یکی از الواد بشخصی یک سیلی زد.هر دو نزد قاضی رفتند.قاضی هر چه به کتاب قانون نگاه کرد دید جرمی برای آن
معین نکردهاند.حکم کرد که : برای یک سیلی یک لیره جزای نقدی بدهد.لوطی قبول نموده سیلی سختی هم بگوش قاضی
نواخت و دو لیره تقدیم نمود.
الواد: سرکش، گردن کلفت لوطی: جوانمرد باغیرت
کشکول ۵ :
شخصی نزد طبیبی رفت و گفت: ریش من درد میکند دوا کن.
طبیب گفت: امروز چه خوردهئی؟ گفت: نان سوخته. طبیب فرمود: نه مرضت بمرض انسان میماند و نه خوراکت به
خوراک آدم !
پیوست:بخوانید دیگر کشکولها را ! حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید.
تاریخ نگارش : ۲۹م مهر ۱۳۸۸
البته من اینو جور دیگه ای شنیده بودم که میگفت: چه خورده ای؟ گفت: نون و یخ
اولی خیلی باحال بود، وبلاگ خیلی خوبی دارید، اون اولها جک هم میگذاشتید اگر اشتباه نکنم.
امیدوارم همینطور ادامه بدهید، ممنون.
مگه قاضی چی داره که بقیه ندارن؟فقط یک بار گناه سنگین تر.اونهم باید کتک بخوره تازه بدتر.
- دوستان
- توکای مقدس
- دسته ها
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- بهلول عاقل
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- طراحی ها
- عمومی
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- پادکست
- پزشکی
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





