توی یک روستا یه درمانگاه بود هر روز صبح سه تا پیرزن می رفتن اونجا و از پزشکی که اونجا شاغل بود می خواستن

که فشارشون رو بگیره و سلامتی شون رو چک کنه پزشک هم همیشه به اونها میگفت شماها خوب هستید چرا هر روز میاید

اینجا می شینید ولی خب اون سه تا پیرزن که قبول نمی کردن باید هر روز میرفتن ..

تا اینکه یه روز از سه تا پیرزن فقط دو تاشون رفتن درمانگاه و پزشک هم که تعجب کرده بود که پس اون یکی کو ، ازشون

پرسید چرا هر سه تا نیومدید؟

اونا هم گفتن : اون یکی امروز مریض شده بود موند خونه !

پیوست : داستان بالا کاملآ واقعی هست و همین چند ماه پیش اتفاق افتاده !



   صید قزل آلا در مدرسه در تاریخ ۲۸م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

آخی…حیوونکی ها! چقدر ساده و بامزه بودن…دلم پیرزن شدن خواست!;-)


   م.ص.ط.ف.ی در تاریخ ۲۸م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

اول شدم! هورا D:

خیلی باحال بود حضرت والا…خندیدیم! D:
دوس داشتم وقتی این جمله رو می‌گفتن اون دوتا، قیافه‌ی اون دکتره رو می‌دیدم! D:


   n a m n a m در تاریخ ۲۸م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

والا حضرت! من که می‌دونم شما با تیز بینی و ریز بینی و … خود متوجه بیماری آن پیرزن شده و خود ملیجک را فرستادید تا از آن دواها که به شما داد به او بدهد و او را محشور شما گرداند…
من این حسن نیت شما را تحسین می‌کنم. ولی والا حضرت مطمئنی که پیر بود؟؟؟؟؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۲۸م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

به nam nam : پیر بود نبود ؟ ها ؟ بزا فک کنم :) .


   zoha در تاریخ ۲۸م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

سلام
ممنون ، چه پیر زن های دوست داشتنی و با مزه ای، فقط می رفتن که به دکتر سر بزنن تا خدایی نکرده یه وقت مریض نباشه…


   نیلوفر زاهدی در تاریخ ۲۸م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

با عرض ادب و احترام حضور حضر ت والا
والاحضرت نکات ادیبانه و بسیار نغز را برخ میکشند تا پندی برای دنیاداران بیمقدار فرزندان ادم باشد .
و من از این کشتزار پر برکت چنین بر داشت کردم که خانمهای پیر از این جهت در انجا حضور میافتند که طراوت و جوانی را در ان درمانگاه میافتند .


   ستاره در تاریخ ۲۹م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

آقا قبول نیست !!چرا ۳ تا پیرزن؟!چرا ۳ تا پیرمرد نه؟(اسمایلی یک فمنیست عصبانی)


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۳۰م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

به ستاره : خب این یه داستان نیست واقعیته ! چیکار کنیم ما ! خود زن ها این کارها
رو میکنن تا حالا درباره مردها چنین روایت های وجود نداشته :) . چون مرد اصلا دکتر
نمیره ، دکتر هم بره بلاشک زخم شمشیری چیزی خورده در حال بیهوشی بردنش
و گرنه مرد رو چه به این لوس بازی ها .


   میلی دالتون در تاریخ ۳۱م مرداد ۱۳۸۸ گفته:

پیام این پست چی؟


   حسین در تاریخ ۱۶م بهمن ۱۳۸۸ گفته:

پیام دریافت نگردید.به امید طلوع آفتاب از سه تیغ دماوند