مهندس پیمان سپهری رهنما

این بار برای ” بیست سوال فلسفی ” به سراغ یکی از بلاگرهای محبوب من و صد البته مشهور بلاگستان فارسی یعنی

” چشم های که فکر می کنند “ رفتم تا از ایشان بیست سوالی رو بپرسیم که بعید هست تا حالا جای دیگه ای بازگو

کرده باشند پس از شما دعوت می کنم این مصاحبه که بسیار هم با پاسخ های دلنشین  و جالبی همراه هست را دنبال کنید .

۱ - خیلی ها دوست دارن با شخصیت پشت وبلاگ ها آشنا بشن که این مصاحبه هم برای چنین امری هست ،

اینکه چه کسی نویسنده ” چشم های که فکر می کنند ” هست و در  دنیای واقعی مشغول به چه کاری و این

پیشوند ” یسنا بابا “  به چه علت هست ؟

من با تولد دخترم یسنا وبلاگنویس شدم ولی همه جریان را به پای رفیقهای  بد و مواد خوب می نویسم!

این  سید پا برهنه و اون مهدی حکیمی من را اغفال کردند…

دردنیای واقعی  ” یسنابابا “ واقعاً بابای همان دختری است که عکسش را در گوشه سمت راست بالای وبلاگ می بینید

و یسنا نام دارد! پیشه ام مهندسی است و در حیطه محیط زیست صنعتی مشغول هستم.

۲ – هفت چیزی رو اسم ببرید که به نظر شما دنیا بدون اون ها بی معنی هستن ؟ ( اگه هم

لازم میدونید دلایلش رو هم بگید . )

خانواده ( یسنا+مامان یسنا ) بهانه ای برای جلو رفتن  و به آینده خوشبین بودن

ارتباطات (مجازی-حقیقی-بیسیم-آنلاین_اینترنتی…) تنفس اطلاعاتی

مسافرت ( اینور آب-آنور آب) برای چشمهایی که نیاز دارند بیشتر ببینند تا کمک کنند بیشتر فکر کنم

فیلم و سینما ( جدی- سرگرم کنند ه- تلخ – عمیق ) فرصتی برای جدا شدن لحظه ای ازهرچیز آزاردهنده و آموختن زندگی

از فریمها و سکانسها

موسیقی ( سنتی- فولکلور-کلاسیک – ملٌل- جاز- راک- پاپ) برای هارمونیک شدن

وبلاگنویسی (۲در۲سابقاً – بلاگ اسپات فعلاً ) درمانی برای خفه خون نگرفتن و تخلیه شوری که در ذهنم آرام نمی گیرد

آینده (روشن- تاریک-خاکستری )  میدانم که بایستی ازهمین الان به استقبالش رفت والا مهلتی برای ازقافله ماندگان

قائل نمی شود…

۳ – اگه بهتون بگن ۶ ماه از زندگیتون باقی مونده ، ۱ ماه از زندگیتون باقی مونده ، ۱ روز از زندگیتون باقی مونده

و در نهایت ۵ دقیقه از زندگیتون باقی مونده توی هر حالت چیکارمی کنید ؟

برای۶  ماه احتمالاً زبانی جدید یاد خواهم گرفت مثلاً اسپانیولی، دوست دارم بدانم این خوانندگان سبک فلامینگو چه چیزی را

با این حرارت بیرون می ریزند! برای یکماه به مسافرت خواهم رفت، یونان – اسپانیا – استرالیا هریک۱۰  روز!

یک روز را فقط می شود با یک اکانت اینترنت سرعت بالا شاید تا آن موقع گیگابایت در ثانیه سر کرد، آخرین وبچرخی را تا

سرحد امکان انجام خواهم داد! برای۵  دقیقه فکرکنم  فقط  برای شنیدن یک قطعه موسیقی ناب وقت داشته باشم!…

۴ – اگه بگن بزرگترین جایزه دنیا رو به یکی از افراد زیر بدین شما کدوم رو انتخاب می کنید و چرا ؟

الف ) انیشتین

ب ) توماس  ادیسون

ج ) پروفسور حسابی

د ) فردوسی

ه ) جهان پهلوان تختی

انیشتین – فکرکنم نسبیت بزرگترین فرضیه نجات دهنده بشر ازسوالاتش در مورد قطعیت و مطلق بودن

حقایق بوده است…

۵ – به نظر خودتون توی چند سالگی دار فانی رو وداع می گید و علت مرگتون چی خواهد بود ؟

کلآ کلمه ” مرگ  ” چه چیزی رو به ذهن شما میاره ؟  و  اگه تموم شدن عمر دست خود آدم بود

تمایل داشتید توی چه سنی و کجا زندگی تون خاتمه پیدا  کنه ؟

طولش مهم نیست ، دلم می خواهد بدون حسرت بمیرم ، در واقع درعرض شناکردن را بیشتر طالب هستم!

مرگ یعنی زندگی بدون اون ۷ تا چیز که درسوال دوم جواب دادم ! اگه تموم شدن دست خودم بود و اون  ۷تاچیز هم به

وفور در کنارم باشند تمومش نمی کنم!!…

۶ – خیلی ها بعد از اینکه ازدواج می کنن به مجردها پیشنهاد می کنن که قید ازدواج کردن رو بزنن و خودشون

رو بدبخت نکن ! با توجه به اینکه شما متاهل هستید به مجردها چه پیشنهادی میدید ؟ و  چند همسری رو چطور

می دونید ؟ و اینکه چند تا بچه کافیه ؟

اگه کسی خوش شانسی من را داشته باشه و رفیق راهی مثل من گیرش بیاید، احمقه اگه یکروز تاخیر کنه! ولی این هندوانه

سربسته را اگر با چشم باز و آمادگی قاچ کنی علی القاعده نباید غیر از شیرینی وسرخی نصیب شود!. چندهمسری خوبه اگه

خودت هم به چند همسری خانمت رای مثبت بدهی! تعداد بچه فرمولی نیست و به آرزوهای دست یافته و دست نیافته والدین

ارتباط دارد، اگربه تمام آرزوهایت رسیده ای و دیگر آرزوی شخصی نداری متناسب با امکانات شخصی ات می توانی فرزند

داشته باشی درغیر این صورت اول تکلیف ات را با آرزوهایت روشن کن وسپس به سراغ فرزند دارشدن برو! ولی تعبیر نیچه

در آرزوی فرزند دارشدن را بیش از هرتعبیری می پسندم، بایستی میل آدمی در فرزند دار شدن پی افکندن عمارتی رفیعتر و

بالنده تر از خود باشد!!

۷ -به سبک  رویدادهای تلویزیونی ، آیا از ” چشم های که فکر میکنند ” خاطره شیرین و یا تلخی

دارین که قابل بازگو کردن باشه ؟ و اینکه برای وبلاگ نویس های تازه کار چه توصیه و پیشنهادی

دارید ؟  از اعضای خانواده شما چقدر در جریان بلاگ نویسی شما هستند و چه نظری درباره بلاگ

نویسی دارند و آیا روزی ” یسنا ” رو به بلاگ نویسی تشویق می کنید ؟

خاطره تلخ فقط به “فیل” احمق  و “تر” زدن به وبلاگ گروهی۲در۲ و مهاجرتم به بلاگ اسپات بر می گردد و مابقی فقط

لحظات شیرینی بوده که بامخاطبین فهیم و همراهی آشنا شده ام ودوستان بسیاری ازاین وادی نصیبم شده است. جوانهای

خانواده وبلاگم را دنبال می کنند و بازخورد خوبی هم از این باب نصیبم شده و بعضی را نیز توانسته ام که به این راه ترغیب

کنم.این وبلاگ با آرزوی انتشار اشتراکی با یسنا از۷ سالگی به  بعد راه اندازی شده است و امیدوارم دست به قلم شدن را نیز

مانند سایر حس هایش در رگ و پوست داشته باشد!

۸ -  تعریف شما از این واژه ها چی هست ؟

الف ) خوشبختی - وقتی احساس بدبختی نمی کنی!

ب ) موفقیت – فاصله بین دو شکست!

ج ) نفت – مایع کارآفرین و آلاینده محیط زیست و نان سفره ایرانی!

د ) میلیاردر- دیگر با این ارزش پول فعلی کلمه سنگینی نیست! کلاً پول و پولداری جزء دنیای من نیست!

ه ) علی دایی – تاریخ مصرف تمام!

ی ) گناه-

۷ – اهل مسافرت رفتن هستین ؟ کدوم شهرهای ایران و یا جهان رو دیدید و به نظرتون قشنگ

ترین جای ایران و یا جهان کجاست ؟

تقریباً تمام ایران را دیده ام و نمی توانم قشنگترین را ازبین آن تشخیص بدهم،شایدبهتر باشد برای هر اقلیمی یک نماینده انتخاب

کنم!ولی شاید برای بازنشستگی به جایی مثل جواهر ده- رامسر کوچ کنم. ازکشورهای خارجی هم هند،هلند،امارات و آلمان را

گشته ام و در شهرهای زیادی ازهرکدام  اقامت داشته ام، لاهه از هلند و هایدلبرگ ازآلمان را هم دوست دارم، ولی به لحاظ

زیبایی هر جایی چیزی برای دیدن و لذت بردن دارد…

۸ – اگه قرار باشه یکی از افراد زیر رو به عنوان ” مرد سال ” انتخاب کنین ، انتخابتون چی

خواهد بود و چرا  ؟

الف ) خیام

ب ) فردوسی

ج ) بیل گیتس

د ) پرفسور حسابی

ج )  شجریان- دلیل آن بیشتر احساسی است ، نوجوانی من با نغمه آواز او گره خورده است.

۹ – یه فیلم ، یه کتاب و یه آهنگ رو به بقیه پیشنهاد بدین ؟

پیشنهاد این چیزها برای من خیلی سخت است ، شاید چون زیادمی بینم ، می شنوم و می خوانم ، پس به آخرین فیلم ، کتاب و

موسیقی که شنیده ام بسنده می کنم:

برای فیلم رستگاری درشاوشنک ، برای کتاب کتاب کوچک سیاست و برای موسیقی  چهارفصل ویوالدی با

نوازندگی نایجل کندیرا پیشنهاد می کنم .

۱۰ – تعریف شما از یک زندگی ایده آل ؟

همون ۷ چیز کذایی همراه با احساس شرافت و شهروندی  مسئول درکنار هم اتفاق بیافتد!

۱۱ – بازیگر محبوب ، خواننده محبوب ، کارگردان محبوب ؟

شادروان جیان ماریو ولونته – نورا جونز- تئوآنجلوپلوس

۱۲ – ” چشم های که فکر می کنند ” ، ۲۰ سال بعد ؟

شاید با پیشرفت فنآوری  وبلاگنویسی به نوعی خاطره نگاری دیجیتال تبدیل شودکه به محض نقش بستن خیال یا خاطره ای

تمام مشترکین فید وبلاگ آن را در ذهن خود تصویر کنند!!! …

۱۳ – اگه  خارج از اینکه دوست داشته باشید در هر حالتی خودتون باشید ، دوست داشتید جای

کدوم یک از افراد زیر باشید و چرا ؟

الف ) انیشتین

ب ) یانی

ج ) پروفسور حسابی

د ) فردوسی

ه ) جهان پهلوان تختی

ی ) علی دایی

پرفسور حسابی ، فکرکنم بودن در جای مردی که فرزند خلف خواسته های ناب بشری است باید جایگاه قابل تقدیری باشد.

۱۴ – تلخ ترین خاطره زندگی ؟ شیرین ترین خاطره زندگی ؟

دزدی منزلم  و تصادف اتومبیلم به فاصله کم ، تلخ ترین و تولد یسنا شیرین ترین لحظاتم تا الان بوده است…

۱۵ – از قدیم ها نقل شده که صنعت نفتی ها پولدار هستن و ماهی چند میلیون حقوق می گیرن ، تایید میکنید

و یا تکذیب ؟

یک مدیر متخصص(رتبه شخصی بالاتراز۱۷در مقام مدیریت عامل یا مدیر عملیات) بالای۲۰سال سابقه نفتی اگر در

کشور مانده باشد و مهاجرت نکرده باشد حداکثر و آن هم در جنوب عملیاتی شاید چیزی درحدود۴-۵میلیون حقوق بگیرد که

آن هم درمقایسه حقوقی که می تواند در کشورهای عربی دریافت کند کمتراز یک سوم حقوق واقعی اش است! ولی حقوق

متوسط شرکت نفتی ها در سراسر کشور در مشاغل پایینتر از کارشناس ارشد و کمتر ۷-۸سال سابقه به زحمت به

میلیون می رسد! هرکسی که دوست دارد درآمد  چندمیلیونی درصنعت نفت ایران داشته باشد پس ازتحصیلات کارشناسی

فنی به بالا در دانشگاههای معتبر و زندگی و کار و تجربه در مناطق عملیاتی جنوب می تواند به آرزویش برسد…

۱۶ – تعریف شما از یک ” مهندس ” چیست ؟

مهندس کسی است که درضمن داشتن توان محاسباتی لازم ، ایده های فنی در ذهنش را به طرح اجرایی  موفق تبدیل کند…

۱۷ – آیا می تونید بزرگترین آرزوی خودتون رو بگید ؟

حضورموثر در حلقه سیاستگذاری بخشهای انرژی و محیط زیست به صورت توامان و همگرا

۱۸ – در بین بلاگ های فارسی کدوم بلاگ رو دنبال می کنید و در اصل توصیه می کنید

دیگران اون بلاگ رو دنبال کنند ؟ و آینده وب فارسی رو چطور می بینید ؟

اگر نوار گوگل ریدر سمت راست وبلاگم را دیده باشید وبلاگ های مورد علاقه ام را خواهید دید.

آینده وب فارسی تفاوتی با آینده وب درسایرنقاط جهان ندارد و با رشدمشابهی،رشد خواهد کرد. درواقع وب دیگر یک مفهوم

جهانی است و نمی شود آن را به حوزه های زبانی و جغرافیایی تقسیم کرد.

۱۹ – آیا در کرات دیگه حیات وجود داره ؟ آیا مخلوقاتی باهوش تر و پیشرفته تر از

انسان در جهان زندگی می کنند ؟

چرا که نه؟

۲۰ – کتاب نوشتن سخت تر هست و یا بلاگ نوشتن ؟  آیا بین این دو کار ارتباطی میشه

پیدا کرد ؟

نوشتن برای اهلش سخت نیست فقط لحظات خاص خودش را دارد ، وقتی جریان می یابد مثل تنفس است و

وقتی کور است هم نمی شود با منقاش چیزی از آن بیرون کشید!!

۲۱ – به کدوم شاعر بیشتر علاقه دارید و آیا بیت شعری هست که با خودتون زمزمه کنید

و یا اینکه برای بقیه بخونید ؟

کارهای اخوان ثالث، ابتهاج، نیما، فروغ و بسیاری دیگر را ازشاعران نو میپسندم!

حافظ، سعدی، عطار، مولوی وابیات باباطاهر و ابوسعید ابوالخیر را بواسطه توان موسیقیایی شعرشان دوست دارم.

اهل زمزمه کردن دائمی هستم و از هر فرصتی برای خواندن برای یسنا و کسانی که ازصدایم دلتنگ نشوند بهره می برم…

“  به صحرای دل بی حاصل مو       گیاه نا امیدی ام مروید “

۲۲ – بر طبق رسم غیر معمول بیست و دومین سوال هم در اختیار شماست تا هر آنچه که

مایل هستید بازگو کنید ؟

فکر کنم همان بیست سوال کفایت کرده باشد ، از انتخاب من برای مصاحبه تشکر می کنم.

پیوست ۱ : تعداد سوالات این مصاحبه به طرز عجیبی ۲۲ سوال شد ! تصویر بالا تصویری از آقای مهندس هست که

توسط حضرت والا طراحی شده و پیش کش ایشان میشود تو گویی آبستره  گونه ، حضرت والا را از طریق فید دنبال کنید .

پیوست ۲ : بخوانید دیگر مصاحبه های بیست سوال فلسفی را .



   ندا.ح در تاریخ ۱۰م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

تا شماره ۱۱ رو خوندم!! اِ خوب خستیده شدم بقیشو بدم میام میخونم :P در ضمن سوال ۸ چرا دو تا جیم دارد هوم؟ :دی طبق قوانین ابجد و هوز الان نوبت جناب “ه” میباشد :)


   ندا.ح در تاریخ ۱۰م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

منظورم این بود که بعداً میام میخونم اشتباه کاملاً محاوره ای و تایپی بود :B


   n a m n a m در تاریخ ۱۰م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

خوبه. ممنون از معرفی آدم‌های بزرگ و موفق…
فقط یه کم کلیشه‌ای شده.

خارج از موضوع:
۱. من از ابونتو و فایرفاکس استفاده می‌کنم. پس‌زمینه‌ی متن اصلی وب‌نوشتت نیست و من و احتمالن خیلی‌های دیگه مجبورن تو متن رو تو زمینه‌ی قهوه‌ای وب‌نوشتت بخونن.
۲. جای «این پست در تاریخ ۱۰م فروردین ۱۳۸۸ مرقوم شده و تا کنون ۰ نظر داده شده » رو یه نگاهی بنداز.
۳. یه کم از واژه‌های عهد عتیق استفاده کنی بهتر نیست. مثل استفاده از «سیاهه یا خط‌نوشته یا بهتر از اون خط‌نبشته یا …» به جای پست و …


   حضرت والا مامبو جامبو در تاریخ ۱۰م فروردین ۱۳۸۸ گفته:

به namnam :

اینکه مصاحبه ای کلیشه ای باشه فکر کنم قدری درست نباشه چون خیلی ها این مصاحبه ها رو میخونن به هر حال
من از روی ایمیل ها و نظرات عمل می کنم .

۱ – درباره پس زمینه وبلاگ فکر نکنم مشکلی باشه تا حالا کسی چنین چیزی رو نگفته ، من روی توزیع های مختلف
لینوکس هم بلاگ رو دیدم و مشکلی نیست کما اینکه اینها کدهای استاندارد html هستند و همه جا با قدری جرح و
تعدیل یکسان نمایش داده میشه . اگه امکانش بود برام یه screenshot بفرست :) .
۲ – درباره نمایش تاریخ اگه منظورت بهم ریختگی توی اون قسمت هست فعلآ این مشکل وجود داره توی نسخه بعدی
با امکانات بیشتر اون هم درست میشه .
۳ – خب این مورد رو قبول ندارم ! چونکه من از طرفدارهای هنر پست مدرن هستم و همیشه تلفیقی کار می کنم
به هر حال این وبلاگ مقبولیت پیدا کرده و بازدید کننده داره یک طرف قضیه مربوط به نوشته ها هست و بخش
دیگر هم ظاهر اینجا ، نحوه بیان جملات رو ترجیح می دم همون چیزی باشه که توی زندگی روزمره خودم ازش
بهره می برم . برای من بلاگ نویسی چیزی جدی هست …
و در نهایت ممنون از اینکه وقت میزاری و به همه چیز دقت می کنی :) .





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود