کارتون ” سنجد ” رو که خاطرتون هست توی تیتراژ سنجد می گفت : برمیگردم و هنوز دو دقیقه نشده بود برمی گشت .
شده نقل کار حضرت والا ، هنوز نرفته برگشتم !

اما خب هم رفتن من جدی بود و هم این برگشتنه ! خب قبلآ هم گفتم تصمیم قاطعی داشتم برای نوشتن به زبانی دیگر همه
کارها از طراحی ها تا ایده ها و هزار یک چیز دیگه اش رو هم آماده کرده بودم ولی خب امروز ایمیلی دریافت کردم
که حداقل بخشی از انگیزها برای نوشتن ، ترجمه ، طراحی به زبان فارسی رو باز هم برام توجیح کرد .
و صد البته لطف شما بزرگ واران که کامنت گذاشتین ، ایمیل زدین و یا توی توییتر منو نصیحت کردین .
اما همین جا ذکر کنم من در برنامه سال ۸۸ یه بار دیگه باید خداحافظی کنم اصلآ چه معنی داره که شما فکر کنین
این کارا بچه گونه هست و مسخره بازیه ! مثلآ با هم دوستیم ها ! امیدوارم با زبون خوش دفعه بعدی هم که خداحافظی
کردم از من حمایت صد در صدی به عمل بیارید تا روح خودمان و اجدادمان شاد گردد
.
اما خب یه سری تصمیم های جدید هم گرفتم یکی اینکه یه بخش جدید به بلاگ اضافه میشه که توش اخبار وبلاگ های
فارسی و اتفاقاتی که براشون میافته رو پوشش میدم و همچنین بلاگ های جوان و با آتیه رو معرفی می کنم تا اینجوری
قدری هم از اوضاع و احوال هم باخبر باشیم .
مامبوجامبو هم به زودی لباسی جدید به تن می کنه که خب تا اون زمان باید صبر کرد
.
دیگه چی ؟
هر فکری و ایده ای که دارید که فکر می کنید در توان یک وبلاگ هست مطرح کنید سعی کنیم با هم در تولید محتوای
مناسب و سطح بالا مشارکت داشته باشیم ، من اینجام به عنوان یک نفر برای بالا بردن سبد بسکتبال محتوا ، برای
اینکه دست هر کسی بهش نرسه باید نشون بدیم ” محتوا ” یعنی چی نه برای خودمون برای تمام افرادی که در
سنین پایین تر ما وقتی در ” گوگل ” جستجو می کنن نتیجه مناسبی دریافت کنن . لطفآ شعار ندیم ! پس بزنید بریم…
تاریخ نگارش : ۲۱م اردیبهشت ۱۳۸۸
اول از خوشحالی بگم یوهوووووووووو بعد بیام بخونم ببینم چی گفتی
))))))))
نگاه کن تورو خدا با اینهمه امید و آرزو میخواسته وبلاگ هم ننویسه!!!!!! من یه جمله معروفی دارم که میگه:
” میزنم ننننننننننننصفففففففففففففف بشیاااااااا ”
اما خوب حضرت والائی دیگه ![]()
من پیشنهاد میدم مطالب علمی و ترجمه هات رو از اون روزمره نویسیها یا فیلمهای جدی که من جدی جدی خیلی دوستشون دارم جدا کنی .. چون دسته بندی و خوندنش خیلی راحتتر میشه و تداخل هم پیدا نمیکنه .. وبلاگ آوانگاشت رو دیدی؟؟؟ بعضی از بخشهاش که همیشه به روز هست رو گذاشته کنار وبلاگش و بقیه مطالب که دیر به دیر آپدیت میشه گذاشته وسط یا سمت چپ
به نظر من طرح جالبیه برای تفکیک مطالب یه نگاهی بهش بنداز ![]()
شاد باشی دوستم
I tried my best to understand what you wrote, and would like to tell you that your posts and support are helping me a lot to improve my Farsi language you are inspiring and encouraging me, so keep it up and continue what you started.
All the best.
مامبو جون خیلی خوشحال شدم ببین یک اصل تو دنیا وجود داره هر برنامه ای باید یک جریان مالی داشته باشه اگه نداشته باشه بعد از یک مدت انکیزه کار از بین میره من نمیکم پول انکیزه درست میکنه پول دلیل قرار داد میشه قرار داد یعنی باید یعنی به یه سری از اصول پایبند باشی و یک سری چیز هارو بدی تا به یک چیز برسی مامبو جان به نظر من باید یه تیم داشته باشی شامل حسابدار وکیل و کلی آدم دیگه
به سنتری : خب بستگی داره ! ببین من پول کافی برای هدایت این وبلاگ و بیش از این ها رو دارم . و خب به خاطر
سبک خانوادگی همواره از حضور وکیل و آدم های خبره در زمینه مالی برخوردار بودم و خب درک می کنم که حتمآ به
همین نحو هم هست.شاید در آینده صرفآ برای پیشرفت بیشتر این وبلاگ به نحوی تبلیغ هم جذب کنم البته فعلـآ چنین
ایده ای ندارم
.
به حدیثه : خب شما خوشحالی من که نیستم این که می نویسم دلیل بر خوشحالیم هم نیست . شما نباید اینجوری
می رفتی نبایدش که دست من نیست . ایمیلت رو هم خوندم داشتم جواب میدادم که فرستادم دیدم ایمیلت رو پاک کردی
هیچ دلیلی برای رفتنت نیست.این که حضرت والا آدم بده داستان هست نباید باعث بشه شما کلآ خودت رو حذف کنی
هیچ کسی هم نمیگه چرا هی میره و هی میاد اگه هم بگن و بخوای گوش کنی پس داری برای اونا زندگی میکنی
راهش سادس بازم برگرد : پاشو روی پات محکم دوباره تو وایسا ، منم خوده توام ازم فرار نکن ، تو هم گوش کن مث بقیه آدما ،
چرا همه از خودشون فرارین .
برگرد بلاگ ، توییتر و همه چیز رو میشه برگردوند … امیدوارم همه ماها رو خوشحال کنی.
آخی ، مرسی که برگشتی ، داشتم سکته میکردم ، تو یه روز هم تو هم حدیثه رفتین ، اعصابم خورد شده بود در حدی که پست نوشتم براش حتی ، خوشحالم کردی که برگشتی
به امیرعلی : شما لطف داری دوست من . حدیثه بانو رو هم برمی گردونیم ایضآ .
حاج کریم خیلی نوکرتیم
نالوطی زیاد می زنی تو خاکی این روزا
خودم دربست غلامتم، نکنه پای ضعیفه معیفه، چیزی در میونه؟
بچه های ته خط (البته به جز ابرام کله که اجاره داده مخ رو) همه خوشحال شدن از لوطی گریت. پیش پای شما شعله قلمکار اومده بود پامنار، داشت شامورتی اجرا می کرد. من دل تو دلم نبود که چرا حاج کریم می خواد جل و پلاس جمع کنه. عباس دودر هی میگفت یه تیلیف بزن به حاجی بگو بدخواه مدخواه داره خیر بده بریم بزنیم کاکوچش کنیم هر نسناسی هست…
خلاصه خدمت آقای خودم بگم که همه ما دربست چمنتیم داش.
کوچیک شما
حسن تیغ تیز
آخیییییییییش ![]()
گفته بودم با تمام وجود منتظرم! حالا فهمیدم که انتظارم الکی نبوده
خوشحالم که نرفتی!
از الان هم پیش پیش به مثلا نرو که عمراً نمی گذاریم نه تو سال ۸۸ نه تو هیچ سال دیگه ای خداحافظی کنی ![]()
اگه ناز کش هم خواستی نمی خواد یک ساعت پست بدی بگی خداحافظ!یک کلام بگو ناز کش می خوام ببین چطور …. =))
شوخی کردم!
ولی من هم همینجا ذکر کنم دیگه دوست ندارم کلاً کلمه خداحافظ را توی این وبلاگ ببینم! =))
به امید نیک : من عاشغتم ! اصلآ تنها کسی که تونست من ِ حاج کریم رو درک کنه تو بودی و صد البته که
که حاج کریم سگ دست بیشتر از این حرف ها خاطر خواه شما هست که بخواد پای ضعیفه معیفه وسط
باشه .
ما آبگوشتیتم ، ما چیپستیم حسن تیغ تیز .
غلاااااااممممم .
به ایمان : ممنون ایمان جان شما دیگه خیلی به من لطف داری . ذوق مرگ شدم من به خدا
. چاکرتم ایمان جان
شما هر امری داشتی ما در خدمتیم .
- امکانات
- بایگانی
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





