سال پیش یه سفر اتفاقی برام پیش اومد به همراه دوستم رفتیم جهرم ! یکی از خاص‌ترین سفرهای که داشتم. مردمی به معنی واقعی کلمه خونگرم.

جهرم در استان فارس واقع شده ، شهر بزرگی نیست. طبعآ آب و هوای گرمی داره.شهری پر از درخت نخل. قبلآ فکر می‌کردم درخت نخل یه چیز معمولی محسوب می‌شه توی این شهر و با توضیح دوستان جهرمی با فلسفه درخت نخل آشنا شدم.درختی که تمام نیازش رو خودش فراهم میکنه.

غار سنگتراشان ! این غار دست ساز هست یعنی چی ؟! حدود۲۰۰ سال پیش برای ساخت خونه از سنگ استفاده می‌کردن چند نفر کارشون این بوده که از دل کوه سنگ میکندن. در نهایت این غار بزرگ که تصویر بالا فقط یه قسمتی از اون هست شکل میگیره. که تمامآ با دست انسان کنده شده و پایه‌های هم به جا گذاشتن. ما اینجا ناهار خوردیم :). [غار سنگتراشان در جهرم]

تصویر بالا درخت نخله که کشته شده ! بله گفتم که درخت نخل خاص هست. وقتی یه درخت رو میبرن بهش میگن کشتن درخت. توی لایه‌های درخت نخل چیزی قرار داره که بهش میگفتن : کچ . مثله لاستیک بود و میخوردن ، سریع هم باید مصرف میشد چون بد مزه میشد.

فکر می‌کنم به کچ در اصل پنیر نخل هم میگن که گرون هم هست.چون به خاطرش باید یک درخت نخل رو میکشتن.[کشتن درخت نخل]

در آخر اینکه برای رفتن به جهرم از شیراز ، هر نیم ساعت مینی‌بوس هست و ۲ ساعت فاصله بود.

در دنیایی توسعه‌نرم افزار به دلیل اینکه شبیه و در اصل یک صنعت است برای تولید محصول باید از یک راهکار پیروی کرد. یکی از جدید‌ترین متدها سبک چابک [Agile] است. Brainy Apps در حال نوشتن یک کتاب با مجوز GPL 3 درباره Agile میباشد. نسخه اولیه کتاب از اینجا قابل دریافت است.

همچنین شما نیز می‌توانید در نوشتن این کتاب کمک کنید به این صورت که :

۱ – کتاب [کتابچه] را مطالعه کنید و درباره آن نظر دهید و یا اشکالات رو گوش زد کنید.

۲ – اگر تجربه پیاده‌سازی سبک‌های Agile را در شرکت یا تیم خود دارید داستان و تجربه خود را نوشته و ارسال کنید تا در کتاب قرار گیرد.

۳ – اگر امکان ترجمه متون مناسب برای کتاب را دارید و یا نوشته‌ای از قبل دارید ارسال کنید تا بعد از بررسی در کتاب قرار گیرد.

این کتاب کم کم و در طول زمان تکمیل شده و در نسخه‌های متعدد منتشر می‌گردد. همچنین برای دیگر پروژه ها و اخبار صنعت نرم افزار و دنیایی برنامه نویسی فید Brainy Apps را دنبال کنید.

خیلی‌ها علی واکسیما یا علی ۲۰۰۰ رو میشناسن ، باکلاس‌ترین واکسی تهران.عاشق آنتونیو باندارس ، با تلفن زدن به علی واکسیما به سراغ‌تون میاد و کفش‌هاتون رو واکس میزنه.

علی واکسیما یا در اصل علی حسن‌خانی وب‌سایت هم داره که اینجا می‌تونید بهش سربزنید.

علی وقتی برای مشتری‌ها واکس میزنه ابتکاراتی به خرج میده مثلآ :

۱ – بعد از تموم شدن واکس زدن به بند کفش‌ها عطر میزنه تا خوش بو بشن.

۲ – برای مشتری‌ها با MP3 Player آهنگ پخش می‌کنه.

علی واکسیما ۱۴ سال به این کار اشتغال داره و متولد سال ۱۳۵۱ در شهر ری هست.علی واکسیما دوچرخه‌اش را هم خودش ساخته چون دو چرخ در  جلو داره و یک چرخ عقب.

اگر کفشی برای واکس زدن دارید به علی واکسیما زنگ بزنید.

علی واکسیما در رسا‌نه‌ها :

توکای مقدس درباره علی واکسیما نوشته بود : علی واکسیما دوست براد پیت.

تصاویر علی واکسیما در گذر زمان

 مصاحبه برنامه در شهر با علی واکسیما [تصویری]

پیوست :‌ بخوانید دیگر ذهن‌های خلاق ! در ضمن به ذهن‌ام رسید اگه عروسی چیزی دارید به علی واکسیما زنگ بزنید که بیاد کفش‌های داماد و بقیه رو واکس بزنه.به هر حال ازش حمایت کنید.

اینچ ، فوت ، فارنهایت ، مایل ، کیلومتر و واحد‌های از این دست به گوشه همه ما خورده ولی ممکن است روزی نیاز باشد چند واحد را به یکدیگر تبدیل کنیم.برای این‌کار ابزارهای گوناگونی وجود دارد.

شما برای اینکار می‌توانید از این سایت که ظاهر [UI] زیبایی نیز دارد بهره ببرید.

اما بد نیست وقتی کوتاهی بگذارید و سر از این واحد‌ها در بیاورید شاید جایی به کارتان آمد :

فارنهایت [ مثلآ صفر درجه سانتی‌گراد یا همان سلسیوس برابر با ۳۲ درجه فارنهایت میباشد ]

مایل

یارد

سلسیوس

فوت

 

از سری پست‌های بحث‌می‌کنیم که دفعه قبل درباره ازدواج بحث کردیم. این‌بار درباره کارهای عجیبی که در زندگی انجام داده‌‌ایم بحث می‌کنیم البته کارهای عجیب منظور کارهای هست که  اگر بخواهید طوطی‌وار مانند دیگران زندگی نکنید انجام داده‌اید. و شاید کارهای که طبق زندگی روزمره‌تان قدری عجیب به نظر میرسد انجام دادنشان.

همچنین در ادامه بحث بگوییم که چرا کارهای عجیب و خارج از برنامه زندگیمان انجام نمی‌دهیم یا می‌دهیم ؟

مثلآ من وقتی سال‌های اول دانشگاه بودم به موجودات فضایی علاقه‌مند شدم و مدت زمان زیادی رو صرف خوندن و دیدن فیلم‌های مستند درباره اون‌ها میکردم و هر گوش بیکاری رو پیدا میکردم درباره موجودات فضایی صحبت میکردم.

یا چند سال پیش برخلاف رشته و کارم ، وارد صنعت بیمه شدم و در آزمون بیمه مرکزی رتبه بالایی آوردم ! و اصلآ چنین کاری رو هم ادامه ندادم :).

کلآ تا حالا شمردید که زندگیتون روتین شده یا نه ؟ از اتفاق‌های عجیب زندگیتون بگید و یا هر چیزی که حس میکنید به این بحث جهت میده.

سرخ‌پوستی پیر به نوه خود گفت : فرزندم درون ما بین دو گرگ کارزاری برپاست.یکی از گرگ‌ها شیطان به تمام معنا ، عصبانی ، دروغ‌گو ، حسود ، حریص و پست و دیگری آرام ، خوشحال ، امیدوار ، فروتن  و راستگو.

پسر کمی فکر کرد و پرسید :‌ پدربزرگ کدام یک پیروز است ؟

پدربزرگ بی‌درنگ گفت : همانی که تو به آن غذا می‌دهی.

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود