قبلآ در پست “فقر و خفگی خود ساخته” از فقر کودکان چینی دیده بودیم . ولی تراژدی فقط یکی نیست
و اینبار به گونه ای دیگر :
این روزها گدایی کردن تبدیل به نوعی حرفه و شغل شده است ، از شهرهای بزرگ تا محله های کوچک همه
جا می توانید آنها را مشاهده کنید. آنها به گونه ای سازمان یافته و با نظم و ترتیب عمل می کنند و نه برای
غذا بلکه برای “پول” گدایی می کنند و در صورتی که مردم به آنها غذا بدهند نه اینکه شاکر و ممنون نمی شوند
بلکه بر سر او فریاد می کشند در این میان استفاده از کودکان کم سن و سال برای گدایی کردن موجب رنجش
خاطر مردم می شود ، در حالی که کودکان کم سن و سال قدرت تشخیص و تصمیم برای آینده خود را ندارند
به جای رفتن به مدرسه و امید داشتن به آینده ای بهتر باید ساعت ها در خیابان و گاهآ در سرما برای
تامین کردن خواسته دیگران از لحاظ مالی به گدایی مشغول شوند به گونه ای که از آن پول چیزی نصیب
آنها نمی شود .


(( برای رد شدن راهی جز کمک کردن ندارید ! ))



(( معصوم و بیگناه ))
پیوست : همچنان نظر خودتون رو راجع به “شخصیت صاحب مو” اعلام کنید بزودی جواب رو میگم تا ببینیم
آدم شناس هستین یا نه
.
تاریخ نگارش : ۲۵م آذر ۱۳۸۷
کامنت بی ربط: دامن خانومه قشنگه! عکس از روبرو نداری صورتشو ببینم؟
کامنت با ربط: هوووووووم حالا اگه گدایی حرفه هم شده باشه بازم من بچه های این شکلی رو می بینم دلم می سوزه و میخوام به همه شون کمک کنم…:(
برای حدیثه خانم :
کامنت بی ربط : یعنی دامن این خانم چینی از دامن خانم های که در
عکس بالای وبلاگ و در حرم سرای ما می بینی هم قشنگ تره ؟
این دامن ها گل گلی مگه چشه ؟ البته سیبیل ما والا حضرت اجازه
نمی ده در امور مربوط به ضعیفه ها دخالت کنیم که بس سخیف و کوچک
است.درباره گدایی هم این بچه ها بی پناه تر و بی گناه تر از این حرف ها
هستن و ایضآ ما هم ببینیم کمک می کنیم. در ضمن عکس از روبروی
این خانم چینی محترم هم موجود نیست .
مگه غیر از اینه که همه ما به نوعی داریم همین کارو می کنیم؟ برای کسی کار می کنیم و تو سری می خوریم؟
دوست عزیز me کاملآ موافق نیستم ، نمی شه گفت “همه” برای کسی
کار می کنیم و “تو سری” می خوریم . اول خیلی ها برای خیلی ها کار
می کنن و نه اینکه تو سری نمی خورن بلکه مورد تشویق هم قرار
می گیرن ، بعضی ها هم اصلآ برای کسی کار نمی کنن بلکه برای خودشون
کار می کنن و بعضی ها هم از این حرفا بالاتر هستن و اگه کسی بخواد
“تو سری” بزنه ، تو سرش می زنن
. حالا چرا اینو گفتین ؟
- امکانات
- بایگانی
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- دسته ها
- آکواریومیست
- اجتماعی
- ادبی
- از اعماق وب
- اشتباهات مضحک رایج
- اصول خفن زیستن
- انگلیسی با سرعت نور
- اینجوری بود
- بحث میکنیم
- بهلول عاقل
- ترینهای ۲۰۰۹
- تست هوش مامبوجامبو
- تمدن باستانی مصر
- تهوع ها
- خواندنی ها
- داستان کوتاه
- دستهبندی نشده
- دنیای برنامهنویسان
- دنیای نرم افزار
- ذهن خلاق
- روزانه ها
- سه درجه به راست
- سوالات فلسفی
- سیاست بین الملل
- سینما
- شیوه زندگی
- طراحی ها
- عمومی
- عکاسخانه
- فایرفاکس
- فلسفه مامبوجامبوی
- فناوری
- فیلم جدی
- فیلم های که دیدم
- مخترع جوان
- مرگ های غیر معمول
- موجودات فرازمینی
- موسیقی
- هذیون
- وبلاگ شخصی حضرت والا
- پادکست
- پاسخ به خوانندگان
- پزشکی
- پیاز داغ
- چنین گفت
- کاراکتر
- کشکول
- گفتگوهای درپیتی





