آمار

پست قبلی وبلاگ، شیصدمین پست بود با ۵۱۳۷ نظری که شما دوستان پای مطالب مرقوم فرموده بودید. ۶۰۰ پست

که برای اکثر اون‌ها وقت صرف کردم و سعی کردم حداقل سودی داشته باشن.کمتر از خودم نوشتم و سعی کردم

محیط اینجا حفظ بشه. چند هزار نفر از طریق فید و نزدیک به هزار نفر از طریق ایمیل مطالب رو پیگیری می‌کنن و

روزانه نزدیک به ۱۰۰۰ نفر به صورت مستقیم به بلاگ  سر میزنن.قبلآ هم گفته بودم این آمار برام مهم نبوده و نیست.

صرفآ آشنا شدن با دوستان مختلف برام مهم بوده کما اینکه در قالب شکلک‌ها و کلمات جاری در نظرات.

بعضی از دوستان که نظر میذاشتن دوست داشتم باهاشون بیشتر بحث میکردم و بیشتر آشنا می‌شدیم که فرصت

دست نداد.دوست داشتم از دوستانی که در گودر لایک میزدن تشکر میکردم که الان تشکر  می‌کنم به خاطر حسن ظنی

که به من داشتن.دوست داشتم اگه کسی رو اذیت کردم معذرت بخوام که الان فرصت خوبیه معذرت می‌خوام.

بعضی اوقات آدما میرن مرخصی بعضی اوقات آدما باید برن مرخصی و بعضی اوقات آدما رو می‌فرستن مرخصی.

بعضی اوقات آدما میرن مرخصی و بهشون خوش میگذره و دیگه برنمی‌گردن.بعضی اوقات آدما میرن مرخصی و

بهشون خوش نمی‌گذره و بی‌می‌گردن.

در پس این همه رفتن ُ برگشتن ُ برنگشتن یه چیز نهفته هست و اون هم اینکه بعدها روزی شاید همو دیدیم جور

دیگه‌ای.شاید با موهای سپیدتر شاید هم …

آقایون خانوم ها [همیشه باید آقایون رو اول گفت به هر حال مقدم‌ترن] ، مامبوجامبو همین‌جا به پایان می‌رسه.

من شما دوستان نادیده رو فراموش نمی‌کنم …

حضرت والا مامبوجامبو

اردیبهشت ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و نه

[نوشتم مرخصی می رویم شاید شاید به مثال سنجد برگشتم...]



   محمد در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا،واللا دلمون برات تنگ میشه…حضرت والا…حضرت والااااااا….


   ablomof در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

دلم لرزید آخه چرا؟ حضرت والا با ما از این کارا نکن میفتیم میمیریم ها ما تو رو دوست داریم خیلی امیدوارم این مرخصی موقتی باشه و به زودی زود برگردی با انرژی بیشتر!!!


   محمدعرفان در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

اعتراف می کنم خیلی ناراحت شدم. اما در اوج کنار رفتن کار هر کسی نیست. مثل تمام مطالبت، کنار رفتنت هم زیبا بود. امیدوارم روزی در همین جا و یاجایی دیگر از نوشته های خوبت استفاده کنیم.

موفق باشی دوست عزیز


   سو در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

سلام حضرت والا، وقتی این پست رو خوندم یه جورایی خیلی ناراحت شدم. درسته من یک ماهه به وبلاگت سر می زنم ولی تو این مدت کم چیزای زیادی یاد گرفتم. دلمون برات تنگ می شه. امیدوارم که بهت خوش بگذره و برگردی :)


   lolobini (hamoon kajjoox) در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

اوووووووووووووووووووووووووووووووو
والا کارت که حرف نداشت تو این مدت
نمیگم ادامه بده چون خود شما بهتر میدونین چی براتون اولویت داره
اما ممنون میشم اکه فیس بوک دارین یه ندایی بدین ادد کنیم :دی
این همه مدت نخواستم چون وبلاگت بود اما جدا خیلی باهات حای میکنم
مخصوصا موقع کل کل
ای میل یاهوم هست خودمم تو فیس بوک با این اسم هستم

sajjad verahram


   محمدرضا در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

سلام

اولین باره اینجا نظر می دم …. و البته احتمالا اخرین بار

از اول ۶۰۰ پستی که فرستادی باهات همراه نبودم اما از همون نقطه ای که بودم خیلی لذت بردم و چیز یاد گرفتم

خدا حافظ …. امیدوارم برگردی

راستی تا یادم نرفته ….. خسته نباشی :d

:)


   کاوشگر در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

توی این مدتی که دنبالت می‌کردم، خیلی از مطالبت لذت بردم. خیلی از خوندن این پست ناراحت شدم :(
امیدوارم که روزی برگردی!


   Milad در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

:D :D چی بگم ، تازه داشتیم لذت می بردیم . شاد باشی مامبو جامبوی لذیذ :D


   منوچهر در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

یعنی واااای حضرت والا رفت؟ شاید پر ترین و خاکی ترین وبلاگ نویسی بود که بین وبلاگ نویس های فارسی میشناختم. معلومه با دل پری داره میره. ظریف اشاره کرده به حالش.
امیدوارم یک دروغ و شوک بیشتر نباشه.

همیشه تمام نوشته هاش رو با دقت تمام خوندم.


   ستاره در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

سلام
اگه همچنان به نوشتن ادامه بدید خیلی خوشحال میشیم.اگه میشه اصلا نرو که ازت خواهش کنم زود برگرد.شاد زی.


   آلیسون(ضحی) در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا مرخصی ت رو برو خوش بگذرون ولی برگرد
این یه خواهشه از طرف کسی که همیشه شما و اینجا رو دوست داره


   علیرضا در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

این مطلبتو لایک نزدم :( نکن اینکارو، تو هم مثل من نمیتونی دووم بیاری :)


   حامد اویسی در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به خاطر تمام زحمتهایی که برای تک تک این ۶۰۰ پست کشیدی ازت تشکر می کنم و امیدوارم روزی دوباره بنویسی برامون. هر جا که هستی خوش و خرم باشی :)


   Hossein Amiri در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

خیلی ممنون از این همه زحمتی که برای این وبلاگ کشیدی …
مسلما خداحافظی با این وبلاگ برای شما خیلی سخت تر بوده تا برای ما …
ولی مطمئن باش سلام دوباره هم برای شما خیلی لذتبخش تره تا ما …
به امید سلامی دوباره …


   سعید در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

هیف نیست … ، به سلامت


   عمو هادی در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

خیلی غصه خوردم حضرت والا
مارو تنها نذار…زود برگرد


   Hesam در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

ای بابا .. خدانگهدار …


   سهند در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

دلمون بات تنگ میشه!
امیدوارم بهت خوش نگذره که برگردی! (شوخی کردم)
فقط بدون هرجا که باشی، بنویسی یا ننویسی واسه ما همون حضرت والا هستی!
فیدت رو از بین فیدهات پاک نمیکنم که اگه یه روز برگشتی، من اولین نفری باشم که بهت سلام میده!


   میلی دالتون در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

سر کاریه؟؟؟
به واقعا میخوای بری؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
من تازه یه وب سایت درست حسابی پیدا کرده بودم که حداقل به نظراتم اهمیت میداد.
یه وقت نری ها؟
میدونی که تازگی برام اتفاق بدی افتاده نذار دو تا بشه؟
تا پست قبلی که اصلا این حرفا نبود.
خوب حالا که بازم به قولت وفا نکردی ۱-شهر ها ۲- بازی ها
راستی چطوری رو آیفون بازی و برنامه میریزن با اینکه من آیتونز رو نصب کردم ولی نمیدونم


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به همه دوستان : آقا چاکریم خیلی لطف دارید.مطمئنآ یه روزی برمی‌گردم [فک کن یهو شنبه بیام بنویسم :) ].

به میلی‌دالتون: میلی اینا رو ببین : آموزش تصویری نصب برنامه های آیفون

البته بهترین روش این هست که از جایی که خریدی اگه وارد هست خودش برات برنامه بریزه چون دردسر داره.ازشون سئوال کن ببین می‌تونن یا نه.


   احسان در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

من جزو اون دسته ای بودم که از طریق میل دنبال میکردم مطالب رو . باور کن قضیه مثل اون موقعی نیست که یه نفر میمیره همه میان یه جوری حرف میزنن که انگار اسپایدرمن بوده !!! واقعا مطالبت مفید بود یه دلیلش هم این بود که موضوعات زیادی رو پوشش میداد و فقط راجع به یه موضوع خاص پست نمیزدی. من همیشه مطالبو تو میلم میخوندم استفادشو میبردم اما هیچوقت زحمتشو نمیکشیدم تا بیام نظر بدم اما این پست اخری مجبورم کرد بیام نظر بدم !! کاش به قول این اخراجیا بری دیگه برنگردی نباشه امیدوارم که برگردی یه تشکر خیلی بزرگ هم بابت مطالبت و وقت گذاشتنت بهت بدهکارم و بدهکاریم امیدوارم هرجا هستی موفق و سربلند باشی !


   tima در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

من مدت کوتاهیه که با اینجا آشنا شدم…چه قدر دوستیه منو اینجا کوتاه بود..دلم گرفت.. کاش نمی رفتید):


   lolobini در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

شو تا کوروش تورم توکانم بکره نوا تا تو بی یوا (کردی بود)
نشکینه دلم

هرچه میگریم غمم افسون شود آتش از این سینه برون شود
کاش بودی و غمت را می سرودم اندکی بیش تر پیش تو بودم

والا جان نمی دونم چی بگم اما من باب یه پیشنهاد
شاید یکی از دلیل هایی که دیگه پست نمیدین کمبود وقت باشه
خوب حیفه که حضرت والا بزاره بره مخصوصا این همه زحمت کشیدی نو الان داره بهترم میشه

این که چند نفری رو انخاب کنین که کمک کنن به پست دادن تو زمینه های مختلف
نمیدونم
فقط میگم که والا میتونه والا باشه


   مهراد محمودیان در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

ای بابا ، این چه کاریه
یه حضرت والا که میدون رو به این سادگی ترک نمیکنه، اگر هم ترک بکنه حد اکثر با یه مرخصی ساعتی حق خروج داره :دی

بیا بشین یه کم انگشت فرسایی (قلم فرسایی با کیبورد) بکن بلکه نظرت عوض بشه.

اصلا بگو ببینم کی پای برگه مرخصیت رو امضا کرد؟ بگو تا همین الان مرخصش کنم :دی

از شوخی گذشته ، امیدوارم همیشه پاینده باشی و درست ترین کار رو انجام بدی.

your feed-reader;
مهراد


   حسین میری در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

سلام هرچند دیر رسیدم و دیر خوندم امیدوارم منو ببخشی اما خواهشا شما که میری مثل بقیه بچه ها که گفتن میریم و بر میگردیم خداییش تو یکی برگردی؟
دیگه دارم خسته میشم اینهمه بچه ها رفتند آخه کی میخواد بمونه خداییش برگردی… نوکرتم عزیز… .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

باز به همه دوستان : ممنون :) . واقعآ ممنونم. حالا من برم مرخصی ببینم چی میشه شاید روز دوم برگشتم :) .


   SAfiLO در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

ای والا از قدیمون ایام میگفتند مرد و حرفش…اینو نگفتم که بگی حالا که مردم برم و دیگه نیام ها …نخیر اینو گفتم که پس چرا به وعدهات جامه عمل نپوشاندی …
دوم اینکه والا شما تو سازمان اتفاقات یهویی کار میکنی …همیشه یهو میخوای خدافظی کنی …
به نظر من سرنوشت آدم ها مشخص ..ما هم تابع اونیم هر چه آید خوش آید..اما ..

انتظار تعامل دوستی بیشتری داشتیم با …

از معدود جاهایی هست این مامبو جامبو که من نظر میدم ..استفاده کردیم والا جان
و خسته نباشی


   روزبه در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا خداییش چندمین باره میگی میخوام برم؟ آخه تو که بازم بر میگردی چرا میگی میرم؟! کجا میری آخه؟ دل هممونو تنگ میکنی برای خودت. بیا بابا. مرخصی با حقوقه یا استعلاجی؟ :دی :دی :دی نرو …


   مونا در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

من تازه با شما آشنا شدم !

از مطالبتون استفاده می کردم , و خیلی خوشحال میشم اگه این مرخصی موقتی باشه :) .


   بیوتن در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

ا…ئ حیف شد. تازه پیدات کرده بودم!


   الما در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

خیلی وقتا خواستم کامنت بذارم ولی ..
خیلی وقتا دوست داشتم بیشتر اشنا بشم ولی ..
کلا وبتون و همیشه دنبال کردم و امیداورم زودتر برگردید از مرخصی البته مرخصی هم خوش بگذره
و بگید دیدید برگشتم


   نیلو فر در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

با درودی بیکران میخواهید یروید خب بسلامت اما اینو یاد بگیرید که اول خانمها بعد اقایون
وبلاگتونو بستید اما یاد نگرفتید به خانمها احترام بذارید

من حالا میگم به همه که یک (خانم همسر بانو ) احتمالا اجازه نمیده بنویسید

به عبارت دیگر برایتان وقتی نمیذارند .بله؟ بله


   نیلو فر در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

لطفا پز ندهید که ۶۰۰ تا پست یا ۶۰۰۰ پست مهم اینه که تا اخر بمونید

همچون راست قامتان تاریخ . اینهمه ادم میان اینجا میبینند

خداحافظی کردید ای اقا برگردید شما را به ان سیبل هایتان قسم میدهیم ای

ضل السلطان


   تبسم در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

باورم نمیشه… واقعا” شکه شدم
امیدوارم که این فقط یه شوخی باشه و شنبه مطالب جدید شما رو روی این صفحه ببینیم………
دوست ندارم به این زودی شما رو از دست بدم….. میدونستم دنیا بی وفاست اما فکر نمیکردم که تا این حد باشه
آخه من تازه باهاتون آشنا شدم… دوست دارم به کارتون ادامه بدید… .
لطفا” شنبه برگردید


   معمارباشی در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

داداش ما هم دوست داشتیم(دوست داشتمت چون جواب نظرات تقریباً همه رو میدادی )با اینکه مطالبت همیشه جالب نبود ولی بعضیاش خیلی جالب بود.(بی رودرواسی: این آخریا مطالبت اصلاً جالب نبود.)

الان که میخوای بری برو ولی زود برگرد که به دوریت عادت نکنیم.


   عارف در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

چی شد؟


   عارف در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

ببین حضرت والا من دو روز نیومدم چه اتفاقایی اینجا افتاده.
می گم نکنه به خاطر دوری من دق کردی و رفتی؟ باشه من که حالا برگشتم :) بیا

همیشه دوست داشتی مثل انگلیسی ها توی secret بمونی. هیچ وقت خودتو لو ندادی همیشه هم یه هوییی یه کاری می کنی. مثل الآن که یه دفعه اومدی گفتی رفتم!!! نه دلیلی نه پیغومی نه پسغامی.

حالا این قضیه مرخصی دیگه چه صیغه ایه؟ خسته شدی یا کاری برات پیش اومد یا چی؟

ببین یه روز بهت گفتم این بخش انجمن سایت رو راه بنداز گفتی “دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره”. دیدی سوخت و سوز داشت!!!

ولی خوشم اومد این دم آخری هم نذاشتی هر کی هر چی خواست بنویسه بازم این جمله رو ما می بینیم ” (( نظر شما ارسال و به زودی منتظر خواهد شد)) “


   عارف در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

راستی یه چیز دیگه ۵۱۷۳ دیدگاه نه ۵۱۳۷ دیدگاه.


   تازه وارد در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

اول سلام
منن هیچ وقت برات پیغام نذاشتم اما همیشه از طریق فید مطالبت رو تو ایمیل میخوندم
نمیگم نرو. برو فکر کن. اگر برگردی خوشحال میشم :-)


   SAfiLO در تاریخ ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

?


   میلی دالتون در تاریخ ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

آخه گوشی من برنامه installer نداره؟ راهی نداره که با کابل برنامه بریزم؟


   جهانگرد قصه دختر مهربون در تاریخ ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا حق مرخصی رفتن ندارید!

یعنی چه آقا؟

حیفه ها!

برگردید….


   یزدی در تاریخ ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

ماندن یا رفتن ، مسئله این است !
اما چرا ؟
خواستی در اوج بروی ؟
پس تکلیف کسانی که مشتری دائمی شده بودند چی میشه ؟
نرو ! نرو ! بمون ! بمون !
جناب والا جواب مثبت جواب مثبت !


   میلی دالتون در تاریخ ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

اگه رفتی میقهرماااااا!!!!!!!!!!!!!!! با یه آبچوگی میزنم سایتتو ….میکنما

بابا سرویس شدم با این برنامه هاش خود مغازه داره تا حالا تو عمرش آیفون ندیده بود


   فرید در تاریخ ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

من دو روزه با اینجا آشنا شدم تا حالا ۳۶ صفحه از آرشیو را خوندم دوست دارم وقتی آرشیو را تمام کردم بیام ببینم چندتا پست جدید گذاشتید. تا حالا کلی مدیون این وب هستم مطالب واقعا زیبا هستن


   هادی در تاریخ ۲۶م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا. جان هر کی دوست داری نکن این کارو. برگرد. خواهشا برگرد.
مامبو جامبو تو لیست ۱۰ وبلاگ برترم بود. حالا شدن ۹ تا. :( (


   میلی دالتون در تاریخ ۲۶م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

حضرت والا به نفعته که به نظرات دوستانم توجه کنی و در ضمن شما تو کلوب آیدی دارین؟ مال من میلی دالتونه


   م.ش در تاریخ ۲۶م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

خوب چاره ای نداریم جز امید اینکه فونت فیدت توی گودر بولد بشه حضرا والا!
توی این مدت حسابی استفاده بردیم.


   m.s در تاریخ ۲۷م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

حیف شد امیدواریم برگردی


   گیلاس آبی در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

دوست دارم بعد از این زندگی
که شاعر زیستم،
در زندگی بعدیم لاک پشت شوم!
تا یک عمر با خیال راحت…
سرم در لاک خودم باشد
“میلاد تهرانی”

وبلاگ گیلاس آبی بروز شد!


   تبسم در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

کجایید؟
من همونطور که به عکس های اتاقم نگاه میکنم هر بار که میام نت یه سری به صفحه ی شما هم میندازم….. عکس های توی اتاقم خیلی وقته که ساکتن شما هم که همینطور شدید
خوشحالم که حداقل شما نفس میکشید


   مهین تاج در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

سلام
بعد یه عمری که سرم خلوت شد امروز اومدم یه سری بزنم به سایتتون اما اولین چیزی که دیدم خداحافظی شما بود
اول فکر کردم که دیگه نمی خواین بنویسین اما خب تا آخر که خوندم خیالم راحت شد.
مرخصی خوش بگذره با اهل و عیال :)
بای


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به مهین تاج : سلام ، اهل و عیالم کجا بود :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به تبسم : سلام ، من که اینجام ! عکس‌ها هم که سر جاشون هستن. تازه من نه که حداقل بلکه حداکثر هم دارم
نفس می‌کشم :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به هادی: آقا جان ما چاکریم.ما اگه تو لیستت هم ۱۰۰۰ بودیم باز اولین بودیم :) .ها چی گفتم ؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به فرید : سلام ، چاکریم. من هم به شما مدیونم که ۳۶ صفحه وبلاگ رو خوندی امیدوارم باز هم اینجا پیش ما بیایی و بگی
چه مطالبی خوب بودن کدوم‌ها بد بودن و کلآ نظرت درباره اینجا چیه.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به همه دوستان : باید رعایت ادب می‌کردم و جواب تک تک دوستان رو میدادم همین جا از همه باز هم تشکر می‌کنم و
دیگه بار آخرتون باشه نبینم این مدت هم که نبودم چقدر همه بزرگ شدید.بزنم به تخته.اونای هم که دانشجو هستن برن
چار خط درس بخونن سر جلسه امتجان به حذف درس نکشید.





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود