زندگی همه ما شبیه داستان معروف “پدر ، پسر و الاغ ” هست ، همون داستانی که یه بار پسر

سوار الاغ بود مردم می گفتن چه پسر بی چشم و رویی پدر پیرش پیاده داره میاد ، یه  بار پدر سوار

بود می گفتن چه پدر بی غیرتی پسر رو داره پیاده دنبالش می کشه ، یه بار هر دو سوار بودن می گفتن

چه آدم های بی رحمی دارن از الاغ بدبخت چطور کار می کشن تا در نهایت وقتی پدر و پسر الاغ رو به دوش

کشیدند و حمل کردند ، مردم می گفتن عجب احمق های اونا دارن الاغ رو می برن ! تا در نهایت پدر و پسر

الاغ رو توی رودخونه انداختند و خودشون رو خلاص کردن !

توی زندگی اگه بیش از اندازه به حرف دیگران توجه کنی تنها موفق می شی تغییر مسیر بدی و خیلی چیزها

رو هم باید از دست بدی ، نه اینکه گفت های مردم غلط باشه ، نه ، بلکه هر کس روشی و شرایطی برای

زندگی داره که مطابق با نظر دیگران نیست ، پس همانگونه که می خواهی رفتار کن بدون توجه به حرف

” همه ” مردم .

همچنین بخوانید دیگر فلسفه های مامبوجامبویی را .



   پریا در تاریخ ۲۲م آبان ۱۳۸۷ گفته:

ایول





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود