اولین نسخه سیستم عامل ویندوز در شهریور ماه سال 1360 شمسی شروع به تولید و توسعه شد

و در آبان ماه سال 1364 در فروشگاه ها با نام ویندوز 1 قابل تهیه کردن بود.

بیل گیتس قصد داشت تا نام مدیر رابط (Interface manager ) را بر روی ویندوز 1 قرار بدهد

ولی رولند هانسون (متخصص فروش) بیل گیتس را ترغیب به این کرد که ویندوز نام مناسب تری

است . جالب اینکه مایکروسافت دو سال قبل از انتشار نسخه اول ویندوز تبلیغ محصول خود را

بر روی بسته های حوله حمام (لیف !) قرار داد و خبر از محصول خود داد.

سیستم مورد نیاز برای اجرای ویندوز یک نیاز به 286 کیلوبایت رم ، نسخه دو DOS و

همچنین 2 درایو فلاپی داشت . و با قیمت 100 دلار فروش می رفت . (جالب اینکه نسخه

خانگی ویندوز xp تنها 177 دلار فروش می رفت)

اما سرویس پک ها از کجا به وجود آمدند ؟

ویندوز 1 تنها دو هفته بعد از عرضه شدن جای خود را به ویندوز نسخه 1.01 داد آنهم به دلیل

باگ های فراوان و از اینجا بود که سرویس پک ها بوجود آمدند و تا امروزه این روند نیز ادامه دارد.

پیوست : یکی از دوستان کامنت گذاشته اند که این حوله حمام و وسایل تمیز کردن شیشه هست

، نه ! شرکت مایکروسافت اون زمان یک بسته بوسیله شرکت پستی FedEx ارسال می کرده که شامل

یک حوله حمام از جنس کتان بوده و همچنین یک تمیز کننده شیشه که به شکلی کنایه داشته به

محصول خودش یعنی Windows و در مجموع به جز هزینه ارسال پستی این بسته تبلیغاتی این

دو قطعه برای شرکت مایکروسافت هزینه 10 دلاری داشته .

به نظر نوع و نحوه رفتار ما در محیط مجازی بحثی پیچیده تر از محیط واقعی و پیرامون آن

دارد و آن هم به یک دلیل هست پنهان شدن پشت یک آی دی ، یک پروفایل ، یک وبلاگ و ….

سعی می کنم از این به بعد مواردی را یک باید به عنوان آداب استفاده از اینترنت رعایت کنیم

ذکر کنم و مطمئنآ این بحث با مشارکت و هم فکری شما بهبود پیدا کرده و سمت و سوی

درست تری پیدا خواهد کرد .

1 – بحث با یک شناسه مشخص

خیلی اوقات در یک بلاگ کامنت های گذاشته می شه که کامنت گذار نه از خودش ایمیلی برجا

می ذاره نه آدرس وبلاگی و نه آدرس یک پروفایل تا بقیه هم بتونن با اون فرد در ارتباط قرار بگیرند

و پاسخ نظر فرد را بدن ، جالب تر اینکه ایمیل های اشتباه یا آدرس های وب غلط به جای می زارن.

این اصلآ روش جالب و مناسبی نیست و اصلآ هویت از اون نظر گرفته می شه ، حتی بعضی ها

با تصور اینکه صاحب بلاگ از شناسه ما مطلع هست و فقط با ذکر نام به گذاشتن نظر اقدام می کنن

که این موضوع هم امری اشتباه هست چونکه ممکن هست افرادی با نام شما کامنت بگذارن در صورتی

که اگر شما همواره ایمیل خود را ذکر کنید این موضوع می تواند به عنوان یک تصدیق کننده به کار

گرفته شود.پس اولین اصل مهم از آداب اینترنت : همواره شناسه مشخصی داشته باش .

گاندی می گه :

وقتی بخوای کاری انجام بدی ابتدا نادیده ات می گیرن ، سپس به سخره ات می گیرند ، بعد با تو

می جنگند ولی در نهایت پیروزی از آن توست .

دقیقآ همینطور هست ، وقتی تصمیم می گیری کاری انجام بدی که خارج از امور تکراری روزانه

هست مثلآ تصمیم می گیری خواننده بشی یا کسب و کار مستقلی ایجاد کنی برخورد دیگران که

همه افراد رو در بر می گیره از دوستان گرفته تا فامیل و خانواده اولش اصلآ نگاهتون هم نمی کنن

بعدش وقتی می بینن نه بابا داری یه کارای می کنی شروع می کنن مسخره کردن وقتی

می بینن که مثل اینکه موضوع جدی هست و قرار شما از اون ها برتر بشی ، شروع به جنگیدن

می کنن ولی اگه تسلیم نشی حتمآ آخرش پیروز این بخش از زندگی خودت می شی :) .

همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبوی را .

5 – مشکلات رو ، رو در رو ، حل کن !

همچنین بخوانید دیگر اصول خفن زیستن را !

خب فقط خواستم بگم قالب بلاگ در بخش صفحه های جدا (کامنت ها) تغییر پیدا کرد

و قدری هم با بقیه اجزا match تر شد و همچنین سرعت لود این بخش هم بهبود

چشم گیری داشت :) . در نهایت در آینده قدری امکانات تعاملی تر به قالب افزوده خواهد

شد.

گاهی اوقات بعضی از مطالب پیرامون به شکل مستقیم به من مربوط نمی شه ولی در نهایت

ته قضیه چیزی هست که گمان می کنم بیان کردنش بهتر باشه ، همونطور که کسانی که من

رو می شناسن می دونن من حرفم رو صریح و واضح می زنم ! اما یکی از دوستان از

طیف دوستانه و دوستانه طبقه بندی شده ! ” نوشته بود ، بد ندیدم به موضوعی کلی اشاره کنم که

گریبان گیر دوستی های امروزی ما شده و چه بسا خیلی ها این موضوع رو کم ارزش بدونن ولی در

پس این موضوع این هست که تمام این جوامع بخشی از ساختار اجتماعی هست و هر چه این

ساختار ها ضعیف باشه ، ساختار بزرگتر اجتماعی رو تحت تاثیر قرار می ده . سعی می کنم همونطور که

در اون متن نوشته شده بررسی کنم که دیدگاه یک نفر نسبت به جمع دوستان خودش و یا حتی در دیدگاهی

منفی تر نسبت به یک سری افراد که در بین اون ها قرار گرفته چطور هست .

نویسنده این متن ذکر می کند :

طبیعتاً در هر جمعی یک سری اشتراکات و علایق مشابه عامل اصلی گردهم آیی

است. اما برنامه مذکور گویا اصلاً بر این مبنا شکل نگرفته بود. پس بی دلیل نبود که

به مذاق دوستان خوش نیاید.

خب باید عرض کنم این جمله از پایه بنه مشکل داره ! همیشه اینطور نیست و اصلآ طبیعی نیست

، یک سری از جمع ها از روی روابط فامیلی هست ، یک سری روابط دوستانه و یک سری هم روابط کاری.

صحبت نویسنده تنها و تنها برای جمعی کاری صادق هست و گرنه شما ممکنه دوستی داشته باشی که

صد و هشتاد درجه با خودت فرق داشته باشه ولی از بودن باهاش لذت ببری و همین تناقض ها و اون چیزهای

که در خودت نیست در اون می بینی برات لذت بخش باشه !

اینکه انگیزه افراد از شرکت و یا غیبت در یک گردهم آیی می تواند متفاوت

(و این روزها بعضاً متضاد) باشد ضمن اینکه اصلاً پدیده جالبی نیست اما واقعیت تلخی

است که همگان ناگزیر از پذیرش آن شده اند.

این قسمت که اصلآ بی ربط هست ! این که افراد برای شرکت و خصوصآ غیبت در یک گردهم

آیی( چه لغتی ! ) دلایل مختلفی داشته باشن کجاش پدیده (! phenomenon ) جالبی نیست !

و چرا واقعیت تلخ ! آیا همه باید یک دلیل ثابت داشته باشن ؟مثلآ همه با هم سرما خورده باشن ، خب

هر کس دلیلی خاصی داره و بس.

شاید در گذشته و به دلیل مسائل مختلفی چون تنهایی، جوانی، دوری از خانواده و

شهرمان و … برای یکدیگر جذاب بوده ایم اما این دلیلی بر آن نیست که برای توجیه رفتار

امروزمان از خاطرات خوش گذشته خرج کنیم و به قول آن دوست نکته سنج، دوستی را طیفی

از عناصر به هم ناپیوسته بدانیم.

اگر نویسنده محترم دقت کنند این صحبت یعنی اینکه “من” در هر موقعیتی بر حسب اینکه چه به نفع من

هست تصمیم می گیرم و دوستی من با دیگران به صرف همین هست و بس ! و همینطور که در پاراگراف های

قبل و بعد که من از ذکر اونها می گذرم به نوعی صحبت شده که انگار افراد دو دستی یقه طرف مقابل رو

چسبیده اند که بیا با من دوست باش !

اما دلیلش چیه ؟

خیلی ساده هست ، اگه شما کسی رو به دوستی انتخاب کردی و از هر حیث حس می کنی

فردی هست که می خوای باهاش در ارتباط باشی خب دیگه این همه ناز و عشوه نداره ! مگه بخوای

خیلی “دماغ سر بالا” بازی در بیاری که من فلان کس هستم ، اینقدر پول دارم پنج تا کتاب خوندم و ….. و

بخوای خودت رو دست بالا در نظر بگیری و انتظار داشته باشی در جمع بهت توهین نشه ! اگه کسی

توی جمع به کسی توهین می کنه خب اون فرد اصلآ به درد دوستی نمی خوره ! و فکر نمی کنم نیاز به

طبقه بندی کردن باشه ، چون اگه کسی رو طبقه بندی کنی بقیه هم خودت رو طبقه بندی می کنن و چه بسا

گاهی اوقات در طبقه بندی بقیه نسبت به طبقه بندی خودت در رده پایین تر قرار بگیری در صورتی که چه بسا با

قدری ملایمت ، درک طرف مقابل و انتخاب درست دوستان و همچنین نوع گردهم آیی های که در اون شرکت

می کنی از اینکه بخوای خودت رو به چالش بکشی که آیا این جمع دوستانه هست ، آیا خوش گذشت …

خودت رو نجات می دی . متاسفانه امروزه دیدگاه بدی که در بین افراد شکل گرفته نوعی احساس خودخواهی

و همچنین تکبر و صد البته که کینه ورزی نسبت به دوستان هست که فکر نمی کنم زیاد جالب باشه ، خود من

برای روابطم با بقیه اصول خاصی رو مد نظر دارم مثلآ سعی می کنم همیشه فقط با یک دوست باشم و

مثلآ برای صحبت و قدم زدن با یک نفر بیرون می رم و میدونم هیچ سوتفاهمی پیش نمی یاد ، فکر کنم آرش

دقیقآ این موضوع رو می دونه ، راستی آرش کجایی ؟

نیستی ؟ هان ؟ قرار بزار همو ببینیم ، دست از سر این کلاس های آلمانیت بردار ، بیا همو ببینیم :) .

همین !

پیوست 1 : به جای اینکه بخوای افراد رو توی طیف قرار بدی سعی کن اتمسفری از دوستان داشته باش

تا همیشه بدونی با دوستانی متفاوت دوست هستی نا با افرادی یک شکل.

توی بخش کامنت ها نوشتم :

“برای مسرت خاطر همایونی ما سخنی نقض بگو ” .

دوستی کامنت گذاشته که نقض نه ، نغز ، خب ولی منظور من همون “نقض” هست یعنی

نقیض ، یعنی مخالف ، یعنی یه چیز دیگه ، دوست دارم چیزی بگین که صرفآ تایید حرف من

نباشه و اگه نیاز به مخالفت می بینین سخنی به انتقاد بگین تا من از شما بیاموزم و انتقاد

شما راه رو برای بهتر فکر کردن من باز کنه و باعث بشه بدونم که جا برای بهتر شدن هست .

