اول سخن ذکر نکته ای از دکتر شریعتی :

انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت  . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته

همین جمله کلی جای فکر داره و چیزی هست که ما حس می کنیم ممکن هست از ما دور باشه ، ولی ما نقطه ای

هستیم که بین دو قطب “لجن بودن” و یا “فرشته بودن” در حال حرکت هستیم خیلی ها در طول تاریخ بشر به نقاط

ماکسیمم لجن بودن رسیدن و خیلی ها هم به نقطه ماکسیمم فرشته بودن ولی خیلی هامون هم با داشتن نسبتی

از هر کدوم خودمون رو در فضای بین این دو معلق نگه داشتیم .

به نظر خیلی مهم هست که بلاخره بدونیم هر کسی به سمت کدوم در حال حرکت هست و یا اینکه ممکنه گاهی

به سوی هر کدوم تمایل پیدا کنیم.

آیا آدمی مثل هیتلر ، موسیلینی و خیلی های دیگه به ماکسیمم لجن نرسیدن ؟ آیا صدام ماکسیمم ” لجن بودن ” نبوده ؟

سعی کنیم همواره فرشته وار زندگی کنیم ، این یه شعار نیست بلکه خواسته ای هست که همواره بشر فریاد زده

ولی حیف که انسان های که به لجن خو پیدا کردن اجازه نمی دن تا فرشته ها زنده بمونن همیشه کسی هست

که خوی حیوانی و لجن وارش رو به رخ بکشه ، از کسی که قتل می کنه تا کسی که دعوا می کنه از کسی که

بچه اش رو کتک می زنه ، تا تا تا تا …..



   نیلوفر در تاریخ ۱۴م دی ۱۳۸۷ گفته:

سلام جناب والاگهر جامبو مامبو با درودی بیکران
با اجازه شما میخواهم معروض بدارم هیچ کس مطلق نیست. اونی که به قول شما لجن هست هم شاید خصوصیاتی داشته باشد که جزو محسنات پسندیده محسوب شود . مثلا من نمیتونم فرشته مطلق باشم چون انسان هستم و جایز الخطا . در حالی که فرشته نیستم میتونم لجن هم نباشم
سعی کنم و شاید بتوانم گاهی خوب باشم . شما دیکتاتورهای تاریخ را مثال اوردید و این را نمیشود تعمیم داد به همه انسانها .
شرایط خاص خود را می طلبد





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود