نیچه درباره او گفت : ” مطلقا تنها بود و کمترین دوستی نداشت و فاصلهٔ میان یک و هیچ لایتناهی است ” .
و گوته درباره او چنین پیشبینی کرد:” آرتور، پسر این خانم، روزی شهره جهان خواهد شد”.
و خودش میگفت:”همه آرزوها از نیاز سرچشمه میگیرد، یعنی از کمبودها و از رنجها”.
خانمها،آقایان معرفی میکنم : بدبینترین فیلسوف به جهان ” آرتور شوپنهاوئر”.

تمام تفکرات این فیلسوف آلمانی به یک طرف دیدگاهش نسبت به زن و ازدواج طرف دیگر.شوپنهاوئر تا پایان زندگی خود
ازدواج نکرد که این موضوع به فلسفه و دیدگاههای او در این زمینه برمیگردد که در اینجا برخی از نظریات او را در
این زمینه میخوانیم.
۱ – ازدواج کردن، نصفکردن حقوق و دو برابرکردن وظایف است.
(کتاب جهان همچون تصور و اراده-جلد دوم – صفحه ۱۸۱۹)
۲ – با مصلحت دیگران ازدواج کردن، در جهنم زیستن است.
۳ – ازدواج یعنی با چشمان بسته، بهامید گرفتن یک مارماهی، دست فروبردن در جوالی پر از مار.
۴ – عشق و عاشقی هرچند اثیری و پراحساس ابراز گردد، بازهم ریشه در شهوت دارد و بس.

۵ – ازدواجکردن یعنی انجامدادن هر کار ممکنی برای متنفرشدن از یکدیگر!
(نقل شده در کتاب تسلی بخشیهای فلسفه-آلندوباتن)
شوپنهاوئر از پدری تاجر و ثروتمند و مادری نویسنده به دنیا آمد.برخی رابطه بد مادر با او را تنفر دائم از زنان در ذهن
او میدانند که باید قدری با دیده تردید در این موضوع نگریست چون او تا پایان عمر بر روی این موضوع تاکید داشت.
وقتی کتابهای شوپنهاوئر از طرف مردم مورد توجه قرار نگرفت او به شدت آزرده خاطر شد در زمان تدریس
در دانشگاه هم با همین مشکل مواجه شد برای همین او به شدت از مردم و جامعه دوری گزید.

شوپنهاوئر در دوران مختلف زندگی خود در پی شناخت خود و چرایهای وجود خود بود در کتاب “مکتوب” داستانی به
این شکل آمده که نشان میدهد او تا چه حد در پی این موضوع بوده است :
شوپنهاوئر فیلسوف آلمانی در جستجوی پاسخ پرسش هایی که آزارش می دادند در خیابانی در شهر درسدن قدم می زد.
هنگام عبور از کنار یک باغ ، تصمیم گرفت بنشیند و گل ها را تماشا کند.یکی از ساکنان آن حوالی رفتار غریب فیلسوف
را دید و پلیس را خبر کرد. چند دقیقه بعد یک افسر پلیس به شوپنهاوئر نزدیک شد و با صدای بلند پرسید: تو کیستی ؟
شوپنهاوئر سراپای پلیس را برانداز کرد و گفت: اگر بتوانی در یافتن پاسخ این سئوال به من کمک کنی تا
ابد مرهون تو می شوم .
تاریخ نگارش : ۱۱م مهر ۱۳۸۸
سلام
یاد حرف یکی از دوستان افتادم که میگه ازدواج مثل خرید هندونه میمونه نمی دونی توش چه رنگیه، ولی خوب بعضیا همچین تبحر زیادی تو خرید هندونه دارن.D
سپاس
هوم ، معرفی خوبی بود .
یه سوالی بپرسم ؟!! (دوستانی که ازدواج کردین) ازدواج کردن سخته ( نیست واقعا ؟)
به zoha : نمیشه خب کسی تبحر داشته باشه مگه اینکه قبلآ زن داشته که تجربه کرده و حالا درست انتخاب
میکنه ولی ممنون بابت این مثال خانمها رو له کردی رفت الان یعنی اونا هندونه (!) هستن دیگه
.
به Milad : خب اولین نفر لو رفت که داره ازدواج میکنه به عنوان یک نفر که هفتاد هشتاد تا پیرهن ازت بیشتر
پاره کردم بهت جواب میدم:
ازدواج کردن ساده هست تقریبآ کاری نداره فقط اولش پول میخواد توی همین تهران گفتن که باید لااقل سی میلیون
برای مراسم پول داشته باشی.ولی بعد از ازدواج کردن سخته که چون شبیه به برنامه خانواده میشه ترجیح میدم
دیگه حرف نزنم و اسکلت مرحوم شوپنهاوئر رو توی قبر نلرزونم
.
حضرت والا گفتم ازدواج، نگفتم که زن گرفتن.
شامل حال هر دو طرف میشه این فلسفه هندوانه ای دوست ما.
من ، ازدواج ، ؟ …
۳۰ میلیون ، فقط همین
؟
بیشتر منظروم اینه که چه حسی پیدا می کنید > چه قدر احساس مسئولیت می کنید !
آخه وقتی آدم مجرد ، هر وقت می خوابه ، هر وقت می خواد پا می شه ، هر چه قدر خواست خرج می کنه ، هر جا خواست هر لحظه میره . مهتر اینکه یه وقت پول نداره و یه وقت هم داره
چرا زن ها نمی تونن بیان خواستگاری مرد ها ، مهریه بدن بهمون ، برامون عروسی بگیرن ، سوار ماشین داماد بشیم ما . جدی می گم ها ، بیایید یه انقلاب فرهنگی کنیم!!!
به دوستان:
خوب مگه این جمله اشتباست ؟
«ازدواج کردن، نصفکردن حقوق و دو برابرکردن وظایف است.»
تازه اگه بعد ها هم از بچه خبری بشه بیشتر…
خدایش حضرت والا قبول کنید که الان در حال حاضر مشکل همه جونای ما …سختی و اینکه وظایف ۲ برابر میشه نیست…نه بخدا
خودتون میدونید که اینطوری نیست..
اگه این اقا فیلسوغ الان زنده بود فکر کنم یه…… اینطوری مینوشت «
اردواج کردن باعث آزرده خاطری میشود..و ….. است »
:دی
در کل ما خوشحال میشیم نظرات دوستان رو در این باره بشنویم…البته متاهل ها بیشتر :دی
–توضیح :برخی از نقطه چینها توسط حضرتوالا قرار گرفته –
به Milad :آقا جان این شتری هست که در خونه همه میخوابه[منظور از شتر عروس خانم نیست ها].بعدش درباره
اینکه خانوما پاشن بیان خواستگاری مردا،آخه من بهت چی بگم ها ؟مرد یعنی سیبیل،زن جاش تو آشپرخونه اس،
مرد باید با کمربند زن رو سیاه و کبود کنه.تو کل هویت مردها رو زیر سئوال بردی که با این حرف.
به Milad : این هم لینک خبر مربوط به هزینه سی میلیون تومانی ازدواج من باب مستند شدن حرفها :
http://fardanews.com/fa/pages/?cid=91855
به SAfilo : اتفاقآ در مصاحبههای که با دو تا از متاهلهای بلاگستان داشتم این سئوال رو ازشون پرسیدم
که بالاخره متاهلی خوبه یا مجردی سئوال ششم از دو مصاحبه آخر رو نگاه کنید :
یعنی چی زن جاش آشپزخونه س ؟؟؟؟
حضرت والا دیگه اینجا داری مرد سالاری میکنی ها ؟
شماها رو می فرستن سربازی که تنبل نباشین و تو خونه کار کنین در ضمن (سیبیلاتون رو میزنن) حال بماند که چه قدر کلاغ پر میرین که از صد تا کمربند هم برای شماها بدتره
خود من، بابام حق نداره به من بگه یه لیوان آب بهم بده
خودم با کمربند سیاه و کبودش میکنم
دیگه گذشت اون زمون… حضرت والا
به تنتن الملوک: صد البته که باید مردسالاری باشه پس نه وایسیم تا دخترسالاری بشه عجب ها دوره زمونه عوض
شده .من که سربازی نرفتم و هیچ وقت تجربهاش نکردم برای همین هیچ کدوم از فرضهای شما در مورد من صادق نیست
این که مردها توی خونه کار میکنن باید بگم اونا مرد نیستن
. مرد باید جذبه داشته باشه یه هوار که کشید صدا از
چهار ستون خونه درنیاد.زن باید پنج صبح بلند شه آسته آسته بره نون سنگگ و شش تا تخم مرغ بگیره بیاد خونه درست
کنه تا مرد از خواب بیدار شد نوش جون کنه بعد همون کله سحر زن باید نهار رو بار بزاره تا ظهر جا بیافته که مرد اومد خونه
غذای درست و حسابی بخوره.زن باید بشوره و بسابه و بچهداری کنه این لوس بازی چیه نمیدونم تحصیل و اینا…
[چی میگم ؟]بعدش سیبیل برای مرد یه عنصر استراتژیک هست ببین گربه برای اینکه از یه جای رد بشه از سیبیلش
استفاده میکنه این فقط یه استفاده پیش پا افتاده هست نقش کولیس رو بازی میکنه بماند من هر چی بگم شما
که نمیخوای این مسائل رو باور کنی:).
سلام والاحضرت
عجب این بابا بدبین بوده معلوم نیست چند بار ازدواج کرده که به اینجا رسیده
به نیلوفر زاهدی:سلام,توی متن ذکر شده که ایشون اصلآ ازدواج نکردن پس رفتارشون از روی شعور و درکشون
بوده.
- امکانات
- دوستان
- توکای مقدس
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





