
مرتضی احمدی هنرمند ۸۷ ساله ما ، با آن خاطرات شیرینش از ایران و طهران در دل هر
کسی به نیکی جای دارد.او استاد مسلم فرهنگ کوچه بازار طهران قدیم است.او آلبومی
با نام صدای طهران دارد که در آن به اجرای ترانههای روحوضی پرداخته.

دانلود آهنگ “زن میگیرم” از آلبوم “صدای طهرون” . [سرور اول][سرور دوم][سرور سوم]

مرتضی احمدی کتابی با نام ‘کهنه های همیشه نو – ترانههای تخت حوضی” نگاشته
که شامل ترانههای روحوضی است ، چاپ اول این کتاب مربوط به زمستان ۱۳۸۰ و
منتشر شده توسط انتشارات ققنوس است.در این کتاب ذکر شده گروهبندی دستههای
روحوضی از زمان ناصرالدینشاه شروع شد و یکی دو دسته در آن زمان پدید آمد.

معروفترین هنرمند روحوضی که هنوز هم کم و بیش نام و یادش مطرح میشود و
تاریخ تخت حوضی هنرمندی نام آورتر از او به خود ندیده است، اسماعیل نامی بوده که
بعدها به “اسماعیل بزاز” معروف شد. کسی که مورد توجه ناصرالدینشاه بوده است.
تعدادی از ترانههای روحوضی موجود در این کتاب [ترانهها خلاصه شدهاند] :
حمومی
حمومی آی حمومی فرش و قالیچهم را بردن
فرش و قالیچهم به جهنم طاس و دولیچهم را بردن
فرش و قالیچه و طاس و دولیچهم به جهنم
لنگ و قطیفهم را بردن
فرش و قالیچه و طاس و دولیچه و لنگ و قطیفه ام به جهنم
پیرهن تنم را بردن
رَپَته پتینا
دیشب من بودم و آبجی اوفینا آی رپته پتینا
گفتم که بمیرم واست ای سرو قدینا آی رپته پتینا
گفتا که ز من شرم کم ای مشدی حسینا آی رپته پتینا
دیشب من بودم و آبجی اوفینا آی رپته پتینا
گفتم بده ماچی تو از اون قند لبینا آی رپته پتینا
گفتا که خجالت بکش از این منه نینا آی رپته پتینا
ماشین مشدی ممدلی
ماشین مشدی ممدلی ارزون و بیمعطلی
این اُتولی که من میگم فورد قدیم لاریه رفتن توی ایت اُتول باعث شرمساریه
نه باب کورس شهریه نه قابل سواریه بار کشیده بسکی از قزوین و رشت و انزلی
آبجی صنم گفت
آبجی صنم گفت [دسته جمعی] چی گفت ؟
خودش به من گفت [دسته جمعی] چی گفت ؟
در گوش من گفت [دسته جمعی] چی گفت ؟
در گوش این گفت [دسته جمعی] چی گفت ؟
در گوش اون گفت [دسته جمعی] چی گفت ؟
گفت زن سرهنگ نمیشم [دسته جمعی] چرا نمیشی ؟
کاری که سرهنگ میکنه همش میره جنگ میکنه
چرا مخمل نمیپوشی
چرا مخمل نمیپوشی
مگه مخمل ذری چنده
سرت با دیگری بنده
هی بیا ساقیا ساقی باقیا پس برو پیش بیا
پیوست : حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید !
تاریخ نگارش : ۴م فروردین ۱۳۹۰
ماشاالله ماشاالله بزنم به تخته برای شما چه فعال شدین
چه پست باحالی خدایی من آقای مرتضی احمدی رو خیلی دوست دارم مخصوصا صداشونو
خیلی خیلی از این شعر رَپَته پتینا خوشم اومد برم کتابش و بگیرم این قدر از این شعرا خوشم می یاد آدم و می بره به زمان قدیم
ای ی ی ی داد کاش من هم زمان قدیم به دنیا اومده بودم و الان دیگه مرده بودم به خدا اون زمان صمیمت ها بیشتر بود این قدر دروغ نبود بلا نسبت دور از جون، اینقدر نا مردی بی مروتی نبود.
واقعا قدر این جوان های قدیم مثل آقای مرتضی احمدی باید دونست این ها مثل یه گوهر هستند برای ما جوان های امروزی حرف ها و گفته هاشون و باید طلا گرفت
و ممنون به خاطر این پست زیبا ، خوب .
دوستی دارم که ایشون تاریخدان هستند! اتفاقاً تاریخدان برجسته ای هم محصوب می شند(لازم به ذکر که آقای معتضد نیستند)و استاد داشناگه تهران بودند الان هم دانشگاه اصفهان تدریس می کنند.بگذریم:
ایشون می گفت در قدیم ۳ عده به طور غیر مستقیم نفوذ زیادی توی دربارهای ایران داشتند.در واقع شاید نفوذ این ها کمتر از صدر اعظم شاه ها نبود(بلکه شاید خیلی بیشتر هم بوده).
اول،زنان دربار.
نجواهای شبونه همسرای شاه،خواهش ها و بعضاً دستورات مادر شاه.حتی در بعضی مواقع گرو کشی های مادران دختران زیبایی که قرار بود زن شاه بشند و… خیلی مؤثر بوده ظاهراً روی شاه.
دوم سرگرم کننده های دربار. که حالا شاید بهشون می گیم ملیجک.
البته سرگرم کننده ها فقط ملیجک ها نبودند!عده دیگه ای هم بودند که بماند.یکیشون همین کسایی بودند که واسه شاه شعر و طرب راه می انداختند که توی یه بازه زمانی نمایش رو حوضی هم اضافه شده.
ظاهراً این دوستان توی اشعرا و طنزیات و خلاصه کارهاشون حرفشون رو به شاه می زدند و هی تکرار می کردند.
این دوستمون یه سری چیزها هم در مورد اشخاض می گفت که حیف وبلاگ حضرت والا بشه جا واسه غیبت پشت مرده
پس بیخیال.
سوم.عزیز دردونه های شاه که خوب عموماً از داخل خانواده بودند و حرفشون رو به کرسی می شوندند! به قول خودمون آقا زاده ها ![]()
این دوست ما می گفت اگه قرار باشه تاریخ درست بررسی بشه باید دید این سه عده چیکار می کردند!چون وزیر و وکیل و صدر اعظم کارهاشون معلوم بوده و روی کار!به قول خودمون نمی تونستند هر غلطی خواستند بکنند اما این سه عده چرا!
معتقد بود باید معلوم شه اینا چه کردند و چه خواستند و چه گفتند تا تاریخ پته اش بیافته روی آب ![]()
این اعتقاد اوشون بود! به من هیچ ربطی نداره
به فائزه قهرمانی : سلام ، اینجوریاست دیگه موتورم روشن شده
.بعدش خدا نکنه این حرفا چیه ایشالا ۱۰۰
سال زنده باشین.
به ایمان : سلام ، تحلیل جالبی بود و همشون هم درست بود.کتابهای زیادی تا حالا درباره این مسائل نوشته شده
و چون دربارشون زیاد خوندم بعدآ دربارش مینویسم.
سلام
حضرت والا این مخاطبتون آقا ایمان مثل اینکه مثل شما خیلی با سواتنااااا
فکر کنم تنها مخاطبم بی سوات حضرت والا من باشم ![]()
ولی یکی از دلایلی که من کامنت ها ی وبلاگ شما رو می خونم به خاطر اینکه کامنت ها هم مثل پست های شما اطلاعات مفیدی توش هست
به صحبت های تاریخی علاقه دارم در کل نمی دونم با خوندن کامنت آقا ایمان یاد فیلم قهوه ی تلخ افتادم
چقدر جالب بود و خنده دار !!!
میگم ما صفحه وبتون رو باز بذارم چون هرلحظه ممکنه یهمطلب جدید آپ بشه !!
بزنم به تخته گاز رو گرفتید دارید میرید جلو !!
به elham : آره دیگه دارم همینجوری تند تند مینویسم چیکار کنم خو.
به فائزه قهرمانی : سلام ، این حرفا چیه
.شما خود انیشتین هستین حالا خودش نه زنش
.شوخی میکنم.
شما دوستان هر کدوم باکمالات هستید واسه همینه من مینویسم که از نظر شما دوستان بهره بگیرم.
سلام دیدم آهنگ این هست متنش نباشه حیفه :
منو سر لج ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
این ور و اون ور ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
قر تو کمرم ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
خنده به لبم ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
کاری به دستم ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
گریه تو چشام ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
حرف تو گوشم ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
غم تو دلم ننداز می رم زن می گیرم چی گفتیی؟
پایین و بالا ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
غصه تو سینم ننداز می رم زن می گیرم چی گفتی؟
من اگه برم زن بگیرم شرط شروطی داره
من اگه برم زن بگیرم راه و رسومی داره
من اگه برم زن بگیرم قرار مداری داره
من اگه برم زن بگیرم قول و قراری داره
من اگه برم زن بگیرم سوال جوابی داره
من اگه برم زن بگیرم حساب کتابی داره
من اگه برم زن بگیرم ؤچون و چرایی داره
من اگه برم زن بگیرم برو بیایی داره
من اگه برم زن بگیرم گفت و شنودی داره
من اگه برم زن بگیرم بگو مگویی داره
سواد می خواد،من که سواد ندارم
کفش می خواد ،لباس می خواد ندارم
تربیت و شعور می خواد ندارم
سیم زر و زور می خواد ندارم
فهم می خواد،کمال می خواد ندارم
جمال بی مثال می خواد ندارم
قالی و قالیچه می خواد ندارم
واسه سر عقد ،خنچه می خواد ندارم
دختره رو نما می خواد ندارم
زیر لفظی طلا می خواد ندارم
چادر و روسری می خواد ندارم
مطرب و عنتری می خواد ندارم
صد تا شتر بار می خواد ندارم
خونه می خواد ،مهریه ی کلون می خواد
آینه می خواد ،شمعدون می خواد
شیر بهای نقد می خواد،یه جشن اعیونی می خواد
مهمون و مهمونی می خواد،ندارم ندارم ندارم
آفتابه و لگن هفت دست،شام و نهار هیچی
پس حالا کو چنینه
درد بی درمون من دوا و درمون نمی شه
سوغات شهر فرنگ زیرهی کرمون نمی شه
تخته نمد به مولا،قالی کاشون نمی شه
یه خروار من نمی شه،تاریکی روشن نمی شه
من که ز مال دنیا یه عباسی ندارم بهتره زن نگیرم
نه از شما نه از خودم رودروایسی ندارم بهتره زن نگیرم
برم برم که لیلی مجنون نمی شه
دو متر دبیت مشکی واسه فاطی تنبون نمی شه
وای ،وای
سلام حضرت والا مدتیست (غریب به ۶ سال ) که پای موجودی عجیب و غریب به نام کامپیوتر مینشینم و در وب لاگهای دوستان سرکی میکشم اما جای تعجب من است که چرا امشب شما را کشف کرده و از وبلاگ بی نظیرتان حظ کافی و وافی را می برم…!!! در نهایت باز خوشحالم که شما و پستهای قشنگتان و وبلاگ زیبایتان رو میبینم…
به احسان : سلام ، ممنون دوست عزیز. به امید اینکه همیشه اینجا با هم باشیم
.
درود.سایتتون عالیه.ولی ای کاش متن ترانه ها رو هم کامل میذاشتین.
با سپاس
- امکانات
- بایگانی
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بحث میکنیم
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای برنامهنویسان
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





