟

طولش مهم نيست ، دلم مي خواهد بدون حسرت بميرم ، در واقع درعرض شناكردن را بيشتر طالب هستم!

مرگ يعني زندگي بدون اون 7 تا چيز كه درسوال دوم جواب دادم ! اگه تموم شدن دست خودم بود و اون  7تاچيز هم به

وفور در كنارم باشند تمومش نمي كنم!!…

6 – خیلی ها بعد از اینکه ازدواج می کنن به مجردها پیشنهاد می کنن که قید ازدواج کردن رو بزنن و خودشون

رو بدبخت نکن ! با توجه به اینکه شما متاهل هستید به مجردها چه پیشنهادی میدید ؟ و  چند همسری رو چطور

می دونید ؟ و اینکه چند تا بچه کافیه ؟

اگه كسي خوش شانسي من را داشته باشه و رفيق راهي مثل من گيرش بيايد، احمقه اگه يكروز تاخير كنه! ولي اين هندوانه

سربسته را اگر با چشم باز و آمادگي قاچ كني علي القاعده نبايد غير از شيريني وسرخي نصيب شود!. چندهمسري خوبه اگه

خودت هم به چند همسري خانمت راي مثبت بدهي! تعداد بچه فرمولي نيست و به آرزوهاي دست يافته و دست نيافته والدين

ارتباط دارد، اگربه تمام آرزوهايت رسيده اي و ديگر آرزوي شخصي نداري متناسب با امكانات شخصي ات مي تواني فرزند

داشته باشي درغير اين صورت اول تكليف ات را با آرزوهايت روشن كن وسپس به سراغ فرزند دارشدن برو! ولي تعبير نيچه

در آرزوي فرزند دارشدن را بيش از هرتعبيري مي پسندم، بايستي ميل آدمي در فرزند دار شدن پي افكندن عمارتي رفيعتر و

بالنده تر از خود باشد!!

7 -به سبک  رویدادهای تلویزیونی ، آیا از ” چشم های که فکر میکنند ” خاطره شیرین و یا تلخی

دارین که قابل بازگو کردن باشه ؟ و اینکه برای وبلاگ نویس های تازه کار چه توصیه و پیشنهادی

دارید ؟  از اعضای خانواده شما چقدر در جریان بلاگ نویسی شما هستند و چه نظری درباره بلاگ

نویسی دارند و آیا روزی ” یسنا ” رو به بلاگ نویسی تشویق می کنید ؟

خاطره تلخ فقط به “فيل” احمق  و “تر” زدن به وبلاگ گروهي2در2 و مهاجرتم به بلاگ اسپات بر مي گردد و مابقي فقط

لحظات شيريني بوده كه بامخاطبين فهيم و همراهي آشنا شده ام ودوستان بسياري ازاين وادي نصيبم شده است. جوانهاي

خانواده وبلاگم را دنبال مي كنند و بازخورد خوبي هم از اين باب نصيبم شده و بعضي را نيز توانسته ام كه به اين راه ترغيب

كنم.اين وبلاگ با آرزوي انتشار اشتراكي با يسنا از7 سالگي به  بعد راه اندازي شده است و اميدوارم دست به قلم شدن را نيز

مانند ساير حس هايش در رگ و پوست داشته باشد!

8 –  تعریف شما از این واژه ها چی هست ؟

الف ) خوشبختی – وقتي احساس بدبختي نمي كني!

ب ) موفقیت – فاصله بين دو شكست!

ج ) نفت – مايع كارآفرين و آلاينده محيط زيست و نان سفره ايراني!

د ) میلیاردر- ديگر با اين ارزش پول فعلي كلمه سنگيني نيست! كلاً پول و پولداري جزء دنياي من نيست!

ه ) علی دایی – تاريخ مصرف تمام!

ی ) گناه-

7 – اهل مسافرت رفتن هستین ؟ کدوم شهرهای ایران و یا جهان رو دیدید و به نظرتون قشنگ

ترین جای ایران و یا جهان کجاست ؟

تقريباً تمام ايران را ديده ام و نمي توانم قشنگترين را ازبين آن تشخيص بدهم،شايدبهتر باشد براي هر اقليمي يك نماينده انتخاب

كنم!ولي شايد براي بازنشستگي به جايي مثل جواهر ده- رامسر كوچ كنم. ازكشورهاي خارجي هم هند،هلند،امارات و آلمان را

گشته ام و در شهرهاي زيادي ازهركدام  اقامت داشته ام، لاهه از هلند و هايدلبرگ ازآلمان را هم دوست دارم، ولي به لحاظ

زيبايي هر جايي چيزي براي ديدن و لذت بردن دارد…

8 – اگه قرار باشه یکی از افراد زیر رو به عنوان ” مرد سال ” انتخاب کنین ، انتخابتون چی

خواهد بود و چرا  ؟

الف ) خیام

ب ) فردوسی

ج ) بیل گیتس

د ) پرفسور حسابی

ج )  شجریان- دليل آن بيشتر احساسي است ، نوجواني من با نغمه آواز او گره خورده است.

9 – یه فیلم ، یه کتاب و یه آهنگ رو به بقیه پیشنهاد بدین ؟

پيشنهاد اين چيزها براي من خيلي سخت است ، شايد چون زيادمي بينم ، مي شنوم و مي خوانم ، پس به آخرين فيلم ، كتاب و

موسيقي كه شنيده ام بسنده مي كنم:

براي فيلم رستگاري درشاوشنك ، براي كتاب كتاب كوچك سياست و براي موسيقي  چهارفصل ويوالدي با

نوازندگي نايجل كنديرا پيشنهاد مي كنم .

10 – تعریف شما از یک زندگی ایده آل ؟

همون 7 چيز كذايي همراه با احساس شرافت و شهروندي  مسئول دركنار هم اتفاق بيافتد!

11 – بازیگر محبوب ، خواننده محبوب ، کارگردان محبوب ؟

شادروان جيان ماريو ولونته – نورا جونز- تئوآنجلوپلوس

12 – ” چشم های که فکر می کنند ” ، 20 سال بعد ؟

شايد با پيشرفت فنآوري  وبلاگنويسي به نوعي خاطره نگاري ديجيتال تبديل شودكه به محض نقش بستن خيال يا خاطره اي

تمام مشتركين فيد وبلاگ آن را در ذهن خود تصوير كنند!!! …

13 – اگه  خارج از اینکه دوست داشته باشید در هر حالتی خودتون باشید ، دوست داشتید جای

کدوم یک از افراد زیر باشید و چرا ؟

الف ) انیشتین

ب ) یانی

ج ) پروفسور حسابی

د ) فردوسی

ه ) جهان پهلوان تختی

ی ) علی دایی

پرفسور حسابی ، فكركنم بودن در جاي مردي كه فرزند خلف خواسته هاي ناب بشري است بايد جايگاه قابل تقديري باشد.

14 – تلخ ترین خاطره زندگی ؟ شیرین ترین خاطره زندگی ؟

دزدي منزلم  و تصادف اتومبيلم به فاصله كم ، تلخ ترين و تولد يسنا شيرين ترين لحظاتم تا الان بوده است…

15 – از قدیم ها نقل شده که صنعت نفتی ها پولدار هستن و ماهی چند میلیون حقوق می گیرن ، تایید میکنید

و یا تکذیب ؟

يك مدير متخصص(رتبه شخصي بالاتراز17در مقام مديريت عامل يا مدير عمليات) بالاي20سال سابقه نفتي اگر در

كشور مانده باشد و مهاجرت نكرده باشد حداكثر و آن هم در جنوب عملياتي شايد چيزي درحدود4-5ميليون حقوق بگيرد كه

آن هم درمقايسه حقوقي كه مي تواند در كشورهاي عربي دريافت كند كمتراز يك سوم حقوق واقعي اش است! ولي حقوق

متوسط شركت نفتي ها در سراسر كشور در مشاغل پايينتر از كارشناس ارشد و كمتر 7-8سال سابقه به زحمت به

ميليون مي رسد! هركسي كه دوست دارد درآمد  چندميليوني درصنعت نفت ايران داشته باشد پس ازتحصيلات كارشناسي

فني به بالا در دانشگاههاي معتبر و زندگي و كار و تجربه در مناطق عملياتي جنوب مي تواند به آرزويش برسد…

16 – تعریف شما از یک ” مهندس ” چیست ؟

مهندس كسي است كه درضمن داشتن توان محاسباتي لازم ، ايده هاي فني در ذهنش را به طرح اجرايي  موفق تبديل كند…

17 – آیا می تونید بزرگترین آرزوی خودتون رو بگید ؟

حضورموثر در حلقه سياستگذاري بخشهاي انرژي و محيط زيست به صورت توامان و همگرا

18 – در بین بلاگ های فارسی کدوم بلاگ رو دنبال می کنید و در اصل توصیه می کنید

دیگران اون بلاگ رو دنبال کنند ؟ و آینده وب فارسی رو چطور می بینید ؟

اگر نوار گوگل ريدر سمت راست وبلاگم را ديده باشيد وبلاگ هاي مورد علاقه ام را خواهيد ديد.

آينده وب فارسي تفاوتي با آينده وب درسايرنقاط جهان ندارد و با رشدمشابهي،رشد خواهد كرد. درواقع وب ديگر يك مفهوم

جهاني است و نمي شود آن را به حوزه هاي زباني و جغرافيايي تقسيم كرد.

19 – آیا در کرات دیگه حیات وجود داره ؟ آیا مخلوقاتی باهوش تر و پیشرفته تر از

انسان در جهان زندگی می کنند ؟

چرا كه نه؟

20 – کتاب نوشتن سخت تر هست و یا بلاگ نوشتن ؟  آیا بین این دو کار ارتباطی میشه

پیدا کرد ؟

نوشتن براي اهلش سخت نيست فقط لحظات خاص خودش را دارد ، وقتي جريان مي يابد مثل تنفس است و

وقتي كور است هم نمي شود با منقاش چيزي از آن بيرون كشيد!!

21 – به کدوم شاعر بیشتر علاقه دارید و آیا بیت شعری هست که با خودتون زمزمه کنید

و یا اینکه برای بقیه بخونید ؟

كارهاي اخوان ثالث، ابتهاج، نيما، فروغ و بسياري ديگر را ازشاعران نو ميپسندم!

حافظ، سعدي، عطار، مولوي وابيات باباطاهر و ابوسعيد ابوالخير را بواسطه توان موسيقيايي شعرشان دوست دارم.

اهل زمزمه كردن دائمي هستم و از هر فرصتي براي خواندن براي يسنا و كساني كه ازصدايم دلتنگ نشوند بهره مي برم…

”  به صحراي دل بي حاصل مو       گياه نا اميدي ام مرويد “

22 – بر طبق رسم غیر معمول بیست و دومین سوال هم در اختیار شماست تا هر آنچه که

مایل هستید بازگو کنید ؟

فكر كنم همان بيست سوال كفايت كرده باشد ، از انتخاب من براي مصاحبه تشكر مي كنم.

پیوست 1 : تعداد سوالات این مصاحبه به طرز عجیبی 22 سوال شد ! تصویر بالا تصویری از آقای مهندس هست که

توسط حضرت والا طراحی شده و پیش کش ایشان میشود تو گویی آبستره  گونه ، حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید .

پیوست 2 : بخوانید دیگر مصاحبه های بیست سوال فلسفی را .


   ندا.ح در تاریخ ۱۰ام فروردین ۱۳۸۸ گفته:

تا شماره 11 رو خوندم!! اِ خوب خستیده شدم بقیشو بدم میام میخونم 😛 در ضمن سوال 8 چرا دو تا جیم دارد هوم؟ :دی طبق قوانین ابجد و هوز الان نوبت جناب “ه” میباشد :)


   ندا.ح در تاریخ ۱۰ام فروردین ۱۳۸۸ گفته:

منظورم این بود که بعداً میام میخونم اشتباه کاملاً محاوره ای و تایپی بود :B


   n a m n a m در تاریخ ۱۰ام فروردین ۱۳۸۸ گفته:

خوبه. ممنون از معرفی آدم‌های بزرگ و موفق…
فقط یه کم کلیشه‌ای شده.

خارج از موضوع:
۱. من از ابونتو و فایرفاکس استفاده می‌کنم. پس‌زمینه‌ی متن اصلی وب‌نوشتت نیست و من و احتمالن خیلی‌های دیگه مجبورن تو متن رو تو زمینه‌ی قهوه‌ای وب‌نوشتت بخونن.
۲. جای «این پست در تاریخ ۱۰م فروردین ۱۳۸۸ مرقوم شده و تا کنون 0 نظر داده شده » رو یه نگاهی بنداز.
۳. یه کم از واژه‌های عهد عتیق استفاده کنی بهتر نیست. مثل استفاده از «سیاهه یا خط‌نوشته یا بهتر از اون خط‌نبشته یا …» به جای پست و …


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰ام فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به namnam :

اینکه مصاحبه ای کلیشه ای باشه فکر کنم قدری درست نباشه چون خیلی ها این مصاحبه ها رو میخونن به هر حال
من از روی ایمیل ها و نظرات عمل می کنم .

1 – درباره پس زمینه وبلاگ فکر نکنم مشکلی باشه تا حالا کسی چنین چیزی رو نگفته ، من روی توزیع های مختلف
لینوکس هم بلاگ رو دیدم و مشکلی نیست کما اینکه اینها کدهای استاندارد html هستند و همه جا با قدری جرح و
تعدیل یکسان نمایش داده میشه . اگه امکانش بود برام یه screenshot بفرست :) .
2 – درباره نمایش تاریخ اگه منظورت بهم ریختگی توی اون قسمت هست فعلآ این مشکل وجود داره توی نسخه بعدی
با امکانات بیشتر اون هم درست میشه .
3 – خب این مورد رو قبول ندارم ! چونکه من از طرفدارهای هنر پست مدرن هستم و همیشه تلفیقی کار می کنم
به هر حال این وبلاگ مقبولیت پیدا کرده و بازدید کننده داره یک طرف قضیه مربوط به نوشته ها هست و بخش
دیگر هم ظاهر اینجا ، نحوه بیان جملات رو ترجیح می دم همون چیزی باشه که توی زندگی روزمره خودم ازش
بهره می برم . برای من بلاگ نویسی چیزی جدی هست …
و در نهایت ممنون از اینکه وقت میزاری و به همه چیز دقت می کنی :) .


   آذر در تاریخ ۱۱ام بهمن ۱۳۹۴ گفته:

سلام دوست من. همه چیز خوبه. قصد بدنام کردن ندارم. قصد خودنمایی هم ندارم اما حقیقتِ دکتر حسابی چیز دیگری است. نه آن طور که ایرج، پسرش، نشان می دهد؛ نه در حد و اندازه های یک نابغه. دکتر محمود حسابی فقط یک استاد ساده، و نه ممتاز، اما فرهیخته بود. روحش شاد. بزرگ تر از او آنقدر داریم که جایی برای او در لیست بزرگان باقی نمی ماند و اگر بماند در انتهای لیست… آنهم شاید.
هر که را که گفتند بزرگ است بزرگ نشمار….
می بوسمت و از سایت خوبت بهره ها می برم. آذر


   آذر در تاریخ ۱۱ام بهمن ۱۳۹۴ گفته:

و ضمناً کاری که با «آلینوش طریان» کرد قابل اغماض نیست. حسابی وی را به جرم زن بودن بورس نکرد؛ با اینکه این زن لیاقتش را داشت و بعدها لقب «مادر نجوم ایران» را گرفت.


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۱۲ام بهمن ۱۳۹۴ گفته:

به آذر: سلام – البته جای بحث داره ولی خب بر حسب دانش الانم نمیتونم چیزی رو تایید و رد کنم.


   آذر در تاریخ ۱۳ام بهمن ۱۳۹۴ گفته:

خوب پس جستجو کن بابای یسنا. چون بسیار مهمه. دکتر منصوری رو قبول داری؟ استاد فیزیک دانشگاه شریفه. برو ازش بپرس. تازه این اول راه است برادر جان. از این دست «بزرگ شده» های کوچک کم نداریم. دست تاریخ را دست کم نگیر برادر جان، بس بزرگ ها را از روی بی انصافی تحقیر کرده و بس کوچکان را ناجوانمردانه عظمت داده.
شاد باشی و سربلند. یسنا را می بوسم


   آذر در تاریخ ۲۲ام فروردین ۱۳۹۵ گفته:

سلام عزیز برادر

شما برای من تبدیل شدی به اسطوره ی حرف زدن و تحقیق نکردن!!!

حتماً ناراحت شدی. درسته؟ اگر اینطوره پس در مورد دکتر محمود حسابی تحقیق کن و نتیجه اش رو با وجدان خودت در میون بذار.
از این دست آدم های کوچک (مثل حسابی) زیاد اند و نمیشه همشون رو شناخت اما به هر حال یک نفر مثل من پیدا شده که دست کم میخاد حسابی رو بهت بشناسونه. دست رد به سینه ی من زدن مساوی است با دست رد به وجدانت زدن.
مدت ها گذشت و تحقیق نکردی، پس بهم حق بده که فکر کنم تو هم یکی هستی از این همه آدم های بیکار که فقط میان توی اینترنت تا تنهایی هاشون رو با دیگران قسمت کنن…
اگر دلت میخاد بزرگ باشی و مطالبت ارزش خوندن پیدا کنه حتی یک جمله رو هم بدون تحقیق ننویس برادر من. اینترنت پر شده از حرف های صد من یک غاز. پس نگران کم بودن مطالب نباش.
ببین من رو! از من یاد بگیر. من مغرور نیستم اما حتی وقتی برات چیزی مینویسم هم دقت میکنم تا هم منطقی باشه و هم اشتباه تایپی نداشته باشه.
به جای متر کردن کاغذهای تراکنش بانکی، حرف های نسنجیده ات رو متر کن ببین چند هکتار میشه!!! ناراحت شدی؟ جایی برای ناراحت شدن نیست بابای یسنا، چون من نه از سر کینه حرف میزنم و نه قصد تخریب دارم… فقط خواستم به هوش بیای و ببینی هوش و ذکاوتت رو داری کجاها خرج میکنی !!
عدم دقت یکی از ویژگی های خاص ایرانی ها است.
عدم دقت عذاب آوره… میفهمی؟ عذاب آور!
ایام به کام


   آذر در تاریخ ۲۴ام فروردین ۱۳۹۵ گفته:

هنوز منتشر نکردی؟
……
فقط تعریف ها و تمجیدها رو منتشر می کنی؟ آفرین، صدآفرین، هزاروسیصد آفرین

خفته را گر فکر گردد هم‌چو موی
او از آن دقت نیابد راه کوی

مولوی

بدرود آقای تکراری!!!


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۲۷ام فروردین ۱۳۹۵ گفته:

به آذر: سلام. اعتراض شما به چیه؟ من متوجه نمیشم؟ پروفسور حسابی رو قبول دارید ؟‌ ندارید ؟ مشکل چیز دیگه ای هست‌؟ بعد من بابای پسنا نیستم. نویسنده این وبلاگ فرد دیگه ای هست. کامل بگید تا با هم صحبت کنیم :).


   آذر در تاریخ ۲۷ام فروردین ۱۳۹۵ گفته:

پروفسور حسابی رو قبول دارید ؟‌ ندارید ؟

یعنی شما یا خودت نیستی یا دچار فراموشی شدی عزیز برادر. کدوم حرف من ایهام داشت؟ پاسخ شما اینه که معلومه حسابی رو به عنوان یک دانشمند قبول ندارم. هیچ کسی قبول نداره. تبلیغات رو بذار کنار علمی حرف بزن. برو سراغ شاگردهاش و اساتید برجسته ی فیزیک، برو سراغ رزومه اش، برو سراغ بلایی که سر آلینوش طریان آورد… حرفهای پوپولیستی نزن و قهرمان سازی هم نکن. حسابی حتی در حد اساتید خوب (نه برجسته) فیزیک ایران هم نیست؛ چه برسد به همکاری با انشتین و …
این خضعبلات ساخته ی افکار بیمار پسرش ایرج است.
شما دکتر محمود حسابی رو خوب نمیشناسی یا بهتر بگم اصلا نمیشناسی. شناخت شما از ایشان فقط در حد صحبتهای پسرش ایرج است. ایرج فقط دلش می خواد پدرش رو یک نابغه نشان دهد.

حرف حساب من که اینقدر شما رو آتیش زد فقط همین بود که حسابی شخص برجسته ای نیست… ابداً نیست.. خصوصاً به لحاظ علمی هیچ جایگاهی ندارد.

در مورد بابای یسنا هم من فکر کنم توی همین سایت خوندم این نکته رو… شاید هم اشتباه می کنم.

بهر حال اگر مطلب میذاری که دیگران استفاده کنن و نظر بدن خوب پس موظفی بخوانی و پاسخ بدی. اگر نه قسمت ثبت نظر رو غیرفعال کن. ضمنا مطلب بدون سند هیچ ارزشی نداره.

انسان منطقی با منطق حرف میزنه.

پ.ن: همچنان منتظر رزومه و مقالات علمی پروفسور!!! حسابی هستم. هر چند که می دونم این انتظار به آخر نمی رسه :)


   آذر در تاریخ ۲۷ام فروردین ۱۳۹۵ گفته:

به نظرم توی بد مخمصه ای گیر کردی. از طرفی هرچی می گردی بیشتر متوجه میشی که حسابی اصلاً آدم دانشمندی نبوده و بخش مهمی از رویاهایی که ازش ساختی ناگهان خراب میشه… و از طرف دیگه نمی تونی اعتراف کنی که اشتباه کردی و شخصیت علمی ات زیر سئوال میره… اما نگران نباش. خرابشون کن. و اگر از من میشنوی هیچ کسی رو در ذهنت اسطوره نکن… هیچ کسی رو.

ذهن ضعیف و ناتوان نیاز به قهرمان و اسطوره داره.
شادزی (:


   مهدی شه‌دوست در تاریخ ۲۷ام فروردین ۱۳۹۵ گفته:

به آذر: سلام – یه کوچولو آروم باشین ! ببینید من مهدی شه دوست هستم. نویسنده این وبلاگ. سال ها پیش یه مصاحبه وبلاگی کردم با بابای یسنا. تا اینجا خب ! بابای یسنا انسان خوبیه. وبلاگ نویسه و دنیا دیده. اینم خب ؟ حالا بحث محمود حسابی. از دید من ایشون یه انسان خوب بوده همین نه یه اسطوره یا هر چیز دیگه ای. توی ایران انسان های علمی بزرگ تر از ایشون زیاد داریم و داشتیم. من بعید میدونم توی پست های این وبلاگ که نزدیک به هشت ساله داره نوشته میشه جای از ایشون نوشته باشم ؟ دلیل عصبانیت بیش از اندازه شما رو هم متوجه نمیشم. در ضمن شما هم دوست من هستین :).





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود