سیر

در ایران باستان،سیر نماد اهورا مزدا بوده است…



   ندا.ح در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به به چه بوی خوشی میده این نماد اهورا مزدا :دی


   دوشیزه شین در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

اهورا مزدا منظور خداست؟
سیر نماد خدا بوده؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به دوشیزه شین: بله اهورا مزدا خدا بوده و سیر هم نمادش.البته به شکل کاملآ بی‌ربط میدونید که در شهرهای شمالی
و دیگر نقاط کشور در قدیم [شاید حتی امروزه] سیر رو درب خانه ها آویزان میکردن من باب دور شدن بیماری ها و گاهی
اوقات شیطان بعید نیست از همین نماد نشات گرفته باشه.


   برنامه نویس در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

با سلام
خیلی خیلی سایت قشنگی دارید واقعا طرح جالبیه عالیه عالی

ای گفتی سیر
سیر میچسبه به همراه کشک و کدو و بازنجان

ایول

چاکرم


   هادی در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

آقا من عاشق کشک و بادمجون همرا با سیرم. به قول شاعر که میگه آهای کشک و بادمجون، آهای فاطمه خانوم جون…. . البته اگر فاطمه خانوم هم سرسفره باشه غذا خیلی بیشتر میچسبه :دی


   لی لی در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

سلام والا حضرت
اینکه نوشتین سیر رو مردم در قدیم و شاید الان آویزون می کنن تا بیماریها دور بشه منو یاد یه چیزی انداخت ، من یه زمانی یه همکار آلمانی داشتم اون می گفتن وقتی یکی توی خونه ما سرما می خوره و یا آنفولانزا می گیره از اون دیگه به ما منتقل نمی شه چونکه ما بالای سر بیمار توی یه ظرف سیر و یا پیاز رو خرد می کنیم و می ریزیم و اینجوری مانع انتقال بیماری از اون به دیگران می شیم ( البته این کار رو بیشتر برای بچه ای که بیمار شده انجام می دن و اونم موقعی که خوابه ) ، منم موقعی که اینو شنیدم کلی تعجب کردم ، البته خودتون بهتر می دونین مصرف سیر برای جاهایی که رطوبت هوا زیاده خیلی مفیده ، یه چیز دیگه هم درباره سیر هست اگه بنویسم خذفش می کنی خوب منم نمی نویسم ((:
والا حضرت دارم دانشجوی خوبی می شم و خودم تحقیق می کنم نتیجه اش رو برات می فرستم بگو : آفرین دخترم به به


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به برنامه‌نویس: سلام،چاکریم دادا،چشماتون قشنگ میبینه فیس اینجا رو.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به هادی: آقا من سر سال نو آرزو میکنم شما امسال زن بگیری :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی : سلام،همه اینا رو نوشتی که بگی همکار آلمانی داشتی ،‌آره ؟ کلاس بزارید.این که چیزی نیست منم
کلی همکار خارجی داشتم.زمانی که سرساختمان کار میکردم :) همکار بس بسیار از کشور دوست و برادر افغانستان
داشتم.حالا چیه برم همه جا کامنت بزارم بگم :) ).اون چیزی هم که می‌خواستید بگید که من حذف کنم بگید حداقلش قبل از
حذفش خودم میخونمش که ! درباره اون تحقیق هم کمکی بود من هستم فرمول ها هم موجود :) .


   لی لی در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

اینم جواب قسمت حذف شده کامنتم :
آرامشتان را حفظ کنید، برای خود دشمن نتراشید و به هیچ کس جز به خداوند اعتماد نکنید

میکل آنژ


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: کامنت رو خوندم بعدش هم کلی خندیدم ولی باهات موافقم البته با یه خورده جرح و تعدیل دیگه.
این جمله میکل آنژ هم گویا هست خودش.


   لی لی در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

سلام والا حضرت
همه کامنت رو حذف کردی ، فکر کردم یه نصف خطش رو میزاری ، قبلا والا حضرت گرمی حذف می کرد حالا کیلویی حذف می کنی ، خوب اشکال نداره صاحابشی دیگه چی کارت کنم
این جمله میکل آنژ هم جالب بود ، هر کس دیگه ای می گفت اینقدر جالب نمی شد ((:


   فائزه در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

خیلی بدجنسید جناب والا، چرا سانسور می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به فائزه : صحبت‌های لی‌لی رو سانسور نکردم که کلآ تبخیر شد :) .کاری نمیشه کرد و گرنه کلآ تبخیر
میشیم.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: سلام، نه اصلآ اینطوری فکر نکنید اینجا مال من هست پس هر کاری میخوام انجام میدم نه.اینجا برای
همه ما هست و گرنه من اگه برای خودم باشه که نمی‌نویسم که اینا برای گفتگو کردن با دیگران هست
پس اگه چیزی حذف میشه من عذرخواهی میکنم خودتون که اون بخش خفن زیستن رو دیدید چیکارش کرده
بودن خب اگه من حواسم نباشه همه بلاگ اونجوری میشه :) .


   لی لی در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به فائزه : سلام ، سانسور نکرد والا حضرت که ، فله ای همه کامنت رو حذف کرد ، والا حضرت ه دیگه چی کارش کنیم اگه درست بشو بود همون ۲۰۰ سال قبل رو به راه می شد

به والا حضرت : والا حضرت تو که تکیه کلام منو هم حذف کردی ، … ، دلم غمگین شد ):
واقعا غمگین شدم اونو نباید حذف می کردی


   فائزه در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

من دارم از فضولی اینکه لی لی چی گفته میمیرم، نمی شه برای من بفرستینش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به فائزه : پاکش کردم.چیز مهمی نگفتن :) .


   لی لی در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

چی والا حضرت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
انگار سر سالی سرت به گردنت زیادی می کنه ، چیز مهمی نگفتم ؟؟؟

به فائزه : ببین فائزه جون از نظر والا حضرت مهم نبود ، البته تا کدوم از حذفیات باشه ، یکیش که خیلی مهم بود
با سین سوم : سبزه ، ارتباط مستقیمی داشت
)):
والا حضرت خیلی بدی


   لی لی در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به فائزه :
درباره اسمت یه چیز جالب می دونم اگه بنویسم والا حضرت پاکش می کنه
)):


   میلی دالتون در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

سین سوم (((((((((….))))))))))


   هادی در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

خدا خیرتون بده حضرت والا. فقط دست پختش خوب باشه ها. من خیلی شکمو هستم. زیادم خرجی نخواد که وضع کار و بار خرابه.


   SAfiLO در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

اوهوم جالب بود ..
اگه سانسور می شه من حق میدم البته سانسور کردن اصلا” خوب نیست ..چون که بلا نسبت دوستان یگم بی احترامی البته خود والا هم میدونی ولی شرایط اینطوری آدم مجاب میکنه و بدونید از سر دوست داشتن ولا غیر …

والا قرار بود این آپشن رو به بلاگ اضافه کنی که بشه زیر نظر دوستان هم بتونیم نظر بدیم …؟؟؟ چرا هنوز فعال نشده هان ؟

و دیگه اینکه من آخر متوجه نشدم این کلمه رو که فکر کنم جاش تو **اشتباهات مضحک رایج** باشه
بادنجان – بازنجان – بادمجان ؟؟

ممنون


   عارف در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

چه جالب. جناب والا حضرت ببینم قبلا ازتون خواستم یه آورویو از سایتتون بدین خیلی مختصر و مفید جواب دادین. یعنی در واقع تفره رفتین (ببینم تفره درسته!؟) من خیلی دلم می خواد یه اطلاعات جامعی از شما داشته باشم. یعنی وابسته به کجایین. یا شاید از این سایت دانشجویی ها است که بعضی دانشجویان خوش ذوق می سازن یا … چی؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به هادی: :) با این شرایطی که میگی زیر ۸۰ سال گیرت نمیاد :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به SafiLO : خودم قبول دارم سانسور کردن درست نیست چون خود واقعی من آدم رکی هست و هیچ چیزی رو
سانسور نمیکنه ولی به قول شما و به طور صد در صد برای باقی موندن اینجا مجبوریم دیگه خودتون بهتر میدونید
البته من تمایل دارم سطح اینجا هم حفظ بشه و به سمت بهتر شدن پیش بریم.درباره امکانات هم در همین تعطیلات
کلی چیزهای جدید اضافه میشه که فرصتی دست میده تا شما دوستانی که هم پیگیر هستید و هم اطلاعات زیادی دارید
هم بخش جداگانه‌ای برای نوشتن داشته باشید که حالا بعدآ میگم.درباره این سه کلمه خب الان که میگیم بادمجان.
ولی توی کتاب چرند و پرند و چند تا کتاب قدیمی من دیدم نوشته بودن بادنجان.بازنجان هم من تا حالا ندیده و نشنیده بودم
ولی چون ربطی نداره که هر چیزی که من ندیدم و نشندیم حتمآ وجود نداره پس میرم تحقیق میکنم بعد میام میگم :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به عارف: طفره اینجوریه :) .بعد بلاگ شخصی هست که سال‌هاست دارمش و خب دوستان زیادی هم اینجا دارم.
دانشجو هم نیستم :) .


   فائزه در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی لی:
سلام، خیلی دلم می خواد بدونم درباره اسمم چی می خوای بگی…..
جناب والا اجازه بدین دیگه، لطفا………………


   لی لی در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی دالتون : یا…( این تکیه کلام من رو والا حضرت جزو سانسورها قرارش دادن )، سین سوم چی ؟ چشمم روشن ، البته این دیگه خیلی قدیمیه ((:

به والا حضرت : سلام ، والا حضرت اگه قراره اتفاقی اینجا بیافته و کلی متحول بشه لطف کنین قبل از ۱۰ فروردین همچین کاری رو انجام بدین چونکه من خیر سرم قراره ۱۰ فروردین برم شمال و دیگه نمیام اونجا هم هنوز نتونستم اینترنتم رو روبه راه کنم ، پس لطفا هر گلی می خوای به سرمون بزنی توی دهه اول فروردین باشه


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی‌دالتون: اول متوجه نشدم چیه این سین گذاشتمش تا بعد اومدن گفتن ! به به ! اگه به ناظمت نگفتم
دیگه با دوستان ناباب افتادی رفتی سمت این سین‌ها.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: از اونجای که من خیلی مثبت و پاستوریزه هستم اولش متوجه نشدم میلی دالتون چی گفته بود بعد که شما گفتی
رفتم جستجو کردم این یعنی چی اصلآ بعد که فهمیدم اومدم میلی رو هم سانسور کردم :) .


   SAfiLO در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

اوهوم …امید واریم و بی صبرانه مشتاق

راستش من خودم هم بادمجان – بادنجان دیده بودم اما بازنجان نه ..

اما تو کامنت چهارم **برنامه نویس ** نوشته بازنجان …گفتم شایدی اینطوری هم میگن ؟؟؟
چمیدونم


   لی لی در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

وای والا حضرت تو اینقدر بچه مثبتی ، البته روحت مثبته
حالا انگار چی بود رفتی سانسورش کردی ، کسی از این مردم … که انتظار سرچ توی اینترنت رو نداره ، بقیه هم که همچین کلمه ای رو سرچ نمی کنن تا درآد ((:


   میلی دالتون در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

دلت میاد نقطه چین بذاری؟


   میلی دالتون در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی لی:
سلام من راسیتیش نمیدونستم شما تو این کار ها خوب واردید و نمیدونستم اینا قدیمی شده وگرنه چند تا اسم جدید از شما میپرسیدم

به حضرت والا:
با عرض پوزش اما برای خنده ( من فکر کنم شما تو خونه سرچ کردیدو اسم اینو پیدا کردید) (:


   میلی دالتون در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

فقط ایولا به لــــــــــــــــــــــــی لــــــــــــــــــــــی


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی‌دالتون: نه جناب از اینجا پیدا کردم.


   میلی دالتون در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

چرا همه رو نشون نمیدی؟


   لی لی در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی دالتون : مرسی ((:
من آخرش روح والا حضرت رو با این چیزا آشنا می کنم و نقش رفیق ناباب رو دارم .
چقدر باید فکر کنم چی بنویسم تا والا حضرت جاش نقطه چین نذاره ، حالا خوبه برای همه یه نقطه چینی می ذاره برای من که فله ای حذف می کنه.

آقا چهارشنبه سوری خوش بگذره


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۵م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی‌دالتون: دلیل اینکه همه کامنت‌هات رو نشون نمیدم این هست که به فردی از دوستان اینجا که کامنت
داده توهین کردی و خب اصولآ اینجا جاش نیست.


   میلی دالتون در تاریخ ۲۶م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لـــــــــی لــــــــــــی:

سلام چیطوری باید این والی رو درست کنیم تا فرق بین رفیق خوب و بد رو بفهمه


   لی لی در تاریخ ۲۶م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی دالتون
سلام ، می گما لازم نیست والا حضرت فرق بین رفیق خوب و بد رو متوجه شه ، من و شما رفیق خوب و به به و گل و بلبل والا حضرت هستیم بقیه هم … بقیه هم رفیق خوبن ، حالا یه بدی هم اینجا پیدا بشه والا با تیپا پرتش می کنه بیرون مهم ما هستیم که آخر رفاقتیم ((:
ایول خودمون
موافقی ؟


   میلی دالتون در تاریخ ۲۶م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

بله ۱۰۰% شما راست میگی اگه هم حضرت والا به اونایی که یه خورده ناخالصی دارند چیزی نمیگه برای اینکه که از قدیم گفتن بچه زدن نداره (-:


   میلی دالتون در تاریخ ۲۶م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

موافقین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


   لی لی در تاریخ ۲۷م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

آقا قدیمیا اشتباه کردن
بچه زدن نداره یعنی چی ، بچه رو روزی سه نوبت ( قبل از صبحانه قبل از نهار و قبل از شام ) باید زد ، توجه کردی : باید زد
تا بلکه آدم بار بیاد
مگه نه والا حضرت ؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: من که بچه بودم چند بار سرم رو میکوبیدن زمین.الان هم بچه خودم رو میکوبم به دیوار بلکه
آدم بشه :) .


   میلی دالتون در تاریخ ۲۷م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

لـــــــــــــــــــی لـــــــــــــــــــی:
منظورم که فهمیدی به کیه؟


   لی لی در تاریخ ۲۷م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

((:
با این اوصاف فقط با خودتی میلی دالتون ، بگو ببینم چه دسته گلی به آب دادی ؟

والا حضرت جان اگه سرت رو به اندازه کافی کوبیده بودن به زمین که الان سر یه…… گفتن با من لجبازی نمی کردی ، آقا به اندازه کافی نبوده.
در ضمن در مورد کتک زدن به بچه ات ، والا جان باید حتما حتما حتما سه نوبت در روز باشه وگرنه اگه کمتر شده به حدر می ره آقا ، مثل خودت ، پدربزرگم در این مورد کوتاهی کرد


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی : حدر رو غلط نوشتی هدر رفتن درسته مجید جان.


   لی لی در تاریخ ۲۷م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

ااااااه ه ه ه ه
یکی به من می گه بنویس حدر یکی دیگه می گه بنویس هدر ، آخرش کدوم درسته ؟
مثل من می نوشتم سوژه والا حضرت می نویسه سوجه آخرش کدوم درسته ؟
چقدر سخته ، ببین والا حضرت من عجیب غریب ترین آدمی هستم که می تونی توی زندگی بهش برخورد کنی ، اول بابت اینکه کلی اتفاقات متفاوت و خطرناک توی زندگیم افتاده دلیل دومش هم همینه ، من نمی تونم اعداد و حروف رو از حفظ کنم ، نه اینکه عقب مونده ذهنی باشم ، به هوش ربطی نداره ( حالا همچین با هوش هم نیستم ) اما خیلی عجیب غریبم )):
حالا کدومش درسته ؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۷م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی : این همه صغری کبری چیدی که از زیر اشتباهت در بری :) .قبول کن اشتباه نوشتی دیگه.هدر درسته.
بعدش میگی عجیب غریب.چه عجیب غریبی خود من دو تا شاخک فضایی دارم همین دیشب هم از اورانوس برگشتم
به خودم نمیگم عجیب غریب :) .


   میلی دالتون در تاریخ ۲۸م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

بابا غلت کردیم والا ما انسانیم…..


   میلی دالتون در تاریخ ۲۸م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به حضرت والا:
آخر سال تموم شد و به قولت وفا نکردی.
۱- پست درباره بازی
۲-پست در باره شهر ها
به لـــــــــی لــــــــی:
شما اول برو غلت املایی خودتو بگیر بعد بیا به من بگو که چیکار کردم یا نکردم در ضمن عیدت هم مبارک


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی‌دالتون: آقا میزاریم پست درباره شهرها هم میزاریم.در همین عید این کار رو میکنم بهت قول میدم مثه
قبلآ که قول دادم :) .


   لی لی در تاریخ ۲۸م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

میلی دالتون ” غلط ” رو چه شکلی می نویسن ؟
عید تو هم مبارک
بعدش این یه جور مرض کوفتی که من دارم تو نباید منو بابتش سرزنش کنی ، خوب دست خودم نیست که
):


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به میلی‌دالتون: مجیدجان غلت اشتباهه ، غلط درسته !


   میلی دالتون در تاریخ ۲۹م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

۱-خواستم امتحانتون کنم
۲-آخه نه سرعت تایپ ما خیلی بالا هست دیگه توجه ای به اینا نمیکنم


   لی لی در تاریخ ۲۹م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

باشه میلی دالتون من بلانسبت خرم باور می کنم ((:
کمرم شکست زیر بار این امتحان بزرگ


   میلی دالتون در تاریخ ۱م فروردین ۱۳۸۹ گفته:

بلانسبت خر (:


   میلی دالتون در تاریخ ۲۵م فروردین ۱۳۸۹ گفته:

نیگا نوشتی تو عید میزارم





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود