بله ، زیبا گفته ایشون ، به نظر من بهتر که میزان اعتماد کلا پایین باشه تا وقتی که خواست از بین بره زیاد دردناک نباشه.
اصلا میزان اعتماد باید یک مقدار خاص داشته باشه که هیچ وقت افزایش پیدا نکنه. حالت خاص و تبصره هم وجود نداشته باشه . زیاد بدبینانست ولی به نظر من به نفع آدم هاست .
به Milad : خب میلاد یه مقداری دید بدیه ها ! اینجوری یعنی هیچ انسانی که بهش اعتماد داشته باشی وجود نداره.
من به خیلیها توی زندگیم اعتماد کامل داشتم.پیش اومده ضربه خوردم اون هم نه از این ضربه های احساسی دو زاری
ضربه مالی
.ولی در کل هم خودم سعی میکنم جواب اعتماد دیگران رو خوب بدم و هم اینکه افرادی در زندگیم هستن
که جواب اعتمادم رو به بهترین شکلی دادن…
خواستم کمی ملایم تر باشم اما نمیشه
. به نظرم اگه از دید ریاضیات نگاه کنیم اعتماد از یه جایی بعد نمی تونه رشد کنه .
در ضمن خیلی ها میگن این بی اعتمادی و بدبینی بر می گرده به غرور کاذب !
به Milad : خب توی ریاضیات هم بینهایت داریم پس میشه اعتماد بی نهایت کرد.مگه مثلآ آدم میتونه به پدر و مادرش
اعتماد نداشته باشه.یا همسرش ؟ ببین اینکه کسی بد باشه و نشه بهش اعتماد کرد دلیلی به یه استنتاج که هیچ فرد
قابل اعتمادی وجود نداره نیست.من همچنان پافشاری میکنم که آدمهای که بهشون بشه اعتماد ۱۰۰ درصدی کرد وجود داره
ولی با شما هم موافقم که اینجوری نیست که به راحتی به دست بیاد.
بله بی نهایت وجود داره منظور من این بود که مثل یک سری مسائل منحنی اعتماد روی یک مقدار خاصی ثابت می مونه . ( به نظر من ).
خب بله میشه به نزدیکان و عزیزان هم اعتماد نکرد . اگه بخوایم دقیق حرف بزنیم باید این مسئله رو ریز کنیم. من کلا به پدر و مادر ( همسر نداشته ام) اعتماد دارم و همین طور اعتقاد دارم باید به هر آدمی اعتماد کرد و بهش یه فرصت داد. حالا این میزان اعتماد مسئله یی که روش بحث دارم . اعتماد نکردنم یه جور فرصت دادنه ، یعنی به نظر خودم چون منم می تونم اشتباه کنم می تونم کار نادرستی انجام بدم پس طرف مقابلی که من بهش اعتماد می کنم می تونم همین شرایط رو داشته باشه. پس سعی می کنم یه جورایی این مقدار رو پایین نگه داشته باشم.
گفتم شاید بدبینانه باشه و یه جواریی آدم رو منزوی کنه ولی برای من که خوب نتیجه داده.
به Milad : درسته همین طور که خودت گفتی اینجوری نباید از دیگران انتظار داشته باشی بهت اعتماد کنن.و این میتونه
آزار دهنده باشه.فکر کن رفتی خونه فامیل بعد میخوان برن بیرون بهت بگن چون ما بهت اعتماد نداریم لطفآ پاشو برو
بیرون ! خب باور کن نمیشه ! برعکس چیزی که میگی به نظر من همیشه اعتماد وجود داره اون چیزی که شما میگی
دقت کردن هست.اصفهانی میگن [حالا همهشون نه اونای که من میشناسم میگن] اول یک کاری بترس که آخرش نخوای
بلرزی.یعنی شما حتی به کسی هم که اعتماد داری باهاش دقت کن.توی قرآن اومده که گفتههای خودتون رو بنویسید
حتی با پدرتون.همون چیزی که ما بهش سند میگیم و اینجور چیزها.پس قدری دقت با چاشنی اعتماد دنیا رو جای بهتر
برای زندگی میکنه.البته همونطور که خودت گفتی این مسائل اخلاق فردی هست من اینجور فکر میکنم و شما اونجور
و قرار نیست کسی بگه کدوم روش درسته.فقط باید دید کدوم دیدگاه طرفدار بیشتری داره[البته شاید طرفدار زیادی هم
نشان از درستی یه نظر نباشه].
منم با نظر حضرت موافقم.
ببین آقا میلاد اعتماد اعتماده کم و زیاد نداره.یا باید به کسی اعتماد کنی یا نکنی. اگه بگی من به فلانی یه کم اعتماد دارم این نشون می ده که اعتماد نداری. چون تو شکی که اون طرف خوبه یا نه.
در هر حال این دنیا دنیای کنش و واکنشه. اگه به یکی نیکی کردی از اون نیکی می بینی اگه بهش اعتماد نکردی اون هم بهت اعتماد نمی کنه. بیاین دیدمون رو عوض کنیم و بگیم که همه خوبن مگه این که از اون ها اشکالی ببینیم. این اعتماد متقابل رو بالا می بره و یه جامعه ای داریم که همه به هم اعتماد دارن. اما ظاهرا نظر داش میلاد عکس اینه و می گه که همه بدن مگه اینکه ازشون خوبی ببینیم. تازه بعد یه ذره بهشون اعتماد کنیم که اگه بی اعتمادی دیدیم چیزی رو از دست نداده باشیم. یعنی کلا بر پایه بی اعتمادی استواره.
البته این فقط نظر منه.
هرچی فکر میکنم جمله هام یادم نیمیاد
آها آها پیدا کردم
کاش گل بودی تا به تلافی همه بدیهای تو رو پرپر میکردم
به نظرم اعتماد کردن هم مثل خیلی از مسائل دیگه موروثیه. جنبه اکتسابی هم داره. این دیدگاه چه بد چه خوب ( هرچند که به نظر من بد و خوبی هم وجود نداره و همه چی خوبه ) قسمتی زیادیش رو از مادر گرامی به ارث بردم. جنبه اکتسابیش هم بر می گرده به دوران کودکی و هم بازی هایی با اختلاف سنی ۵ الی ۸ سال .
عارف، این جامعه ای که شما میگی بهنظر من مربوط به حیوانات میشه، چون اونا صرفا از یک روال خاص پیروی می کنند و بعد ۱۰۰ نسل همون موجود اولیه هستند. مثلا موریانه ها و زنبور ها که اجتماعی زندگی می کنند می تونه نمونه خوبی باشه. البته به ما گفتند که توی بهشت هم میشه به آدم ها اعتماد کاملی داشت. خیلی خوب میشد که بدون نگرانی و آنالیز کردن آدم ها باهاشون زندگی کرد. البته شایدم کسل کننده می شد
.
نکته دیگه اینه که من دوست دارم به همه اعتماد کامل داشته باشم، ولی خب یکسری مطائلی که در درونم خودم توی ذهنم اتفاق میفته مثلا خیانت مثلا دورغ گفتن مثل کلک زدن و … همه اینها باعث بشه که نتونم به کسی اعتماد کاملی دشاته باشم چون دقیقا ممکنه اونا هم بخوان ازین روش ها استفاده کنند.
مسئله دیگه اینه که تمام مسائلی که برای ما آدم ها وجود داره بهم مرتبط هستند یعنی پیوسته اند و نمیشه واقعا نظر درستی در مورد هر کدوم ار اونها بدیم. ( همه اینها نظر منه
)
من منظور شما رو نفهمیدم. در کجای مطالب من شما دیدن که گفته باشم روی یک روال باشیم؟ که اون رو با زندگی موریانه و زنبور مقایسه کردین؟؟ همیشه بهمون گفتن و می گن که اگه امروز مثل دیروز بود اون زمانیه که مردیم (با ضمه میم).
در این موضوع منم با شما موافقم.
اما بدونین بدگمانی بد گناهیه.
وقتی در کنار اعتماد علاقه هم باشه حتی اگه تمام عمرو زندگی و ثروتت هم به باد بره و اعتمادت نسبت به فرد به کلی از بین بره اما باید یه فرصت دیگه هم بهش داد تا جبران کنه… اما امید به جبرانش نباید داشت…
به تبسم: اتفاقآ برای این مطلب دو تا ایمیل گرفتم که نویسندههاشون به نوعی اتفاقی که براشون افتاده رو گفتن
از یکیشون اجازه گرفتم که اگه اجازه داد داستانی که براش اتفاق افتاده رو در یه پست بنویسم و دربارش بحث کنیم
البته اگه اجازه داد.دلیل اینکه گفتم این بود که توی روایت این فرد هم علاقه و اعتماد نقشی رو بازی کردن که به نظر
علاقه پررنگ تر بوده…
راستش من واقعا” نمی دونم که علاقه ی زیاد ممکنه اعتماد از دست رفته رو برگردونه یا نه… از نظر خودم که ممکن نیست شاید به خاطر این باشه که تا به حال عاشق نشدم.. اما جمله ای که قبلا” نوشتم با توجه به زندگیه یکی از دوستان بود که علاقه ی زیاد اون باعث شد دوباره به کسی که نسبت بهش کاملا” بی اعتماد بود اعتماد کنه…….
به تبسم: چرا کلآ علاقه یا همون دوست داشتن میتونه آدم رو به کارهای زیادی وادار کنه که یکیش هم اعتماد کردن و حتی
اعتماد مجدد بعد از دیدن عدم اعتماد از فرد هست.این همه زن و شوهر که ۲۴ ساعته رفتارهای دارن که موجب عدم اعتماد
همدیگه میشن ولی معمولآ دوست داشتن یکی از طرفین باعث فراموش کردن یا حداقل تحمل اون شرایط میشه…
به نسیم: سلام، نه چه دیر بودنی.همین که فرمودید همین جا باقی میمونه تا دوستانی که از طرق مختلف خصوصآ
جستجو به اینجا میرسن بدونن اشتباه قبلآ تذکر داده شده.البته هوارد فاست هم اشتباه هست ! هاوارد فاست درسته
گفتم اشکال شما رو هم بگیرم
.
درباره هاوارد فاست
راست گفته من که در همین نزدیکی تجربه کردم
اعتماد چندین ساله در ۱ ماه از بین رفت
- امکانات
- بایگانی
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بحث میکنیم
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای برنامهنویسان
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی






