این روزا خیلیها درباره “روز بلاگستان فارسی” نوشتن ، بلاگستانی که گویا ۱۰ ساله
شده ، میشه ساده تبریک گفت و بهبه و چهچه کرد ولی وقتی خوب نگاه کنیم حقیقت
چیز دیگهای رو نشون میده. این که وبلاگ یک ابزار خوب برای بیان نظرات شخصی افراد
هست هیچ شکی درش نیست ولی اینکه پارسی زبانان از اون چقدر مفید استفاده کردن
کافیه یه نگاهی به سمت و سوی تولید محتوا کنیم.و اینکه ذائقه مخاطبی که وبلاگ نمینویسه
ولی خواننده وبلاگها هست به چه سمت و سوی رفته.مطالبی که در گوگلریدر بازنشر میشن
رو اگه دقت کنید بیشتر حول مینیمال و عکس و تکجملهها میچرخه.مواردی سطحی که
فقط ما رو افرادی سطحی میکنه ، مطالب دنبالهدار و قوی منتشر نمیشه و اصلآ
کسی لزومی برای نوشتن این جور چیزها نمیبینه.مباحث نخنمای مثل کپیرایت به شکل
گستردهی وجود داره انگار در این ۱۰ سال بلاگستان فارسی نتونسته هیچ تاثیری حداقل
در این موضوع دمدستی خودش بذاره ، فرهنگ کامنتگذاشتنهای عمیق و بامعنی همچنان
کمیاب و شاید نایاب باشه و هنوز به وبلاگ من سر بزن برای روشن نگه داشتن مغازهای جدید
رواج داره ، به خاطر پارسی نوشتن مطلق همچون جزیرهای دور افتاده از بقیه بلاگنویسان
جهانی هستیم ولی تعداد همایش و بزرگداشتهای که برای بلاگنویسان ! برپا میکنیم
ده برابر آنها ، اون هم بلاگهای که شاید نه تنها جهان را نجات نداده باشن بلکه حتی روی
همسایه چهار دیوار آنورتر خود نیز اثری نداشتن،شاید خیلیها معتقدند بلاگ فضای شخصی
هست و اینکه نویسنده چی مینویسه به خودش مرتبطه، بله شکی نیست ولی
نویسنده محترم باید بدونه که اولآ بلاگ دفتر خاطرات نیست چون میلیونها نفراون رو خواهند
دید ثانیآ این دفتر خاطرات شخصی دیگه اینقدر ۱۰ ساله شدن و تبریک نداره چون امری
شخصی هست پس به جای این استنباط غریب باور کنیم که بلاگنویسی گره خورده با
اجتماع و دیگران هست.همون جای که شما کلمات رکیک به وفور استفاده میکنید و به سادگی
شخصیت خودتون رو زیر سئوال برده و همچنین کم سنوسالها را فراموش میکنید،نسلی که
قراره با شما ۱۰ سالگان بزرگ بشه و الگو از شما مجازینشینان بگیره.قدری تفکر
و تعقل و خودشکستن نیاز هست برای اینکه بهتر بنویسم و لااقل قبل از نوشتن روی چیزی وقت
بزاریم که در درجه اول برای خودمون ارزش داشته باشه و بعدآ بهش افتخار کنیم.سعی کنیم
مطلبی که مینویسیم در جهت حل یه مشکل باشه و از آه و ناله دست برداریم.اینطوری شاید
جشن ۱۱ سالگی بلاگستان فارسی مزه بهتری داشته باشه. باید متوجه بشیم نیاز نیست حتمآ
باید بنویسیم شاید قبلش نیازه که قدری بخونیم اینطوری چیزهای بهتری برای نوشتن داریم و
یادمون باشه جشن و تبریک وقتی معنی پیدا میکنه که کاری در خور انجام داده باشیم …
به هر حال ۱۰ سالگی وبلاگستان فارسی مبارک باشه
.
پیوست : تیتر در پیوندی نزدیک با معانی کتاب مسخ کافکا.
تاریخ نگارش : ۱۸م شهریور ۱۳۹۰
با درودی بیکران
بالاخره دوباره راه اندازی کردید و انگار مشکلتان حل شد .
حرف های جنابعالی بسیار متین اما لطفا توجه بفرمایید صرف وقت در سایت ها و وبلاگها ایا به این می ارزد که انچه دنبالش هستید نمیابید . قبول بفرمایید که باید چراغ بردارید و به دنبال حقایق بگردید در این دنیای مجاز.
و اینکه کسی که کامنت میگذارد ایا کارشناسانه نظر میگذارد؟ و ایا اینطور احساس نمیکنید که این نظر بسیار سطحی و از سر درک نکردن مطلبتان بوده؟ و ایا حسرت نمیخورید از وقت هدر داده اتان؟ چند روز پیش در سایت نارنجی در قسمت کامنتها بسیار افسوس خوردم و هیهات از این عمر هدر داده نویسندگان محبوبش . در ازای تشکر و تمجید از پست جالب این سایت فحاشی و هتاکی کرده بودند . بسیار متاسف شدم اینهم دنیای مجازی و بلاگستان ده ساله به شما تبریک میگویم که هنوز ایستاده اید.
به نیلوفر : سلام ، ممنون بله چراغ بلاگ ما همچنان روشنه
. صحبتهای شما درست ولی طبعآ وقتی هدر نمیره اگه حس کنیم
راه درست هست. چند هفته پیش کودکی کم سن وبلاگ حقیر رو خوانده بود و تشکر کرده بود با متنی کودکانه همین برای من کافی
هست که در حین داشتن هزاران دغدغه مرتبط با سن و شرایط خودم ، وبلاگ و نوشتههایم چراغی روشن برای نسل بعد از خودم
بوده ، پیش میرویم ، انتقاد کنید ، مینویسیم ، بنویسید. باز نشر کنید و سعی کنیم دیگران را ترغیب کنیم برای به دست آوردن
دانش آنهم به صورت فردی.هیچ چیز مهمی از دل دانشگاهها و مدارس در هیچ کجای دنیا بیرون نمیآید ، همه و همه تلاش فردی
برای دانستن است…
آقا ممنون که این تکنیک «به وبلاگ من سر بزن» رو شفافسازی کردی!
واقعا درست میگید. منم که یک بلاگ کم خواننده دارم همیشه سعی می کنم با بدون کامنتی و بقیه مشکلات مثل کمبود وقت مبارزه کنم و همواره بنویسم.
- امکانات
- بایگانی
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بحث میکنیم
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای برنامهنویسان
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





