ماه ها پیش درباره ” آداب عصر دیجیتال ” مطلبی نوشتم بودم . چندی قبل هم بحثی در گرفت درباره ” لطفآ بخندید ” .

خب کما اینکه برخی ” نحوه نظر دادن ها ” نه خود نظر آدم رو کسل و پشیمان می کند ، از نوشتن و ابراز عقیده ، ولی

بد نیست به نظرات زیر آن پست کذایی نگاهی بیاندازید و من هم به چند نکته اشاره کنم :

۱ – برخی معتقد هستند که شما نظر شخصی خودت رو می گی

حرف از این بی معنی تر و بی منطق تر ، پس یعنی شما نظر یه نفر دیگه رو بیان می کنی . آقایون ، خانم ها قدری

تعقل کنید اسلحه روی شقیقه شما گذاشته نشده که حتمآ مخالفت باید کنی تا به چشم بیایی . هر کسی نظر خودش رو

بیان می کنه و این نظر طبعآ موافقان و مخالفانی خواهد داشت . حالا شما می گی نظر شخصی خودت را نگو بیا

نظر منو بگو ؟! از این حرفای آبگوشتی نزنید که واقعآ پاسخ درخوری براش نیست .

۲ – اتهام برای نوشتن یک مطلب به عنوان اولین نفر

دوستی گفته که شما چون می خواستی به عنوان اولین نفر انتقادی کرده باشی شتاب زده عمل کردی و چنین چیزی را

نوشتی ! همین جا اعلام می کنم من از اولین بودن از برترین بودن از تک بودن دل خوشی ندارم و شما با خواندن یک

پست این بلاگ نباید شتاب زده ! عمل کنی و فرض کنی که نویسنده این بلاگ معطل اولین شدن در انتقاد کردن هست

که هر چه دارد پول و نانی درش نیست :) .

۳ – دروغ نگویید در عصر دیجیتال هستیم !

دوستی مدعی شده که چون تجربه بالا و تحصیلات آنچنانی دارد و در خارج از ایران زندگی می کنه چنین و چنان بعد

چک می کنی می بینی کل IP های دوست محترم از یکی از شهرهای ایران هست ! دروغ چرا ؟ مگر خارج از ایران

زندگی کردن امتیاز مثبتی محسوب میشود برای برتری ؟ من دوستانی صمیمی دارم که جاهای از ایران که شما حتی

اسمش را نمی دانی جاهای که تا همین چند سال قبل برق و آب نداشت ولی باسواد تر و منطقی تر رفتار می کرد و

هیچ گاه از اینکه بیان کند اهل کجاست دریغ نمی کرد …

۴ – متهم شدم به خود را تحویل گرفتن و چرندیات نوشتن !

دوست عزیز شما نخوان ، نیا ، نبین . اینجا یک بلاگ شخصی هست که دوستانی صمیمی و خوب هم دارد شما با متن

من مشکل داری و یا با خود من ! این کار شما بوی حسادت میدهد از چه نمی دانم ؟

۵ – متهم کرده اید به سطحی نگری ؟!

چه کنم من سطحی نگرم ای کاش دوستان عمقی نگری مثل شما هم رسم تهیه آبگوشت و تخمه شکستن پای سریال های

آبدوغ خیاری را هم به من یاد می دادید تا من هم عمقی نگر شوم .

تمام این کامنت های این پست به یک کنار ، دوستانی که بعید می دانم سن شان دو رقمی شده و پست های ماه های

پیش را بیرون کشیده و نظرات بی معنی و توهین آمیز می دهند هم به کناری دیگر .

در نهایت اینکه این آخرین پست این وبلاگ بود در فضایی که باید خودت را محدود کنی به خبرهای فناوری و گوگل

و مثلآ پریدن یک میمون درختی از این طرف شاخه به آن طرف شاخه و به عنوان پست بنویسی در فضایی که نوشتن

یک پست ساده درباره اجتماع و کوچک تر از آن برایت تنها توهین به بار می آورد آن هم از سوی عده ای که در

سواد داشتن آن ها شک داری بهتر است اصلآ نباشد .واقعآ باعث سردرد من شدید دست همه شما درد نکند :) .

بدرود فضای وب فارسی …

حضرت والا مامبوجامبو

سیزدهم فروردین سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت



   کیوان در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

فکر می کنم و امیدوارم که دروغ سیزده بود این خدافظیت.
کلا ماها همش میخوایم با هم دعوا کنیم و بزنیم تو سر هم یا برعکس هی از هم تعریف می کنیم و هندونه میذاریم زیر بقل همدیگه. ایرانی هستیم دیگه! :)


   n a m n a m در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

این پیام خصوصی هست اما مشکلی با انتشارش ندارم.
این بچه بازی ها یعنی چی؟ مگه تو مهد کودکی که قهر می‌کنی؟ از این جور حرفا زیاد زده می‌شه… زیاد هستند کسانی که حرف زدن هم بلد نیستند و فقط ژست روشنفکری و … می‌گیرن. که چی؟ مرد حسابی چرا چسبیدی به ۲ نفر؟ چرا برای بقیه‌ای که این جور تفکرها رو ندارن نمی‌نویسی؟
بهم برخورد. این رو جدی می‌گم. شاید بهتر باشه ننویسی… به چند دلیل:
۱و۲و۳و۴و۵٫ آدمی که برای دیگران بنویسه، همون بهتر که ننویسه
۶٫ تو توان تحمل انتقاد رو نداری. می‌خوای هم تحویلت بگیرن و تقدیر و تشکر کنن ازت.
۷٫ دلیل‌هایی که میاری خیلی احساس هست. همون پستت رو بخون (هم متن رو و هم پیام‌ها رو). چقدر با منطق پیش رفتی؟
حرف احساسی واکنش احساسی داره.
هر مطلبی که نوشتی برام جالب بوده. خوندم حتا اگه نظری نداشتم. اما این رفتارت اصلن شایسته نیست.
یه کتابی هست به نام «مدرنیته، دموکراسی و روشن‌فکری» انتخاب و ترجمه‌ی رامین جهان‌بگلو. یه مقاله داره از «آزیا برلین» در باره‌ی آزادی و یه کتاب دیگه هست به نام «در جست و جوی آزادی» بازم از جهان‌بگلو که مصاحبه هست با برلین، بخونشون. خواهش می‌کنم.
آزادی یعنی چی؟ آیا من آزادم هر کاری که می‌خوام بکنم؟ اگه نه تا چه حدی؟ اگه بله، تعارض‌های پیش آمد با آزادی دیگران چی می‌شه؟ و …
آزادی دیگران رو سلب کردی. اگه می‌خوای مخالفت نشه باهات چرا ۱٫ بخش پیام رو گذاشتی؟ ۲٫ چرا پیامی که بابا میلت نیست رو منتشر می‌کنی؟
ننویسی بهتره…. تکلیف خودت رو با اینا روشن کن. جواب این سئوال‌ها رو امیدوارم از قبل آماده داشته باشی چون اون وقت …

تصمیم با خودت رفیق! تو هرچی بنویسی یا ننویسی من می‌خونم… این‌جا ننویسی تو تویتر، اون‌جا نشد فیس‌بوک. اون‌جا هم نشد یوتیوب و …
من ولت نمی‌کنم، هر چند که حس خوبی که به تو داشتم خشه‌دار شد.


   n a m n a m در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

اگه دورغ ۱۳ هست بگو… گذاتی سر کار؟


   روزبه رضوی در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

حضرت والا میدونم که دروغ سیزدهی بیش نیست. ولی یه وقت نکنه از حالت دروغ در بیادا !!!!


   محمد در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

سلام من همونیم که توی مطلب لطفا بخندید اولین نظر رو دادم
اولا
اینکه حضرت والا جان امیدوارم شوخی کرده باشی چون تو این دو سه ماهه که با تو اشنا شدم بدجوری بهت عادت کردم
دوما
من به سایت های زیادی سر میزنم اما فقط موقعی نظر میدم که ببینم نویسنده مطلب یه چیزی بارش هست
سوما
من از مطالبی که تو نظراتش بحث پیش میاد بیشتر خوشم میاد
من اصلا با مطالبی که خنثی هستند (همه با هاش موافقن)حال نمیکنم
چارم
اگر قرار باشه هر بی سوادی عین من( شوخی کردم مگر نه من از همتون با سوادترم ! :) )بیاد نظرشو بگه تو ناراحت شی من تعجب میکنم تو چه جوری زندگی میکنی


   مجتبی در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

من میگم حالا که همه فهمیدند که حضرت والا دروغ سیزده افاضه فرموده اند، یکدستی بزنید و قضیه را جدی جدی اجرا کنید. کلی فاز میدهد به جان شما.


   ندا.ح در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

تو چت شده؟ !!! باورم نمیشه اینارو نوشتی :(
نظر خودم رو توی پست لطفاً بخندید خوندم!! یادم نیست دقیقاً اونهایی رو که … گذاشتی چی بوده اما حدس زدم که ت ل و ی ز ی و ن ا ی ر ا ن بوده .. که خوب واقعاً نمیدونم چرا بجاش سه نقطه گذاشتی اما خوب اینجا وبلاگ توئه میتونی هرطور دوست داشتی نظرات رو سانسور کنی به هر دلیلی که فکر میکنی حالا یا مناسب نیست یا ممکنه خطرناک باشه و …
اگر خواستی توی این پست هم نقطه چین بگذار اما واقعاً فکر میکنی تمام این دلایلی که نام بردی دلایل مناسبیه برای ننوشتن؟؟؟
من خودم گاهی اوقات از نوشتن .. از نظرات دوستانم .. از محیط اطرافم مهمتر از همه از نوشتن خسته میشم .. و یه مدت با کل دوستانم خداحافظی میکنم و بعد از یه مدت دوباره برمیگردم .. اینم یک پست خداحافظی من
http://www.gaahnameh.com/index.php?option=com_content&task=view&id=975&Itemid=1
اینم پَست بازگشت دوباره :)
http://www.gaahnameh.com/index.php?option=com_content&task=view&id=976&Itemid=1
میشه خواهش کنم یه نگاهی بهش بندازی؟؟؟ شاید نظرت عوض شد!!
اصلاً دلت می آید هویت وبلاگیت رو به همین راحتی از دست بدی؟ خواننده هات چطور؟؟؟
من به نوبه ی خودم اگر تا حالا نظری اینجا گذاشتم که باعث ناراحتی و کدورت خاطرت شده معذرت میخوام ..

————

اگر حتی مطمئن هم بودم که این پستت دروغ ۱۳ هست بازم همین نظری رو مینوشتم که الان نوشتم!! چون بعضی وقتا آدم دروغ میگه ببینه بقیه چی میگن :) با اینکه تازه با وبلاگتون آشنا شدم اما واقعاً دوستش دارم و مطالب جالبت رو همیشه دنبال میکنم :)
شاد باشی …


   ندا.ح در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

راستی راجع به IP !!! مگه نمیدونی یه قسمتهایی از ایران افتاده تو خارج ؟ :D
منتظر خبرهای جدید گوگلی و غیر گوگلی هستم :دی نکنه اومدی منو به توئیتر معتاد کنی خودت وبلاگ نویسی رو ترک کردی؟ هان؟ :)

سخت میگیریاااا ;)


   امین در تاریخ ۱۳م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

وبلاگ مامبو جامبو جز یکی از بدترین و مزخرف ترین و پوچ ترین وبلاگ های اینترنته !!!!!!!!!!!!!!!!! (دروغ سیزده ! :) ) )
عزیزم این چه پستی هست که گذاشتی ؟ وجهه وبلاگت رو با این پست خراب کردی !! زود معذرت خواهی کن !! :)
من بوک مارکت کردم و مرتب بهت سر میزنم ! سعی میکنم تا جایی که عقلم کار کنه نظر بدم ! البته پیش اومده که با نظرت در مورد بعضی موارد مخالف بودم . اونوقت شما با این پستت ضدحال زدی بهمون رفت !


   n a m n a m در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

برگرد، تو رو خدا برگرد / برگرد تو رو خدا برگرد / {یکی به یه صدای تو پس زمینه و با عصبانیت} برگرد دیگه


   صادق در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

دروغ سیزده آمیخته به جدیت جالبی بود! :دی
سر فرصت بیشتر در این باره با هم صحبت می کنیم!
من که باور نمی کنم شما به همین راحتی دست از سر وب فارسی برداری :دی


   عمو هوشنگ در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

امیدوارم دروغ سیزده باشه
ما خیلی دوستت داریم، نری یه وقت ها :(
به جان خودم اگه برنگردی زنگ میزنم ۱۱۰ بگیرنن به جرم ربودن دل شونصدتا دل خواننده وبلاگت محکومت کنن تا ۱۴۸۰ وبلاگت رو بروز کنی ;)


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

رسمآ اعلام می کنم موضوع رفتن دروغ سیزده بود که خیلی هم بی مزه بود :) ! ولی کیف داد داشت جدی
جدی میشد ها :) . من چاکر تمام دوستان هم هستم در سال جدید هر کدومتون بد خواه مد خواه داشتید
بفرستید پیش حضرت والا تا منطقی باهاش صحبت کنم بلکه آدم شد :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به namnam : همین جا از namnam عزیز که گول خورد و فکر کرد حضرت والا رفته تشکر میکنم و امیدوارم در سال
جدید بازم گولش بزنم :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به امین : ای بابا دیگه از شما بعیده ! من شرمنده هستم که ضدحال خورده و یا ناراحت شدی بخش های اول پست
که واقعی بود ولی درباره شما دوستان عزیز نیست که درباره چند تا از خواننده ها هست که اصلآ متن ها رو نمی خونن
فقط واسه فحش و دعوا میان . شما روی سر حضرت والا جا داری :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به ندا.ح : چاکریم :) . کلی عرق شرم روی پیشونی من نقش بست وقتی دیدم این همه متن رو تایپ کردی ولی
چه کنم که دروغ سیزده بود دیگه ! .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به محمد : آقا شما سروری امیدوارم با این شوخی که نصفش شوخی بود ناراحت نشده باشی البته شوخی نبود
دروغ سیزده بود حالا حضرت والا از کل رسم های دنیا از این دروغ سیزده خوشش میاد اون رو هم باید انجام بده
دیگه :) .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

بازم به namnam : نم نم جان انتظار نداری که بابت دروغ سیزده جواب کل سوالات رو بدم که ! ولی عجب کلی خشمناک شدی
موقع نوشتن ها :) . چاکرتم .


   روزبه رضوی در تاریخ ۱۴م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

خدا رو شکر


   نیلوفر زاهدی در تاریخ ۱۵م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

با درودی بیکران یه چند روزی نبودم چه اتفاقاتی افتاده . اگر میدونستم که اینقدر شما و خوانندگان محترمتان را ناراحت میکنم هرگز چیزی نمی نوشتم . اما یه موضوعی که قابل توجه همه دوستان باید واقع بشه اینه که اینجا مثل یک اتاق خصوصی میماند و حریم شما واگر اجازه میدهید من و یا هر یک از دوستان نظر بدهیم لطف میکنید و هیچ دلیلی بر اعتراض نیست . این عادت بد ما ایرانی های محترم است که همیشه در هر موردی که اعتراضی و بحثی هست موضع گیری میکنیم و هیچ دلیلی ندارد که شما ما را محروم از مکتوب بسیار هوشمندانه و با سلیقه و اموزنده کنید . تمنای ماندگاری شما و ایستایی همیشگی شما را دارم با سپاس فراوان .


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۵م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به نیلوفر زاهدی : خواهش می کنم این چه حرفی هست من خودم که گفتم من هم از شماها دارم یاد می گیرم
اگه قرار باشه که دوستان نظرشون رو نگن همون بهتر که من هم ننویسم به هر حال خوبی این دنبای مجازی
همین هست که کلی آدم هست که بهتر از یک دوست باهات حرف می زنن خب ولی متاسفانه یک سری که
سنشون باور کنید پایین هست نظرهاشون رو آمیخته با توهین میکنن آخه طرف برمی گرده میگه شما خزعبلات
می نویسی خب من چی بگم اینهم شد نطر درباره پست من ! خب نخون ! در هر صورت امیدوارم بازهم این جا
بیایی و بازهم نظر بدی :) و بتونیم دوستای خوبی باشیم :) .


   شیوا در تاریخ ۱۶م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

دوست عزیزم اینقدر شتابزده نتیجه گیری نکن.من برای سال نو به دیدن بچه هام اومدم اصفهان.دروغ چرا؟مگه من و تو یکدیگر را می شناسیم؟چه سودی برای من داره؟


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۶م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به شیوا : خواهش می کنم من که چیزی نگفتم ! راستی تو شهر ما بهتون خوش بگذره :) .


   شیوا در تاریخ ۱۶م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

اینجا شهر نیست… بهشته


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۶م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به شیوا : بله بهشته ! البته باید به طور بازاری های اصفهان هم بخورید تا بدونید توی چه بهشت
گرون قیمتی زندگی می کنید :) .


   Sayman در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

site jaleB dari,
Smetam jalebeh…
ba inkeh alan ghargh shodam 2 mo2 chiZzaye jaDd, kew Smesho gharb Zzadegi miZzaran,
aMma hanu eshghe be soNnat 2 delam Zzendas,
inja bem aramesh dad…
tnXx
By Sayman


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۸م اردیبهشت ۱۳۸۹ گفته:

به sayman : سلام.ممنون :) .





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود