” اگر زنی سر سه شوهر را خورده باشد (یعنی سه تا شوهرش مرده باشد)، اجازه نمی‌دهند دوباره ازدواج کند.

او را عقد یک درخت بید می‌کردند. اگر درخت بید سبز می‌ماند او اجازه داشت دوباره ازدواج کند و اگر نه

نمی‌توانست. ” [بخشی از مصاحبه یوسف علیخانی با مجله چلچراغ درباره یکی از رسوم کرمانشاه]

یوسف علیخانی

یوسف علیخانی متولد روستای میلک کتاب‌های نوشته که همگی شایسته تقدیر هستند و به صورت مشخص

نشان از تحقیق و پژوهش او.کتاب‌های چون ” اژدهاکشان”.

اژدهاکشان

درباره یوسف علیخانی همین کافی که در سال ۱۳۸۲ مجموعه داستانی او به نام ” قدم به خیر مادربزرگ من بود”

که توسط انتشارات افق منتشر شده بود نامزد دریافت کتاب سال شد.و کتاب ” اژدهاکشان ” او که در شهریور

سال ۱۳۸۶ منتشر شد نگاه همه را خیره داستان‌های او کرد که در فضای یک روستا می‌گذشت.

پاراگراف اول پست هم مربوط به کتاب ” عروس بید ” اوست که طبعآ همین خط داستانی مشخص

می‌کند که با کتابی خواندنی طرف خواهیم بود پس پیشنهاد این‌بار کتاب‌های یوسف علیخانی…

پیوست: وبلاگ شخصی یوسف علیخانی



   ندا.ح در تاریخ ۹م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

من اولش به زبان برره ای موضوع رو خوندم توی Feed گفتم وا!! حضرت والا از این پستها نمینوشتند :دی بعد اومدم دیدم بعد از عروس باید کسره ای نیز استفاده شود :) )))))
مرسی .. جالب بود :دی بیچاره زنها!!!!!


   صبا در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

این هم یکی دیگر از خرافات ایرانیان…


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به صبا: البته درسته که خرافاته ولی در مجموع کسی که سه بار ازدواج کرده هر سه شوهرش هم
مرده بهتر دیگه ازدواج نکنه دیگه چندتا باید بمیرن :) .


   ندا در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

سلام.
ما یه آقایی رو میشناختیم اینجوری بود یعنی سه تا زن گرفت بعد هی زناش می مردن ولی خوشبختانه چهارمی هنوز زنده س:)
بعد میشه من یه سوال در مورد آرشیو بپرسم؟
خب مثلا گفتین میشه!
این مصاحبه های فلسفی دوتای اولی چرا نیست ..فقط عکسش هست ولی متنش نیست؟!


   ندا در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

اونوقت سیستم شکلکای اینجا چه جوریه آیا؟!


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به ندا: سلام.پس این قابلیت در آقایون هم برای کشتن خانوما وجود داره :) مصاحبه‌های فلسفی هم باز می‌شن مشکلی نبود.

مجدد امتحان کنید شاید اینترنت شما کند باشه.[البته فقط شاید] .منظورتون از شکلک‌ها چیه ؟

اگه منظور همین‌ عکس‌های کنار هست مطلب “آواتر داری یا نه” رو باید مطالعه کنید و اگه هم منظورت خندانک‌ها هست

که کافیه به شکل معمول تایپ کنید خودش تبدیل میکنه.


   ذوالفن در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

سلام مامبو جون ( ناشی از “احساس خودمونی بودن” کردن ، روی زیاد ،

بالا بودن درصد نمک در خون و . . . !)

ماشالله !!! به خوردن سر سه تا مرد زبون بسته هم راضی نبودند اوشون !!

جدای از بامزه بازی و نمک پرانی ! ، بنده که کتاب عروس بید را مطالعه نکردم

ولی این طور که معلوم است باید راجع به رسوم کهن ایرانیان باشد که اگر این

طور است ، یه دمت گرم حسابی به آقای علیخانی بدهکاریم !


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به ذوالفن: کتاب‌های آقای علیخانی و شخصیت‌هاش از روی روستای محل تولد خودشون یعنی میلک انتخاب شده
و اکثرآ پایه حقیقی داره و من کتاب اژدهان‌کشان ایشون رو خوندم و خیلی جالب هست.


   ستاره در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

ماشالله به این رسم!!
حالا این رسم در مورد مردا نظری نداره؟البته که نه.


   Milad در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

خب یکم درد دل کنم .

ماها که درامدمون برابر مخارجمون و باید کلی چشم بپوشیم تا یه چیزی ته جیبمون بمونه و کتابخون نیز هستیم بعضی وقتها نمی تونیم آسون به هر نویسنده و مترجم و ناشری اعتماد کنیم ، مخصوصا از وقتی که کاغذ تخیلی گرون شده ( بدترین کتاب از نظر من هم ارزش خوندن داره پس برای متن کتاب قیمیت نمی زارم ) .

از طرفی مجبوریم بریم کتابخونه اونجا هم که که نمیشه کتاب رو با خودت بیاری خونه مجبوریم رو یه تیکه چوب بشینی ، به نظر من باید هر کتاب رو تو یه حالت خاصی خون ، اگه تخصصیه باید قدم بزنی و چند خط بخونی ، فکر کنی و ادامه بدی ، بقیه رو هم به حلت های درزاکش ، مماس با دیوار ، تو تنهایی و… :D

خلاصه اینکه اگه خواستید یه کتاب خوب بخونید

خشم و هیاهو ؛ ویلیام افکنر ؛ ترجمه آقای حسینی

پیروز باشید .


   ندا در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

:( متاسفانه نمیدونم مشکل کجاست که برای من باز نمیشه!
“۲۰ سوال فلسفی ۳و۴″ رو کامل میبینم ولی مثلا مال ویولت فقط عکس و دو خطی که نوشتین”خب اما اینبار حضرت والا به سراغ نویسنده وبلاگ ویولت رفته و بیست سوال فلسفی را با ایشون مطرح کرده .در زیر این مصاحبه رو می خونید و شما هم می تونید نظرتون رو درباره این مصاحبه بیان کنید ” .
بعد نه مصاحبه هست نه میتونیم نظر بدیم!
اون اولی هم “چشم غمگین” رو که هیچیش نیست اصلا!
بعد اون بالاش هم وقتی که فقط روی مصاحبه ی ” چشم غمگین یا ویولت “کلیک میکنم فقط عکس و دو خط که اون بالا نوشتم میاد ولی خود مصاحبه و اینا نیست!


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به ستاره: میدونی خیلی از این رسم‌ها رو مردا نوشتن و خب حق با شماست خیلی کم برای مردها
چیزی تعیین شده مگه اینکه به سودشون بوده باشه :) .خندانک قبلی هم از خوشحالیم نیست از سر عجزه
نادیده بگیرید.


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به ندا: سلام.بازم چک کردم ببینید متن‌ها وجود دارن کلآ من تمام متن‌ها و تصاویر بلاگ رو نگهداری میکنم
و نمی‌زارم مشکلی به وجود بیاد.الان اینجا کلیک کنید.بعد اگه باز
نشد یه بار دکمه های ctrl+F5 رو همزمان با هم فشار بدید ببینید صفحه لود میشه یا نه . البته اگه از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید
خیلی بهتره[شاید هم دارید استفاده می‌کنید من که خبر ندارم] و اگه نمی‌دونید فایرفاکس چیه این پست‌ها رو بخونید.


   (trialthinks(kajjoox در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

دلم براتون بگه من خودم کرمانشاهی ام از این چیزا این اطراف زیاد پیدا میشه :دی
والا الان حضور ذهن ندارم که در باره چند تا رسم دیگه براتون بگم
در ضمن چیزی که من میبینم حداقلش تو فامیل اینجا زن سالاریه
ماشالله هر زنی واسه خوش یه مردیه :دی
باور ندارین مجسمه یه زنی که با چوب دستی ۳ تا سرباز عراقی تو جنگ رو خلع سلاح و اثیر کرده تو پارک شیرین ساختن
چیز بیشتری خواستین بدونین در خدمتم


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به kajjoox : سلام.این رسمی که گفته شد الان که وجود نداره مربوط به سنن کهن ایران هست.
من یکی از صمیمی‌ترین دوستانم کرمانشاهی هست و تنها کسی هست که من ندیدم دروغ بگه
و حتی برای یک لحظه آدم بدی باشه.کرمانشاه یکی از شهرهای قدیمی ایران هست و اصالت مردمش
همیشه قابل احترام.[بین خودمون هم بمونه اگه بخواییم به نسل ماد‌ها اشاره کنیم همه در غرب کشور
ساکن هستند :) ]


   ندا در تاریخ ۱۱م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

ممنونم…
من دیگه بیشتر از این گیر نمیدم مثل اینکه قسمت نیست من اون دوتا قسمتو بخونم!
راستش یه زمانی فایرفاکس داشتم ولی به دلایلی مجبور شدم برش دارم!
به هر حال ممنونم ازتون که توجه کردین و وقت گذاشتین:)


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۱م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به ندا: سلام.متن این پست‌ها رو براتون توی یک فایل PDF ایمیل میکنم.به زودی…


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۱م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به ندا: سلام.اومدم براتون ایمیل کنم ولی ایمیلتون اشتباه هست ! برگشت خورد به هر حال خواستید بگید
تا ارسال کنم.


   لی لی در تاریخ ۲۳م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به به والا حضرت
چی کار کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصول خفن زیستن ات هم که فیلتره


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: اون تقصیر من نیست ممنون که گفتی الان دیدمش . به خاطر کلمه خفن هست ! کلآ خفن رو تبخیر کردن
الان اون کلمه رو توی دسته‌های پایین صفحه حذف کردم صفحات باز میشن :) .مشکلات رو میبینی ؟


   لی لی در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

وای والا حضرت
چقدر چیز میز رو باید رعایت کنی
الان باز می شه اما بخش نظراتش باز نمی شه هنوز فیلتره ، این طرحها رو خودت کشیدی والا حضرت ؟ خیلی قشنگن ، تو رو خدا درست و حسابی جوابم رو بده ، خودت کشیدی مگه نه ؟
من دیشب توی یه تبلیغ دیدم که یه تقویمی هست برای سال ۱۳۸۹ اسمش همین بود یهو یاد اینجا افتادم اومدم طرح ها رو ببینم اما نشد


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی‌لی: باید تک تک اون پست‌ها رو کلمه خفن رو ازش پاک کنم ! تا درست بشه.بعد من بگم این طرح ها رو من
کشیدم بری یکی از این تقویم ها بخری بعد ببینی اسم طراحش کیه بعد متوجه بشی من کیم ؟ یعنی ؟ ولی من
طراحشون نیستم فقط در بخش بسته بندی و حمل بسته ها کمک میکردم یعنی در واقع پیک موتوری بودم میدونی که.


   لی لی در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

والا حضرت
آخرش منو دق می دی به سلامتی سکته رو زدم ، حالا کی خواست اسمت رو بدونه ): خواستم بدونم اگه این چیزا رو بلدی من یه سری ترکیب بندی بهمون گفتن آماده کنیم اما من چون ذاتا آدم فنی هستم تازه پامو از گلیمم درازتر کردم خواستم ببینم والا حضرت می تونه ترکیب بندی های منو ببینه و فقط بگه : بد نیست
همش همین بود ، حالا والا حضرت دست و پاش می لرزه ما بدونیم کیه و چی خونده
البته خوب همش همین نبود ، حالا مگه چی می شد چهار تا سئوال درباره طراحی می پرسیدم جواب می دادی
اصلا هیچی


   لی لی در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

ببین والا حضرت تقویمت واسه خودت
از آژانسی که اشتراک داریم یه تقویم یه صفحه ای آوردن بهم دادن ، آقا دنده ۲ با سوسن و جواد یساری ایول ((: همین رو با خودم می برم شمال می زنم دیوار ، احتمالا هر بار هم که می بینمش کلی بهت می خندم دلم خنک شه ((:


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۴م اسفند ۱۳۸۸ گفته:

به لی ‌لی : من یه دوست دار طرحی هستم همین پس میتونم درباره طرح‌هات بگم ای بد نیست و اینا .
شاید هم قلم کشیدم رو طرحت خودم یکی کشیدم بلکه یاد بگیری [در این لحظه احساس غرور بهم دست داده
تمایل دارم تمام طرح‌های دنیا رو خط بزنم ]





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود