پولدار یا ثروتمند

 

اصلآ بحثم این نیست که پول بده ! خیلی هم خوبه ! بحث من دقیقآ روی اینه که فرق پولدار با ثروتمند چیه. خب موضوع ساده اس، پولدار یعنی کسی که فقط پول داره و طبعآ اگه پولش رو از دست بده بی پول میشه و شاید مجدد پولدار شدن براش سخت باشه.

اما ثروتمند کسی هست که پول داره ! خیلی هم پول داره ولی چیزهای دیگه ای هم داره. ثروتش فقط پول نیست. دوستانی که داره، خانواده‌اش و کسانی که در طی پولدار شدن بهش کمک کردن و اون متقابل بهشون کمک کرده همه این ها جز ثروتش هستن. و خود فرد ثروتمند اینو میدونه و برای این بخش از ثروتش وقت میزاره. خانواده اش رو عاشقانه دوست داره و اون ها رو حفظ میکنه. دوستانش رو در کنار خودش نگه میداره و از نظراتشون استفاده میکنه. خیلی از پولدارها رو دیدیم که ورشکست شدن از لحاظ مالی ولی چون ثروت‌های دیگه ای داشتن از اون ثروت ها استفاده کردن و مجدد پولدار شدن.

خیلی مهمه که تو زندگیمون ثروتمند باشیم نه پولدار. من آدم‌های ثروتمند کمی اطرافم میبینم…

پس سعی کنیم ثروتمند باشیم.

پیوست: یهو یاد این پست سال ۱۳۸۷ خودم افتادم : خوشبختی در دستان تو یا ماجرای گریس گاردنر.

کانفورمیست [حزب باد] آهنگی ایتالیایی از جورجیو گابر . جورجیو گابر سال ۲۰۰۳ در سن ۶۳ سالگی درگذشت. آهنگ کانفورمیست با همکاری آدریانو سلنتانو دیگر هنرمند ایتالیایی ساخته شده است.

شاید حکایت گروهی از ما، حکایت کانفورمیست باشد؛ گروهی که در مسیر باد حرکت می‌کنند و همیشه با اکثریت قدرتمند هستند!

اما تعریف کوتاه حزب باد از ویکی پدیا فارسی را اینجا مطالعه نمایید.

ترانه کانفورمیست با این متن آغاز میشود:

آیا مهلک بودن این سرنوشت را می دانی؟
این چنین شرم آور بودن
«مرعوب» از طرد شدن، «وحشت زده» از حذف شدن؟…
بله می دانی! و از این روست که سازش می کنی و به هر سمتی می چرخی
مانند آن خروسک بادنما!

کما اینکه ویدیو زیرنویس فارسی ترانه را به همراه دارد ولی متن فارسی ترانه به این شکل است:

 

من یک انسان نو ام، آن قدر نو که دیرزمانی ست که دیگر فاشیست نیستم
من خیلی حسّاس و نوع دوستم و شرق شناس
قدیم ها طرفدار جنبش اعتراضی سال ۶۸ بودم و حالا مدت کوتاهی ست که طرفدار محیط زیست شده ام
چند سال قبل با خوشحالی هرچه تمام تر احساس کردم مثل خیلی ها سوسیالیستم
من یک انسان نو ام! لطف که کنم و بخواهم با زبان ادبی بگویم، باید بگویم من یک ترقی خواهم
در عین حال طرفدار بازار آزاد و ضد نژادپرستی من خیلی خوبم! من طرفدار حیواناتم
و دیگر اگزیستانسیالیست نیستم. اخیراً کمی خلاف جریان حرکت می کنم و فدرالیست شده ام.
کانفورمیست (حزب بادی) کسی است که معمولاً در جناح صحیح قرار گرفته!
او پاسخ های روشن و خوبی در سرش دارد او بر عقاید متمرکز است
و زیر بغلش همیشه دو یا سه روزنامه دارد و وقتی به اندیشیدن نیاز دارد
اگر روشن تر بخواهم برایتان بگویم درست مثل یک فرصت طلب فکر می کند او خود را بی هیچ ضرورتی،

وفق می دهد و در بهشت خودش زندگی می کند
کانفورمیست یک انسان کاملاً گِرد و منعطف است و بدون مقاومت حرکت می کند
کانفورمیست در دریای اکثریت لیز می خورد و نرمش می کند
یک حیوان بسیار رایج است که با کلماتِ گفتگو ها زندگی می کند
شب ها رویا می بیند و رویاهایش از خواب های رویابینان دیگر بیرون می آیند
روز عید او زمانی است که با همه جهان در آشتی باشد و وقتی شنا می کند، راهش باز شود
او کانفورمیست است! کانفورمیست!
من یک انسان نو ام و با زنان رابطه خارق العاده ای دارم؛ من فمینیستم!
همیشه در دسترس و خوشبین؛ اروپایی ام و هرگز صدایم را بلند نمی کنم ؛ صلح طلبم!
مارکسیست لنینیست بودم بعدش نمی دانم چرا خودم را ناگهان یک کمونیست خداپرست یافتم!
کانفورمیست خوب نفهمیده که حتی بهتر از یک توپ به هوا می پرد!
کانفورمیست یک بالن هوایی تکامل یافته است که از اطلاعات باد کرده
و گونه نادری است که در ارتفاع پست از سطح زمین پرواز می کند
جهان را با یک انگشت خود لمس می کند و گمان می کند کارش تمام شده است
زندگی می کند و این برایش بس است…
و باید بگویم که او خیلی شبیه همه ما است!
من یک انسان نو ام. آن قدر نو ام که در همان نظر اول توجّهتان را جلب می کنم
من یک کانفورمیست نوین هستم

 

پیوست: وب‌سایت رسمی جورجیوگابر!

url

با ۳۰۰۰۰ روز زندگیت چیکار می‌کنی؟ اگر فرض کنیم که ۱۰۰ سال عمر کنیم [!] ما تنها با قدری دستکاری اعداد ۳۰۰۰۰ روز فرصت زندگی در این دنیا را داریم. سی هزار روزی که بخشی از آن در کودکی و حیات نباتی ما می‌گذرد و بخش دیگر از آن اسیر دست نظرات و دیدگاه‌های دیگران.

وقتی می‌گویی ۳۰۰۰۰ روز در حقیقت برای تو و منی که در حال خواندن این متن هستیم بخشی از ۳۰ هزار روز گذشته. برای خیلی‌ از ما ۱۰ ها هزار روز گذشته. روزهایت را چه می‌کنی؟ در کدام اندیشه ؟ به فکر گرفتن فوق لیسانس ؟ در آرزوی مهاجرت ؟ پی کار ؟ به فکر ازدواج ؟ بچه دار شدن ؟

واقعآ ارزش این ۳۰۰۰۰ روز چقدر است ؟ سی هزار روزی که بخشی از آن را در بیماری سپری خواهیم کرد، بخشی را در شادی، بخشی را در پادگان برای گذران سربازی، و سال‌های طولانی را در خوابگاه‌ها در پی درس و علم.

۳۰ هزار روزی که در آن رنجاندیم و می‌رنجانند ما را. ۳۰ هزار روزی که دوستی و نفرت را تجربه می‌کنیم. تنها ۳۰ هزار روز.

اعداد چقدر بی‌رحمند، وقتی فرصت زندگی را با عدد بیان می‌کنی پی میبری که فرصت‌ها کوتاه‌اند. فرصت تجربه کردن، ماجراجویی کردن، دوست داشتن و دوست داشته شدن.

وقتی برای اولین بار چشم به جهان باز می‌کنیم  و شروع به گریه کردن می‌کنیم به صورت خودکار ۳۰ هزار روز برای زندگی به ما اختصاص داده می‌شود. که نه برای یک روز بیشتر و نه یک روز کمتر امکان حیات در این کره خاکی را نخواهیم یافت.

شما چقدر از ۳۰۰۰۰ هزار روز زندگیتان در این کره خاکی باقی مانده ؟

محک

چشم چشم بی ابرو

قشنگی حتی بی مو

درد داری می‌دونم

درد و بلات به جونم

تو لحظه زندگی من

فقط دو روزه دنیا

کسی خبر نداره

قرار چی شه فردا

آخه خدا بزرگه

هر چی بخواد همونه

فقط خودش می‌دونه

کی میره کی میمونه

نمی‌تونن تو جونت

غصه ها جا بمونن

وقتی تمام دنیا

برات دعا می‌خونن

الهی باشی و من

تو رو ببینمت باز

تو رو خدا با اشکات

منو به گریه ننداز

چشم چشم بی ابرو

هزار تا قرص و دارو

درد داری می‌دونم

درد و بلات به جونم

نزار روزات هدر شن

نگو دلت شکستس

بازم بخند دلت قرص

خدا کنارمون هست

نزار دلت بگیره

تو لحظه های سختی

دوست ندارم ببینم

گریه کنی یه وقتی

ندیم

ترانه بالا توسط “ندیم” به تازگی خونده شده و  پر از حس  و در میان این همه آهنگ‌ و ترانه‌های عاشقانه از دردی سخن گفته که ما باید در برابرش متعهد باشیم. اما قصدم از نوشتن این متن به جز ترانه، درخواست یه کمک از سمت همه شما دوستان بود، همین الان به محک کمک کنید !

همین الان از پشت کامپیوتر [موبایل – تبلت و …] برای محک پول واریز کنید ! هر چقدر که دوست دارید پول یه چیپس ! و هر چیز دیگه ای که هر روز صرف می‌کنین و زیاد مهم نیست. اینجا برید ! به کودکانی که به کمک ما نیاز دارن کمک کنید.

کمک کنید و به بقیه هم بگید.

دانلود آهنگ چشم چشم از ندیم.

پیوست: سال‌ها پیش پستی نوشتم و موسسات خیریه مختلف رو معرفی کردم. بخوانید پست “برای چشم‌هایش”  را !

تمام موجود‌های عالم در دو صورت جلب توجه می‌کنند یا خیلی تک هستند و یا خیلی زیاد.

تاکید بر ” خیلی” می‌باشد و نه متوسط.در دنیای کنونی که گویی بشر ِ مغرور،سرخوش از ابداعات آهنی و

ضمخت خود است ” مُد ” حکم پاسخ به حس زیبایی طلبی‌اش است.

اما جالب همین ” مُد ” که یک فرمول نیست بلکه پاسخی درخور برای هر سلیقه و برای زیبا بخشی

هر کسی تبدیل شده به یک عامل زشت شدن و اغلب مضحک شدن افراد بی‌آنکه بدانند این که فلان

لباس بر تن چند نفر زیبا آمده فرمول قابل اتکائی برای زیبا بودن بر تن ما نیست.این که همه در چنین

فصلی چکمه می‌پوشند و برای خالی نبودن عریضه همچنان نام انگلیسی آن که “بوت” باشد را به

کار می‌برند نشان از چیست ؟

غیر از این است که چند نفر بوت به پا دیده‌اند،رفته‌اند یک کفش‌فروشی و دو چشم را بسته

به فروشنده گفته‌اند : ” بوت می‌خوام “

ولی فردی با انصاف باید نظاره کند که آیا با بوت آخرش می‌شویم یا نه.همین جا اضافه کنم که بوت یک

سمبل است خرده نگیرید و ساده فرض نکنید منظورم ” بوتیسم ” است.

چیزی که مرد و زن ندارد.فلان پسر شلوار می‌خرد همچون تنبان بی‌کش فقط چهار نفر باید تنبانش

را نگه دارند که ول شدن شلوار همان‌ُ خجل شدن همان.

فلان زن چنان کفشی به پا می‌کند که تنها یک متر از قدش از پاشنه کفش وام گرفته شده که آن

هیچ ولی صدای گوش خراش پاشنه کفش‌ها چه ؟

مُد و زیبای بد نیست و اصلآ خوب و بدش به کسی ربط ندارد هر کسی هر چه دوست دارد بپوشد ولی

برخی دچار کج فهمی شده‌اند که می‌گویند ” الان اینا مُده ” شما مُد را به معنای زیبای بشناسید بدون تاریخ.

ممکن است در کل عمر تنها کفش کتان بپوشید ولی همچنان مُد باشید و زیبا…

انفیه یه جور فلفله، کسایی که ورزش می‌کنن مثلآ تکواندو و ورزش‌های این سبکی وقتی ضربه به راه

تنفس‌شون می‌خوره انفیه جلوی بینی‌شون می‌گیرن بلکه تندتند عطسه کنن تا راه تنفس‌شون باز بشه.

حالا چون شما مثه من در سطح قهرمانی کار نکردید شاید نمی‌دونید.

اینا رو گفتم برای اینکه خیلی اوقات توی زندگی امیدمون رو از دست می‌دیم و یا اینکه راه اشتباهی می‌ریم

اینجور وقت ها باید یه ” انفیه انسانی ” بیاد جلومون تا اینبار مغزمون عطسه کنه و با ذهنی بازتر بتونیم

به زندگی کردن ادامه بدیم.

این ” انفیه انسانی ” چیز کمی نیست‌ها ! بعضی آدم‌ها زندگی‌شون،هدف‌هاشون و حرف‌هاشون چنان با ارزشه

که چنین کاری رو انجام میده.البته همونجور که خود ” انفیه ” به راحتی یافت نمی‌شه.” انفیه انسانی ” هم به سختی

به دست میاد.در کل بهتره هیچ وقت ارتباطمون رو با ” انفیه‌ ها ” قطع نکنیم حتی اگه اخلاق‌شون برای ما

خوش‌‌آیند نیست درست مثل ” انفیه ” …

پیوست1 : درباره انفیه در ویکی‌پدیا

پیوست 2: این 500 مین پست مامبوجامبو بود…

آدم‌های زیر رو جدی نگیرید محض اینکه در دنیای غریبی به سر می‌برند.

1 – یه سری طرح دارم می‌ترسم الان بگم طرح‌هام رو بدزدن.

این دسته از آدم‌ها مشخصه طرح‌ها و ایده‌هاشون در چه سطحی هست.و کلآ وقتی کسی چیزی رو بیان می‌کنه که نمی‌خواد

بگه چه نیازی به گفتنش هست جز اینکه می‌خواد صرفآ خودی نشون داده باشه.

2 – برای طرز تفکرت متاسفم !

خب متاسف نباش ! اصلآ یعنی شما هر طرز تفکری که ازش خوشت نمیاد رو که نباید براش متاسف باشی از کجا

معلومه طرز تفکر شما درست باشه ؟ به فرض طرف مقابلت بگه باید با اسب اینور و اونور رفت ماشین چیه.

خب حالا شما نه بزاری نه برداری برگردی بگی برای طرز تفکرت متاسفم.

3 – به نظر شما این چی می‌شه ؟ نه اینجوری نیست…

طرف پا می‌شه میاد سئوال می‌کنه فلان چیز چی‌ می‌شه بعد توضیح می‌دی بعد می‌گه نه اینجوری نیست اینجوریه…

خب چرا پس سئوال می‌کنی شما وقتی خودت فکر می‌کنی جواب رو می‌دونی چه نیازی به سئوال کردن

4 – اینا اصلآ حالیشون نمی‌شه.

آخ که ما آدم‌ها تخصص نابی داریم برای جدا کردن خودمون از دیگران و محکوم کردن اونها در عین اینکه

خودمون رو شاقول درستی‌ها می‌دونیم. خوبه آدم وقتی چیزی رو می‌سنجه ملاکش خودش نباشه و فکر نکنه

خودش کار درست‌ترین آدم رو کره زمینه.” دست بالای دست زیاده “

5 – 100 ٪ ها

تمام آدم‌های که همه چیز رو سیاه و سفید می‌بینن ، همه رو بد و یا خوب ، برای کسایی که در همه جا باید همه

چیز رو 100 ٪‌ در نظر بگیرن اون هم در دنیایی به این پیچیدگی که  می‌شه هزار تا چیز متفاوت توش پیدا کرد.

6 – من اگه خودم بخوام …

تمامی خود بیست بین‌های دنیا،کسایی که حس می‌کنن اگه توی هر کاری وارد بشن و هر کاری که می‌کنن بیست و

درسته ، کسایی که روی کاغذ خطی می‌کشن ولی زیرش رو با نام پیکاسو امضا می‌کنن ، کسایی که عینک به

چشم می‌زنن و ظرف چند دقیقه تمام کارهای دیگران رو نقد می‌کنن از نوع منفی.

7 – به نظر من …

هیچ اشکالی نداره نظر بده ولی بدون درباره چیزی نظر بده که حداقل به اندازه قورباغه ازش اطلاعات داشته باشی.

نه اینکه چون باید عضلات فک به هر حال کار کنن چیزی گفته باشی.بدتر از این حرفا اگه جای دیدی

نظری دادی و خودت هم می‌دونی بی پایه و بنیه هست سعی نکن ازش دفاع کنی و دست بر نداری.

[البته اگه هم به درستی نظرت اعتقاد داری نقطه مقابل صحبت بالا میشه باید تا جای که ممکنه ازش دفاع کنی]

8 – توی خارج …

قبول خارج گل و بلبل ولی اولآ با گفتن خارج اینجور خارج اونجور گرفتار شماره 5 یعنی 100٪ ها شدی همه چیز

اونجا رو صددرصد می‌بینی.بعد خب حالا که چی ؟ آدم موفق آدمیه که هر جا که هست از خودش اثر مثبت

به جا بزاره ، طرف میره تو کوه تنهای تنها حاضر نیست زباله‌اش رو توی کوه رها کنه این آدم هر کوهی

که توی دنیا بره همینه.البته صد در صد که وقتی کسی رشد کرد باید به جای بره که بتونه تمام استعدادش رو

استفاده کنه ولی در صورتی اینکار صحیح به نظر می‌رسه که شما در جای که هستی تمام تلاشت رو کرده باشی

و بعد به چنین نتیجه‌ای رسیده باشی…

9 – خب اینجا اینترنته تو بیرون اینطور نیستم که …

دنیای مجازی از دنیای واقعی هیچ جدای نداره این دو تا یکی هستن شما وقتی پشت کامپیوتر خودت می‌شینی همون

کسی هستی که در جمع بقیه حاضر می‌شی . اینکه توی اینترنت و شخصیت مجازی خودت چطور رفتار کنی

نشون‌دهنده رفتار بیرونی شما می‌شه تازه خیلی هم واضح‌تر.

شما با وبلاگ نوشتن ، توییتر ، فیس‌بوک ، چت و هر چیز دیگه‌ای در اصل روی یه استیج میری که بقیه و عده بیشتری

نگاه‌ات می‌کنن اینکه چقدر مودب باشی در پی چه بحث‌های باشی ، همه و همه این‌ها شخصیت واقعی شما رو

نشون می‌ده . اینکه فردی توی توییتر هر چی بد دهنی هست به خرج میده و یا اینکه 24 ساعت اونجاست

به نظر شما فرد نرمالی محسوب می‌شه ؟

در زیر لیستی را مشاهده خواهیم کرد که مجموعه‌ای از عواملی که باعث شکست ما در هر زمینه ای خواهد

شد از روابط فردی گرفته ، تا اهداف سازمانی ، کسب و کارهای نوپا ، زندگی مشترک و… را نمایش می‌دهد.

در پایان این لیست شما چه چیزهای دیگری به آن اضافه می‌کنید که بر حسب تجربه به آن‌ها رسیده‌اید؟

1-  علاقه‌مندی شما نیست.

اگر کاری که انجام می‌دهید در شما اشتیاق ایجاد نمی‌کند و برای شما هیجان‌آور نیست یعنی راه اشتباهی را

انتخاب کرده‌اید.

2 – برنامه‌ریزی و نقشه‌ای ندارید.

شما نیاز به یک دورنما از هدف خود دارید و باید برای رسیدن به این هدف و برای هر قدم آن برنامه‌ریزی

کنید.برنامه‌ریزی‌ها و نقشه‌های مالی گرفته تا…

3 – شما منتظر می‌مانید تا همه چیز خودبه‌خود درست شود.

اگر از روز اول هدفی را مدنظر قرار داده‌اید برای آن شروع به تلاش کنید حتی اگر به میزانی کمی باشد

نباید منتظر بمانید تا تمام شرایط زندگی شما عالی و مناسب گردد تا شروع به تلاش کنید.

4 – شما کوشش فراوان نمی‌کنید.

همه چیز در زندگی در اثر پیگیری مستمر و همچنین نظم و پشتکار به دست می‌آید.سعی کنید برای رسیدن به

هدف‌های خودتان پشتکاری مثال‌زدنی داشته‌ باشید.زندگی انسان ارزشی بیش از آن دارد که به پای

خوشی‌های لحظه‌ای ریخته شود.

5 – شما در حال بزرگ‌شدن هستید.

منظور از این بزرگ‌شدن از لحاظ علمی و فنی هست.همواره سعی کنید بیاموزید و بزرگ‌تر شوید ولی

این عامل می‌تواند باعث شکست شما شود اگر در یک تیم فعالیت می‌کنید برای تیم خود رهبری انتخاب

کنید که نادانسته‌های شما را بداند و اگر او هم مانند شما چیزهای نداند شما شکست خواهید خورد.

6 – کارهای دیگر را متوقف کنید.

برای رسیدن به هدفتان تا حد ممکن سعی کنید تنها کارهای که مربوط به آن هدف می‌باشد را دنبال

کنید.به عنوان مثال شما در صورتی ازدواج موفقی خواهید داشت که عشق کسی دیگر در ذهنتان نباشد.

7 – شما تیمی از دوستان خود تشکیل نداده‌اید.

هر کسی می‌تواند با یک آگهی شروع به استخدام افراد مورد نیاز خود کند.ولی شما نیاز به افرادی دارید

که در یک راه طولانی تا رسیدن به هدفتان در کنار شما و همدل شما باشند.روابط عمیق باعث خواهد

شد که صبح‌ها زودتر از رخت‌خواب بیرون بیایید.

8 – شما گفتار قاطع‌ای ندارید.

وقتی در کار وقفه‌ای پیش ‌می‌آید و یا با تعطیلاتی مواجه می‌شوید معمولآ شروع مجدد کار با انرژی در یک

تیم با مشکل مواجه می‌شود اینجا جای است که شما باید با قاطعیت تیم را وادار به شروع کار کنید.

9 – ترس از شکست.

هنگامی که ترس شما را از پای درآورد باعث خواهد شد تا شما کارهای احمقانه‌ای انجام دهید.مثلآ به خودتان

انرژی منفی دهید.و همچنین به حد متوسط از پیشرفت رضایت دهید.ترس همواره بزرگترین عامل شکست

بوده است.

هر چیزی در اول موضوع شکل می‌گیره و از همون ابتدا می‌شه فهمید آخرش چی می‌شه.باور کنید! خیلی مهم هست

در شروع هر کاری درست و دقیق رفتار کنیم.از قدیم گفتن :

” خشت اول چون نهد معمار کج     تا ثریا می‌رود دیوار کج ”

برای این‌که شعر بالا خوب جا بیافته به صورت تصویری هم در زیر می‌تونید توجه کنید.

دیوار

به این مثال‌ها دقت کنیم تا بدانیم که ” خشت اول ” چقدر چیز مهمی هست.

وقتی با کسی دوست میشی اگه همون روز اول شروع کنی خندیدن و بزله‌گویی و تو سر و کله هم بزنی نباید انتظار

داشته باشی فردا روز خیلی متشخصانه اون دوستتون باهاتون برخورد کنه یعنی اینکه نباید انتظار داشته باشی

تنها راهی هم که باقی می‌مونه اینه که بزنی دیوار رو بریزی و گرنه همینه که هست !

اگه روزی شروع کردی یه پروژه انجام بدی و از همون روز اول به هیچ استانداری دقت نکردی و همینجوری

دیمی ساختی و رفتی متوجه باش که این دیوار کجه اون وسط مسط‌ها هم نمی‌شه دیوار رو راستش کرد.باور

بفرمایید نمی‌شه.

اگه رفتی دانشگاه و20 تا واحد برداشتی و بعد سرهیچ‌کدوم از کلاس‌هات نمی‌ری و بعد یهو آخر ترم پا می‌شی

میری دانشگاه انتظار نداشته باش که سر از درس‌ها دربیاری و فقط غر بزنی که این استاده درس دادن بلد

نیست.عزیزم دیوار کجه دیوار ! و باید متاسفانه عرض کنم که کاریش هم نمی‌شه کرد حتی تا خود ثریا.

اگه رفتی که بشی غلام مردم و دست دخترشون رو بگیری ببری توی کلبه درویشی خودت و هدفت اینه که زیر یه

سقف زندگی کنی بعد رفتی سراغ یکی که خانواده محترمشون کوچکترین خواسته‌شون اینه که بری کف پاشون رو

ماچ کنی بلکه نگات کنن و بعد شروع می‌کنی از ثروت نداشته خودت براشون میگی، بدون که خشت اول که

هیچ، زیربنای کار رو داری کج پی‌ریزی میکنی.نکن ! فردا روز مجبوری سه شیفت کار کنی و تازه بعدش

کله‌ات کچل می‌شه و سه چهار تا آنفاکتوس هم میزنی و اینا ! خشت رو درست بزار،درست.

خیر سرت می‌خوای برای خودت بیزنس راه بندازی و سر ماه نشده لکسوس سوار شی.بعد شروع می‌کنی چک

بی‌محل کشیدن و مشتری رو چاپیدن و صد تا دوز و کلک دیگه به این حساب که بچه زرنگ هستی و کلی

به‌به و چه‌چه ولی ای کاش می‌دونستی هر چقدر هم که ماهر باشی و خوب خشت‌های کج رو روی هم سوار

کنی نزدیکی‌های اون ثریا که برسی میریزه پایین.

همه اینا رو گفتم که بدانیم مشکل از خشت و دیوار و حتی خشت کج نیست.هر چه هست و هر چه نیست از

همون ” معمار ” ماجراست که بارها گفته‌اند که ” از ماست که بر ماست “.

تنفر

راه میری حجم‌های سیال  در کنارت قدم بر‌می‌دارند،دست در جیب و سر به پایین،متنفر نباش.

از آدم‌ها که لنگ می‌زنند در افکار و گفتار،آدم‌های که ماهیچه‌های فک و دهانشان از جایی غیر از مغز فرمان

می‌گیره،متنفر نباش.

پچ پچ پشت سرت،انگشت اشاره آدم‌ها به سمتت،متنفر نباش.

دور باش از آدم‌های مریض با مغز‌های بو گرفته ولی متنفر نباش.

راه می‌ری،قدم می‌زنی،بوی عطر از حجم‌های سیال به مشام میرسه،هر چقدر بیشتر یعنی استفاده شده

برای پوشاندن بوی عرق و بی‌فکری‌هاشون،بگذر، متنفر نباش.

ماشین‌ کوکی‌های که تند و سریع حرکت می‌کنن،برای رسیدن به نقطه آخر بی‌هدفی،حجم‌های سیاه سیالی که

عجله دارن برای تعویض ماشینشون برای خرید مبل جدید برای خرید رنگ جدید آخرین مدل چشم‌ُ هم چشمی‌هاشون.

متنفر نباش از آدم‌های دماغ سربالا که خودشون رو نقطه ثقل دنیا می‌دونن،همون کار درست‌ها، همون همه چیز‌دان‌ها

همون عقل‌کل‌ها،آدم‌های پیچیده شده در پیله خودبزرگ‌بینی‌ها.متنفر نباش.

متنفر نباش از آدم‌های کوتوله ذهن که همه رو توی معادله بی سر و ته خودشون می‌زارن و شروع به نظریه

پردازی می‌کنن،بگذر،متنفر نباش.

قدم بر‌می‌داری،راه می‌ری،می‌بینی‌،آدم‌های الکی خوش،آدم‌های جو زده،آدم‌های متوهم،بگذر،متنفر نباش.

قدم بر‌می‌داری،راه می‌ری،زمزمه می‌کنی:

قایقی خواهم ساخت / خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب…

پشت درياها شهري است

كه در آن پنجره‌ها رو به تجلي باز است.

بام‌ها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مي‌نگرند.

دست هر كودك ده ساله شهر، شاخه معرفتي است.

مردم شهر به يك چينه چنان مي‌نگرند

كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.

خاك، موسيقي احساس تو را مي‌شنود

و صداي پر مرغان اساطير مي‌آيد در باد.

  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود