توییتر

این روزها شاید کمتر توی مامبوجامبو می‌نویسم ولی دلیلی بر این نمی‌شه که نمی‌نویسم و یا اینکه فکر کنید توی دنیایی مجازی نیستم. خب در درجه اول سعی میکنم بیشتر بنویسم ! در درجه دوم من توی توییتر خیلی جیک جیک می‌کنم. این پست‌ هم اختصاص پیدا میکنه به بازتاب یه سری از جیک‌ جیک‌های من در توییتر. همچنین از اون ۲ هزار نفری که منو توی توییتر فالو میکنن تشکر میکنم که اجازه میدن من با جیک جیک هام سرشون رو درد بیارم.

پس خلاصه ای از توییت‌های چند وقت اخیر من به همراه یه سری کامنت روی هر توییت:‌

۱-  “ایده گوگل برای تاسیس یه شرکت مادر به اسم آلفابت کار دستی بوده بی شک”

خب طبعآ این توییت رو من بعد از شنیدن خبرهای مرتبط با گوگل و تاسیس شرکت هدلینگش نوشتم و هنوز برام هیجان انگیزه این حرکت گوگل.

۲ – “بعضی‌ها مثل پیاز میمونن، ظاهرشون یه آدم عوضیه که اگه بازشون کنی، ده لایه دیگه آدم عوضی اون زیره. لری چارلز”

من دیگه چیزی نگم ! پیاز نباشید لطفآ.

۳ – “میسوزه جای قیچی‌هات / چه شکلی بود پر پرواز ؟ “

بخشی از ترانه رضا صادقی که به نظرم زیبا بود.

۴ – “محدودیت ۱۴۰ کاراکتر توییتر باعث شده ابزار خوبی بمونه و گرنه الان زامبی‌ها داشتن اینجا هم جک و سخن بزرگان میفرستادن”

منظور از اینجا همون توییتره و خب راست میگم ! چیه هی فرت و فرت گروه توی این ابزار ارتباطی میفرستین. من این ابزار رو دوست دارم ولی نه برای خوندن خبرهای پراکنده و دیدن ۴ تا عکس و فیلم. زامبی نباش لطفآ. یعنی اینطوری بگم پیاز باش ولی زامبی نباش. خوندن چهار تا مطلب درست و حسابی، شنیدن یه موسیقی ناب، دیدن یه فیلم بهتر از وقت صرف این اراجیف شبکه‌های ارتباطی هست که به دست ما به تباهی رفتن و گرنه خودشون که بیچاره‌ها خوبن.

۵ – “گروه ساختن توی تلگرام و وایبر و الخ یه اشتباه بزرگه نکنید. بی هدف مطلب خوندن و نوشتن… پوچ پوچ”

در ادامه همون جیک شماره ۴.

۶ – “دو تا دریاچه تو چشماته ولی هیچ دریاچه ای این رنگی نیست. #ترانه”

باز هم ترانه ای رضا صادقی و خب زیباست.

۷ – “NodeJS یه معجزه اس.”

بله یه پلتفرم همه جانبه. دوستش دارم. روزهای برنامه نویسی منو ساخته.

۸- “استارت آپ کمدی در تقابل با استند آپ کمدی #تقابل”

خب یه سری از جیک جیک‌هام با هشتگ تقابل مینویسم و یه چیزی رو در تقابل با یه چیز دیگه میگم. این روزها همه استارت آپ دارن شما چطور ؟ امیدوارم استارت آپ کمدی نباشه فقط…

۹ – “اگه توی یه قبیله سرخ پوستی بودم الان دور آتیش نشسته بودیم. رییس قبیله داشت خاطره میگفت بوی جنگل هم میومد.”

بله ایده آل من یعنی :).

۱۰ – “سال ۱۳۳۰، صادق هدایت، بدون نوشتن هیچ متنی به استقبال مرگ خود خواسته رفت.”

دردیست غیر مردن کانرا دوا نباشد پس من چگونه گویم این درد را دوا کن. صادق هدایت درک نشد، نشده و نخواهد شد…

۱۱ – “تنها دو دسته آدم روی زمین هستند: اونایی که پاشون رو میذارن جایی که باید بذارن و اونایی که پاشون رو میذارن رو صورت بقیه. تیم برتون”

آقام تیم برتون گفتن دیگه.

۱۲ – “ندهد هوشمند روشن رای…. به فرومایه کارهای خطیر – سعدی”

سعدی، سعدی، سعدی. شعر بالا رو با طلا بنویسید بزنید بالای سرتون.

۱۳ – “تنها موجودی که با نشستن به جای میرسد مرغ است. جان ماکسول”

پس مرغم نباش دیگه. چطور شد پس ؟ پیاز نباش، زامبی نباش، مرغم نباش.

۱۴ – “زیاد ناراحت نشیم خیلی‌ها هنوز توی مرحله تکامل از میمون به انسان هستن.”

۱۵ – “شاهد عینکی در تقابل با شاهد عینی”

۱۶ – “دزموند توی سریال لاست دوست داشتنی بود با اون برادا گفتنش.”

بله دیگه لاست که دیده باشی همین میشه یهو یادش میایی یه جیکی میکنی.

۱۷ – “چه کسی قورباغه بی‌شعور من را جابه جا کرد هم اسم خوبیه برای کتاب. #بی_شعوری”

واکنش من به مد شدن کتاب بی‌شعوری که همه دارن میخرن و میخوننش :).

۱۸ – “تمام آدم‌های که من دوستشون دارم مردن فقط عزت الله انتظامی زنده‌اس. ۱۲۰ ساله بشه.”

عشق من به عزت الله انتظامی. ای کاش جای بازیگرهای دوزاری ایشون بیشتر مشغول بودن به بازی.

۱۹ – “مدت‌هاست وبلاگ ننوشتم. البته خیالتون راحت منتور استارت آپ نشدم.”

تیکه به استارت آپ‌ها انداختم دیگه :). اینا هم یه جور زامبی هستن.

۲۰ – “میزی برای کار/ کاری برای تخت/ تختی برای خواب/ خوابی برای جان/ جانی برای مرگ/ مرگی برای یاد/ یادی برای سنگ/این بود زندگی. حسین پناهی”

اگه کسی ازم بپرسه زندگی یعنی چی همینو میگم. یاد سری پست‌های حسین پناهی افتادم این مطلب رو دوست داشتید بخونید سال ۱۳۸۸ نوشتمش.

“لبخندی صرفآ‌ برای شخص دوم”

 

پیوست: خب منو توی توییتر دنبال کنید اگه میخواید جیک جیک سردرد دار گوش بدید :). کافیه جستجو کنید @persianshadow.

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود