امروز با امید ، سهیل  و امیر رفتیم ” کافه سینما “  اول از همه به امید دیدن سارا و در نهایت دیدن خود ” کافه سینما ” .

کافه سینما

اول خودم با سهیل قرار گذاشتم که از پونک بیاد طرف های شهران و بعد با امیر و امید ولی عصر قرار گذاشتیم بعد ما از شهران

رفتیم ونک و زنگ زدیم که اونا بیان طرف های مطهری  و سمت هتل بزرگ قرار گذاشتیم ، این یعنی یه قرار گذاشتن

مامبوجامبویی ! در نهایت از همون جا هم پیاده رفتیم تا رسیدیم به ” کافه سینما ” و خوشبختانه هم سارا اونجا بود و هم اینکه

امروز اجرای موسیقی زنده داشتن . محیط دنج و خوشگلی بود و از اون مهم تر صمیمیت سارا . قدری صحبت کردیم و بحث های

خاصی هم درگرفت و خب همه هم موافق بحث کلی بودیم .البته یه خورده شلوغ پلوغ بود و خب نبودن یه تهویه مناسب و

جمع شدن دود سیگار هم میتونه بعضی اوقات اذیت کننده باشه .

کافه سینما

اما این ” کافه سینما ” چی هست ؟

کافه سینما آذر ماه سال ۱۳۸۷ تاسیس شد که خب همزمان با تولد آقای جمشید مشایخی هم بوده و بازیگرانی مثل

آزیتا حاحیان ، رویا تیموریان ، بهاره رهنما و … حضور داشتن .

دیگه چی ؟

کافه سینما یه خبرنامه داخلی به نام ” آنتراکت ” هم داره که هر پنج روز یه بار منتشر میشه که روی میزهای کافه برای

مطالعه موجود هست .

آدرس کجاست ؟

خیابان مفتح شمالی- پایین تر از مطهری- جنب پمپ بنزین- کافه سینما.


پیوست۱ : فکر کنم این کافه جای مناسب برای توکا نیستانی باشه ، همچنین باید ذکر کرد که سیگار

کشیدن توی کافه آزاد بود و خب شاید این برای بعضی ها یه پارامتر محسوب بشه چیزی که برای حضرت

والا پارامتر خاصی محسوب نشد .

پیوست ۲  : از امروز به بعد قدری بیشتر درباره روزمرگی هام می نویسم وخب توی بخش روزانه ها

می تونید اون ها رو مطالعه کنید.



   نیلوفر در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

سلام چه خوب و جالب بود .
اونوقت این عکس کی هست میشه ما بدونیم؟
و سارا خانم چه سازی میزنه؟


   ندا.ح در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

آقا روزمره نویسی رو دوست دارم … عاشقششششششم :x
اومدم تهران برم جالب انگیزناک بود :دی


   ندا.ح در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

وا چرا کنترل + ایکس این آیکن رو برمیگردونه توی وبلاگ تو ؟ :) )))))))))) خدا به دور :دی


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

به ندا.ح : کدوم آیکن بر می گرده اینجا ؟ چه خیال کردی حضرت والا چهار چشمی مراقب همه چیز هست :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

به نیلوفر : این عکس حضرت والا هست خب ! البته نه تایید میشه و نه تکذیب .
سارا خانم هم مادرشون و همچنین خودشون صاحب کافه هستند و هیچ گونه سازی نمی زنن بلکه
یه عده دیگه سازهای زیبایی مثل گیتار می زنن . توی کافه هم از کارگاه آموزشی سینما که توسط
کارگردان های معروف برگزار میشه تا شعر خوانی هم برگزار میشه که برنامه های و روزهای اجرا
توی کافه سینما هست .


   حدیثه در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

حضرتِ والا شما کُشتی ما رو با این نه تایید و نه تکذیبتون! :) )

منظور ندا، دو نقطه ایکس بود، که اسمایلی قلبِ از اونایی که قلبای ریز ریز هوا میرن بعدش قلُپی می ترکن! :دی ! اما تو بلاگتون مث اسمایلی اخم و خشم میشه…


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

به حدیثه : دیگه دیگه ! اصلآ چه معنی داره توی بلاگ آدم عکس قلب و این چیزا بیاد ! دارم آیکون ها
رو تبدیل می کنم به آیکون های که سیبیل داشته باشند ! مرد باید اخمو و خشمناک باشه :) .


   حدیثه در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

تقدیم با عشق =))))))))))))))))) خیلی خنده دار میشه اگه از این اسمایلی ها بذارینا؛ من صبح تا شب میام اینجا فقط میخندم =)))) وای فک کن!!!!


   حدیثه در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

اِ نیومد اسمایلیه؟ http://www.pic4ever.com/images/139fs108574.gif

:دی اینکه خشن بود چرا همچین شد؟ :D تازشم سبیلم داشت!


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

به حدیثه : کلی خندیدم :) . دستت درد نکنه به خاطر روحیه جالبی که داری .


   امید نیک در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

حاج کریم ماشاء الله چقدر تپل مپل شدی. اولش اصلاً نشناختمت!!
:D


   امید نیک در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

اما حالا از شوخی گذشته، آقاجان این تصویر ما هنوز نفهمیدم چه دلیلی داشته بالای پست شما سبز بشه؟ نکنه تو هم مثل مایکل جکسون دچار بیماری شدیو از عسک خودت خوشت نمیاد؟!


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

به امید نیک : تو گویی ثبت خاطره در مورد بقیه موارد هم بعدآ توضیح میدم .


   سارا در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

سلامی عرض می کنیم به حضرت والا مامبو جامبو.
عمر حضرت والا مستدام، حال و احوالتان متعالی باد.
باید خدمتتان عرض کنم که از تشریف فرمایی شما و دوستان عزیزتان بسیار شادمان گشتیم.
و نیز:
سایتت خیلی خوشگله مخصوصن زمینه اش، خیلی آشناست.من عاشق بافت کنفی شم.[:D]


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۸ گفته:

به سارا : خواهش می کنم از دیدنت خوشحال شدم امیدوارم روزی باز هم بتونم بیام اونجا :) .





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود