
هر وقت اسم دزد دریایی میاد من تصویری مثل تصویر بالا در ذهنم نقش میبنده.حالا پای چوبی و شمشیر و یک چشم
نداشته آقای دزد دریایی هیچ ! ولی از خیر این طوطی نمیشه گذشت.آیا واقعآ دزدان دریایی همراهشون طوطی
بوده ؟
برای این موضوع باید به چند نکته توجه کرد که موضوع وجود داشتن طوطی و دزدان دریایی از اونها میتونه
نشات گرفته باشه.

۱ – این تصور وجود داشتن طوطی بر روی شانه دزد دریایی از داستانها نشات گرفته که معروفترین اونها هم
که کتاب “جزیره گنج” با شخصیت مشهور اون یعنی جان سیلور.در این کتاب و فیلمها و تصاویری که برای اون
کشیده شده طوطی بر روی شانههای جان سیلور چنین دیدی رو به وجود آورده.
۲- در اون زمان طوطی به عنوان یک پرنده مناطق استوایی در دیگر نقاط جهان کمتر دیده شده بود و به همین خاطر
قیمت و ارزش بالایی داشته شاید برای همین ارزش اون دزدان دریایی این پرنده رو پیش خودشون نگه میداشتن
و البته دوستی و عادت کردن این پرنده به انسان هم جالب هست.
۳ – البته هیچ کسی اطلاع دقیقی از زندگی یک دزد دریایی در زمانهای دور نداره !شاید اونها اصلآ طوطی
نداشتن و این ذهنیت از همون داستانها نشات گرفته.چه بسا طوطی در یک سفر طولانی میتونسته لقمه غذایی
لذیذی برای دزدان دریایی گرسنه باشه !

تصویر بالا متعلق به رابرت لوییس استیونسون است نویسنده اسکاتلندی کتاب جزیره گنج.اگه از موضوع
جزیره گنج بیرون بیاییم و به خود این نویسنده بپردازیم.به موضوع جالب دیگهای میرسیم که در رابطه با
یکی از کتابهای دیگه این نویسنده هست که شهرت جهانی داره و از روی اون آهنگها و فیلمها
ساخته شده ، کتاب : دکتر جکیل و آقای هاید.

دکتر جکیل دانشمندی که قصد دارد اثبات کند که انسان از دو نیمه خوب و بد ساخته شده او برای این کار معجونی
میسازد تا با خوردن آن بر روی خود آزمایش کند.
از دل این آزمایش یک شخصیت بد او یعنی اقای هاید شکل میگیرد.شخصیتی که معشوقهاش را آزار میرساند
و موجب قتل چند نفر میشود و در نهایت توسط پلیس کشته میشود.این کتاب در رابطه با دوگانگی شخصیت
افراد است.
[تصویر بالا متعلق به فیلمی با همین نام یعنی دکتر جکیل و آقای هاید محصول پارامونت سال ۱۹۳۲ است]

خوندن این متن با نام “پزشکان کاغذی: نگاهی به طبیبان در ادبیات داستانی “ هم خالی از لطف نیست که یادی از
داستان دکتر جکیل و آقای هاید هم شده.
همچنین :
بخشهای از رمان دکتر جکیل و آقای هاید [Google Books]
دانلود متن انگلیسی کتاب دکتر جکیل و آقای هاید [پروژه گوتنبرگ]
پیوست : مرخصی رفتن و این کارا به ما نیومده صد البته ! از تمام دوستانی که کامنتن ، ایمیلآ ، تلفنن و حتی از
طریق فرستادن کبوتر دلگرمی دادن که بابا این لوس بازیها بهت نیومده برگرد و از این حرفا ما حضور خودمان
را کما فی سابق حفظ میکنیم بلکه دفعه بعد همه بگید بری دیگه برنگردی.
تاریخ نگارش : ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹
حضرت والا خداییش خوب ترسوندی همه رو!!!
من اونقدره ناراحت شده بودم!! از فرط ناراحتی نشستم تک تک پستاتون رو خوندم، کار خوبی کردین برگشتین، دیگه نرین مرخصی من به زحمت می افتم!
هورا….
ببین کی اینجاست..تنگید دلمون خب…همین پنج روز هم زیاد بود
میگم دلم نیومد واسه پست قبلی کامنت بذارم…غصه میخوردم اونوقت خیلی….اما دعا کردم مرخصی بهتون خوش نگذره زودی برگردین…دیدین فکر کنم دعام مستجاب شد
آخیش..
مطلب رو نخونده اومدم کامنت گذاشتم…حالا برم پست رو بخونم
ما خیلی ارادتمندیم ها
سلامت خدمت حضرت همایونی.
ببین حضرت والا حالا خدا وکیلی این کارا درسته؟ نه درسته؟ نه خودت بگو درسته؟ یه ملت رو دل واپس کنی بعدش بیای بگی ما اومدیم! فکر نمی کنی ما دل درست و درمون نداریم یه دفعه قلبمون می گیره و دق می کنیم؟
دیگه از این شوخیا نکنی.
به سو : شماها و ترس ! چشب مرخصی هم نمیریم نکه خیلی حقوق میدید حالا مرخصی رو هم حذف کردید.
به یه آدم معمولی : ما هم خیلی ارادتمندیم البته.چاکریم
.
به عارف: سلام
. ها چی میگه ؟ شما کمتر کباب بخور این قلبت چربی نگیره.صبح زود پا میشی میری ورزش البته
دوویدن منظورمون هست
.بعدش چاکریم آقا جان.
به Hesam : یاد بازگشت بتمن افتادم
.منم از شما ممنوم.دستت طلا برای کامنتهای که میزاری و روحیه میدی
قول میدم جام جهانی بعدی مدال طلا بیارم
.
کوتاه زمانی است که در محضرتان تلمذ می کنیم و بسی آزرده و رنجور شدیم از پست قبلیتان.خدا راسپاس که بازگشتید حضرت والا. قدمتان بر چشم!
حضرت والا ما که خیلی خوشحال شدیم اومدی. توی محله ما اقلاً ۵۰ نفر در حال سکته بودن!!
به مهدی: سلام آقا
.اون ۵۰ نفر بیشک در خوردن کباب زیاده روی کردن همچین عروق قلبیشون چربی گرفته
بهشون بگو پاشن صبحها ورزش کنن
.
خوشحالم که برگشتی .
میدونم اون بری دیگه برنگردیو واسه من نوشتی من میدونم میدونم
هورااا منم معروف شدم حضرت والا از تیکه ی کامنت من استفاده کرد
به SAfiLO : سلام ، آقا میگی وعده من دچار عذاب وجدان میشم
.
سرکاری بود حال کردی گفتم راستی فرق gps با xgps چیه و چطور میریزن رو iphone؟
کار درستو حضرت والا (دامت برکاته)کردن که برررگشتن.برگشتنتون مبارک.
ای بابا باز که برگشتی والا جان :دی
(آی چه حالی میده فن بوی بازی در میارم )
درود بر حضرت والا .
بسی خوشحال و شادمان شدیم از بازگشت پرشکوهتان و مسروریم از این که همچنان در کنار شما هستیم و با خواندن پست های شما کیفور می شویم و حتی اگر با قیچی کامنت های ما ریزه ریزه هم کنید باز هم تا پای مرگ به تارنامه شما وفاداریم و تا فرصتی نصیبمان می شود می دویم به سوی تارنامه تابناک شما و از خودمان برای شما کامنت درمی کنیم . باور بفرمائید اگر می دانستیم می خواهید با این مرخصی پنج روزه ما را تا این حد عذاب بدهید با زنجیری که انتهایش به یک گلوله توپ جنگی منتهی می شد پای شما را به این تارنامه زنجیر می کردیم تا دیگر خیال مرخصی رفتن به مخیلتان نزند تا ما را چنین حیران و وامانده به حال خود رها نکرده و باشد که درسی باشد برای شما که دیگر به ناگاه به فکر ترک ما نیفتید ان هم پنج روز کامل !!!
اما اگر دگربار خواستید حتی به چنین مرخصی های طولانی مدتی فکر کنید به رضای کرمانی می گوئیم تا حسابتان را برسد تا دیگر هوس پاریس گردی یا لندن گردی به سرتان نزند .
پست بسیار زیبا و جالبی بود حضرت والا ، از مزاح گذشته مرور کردن تارنامه شما ، یک پزشک و نارنجی برایم عادت شده و باور بفرمائید هر بار که به نت متصل می شوم نخست این سه تارنامه را می گشایم .
موفق و همیشه سرفراز باشید .
طوطی از پرندگان مناطق استوایی بوده و در گذشته نیز ارزش مالی زیادی داشته و افراد مرفه خواهان آن بوده و از آن نگهداری می کرده اند نمونه اش داستان طوطی و بازرگان . احتمالا به علت سفرهای دریایی ملوانان و دزدان دریایی دسترسی بیشتری به طوطی داشته اند
- امکانات
- بایگانی
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بحث میکنیم
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای برنامهنویسان
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





