
سال یکهزار و دویست و هفتاد و هشت شمسی، مظفرالدینشاه که در سفر به فرنگ شاهد عجایب گوناگونی بود
نتوانست دل از یکی از آنها بردارد: ماشین.
مظفرالدین شاه به سعدالدوله وزیر مختار ایران در بلژیک دستور داد تا یک ماشین برای او تهیه کرده و راهی
ایران کند.
او هم یک دستگاه ماشین رنو همراه با یک شوفر بلژیکی برای تعلیم استخدام کرد و از راه بندرانزلی به ایران
فرستاد.ماشین هم از بندرانزلی راهی قزوین شد و مردم هم با تعجب و جشن و شادی به دیدن این هیولای آهنی
شتافتند.

بله،نزدیک به ۱۱۰ سال از ورود ماشین به ایران میگذرد. همان روزهای اول شوفر بلژیکی به خاطر نبود جادههای
مناسب و همچنین آشنا نبودن با مسیرها با کوهی برخورد کرد و اولین حادثه رانندگی در ایران شکل گرفت !
داستانی از برخورد مردم با این تکنولوژی آن روزها
میگویند زمانی که عدهای با ماشین در حال مسافرت بودند برای استراحت وارد روستای دورافتاده میشوند.
روستاییان مهمان نواز بعد از دعوت از آنها برای استراحت کردن به پاس احترام و مهماننوازی جلوی ماشین
علف و جو میریزند به این گمان که این وسیله هم باید چیزی بخورد. و این اولین برخورد از نوع دیگر با این وسیله
در ایران بوده است.
استقبال از این وسیله
در اوایل ورود ماشین به ایران چونکه ماشینها با نفت کار میکردند و آن زمان هم نفت از روسیه وارد میشد و
همینطور نبود جادههای مناسب از این وسیله استقبال نشد ولی کم کم ایرانیها که به نظر از همان ابتدا عاشق
ماشینسواری بودند عاشق این وسیله شدند به گونهای که در سال ۱۳۰۵ تعداد اتوموبیلهای موجود در ایران
به ۶۰۸ دستگاه رسید.

اما تصویر بالا هم متعلق به ورود اولین اتوبوس به ایران هست که در اواخر دوره قاجار اتفاق افتاد.
شاید مظفرالدین شاه هیچگاه گمان نمیکرد ورود این وسیله که چشم او را در اروپا گرفته بود صد و ده سال بعد مورد
استفاده همه قرار گیرد و حتی بازتعریفی بیشتر از یک وسیله حمل و نقل پیدا کند.
اینگونه بود که ماشین وارد ایران شد و ایرانیها یک دل نه صد دل عاشقش شدند…
پیوست ۱ :حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید !
پیوست ۲: در بلاگ نونوا،مطلبی نوشته شده درباره اینکه در بلاگنویسی پول هست یا نه،من هم چند خطی اونجا
نوشتم،بد نیست نگاهی بیاندازید: آیا در وبلاگنویسی پول هست؟!
تاریخ نگارش : ۲۵م مهر ۱۳۸۸
سلام حضرت والا
بعضی چیزها چنان سریع سیر صعودی شون رو طی می کنن و جزیی از زندگیمون میشن که گاهی فکر می کنیم مال سالها قبل هستن، نمونش همین کامپیوتر یا سایتهای مثل یاهو و گوگل که قدمت چندانی ندارن ولی دیگه وارد روزمرگی هامون شدن حالا ماشین که جای خود دارد، این حرکت سریع دوست داشتنی و اجتناب ناپذیره.
راستی خاطرات جالبی هم در مورد اولین برخورد مردم با تلویزیون هست.
ممنون از شما
حضرت والا!
این که:
“مظفرالدین شاه هیچگاه گمان نمیکرد ورود این وسیله که چشم او را در اروپا گرفته بود صد و ده سال بعد مورد
استفاده همه قرار گیرد و حتی بازتعریفی بیشتر از یک وسیله حمل و نقل پیدا کند.”
هیچ!
این شاه بخت برگشته فکر نمی کرد یه روزی همین عشق **مقدس**او به یک چالش تبدیل شود!
*چالشی که در سال برابر با ۴% صادرات نا خالص داخلی(چیزی حدود ۸ هزار میلیارد تومان) به مردم ایران خسارت مالی وارد می کنه
*چالشی که فقط در ۱۳ روز(عید نوروز را می گم) حدود ۱۴۳۰نفر (ایرانی) به واسطه همین عشق”مقدس” به زیر خاک می روند(در هر روز حدوداً ۱۱۰ نفر) که از همه دردناک تر ۳۰% شون هم زیر ۱۵ سال سن دارند!
(برای این گفتم “به واسطه” چون دلیل اصلی بی دقتی خودشونه!این ماشین فقط یه واسطه است)
*چالشی که باعث می شه فقط در کشور ما به طور میانگین (حدوداً) هر ۲۶ دقیقه ۱ نفر کشته بشه.
*چالشی که باعث شد سیروس قایقران،پوپک گلدره،جمال کریمیراد و چندین بزرگ دیگه از بین ایرانیان کم بشند!
* چالشی که باعث شد…..
حالا متوجه شدید چرا می گم عشق “مقدس”؟
آخه می گفتند عشقی مقدسه که آدم به خاطرش حاضر باشه جونش رو بده!
حالا عشق مقدس تر از این؟
*چالشی که فقط در همین ۴ تعطیل گذشته(۲۱ تا ۲۴ مهر۸۸)۱۳۵ نفر کشته و ۶۲۵ نفر مجروح داشت
* چالشی که فقط حوادث طبیعی و بیماری می تونه توی خسارت وارد کردن باهاش مسابقه بگذاره
*چالشی که باعث شد متخصصین اون رو به مراتب خطر ناک تر از اعتیاد اعلام کنند (به طور میانگین هر دو دقیقه ۳ نفر بر اثر اعتیاد می میره و ۴ نفر بر اثر تصادف)
*چالشی که باعث شد از ۶ ماه پیش تا حالا من یکی از دوستان صمیمیم را فقط توی باغ رضوان(حکم بهشت زهرای تهران را برای اصفهان داره) ببینم
*چالشی که ….
——————————————————-
شرمنده خیلی پر حرفی کردم اما الان دقیقاً یک بار دیگه یادم افتاد چرا وبلاگ نمی نویسم
آخه واسه این کامنت ساده چقدر گشتم تا تونستم تموم این اطلاعات را جمع کنم و این جا بگم!وای به حالم اگه می خواستم خودم یه همچین موضوعی بنویسم دلمون هم که نمی یاد چرند بنویسیم بره!پس در نتیجه کلاً ننویسم بهتره :))
راستی توی کامنت بعدی بعضی از منابع رو هم آدرسش را می گذارم
http://www.aftab.ir/articles/economy_marketing_business
/autos/c2c1208082508p1.php
——————————
http://www.hamshahrionline.ir/NEWSPAPER-ARCH/vijenam/tehran/1382/820201/shahrsh.htm
—————————–
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=13136
—————————–
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=99014
به ایمان: ممنون بابت کامنتت.من هم توی همون خط نوشتم شاید فکر نمیکرد این وسیله چنین باز تعریفی پیدا کنه
که برای ویراژ دادن توی خیابون، دنبال هم کردن ، حمل عروس و غیره ازش استفاده بشه.فرضآ طرف هنوز مهر گواهینامهش
خشک نشده که میره توی جاده و انتظار داره نره زیر تریلی ! با پراید با سرعت ۱۸۰ تا گاز میدن و حالیش نیست که قوانین
فیزیک در دنیا جاری هست و اگه به چیزی بخوری تبدیل به یک تیکه پیت حلبی میشی. قبلآ درباره این موضوع نوشته بودم:
گاز بده…
خسته نباشی؛ خیلی جالب بود
راستش خاطرات اون موقع رو برام زنده کرد یکم :دی
اکثرا مطلب شما رو در مورد”آیا در وبلاگ نویسی پول هست” رو پسندیدند. مطلب بسیار زیبایی رو فرستادی که باز هم جا داره تشکر کنم
به علیرضا:سلام،خواهش میکنم.ما باید از شما تشکر کنیم که این حرکت زیبا و پسندیده رو انجام دادید.آرزو میکنم همیشه
موفق و پیروز باشید :).
- دوستان
- توکای مقدس
- دسته ها
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- بهلول عاقل
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- طراحی ها
- عمومی
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- پادکست
- پزشکی
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