از اینکه از متن های اخیر بلاگ هم استقبال شده خوشحالم و تشکر می کنم ، ظرف چند روز

گذشته حدود 1600 تا بازدید داشتم با حدود 2700 بازدید صفحه که این باعث شده پهنای باند

کم بیارم و به نظر نیازه پهنای باند بیشتری تهیه کنم . فکر نمی کردم ظرف دو ماه 7000 بازدید بشه

و خب حالا نیاز شده قدری امکانات سخت افزاری رو بیشتر کنم :) . از دوستانی هم که ایمیل زدن

و صد البته جوابشون رو هم دادم بابت اینکه از قالب بلاگ تعریف کردن بازم سپاس گذارم اگه جواب

ایمیل ها هم نرسیده بود بدونید که یه مدت mail server  من خراب بوده و فکر کنم ایمیل های من

توی bulk  شما باید رفته باشه ، لطفآ چک کنید و از حالت spam خارج کنید تا بعدآ مشکل حل بشه.

اصل شماره 4 : از اون چیزی که هستی خجالت نکش !!! (افتخار کن)

همچنین بخوانید دیگر اصول خفن زیستن را !

در ضمن مامبوجامبو را هم از طریق فید دنبال کنید :) .

2 – مینی باس ، میدی باس

یکی دیگه از چیزهای که به نظر اشتباه جا افتاده تلفظ مینی باس هست که می گیم

“مینی بوس” جدیدآ هم که “میدی باس” ها اومدن امیدوارم که دیگه به اونا نگیم

“میدی بوس” ! راستی “اتوبوس” هم داریم ها !

همچنین بخوانید دیگر اشتباهات مضحک رایج را .

این کودک در هنگام گرفتن این عکس تنها 12 ماه سن داشت تنها چند ماه بعد از گرفتن این عکس

کودک بعد از یک سری آزار و اذیت های وحشتناک از دنیا رفت.

و این عکس مربوط به ماه آخر زندگی کودک چشم آبی ما با اسم رمز “P” ، کودک مو طلایی

ما در این عکس با صورتی لاغر تر ، موهای کم پشت دیده می شود و همچنین با دهانی

شکلاتی که به نظر از اثرات ناهار می باشد ولی باید بدانید مادر سنگ دل این کودک از شکلات برای

مخفی کردن آثار کبودی بر روی صورت کودک استفاده می کرده . و جالب اینکه این کودک در 8 ماه آخر

زندگی خود 60 بار توسط مددکاران اجتماعی ، پزشکان و …. بازدید شده و جای تاسف دارد که به نظر

آن ها هم واکنشی بروز نداده اند ، تمام این اتفاقات و شکنجه های روزمره این کودک در زیر دماغ (!)

مددکاران اجتماعی اتفاق افتاده و ناپدری کودک به سادگی این شکنجه های وحشتناک را مخفی نگاه

می داشته و جالبه این که انتشار تصاویر کودک از سوی ناپدری ممنوع شده ولی روزنامه ها و خصوصآ

دیلی میل با به جان خریدن مسائل و مشکلات حقوقی برای روشن شدن افکار عمومی اقدام به انتشار

تصاویر نموده است.

(( تصویری از آثار شکنجه احتمالی بر روی بدن کودک ))

البته قاضی استفان کرامر خبر داده که مادر 27 ساله ، ناپدری و فردی که به دلایل حقوقی قابل نام

بردن نیست و همچنین صاحب خانه جیسون اون 36 ساله تا مشخص شدن مسائل مهم در زندان

خواهند بود.

البته نخست وزیر انگلیس گردن برون هم افزود که : من هر آنچه در اختیار دارم به کار می گیرم تا

چنین اتفاقی دوباره تکرار نشه ، هر خانواده ای نیاز داره بدونه که بچه هاشون شب ها امنیت دارن ” .

پیوست 1 : از شهامت روزنامه نگارهای انگلیسی باید تقدیر بشه که چنین موضوعی رو بررسی می کنن و

دست از  سر سیستمی که وظیفه داشته از جان این کودک مراقبت کنه بر نمی داره تا جامعه راه درستی

در پیش بگیره.

پیوست 2 : جالب واکنش مردم به انتشار این خبر هست که می خوان پرونده مربوط به کودک کامل منتشر

بشه تا روزها ، یافته ها ، توصیه های مددکاران اجتماعی رو مطالعه کنن تا بدونن دقیقآ چه کسانی اهمال کردن .

پیوست 3 : منبع دیلی میل

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود