
ما در هیات پروانهی هستی،با همهی تواناییها و تمدنهامان شاخکی بیش نیستیم !
برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد ! یادمان باشد کسی مسئول ِ دلتنگیها و
مشکلات ِ ما نیست !
اگر رد ِ پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هر مفهومی
نشستهایم و همهی چیزهای تلنبار ِ مربوط و نامربوط را زیر و رو میکنیم !
به نظر میرسد انسان آسانسورچی فقیری است که چرخ ِ تراکتور میدزدد !
البته به نظر میرسد! تا نظر ِ شما چه باشد ؟
پیوست : در بخش ادبی از امروز بخشهای جالب آثار مرحوم حسین پناهی رو مینویسم متن بالا
از دفتر پنجم مجموعه ” چشم چپ سگ “ به نام ” سالهاست که مردهام ” انتخاب شده.
تاریخ نگارش : ۱۲م دی ۱۳۸۸
تعداد نظرات : 15 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
من ایدههای زیادی برای اختراع کردن دارم و برای همین چون ترسی از سرقت ایدههام ندارم دفتر ایدههام رو ورق میزنم
چندتاش رو از این به بعد مینویسم مشکلی نیست میتونید برید به نام خودتون اختراع کنید ما که بخیل نیستیم.
اختراع اول
نام اختراع : مرکز مجتمع ثبت مقادیر ب.آ.گ.ت یا به اختصار باگت.
این اختراع به این شکله که چرا همش مامورین ثبت آب و برق و گاز بیان دم خونه کلی وقت بزارن زنگ بزنن بیان
داخل و نگاه کنتورها کنن و اینا رو ثبت کنن تازه امکانش هم هست دستکاریشون کنیم.
در این ایده ما یه مرکز میسازیم و تمام کنتورهای برق و آب و گاز و تلفن رو اونجا میزاریم،البته تلفن هم بهتره بیاریم
اینجا دیگه همه با هم باشن.بعد دیگه همه مامورها راحت میشن جای نمیخوان برن همه کنتورهای شهر توی
اینجا جمع شدن.برای اینکه تصور کنید این مرکز چه شکلیه.برای اینکه از فضای اونجا خوب استفاده کنیم
دیوارهاش حداقل چهل متر باید باشه تا کنتورهای برق رو بچسبونیم روش[بلاخره ۹ میلیون کنتوری هست] بعد
کفش هم پره از کنتورهای گاز و آب، دیگه سیم و لوله آب و گاز که میاد و میره ، آقا وضع اسفباری میشه
بیا و ببین.دیگه از این جا به بعدش رو هم خودتون فکر کنید اصل اسم طرح بود که من یه چیز قلبمه سلبمهای
پیدا کردم.
پیوست: بخش جدیدیست این مخترع جوان که از این به بعد در مامبوجامبو خواهید خواند.
تاریخ نگارش : ۱۲م دی ۱۳۸۸
تعداد نظرات : 9 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
انفیه یه جور فلفله، کسایی که ورزش میکنن مثلآ تکواندو و ورزشهای این سبکی وقتی ضربه به راه
تنفسشون میخوره انفیه جلوی بینیشون میگیرن بلکه تندتند عطسه کنن تا راه تنفسشون باز بشه.
حالا چون شما مثه من در سطح قهرمانی کار نکردید شاید نمیدونید.
اینا رو گفتم برای اینکه خیلی اوقات توی زندگی امیدمون رو از دست میدیم و یا اینکه راه اشتباهی میریم
اینجور وقت ها باید یه ” انفیه انسانی ” بیاد جلومون تا اینبار مغزمون عطسه کنه و با ذهنی بازتر بتونیم
به زندگی کردن ادامه بدیم.
این ” انفیه انسانی ” چیز کمی نیستها ! بعضی آدمها زندگیشون،هدفهاشون و حرفهاشون چنان با ارزشه
که چنین کاری رو انجام میده.البته همونجور که خود ” انفیه ” به راحتی یافت نمیشه.” انفیه انسانی ” هم به سختی
به دست میاد.در کل بهتره هیچ وقت ارتباطمون رو با ” انفیه ها ” قطع نکنیم حتی اگه اخلاقشون برای ما
خوشآیند نیست درست مثل ” انفیه ” …
پیوست۱ : درباره انفیه در ویکیپدیا
پیوست ۲: این ۵۰۰ مین پست مامبوجامبو بود…
تاریخ نگارش : ۱۱م دی ۱۳۸۸
تعداد نظرات : 16 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)

در بخش موسیقی اینبار به سراغ ” امیرعباس ” میرویم و آهنگ جدیدش به نام “توبه” که درباره خوابیست
که خود او دیده،خوابی که صحنههای از مرگش را دیده و برای عذابی که در حین خواب و روزهای
بعد کشیده ترانه زیر را سروده…
خدایا من خوابی دیدم که دنیا داره می چرخه
بگو تعبیر خواب من چیه ، بگو که داره تنم می لرزه
چرا همه چیز سیاه و دوده
چرا امشب سوت و کوره
چرا اون گربه سیاهه زل زده به من می خنده
یه حسی میگه تو مردی
چرا مادرم بالا سرم گریه میکرد
چرا رفتم جایی دو متری
یه حسی میگه تو مردی
به من میگن که مردم/ بگو پول کیو خوردم
امشب خراب و مستم / فردا خدا را میپرستم
الان میخوام بگیرم بخوابم / میدونم فردا صبح بیدارم
[تو مُردی]
نه نمردم / تقصیر من نیست / برید یقه اونو بچسبید که منو آورده دنیا ، آره مادرم
تمومه دنیا / هی پدر تو تکیه گاهی ولی سزاوار گناهی / چون نگفتی درس الهی دم ِ گوشم
آره همیشه توی عذابم چه تو بیداری چه توی خوابم / آره سزاوار گناهم
[قبول خدای متعالم]
خدایا ، از امروز میخونم روزی صد رکعت نماز آیات / نمیگردم با هیچکی / حتی با یک رفیق ناباب
خدایا ، از امروز میگردم توی خیابون / نکنه بمونه یتیمی گرسنه زیر بارون
بشم بنده پاک و بیریا
منو ببری به عرش کبریا
بشم رئیس کل بهشتت
منو بزاری تو تخت فرشته
آره از امروز من عاقلم
چشمامو باز کرده نادمم
میشم یک بنده والا
قول میدم به جون مولا
جون مولا ، شدم گیج و ویج و حیرون ، شدم مثل پشیمون
فقط بهت میگم یه جمله
خدایا خدایا توبه ، خدایا توبه خدایا خدایا
تاریخ نگارش : ۱۱م دی ۱۳۸۸
تعداد نظرات : 12 (شما هم دیدگاه خود را بیان کنید)
- امکانات
- بایگانی
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بحث میکنیم
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای برنامهنویسان
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





