کسانی که در دوران بچگی کارتون پینوکیو رو دیده باشن به خاطر دارن پینوکیو

به شهری رسید به نام “شهر تنبل ها” ، شهری که همه توی اون تنبل بودن

و اصلآ کار نمی کردن.جالب اینکه وقتی پنوکیو گرسنه شد رفت نانوایی ،

اول اونجا آرد خام رو می خوردن ، بعد یه لیوان آب می خوردن و بعد می رفتن

پیش شومینه تا آب و آرد توی دلشون بشه نون ! نهایت تنبلی …..

دیشب به یه تنبل بر خوردم که هرچی بهش می گفتم پاشو یه کمکی کن

هیچ حرکتی نمی کرد ! براش این داستان رو گفتم ، جالب اینکه پاشد کمک

کرد :) .



   حسن در تاریخ ۲۶م شهریور ۱۳۸۷ گفته:

من که یادم نیست.


   ماکسیم در تاریخ ۲۷م شهریور ۱۳۸۷ گفته:

سلام مامبو جامبوی عزیز، من خودم پس از گشتن بسیار پیدات کردم ;)

البته میدونم که اگه از خودت میپرسیدم جاتو بهم میگفتی اما خوب کل کله دیگه، با خودم گفتم نه پرسش نه ابزار جستجو، من باید مهدی رو بیابم و یافتم!!!!!

به احترام نوشته بلاگت، جاتو به هیچکس نمیگم، حتی خودم و اگه میل نزنی که اجازه خوندن مطالب رو میدی، قول میدم سروکلم پیدا نشه(البته به جز بعضی وقتا)!!

موفق باشی و سربلند
خداحافظ


   فائزه قهرمانی در تاریخ ۱م مهر ۱۳۹۰ گفته:

یادم باشه برا داداشم این داستان و تعریف کنم
هر چند که اون درست بشو نی





  • امکانات
  • ایمیل خود را وارد کنید

    * با وارد کردن ایمیل خود مطالب جدید برای شما ایمیل می‌شود