bob

پیش گفتار :

باب اسفنجی یک همربرگر سرخ کن است که برای آقای خرچنگ صاحب رستوران کار می‌کند. آقای خرچنگ فردی عاشق پول و ثروت اندوزی است. پاتریک یک ستاره دریایی عاری از هرگونه هوش و ذکاوت و دوست باب اسفنجی است. [ اگه با داستان‌های باب اسفنجی آشنا نیستید این مطلب ویکی‌پدیا رو بخونید.]

ماجرا :

در یکی از قسمت‌های باب اسفنجی – آقای خرچنگ که قبلآ به یک هتل رفته که شعارشان این بوده :  “ما به هیچکدام از خواسته‌های مشتری‌هایمان نه نمی‌گوییم حتی به مضحک‌ترین خواسته‌شان” . و طبعآ راضی بوده که کارکنان هتل به هیچ کدام از خواسته‌هایش نه نگفته‌اند ولی در نهایت متوجه شده تمام خواسته‌هایش را در صورت حساب ، محاسبه کرده‌اند و یک عدد همبرگر را ۲۵۰ دلار به پایش نوشته‌اند. با خود به این نتیجه رسید که چرا او رستوران خود را به هتل تبدیل نکند آن‌هم با شعار :

“ما به هیچکدام از خواسته‌‌های مشتری‌هایمان نه نمی‌گوییم حتی به مضحک‌ترین خواسته‌شان”.

آقای خرچنگ یا به قول پاتریک : آقای چرخنگ ، هتل را با شعار کذایی تاسیس می‌کند و به انواع خواسته‌های عجیب و غریب پاتریک و اختاپوس تن در میدهد که موجب عذابش می‌شود و در نهایت کل هتل ویران می‌شود.

ربط به صنعت نرم افزار :

یکی از مواردی که در تولید نرم افزار وجود دارد اجرای خواسته‌های مشتری است. اگر تازه کار یا حرفه‌ای هستید این را بدانید که به هیچ وجه نباید به مشتری بگویید که تمام خواسته‌هایش از نرم افزار را انجام می‌دهید حتی با وجود پرداخت پول از سمت مشتری بابت خواسته‌هایش. برخی از نیازهای مشتری عملآ شرکت شما را از هم متلاشی میکند چون به قدری انرژی از بخش تولید شما میگیرد که در نهایت کارمندان شما [برنامه نویسان – تحلیل گران – تسترها  و بخش پشتیبانی] کوله بار خود را بسته و شرکت شما را ترک می‌کنند و به جای میروند که مشغول تولید محصولی با قابلیت‌های منطقی شوند. بنابراین سعی کنید برخلاف آقای خرچنگ به مشتری خود نه بگویید بدون ترس از دست دادن آن پروژه و بدانید که لزومآ نه نگفتن به مشتری نشانه احترام گذاشتن شما به مشتری نیست و در دیدی بزرگتر شما شرکت خود را از فروپاشی نجات داده‌اید.

 پیوست :‌ صفحه مامبوجامبو را در فیس – بوک لایک کنید تا در جریان مطالب جدید قرار بگیرید.

تجربه ، بخش جدید وبلاگ خواهد بود و از این به بعد سعی میکنم تجربه‌های خودم توی زمینه‌های مختلف رو بگم و شما هم اگه تجربه اون موضوع رو دارید توی کامنت‌ها بگید – این پست‌ها میتونن خیلی مفید باشن و کسایی که توی وب دارن دنبال چیزی میگردن با تجربه مردم مواجه بشن. توی کامنت‌ها هم شما دوستای عزیز بگید که توی پست‌های بعدی تجربه از چی بگیم یا اگه تجربه‌ای رو دوست دارید خودتون بنویسید و برام ایمیل کنید تا مورد استفاده قرار بگیره.

پانینی

یه ساندویچ خاص بخوام معرفی کنم که مزه‌اش فوق‌العاده باشه ، باید از منوی رستوران‌های کی اف سی بگم. اونم “پانینی”. پانینی یه ساندویچ با ترکیبات اصلی زیر هست :

۱ – مرغ سوخاری

۲ – کدو [بله یه لایه کدو داره و واسه همین باید کدو هم دوست داشته باشین]

۳ – پنیر گودا

و خب یه سری چیزای دیگه. مهم همین کدو و مرغ سوخاری و پنیرش هست. توصیه میکنم این ساندویچ رو توی کی اف سی امتحان کنید. تازه اونم نه تمام شعبه‌هاش. برید شعبه شرق تهران و خب اگه هم نه فرقی نداره هر جا شد برید.

آدرس شعبه شرق تهران هم خیلی ساده‌ هست کافیه برید میدان رسالت – تفاطع فرجام – هنگام و برید توی فرجام غربی . راحت پیداش میکنید. قیمتش هم مناسبه – تقریبآ الان نزدیک ۸ هزارتومن هست.

شما هم اگه پانینی رو تجربه کردید. توی کامنت‌ها بگید.

اطلاعات عمومی :

پانینی یه کلمه ایتالیایی هست و در اصل به غذاهای گفته می‌شه که توی نون باگت سرو میشه. و خب یه جور معادل همون ساندویچ خودمون می‌شه.

پیوست : سایت کی اف سی ایران رو هم ببینید. صفحه فیس‌پوکی حضرت‌والا رو هم لایک بزنید :). کی اف سی توی چند شهر دیگه هم نمایندگی داره. مثلآ شیراز.

تب کابینی

ترس از جاهای تنگ با فضای کم با عنوان کلوستروفوبیا شناخته می‌شه که بیشتر یک ترس فردی از قرار گرفتن در مکان‌هایی با فضای کم هست مثل یک چاه. موضوع بحث من این ترس به صورت کلی نیست. بلکه تب کابیتی [cabin Fever] هست که به این شکل می‌شه اون رو تعریف کرد:

اصطلاح تب کابینی اولین بار در سال ۱۹۱۸ مطرح شد و برای بیان واکنش یک فرد و یا گروه که برای مدتی در یک محیط کوچک بدون انجام کاری ایزوله شده‌اند و رفتارهای مانند زودرنجی و بی‌قراری از واکنش‌های فردی و گروهی به این تب است.

تب کابینی رو به نظرم می‌شه به موارد زیر بسط داد :

۱ – خانواده‌ای که برای مدت طولانی در خانه هستن و برنامه ای برای تفریح و یا ترقی ندارند.

۲ – افراد شرکتی که در محیط بسته شرکت برای روزها حضور دارند و برنامه مشخصی برای کارهایشان ندارند.

۳ – دوستانی که برای مدتی به مکان تفریحی کوچکی مانند یک کلبه رفته‌اند ولی برنامه ای برای تفریح ندارند.

همه این موارد باعث می‌شود تا بر اساس تب کابینی، افراد در این موقعیت به یکدیگر مشکوک شوند ، و به رفتارهای مانند کج خلقی بپردازند. شاید بتوان گفت بهترین روش برای برطرف کردن تب کابینی ارتباط بیشتر با طبیعت و رفتن به دامان طبیعت باشد.

آیا شما هم با تب کابینی در زندگی و محیط کار خود برخورد داشته‌اید ؟

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود