درباره اینکه حس می کنم ” چهار شنبه سوری” یک ” توحش مدرن ” هست قبلآ نوشته بودم . اما خب همین توحش مدرن هم

قسمت های قابل اعتنای  خودش رو از دست داده .

امشب که با پدر در حال بحث بودیم و به ذهنیت آدم های پس این ترقه ها و تی ان تی ها فکر می کردیم که برای خرید کتاب

قیمت پشت جلد رو نگاه می کنن و دو ابروی محترم رو بالا میندازن که گرونه ولی برای دود کردن پولشون و انجام حرکات

حبشی گونه انگار که در وادی دقت نیستن ، پدر از یک رسم قدیمی گفت به نام ” قاشق زنی ” که من تا به حال نشنیده بودم

ولی جالب اینکه در اینترنت خیلی ها دربارش نوشته بودن .

قاشق زنی هم رسمی مربوط به چهارشنبه سوری هست که مردها و زن ها چادر به سر می کردن و صورت خودشون رو

کامل می پوشیدن و به درب خانه مردم می رفتن با کاسه و قاشقی در دست و با قاشق دق الباب می کردن و صاحب

خانه هم بسته به کَرَمش در کاسه چیزی می نهاده .

پدر در نهایت چیزی گفت که نشان داد فرهنگ ما نزول کرده و پاسخ برای تمام پرسش های بیشمار من :

حضرت والا : خب واسه مسخره بازی و خوش بودن میرفتن قاشق زنی دیگه ؟

پدر : نه صاحب خونه ها سعی می کردن چیزهای مثل برنج ، تخم مرغ ، شیرینی توی ظرف بزارن . و معمولآ

هر نفر هم توی اون شب خونه های زیادی رو میرفتم و کلی چیز می گرفت .

حضرت والا : خب حالا این رسم به چه دردی می خوره ؟

پدر : خب چهار شنبه سوری نزدیک عید هست و خیلی ها که فقیر و تهی دست بودن و همینطور آدم های آبرو داری

بودن و نمی تونستن گدایی کنن در قالب این رسم که هم شخصیتشون حفظ میشد و هم شناخته نمی شدن می تونستن

مایحتاج عیدشون رو تامین کنن تازه هیچ کس هم تشخیص نمی داد که شخص زیر چادر زن هست و یا مرد . خلاصه

بقیه هم مردی می کردن و به هم کمک می کردن .

حضرت والا : خب چرا الان انجام نمیشه ؟

پدر : همین الان کسی بیاد در بزنه و چنین کاری کنه ، تو میری زنگ میزنی به 110 !

پیوست 1 : خیلی از چیزهای خوب از بین رفته مگه نه ؟ حالا برید نعره بزنید و سیگارت پرت کنید .

پیوست 2 : آیین های چهارشنبه سوری در ویکی پدیا  . همچنین حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید .


   ندا.ح در تاریخ ۲۷ام اسفند ۱۳۸۷ گفته:

:))))))))))))) چقدر حرص میخوری تو هان؟ 😀 تازه کجاشو دیدی؟ ند سال دیگه به لطف بعضیا به جای نارنجک و تی ان تی و از این چیزا بمب اتم میندازن تو چهارشنبه سوری 😀 باید پیشرفت کنیم یا نه؟ هان؟ 😀


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷ام اسفند ۱۳۸۷ گفته:

به ندا.ح : نه زیاد هم حرص نمی خورم ولی خب من معمولآ حرفم رو می زنم ! توی این بلاگ که همش باید از
پیشرفت بقیه کشورها مثال بزنیم و به کشور خودمون که میرسیم درباره همین مسائل حرف بزنیم من از اینجا
حرصم میگیره که این مراسم حریم خصوصی آدم رو هم در بر میگیره دلیل نمیشه هر جای خیابون و کوچه و محله ای
صدای ترقه و بمب ! بیاد که ، نمی دونم والا خدا رو شکر که تموم شد من این ها رو می نویسم که کسی با تعریف
کردن مراسم چهارشنبه سوری خودش به اون افتخار نکنه :) .


   Milad در تاریخ ۲۸ام اسفند ۱۳۸۷ گفته:

هوم ، قاشق زنی ! جالب بود،
من به طور اتفاقی دیشب در سه نقطه مختلف شهر بودم !
1. در یک منطقه هیچ آتیشی روشن نبود و یه عده (نمی خوام بگم انسان) که به چند گروه تقسیم شده بودند فقط مشغول نارنجک انداختن به طرف هم دیگه بودن و فحش و فحش کشی ، به … هم دیگه هم رحم نکردن ونهایتا دعوا و …
2. در قسمتی دیگه چند تا خونواده با هم جمع شده بودند و دوره آتیش مشغول گپ زدن بودن !
3. اما تو قسمتی دیگه هم آتیش بود هم چند تا نارنجک ؛ البته قسمت آخرش برام خیلی جالب بود جند تا جوون اهل دل مشغول رقصیدن ، چند دقیقه ای پیششون وایستادم تا کمی غم و قصه ها رو فراموش کنم ، کلی هم خندیدم .

اما نکته جالب پایه مراسم که آتیشه کمکم داره حذف میشه و به جاش انواع نارنجک و ترقه و فشفشه و ازین چیز میزا داره میاد رو کار !
واینکه من هیچ پلیسی توی خیابون های شهرم ندیدم !


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸ام اسفند ۱۳۸۷ گفته:

به میلاد : به چیزای جالبی اشاره کردی خصوصآ اینکه همون آتش هم از ماجرا داره حذف می شه !


   احسان در تاریخ ۲۸ام اسفند ۱۳۸۷ گفته:

مطلب جالبی بود.
لینکش کردم :)


   امين در تاریخ ۲۸ام اسفند ۱۳۸۷ گفته:

آخ نميدونين ديشب مشهد چه باروني اومد !! ضد حال زد به همه ملت !! فكر كنم بعضي ها دعاي بارون خونده بودن !!


   امين در تاریخ ۲۸ام اسفند ۱۳۸۷ گفته:

ولي با همه اين احوال يك جا چنان ترقه اي توي آتيش زدن كه مثل بمب اتم بود !! فيلمش رو توي يوتيوب آپ كردم : http://www.youtube.com/watch?v=61kDqOq1iJA





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود