داستان معروف مرغی که هر روز یه تخم طلا میزاشت رو یادتون هست همونی که صاحبش کم کم

حرص برش داشت و تصمیم گرفت مرغ رو بکشه و کل طلاها رو از شکمش بیرون بیاره ولی توی شکم خانم

مرغه از طلا خبری نبود ….

خب اینو گفتم که بریم سر فلسفه این بار ، دوستی ، فامیلی و آشنا بودن ما با بقیه که برامون مفید هستن

شبیه همین مرغ تخم طلا هست یعنی خیلی ها رو اطراف خودمون میشناسیم که برای ما مفید هستن

حالا هر چه هم اندک ولی بازم مفید هستن و مثه این میمونه که برای ما هر روز ، هر ماه و شاید هر سال

یه تخم طلا بزارن ولی بعضی اوقات ما هم حریص می شیم و تصمیم می گیریم که یه دفعه به کل طلاها

برسیم ، می زنیم و شکم دوستمون رو پاره می کنیم ، حالا نه اینجوری ها ! همین که یه درخواست بزرگ از

دوستمون بکنیم و اون رو توی وضعیت خاصی قرار می دیم باعث می شه که دیگه دوست ما همون یه

تخم طلا رو هم برای ما نزاره و اون رو از دست بدیم ، خوبه که قدری خواسته ها و انتظاراتمون رو از دیگران کاهش

بدیم و فکر نکنیم که قراره اون ها برای ما هر کاری انجام بدن حتی اگه صمیمی ترین افراد به ما باشن .

پس به روزی یه تخم طلا بسنده کن و به فکر کشتن مرغ نباش که فایده ای نداره :) .

پیوست 1 : بخوانید دیگر فلسفه های مامبو جامبوی را !

کسی رو واقعآ نخواهی شناخت تا وقتی که دقیقآ دروغ هاشو بشناسی .

همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبوی را !

می دونید عقاب ها قبل از اینکه طوفان شروع بشه باخبر میشن ؟

جالب اینکه عقاب ها قبل از شروع طوفان تا جایی که می تونن به بالاترین نقطه ممکن در آسمان

پرواز می کنن و منتظر می مونن تا “باد” که عامل اصلی شروع طوفان هست از راه برسه بعد با سوار

شدن بر باد بالاتر می رن و اینجور از گزند طوفان در امان می مونن ، وقتی زیر بال های اون ها طوفانی

سخت در جریان هست اون ها با همون عامل ایجاد طوفان در نقطه ای امن و بالای طوفان در حال پرواز

هستند البته بدون بال زدن ! عقاب ها از طوفان ها فرار نمی کنن .

وقتی طوفان های زندگی به ما می رسه – چیزی که همه تجربه اش رو داریم – ما می تونیم با نیروی

ذهنمون – فکر کردن – و همچنین اعتقاد داشتن به نیروی خداوند طوفان زندگی رو شکست بدیم ما می تونیم

مثل عقاب ها بر روی عامل اصلی ایجاد طوفان زندگی سوار بشیم و سالم بمونیم.

طوفان های مثل شکست خوردن ، نا امیدی ، بیماری و تراژدی های زندگی ما ، ما می تونیم بر روی اون ها

سوار بشیم . به یاد داشته باشید به این معنی نیست که وزن مسئولیت های خودمون رو به دوش دیگران

بندازیم بلکه ما می تونیم اون ها رو کنترل کنیم .

پیوست : همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبوی را .

ناپلئون بناپارت معتقد هست که به 3 دسته آدم نباید اعتماد کرد :

1- قد بلند ها

2- چشم رنگی ها

3- چپ دست ها

من که توی زندگی خودم دقیقآ به این اصل اعتقاد شدید پیدا کردم :( .

پیوست : بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبویی را . همچنین مامبوجامبو را از طریق

فید دنبال کنید :) .

مغرور مشو که بی نیازی     یک آن دگر تو در نیازی

آنجا که تو فرعون زمانی      در تیر رس باد خزانی

همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبوی را !

دکتر الهی قمشه ای در یکی از سخنرانی هاش مطلبی می گفت که جالب بود ، ایشون از

قول مرحوم پدرشون مطرح کردند که :

” نیاز نیست که آدم کتاب های زیادی بخونه بلکه باید کتاب های بخونه که بعد از خوندن

اون ها چیزی یاد بگیره ، کتاب های زیادی هستند که در عین خوب بودن ولی چیزی برای

یاد دادن ندارن ، ممکنه شما یک کتاب فلسفه بخونی و همین کافی باشه برای کل عمر

چون بقیه کتب هم همین موارد رو مطرح می کنن به انواع مختلف ”

از این موضوعی که دکتر الهی قمشه ای فرمودن استفاده کنم و موضوع رو بسط بدم که

در جاهای که انسان نیاز به یادگیری داره تعداد منابع ، کتب و غیره مهم نیست ، بلکه این

مهمه که آدم منبعی مفید و پرسود رو برای یادگیری انتخاب کنه ، خیلی ها را می بینیم

که بارها در صحبت هاشون ذکر می کنن که صدها و بلکه هزاران کتاب خوندن ، این اصلآ

پارامتر بزرگ و مثبتی نیست بلکه به قول دکتر قمشه ای می تونه حتی اون افراد رو سر در

گم تر هم بکنه . پس همواره قبل از یادگیری دنبال بهترین منبع باشیم و نه کثرت منبع .

گاندی می گه :

وقتی بخوای کاری انجام بدی ابتدا نادیده ات می گیرن ، سپس به سخره ات می گیرند ، بعد با تو

می جنگند ولی در نهایت پیروزی از آن توست .

دقیقآ همینطور هست ، وقتی تصمیم می گیری کاری انجام بدی که خارج از امور تکراری روزانه

هست مثلآ تصمیم می گیری خواننده بشی یا کسب و کار مستقلی ایجاد کنی برخورد دیگران که

همه افراد رو در بر می گیره از دوستان گرفته تا فامیل و خانواده اولش اصلآ نگاهتون هم نمی کنن

بعدش وقتی می بینن نه بابا داری یه کارای می کنی شروع می کنن مسخره کردن وقتی

می بینن که مثل اینکه موضوع جدی هست و قرار شما از اون ها برتر بشی ، شروع به جنگیدن

می کنن ولی اگه تسلیم نشی حتمآ آخرش پیروز این بخش از زندگی خودت می شی :) .

همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبوی را .

زندگی همه ما شبیه داستان معروف “پدر ، پسر و الاغ ” هست ، همون داستانی که یه بار پسر

سوار الاغ بود مردم می گفتن چه پسر بی چشم و رویی پدر پیرش پیاده داره میاد ، یه  بار پدر سوار

بود می گفتن چه پدر بی غیرتی پسر رو داره پیاده دنبالش می کشه ، یه بار هر دو سوار بودن می گفتن

چه آدم های بی رحمی دارن از الاغ بدبخت چطور کار می کشن تا در نهایت وقتی پدر و پسر الاغ رو به دوش

کشیدند و حمل کردند ، مردم می گفتن عجب احمق های اونا دارن الاغ رو می برن ! تا در نهایت پدر و پسر

الاغ رو توی رودخونه انداختند و خودشون رو خلاص کردن !

توی زندگی اگه بیش از اندازه به حرف دیگران توجه کنی تنها موفق می شی تغییر مسیر بدی و خیلی چیزها

رو هم باید از دست بدی ، نه اینکه گفت های مردم غلط باشه ، نه ، بلکه هر کس روشی و شرایطی برای

زندگی داره که مطابق با نظر دیگران نیست ، پس همانگونه که می خواهی رفتار کن بدون توجه به حرف

” همه ” مردم .

همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبویی را .

” یه بار جستی ملخک ، دو بار جستی ملخک ، آخر تو مشتی ملخک .  ”

چقدر خوبه آدم پاک زندگی کنه طوری که هیچ نقطه تاریکی تو زندگیش نباشه تا همیشه زمان

جوابگوی به دیگران بتونه با قدرت و صداقت قلب صحبت کنه و بدونه هیچ وقت “سر بیگناه بالای دار”

نمی ره .

همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبویی را .

به هدف رسیدن یعنی :

تیر به هدف بخوره .

شانس یعنی :

هدف به تیر بخوره .

همچنین بخوانید : فلسفه های مامبوجامبویی

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود